افسانه جانوری

مجموعه ۱۷ داستان و قصه از نویسندگان نامدار جهان؛ شامل: افسانه کرانه رود رن، لانه بلبل، ملکه ماهیها و ...
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: گرگها و گوسفندها؛ باز و بلبل؛ مرغ ماهیخوار؛ و....
مجموعه ی ۱۲ داستان، شامل: تاج سلطان مارها؛ رسم روزگار؛ گرگ لنگ؛ و....
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: گاو حنایى؛ افسانه درخت افرا؛ هفت کلاغ؛ و...
گربه، سگ، سنجاب، لاک پشت، گنجشک، خرگوش و جوجه با هم در خانه ایی در جنگل زندگى مى‌کردند و هر کدام غذای مخصوص به خود را می‌خورد. پس از مدتى آنها تصمیم گرفتند از هم جدا شوند و هر یک به جاى مناسب تری بروند. سنجاب در جنگل ماند. جوجه و گنجشک و خرگوش به یک…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "مرغ مادر"، مرغ مادر از اینکه خریداری شده و سرنوشتش نامعلوم است احساس خوبی ندارد. با اعتراض پدر خانواده به بوی بدی او در حمام، تصمیم به کشتن او مى‏گیرند. وقتى رفتگر براى بریدن سر مرغ مى‏آید خانم خانه دلش نمی‌خواهد بچه‏اش این…
کلاغ مدام مشغول آزار و اذیت مردم و جانوران ضعیف است. روزى به هنگام گذر از جنگلى صداى دلنواز بلبلى او را از خود بى‏خود می‌کند. با بلبل به درددل می‌نشیند. بلبل از او انتقاد می‌کند. اما کلاغ که تحمل شنیدن انتقاد را ندارد، به بلبل حمله می‌کند. بلبل مى‏…
مجموعه ی ۴۶ حکایت، شامل: حکایت دزد و صاحبخانه توانگر؛ حکایت بازرگان و جواهر؛ حکایت بازرگان و فرزندان؛ و ....
پسر کوچولو در جنگل با شیر بزرگ، ۲ خرس، بچه کانگورو و لک‏لک دیدار می‏کند. همگی همراه پسرک در جنگل به راه می‏افتند و با هم بازی می‏کنند. سپس پسرک همراه پدرش به خانه بر می گردد.
مورچه پس از کار و زحمت زیاد آذوقه زمستانى‏اش را جمع کرده بود. او در کنار بخارى خانه استراحت مى‌کرد. بلبل به در خانه‌ی او آمد و درخواست غذا کرد. مورچه روزهاى گذشته و حرف هایى که به بلبل زده بود را به یاد آورد. اما او را به خانه آورد و غذا داد.
خروس پر کار یک خوشه گندم پیدا کرد.به موش ها گفت بیایید گندم را آرد کنیم،خمیر درست کنیم و نان بپزیم. وقتى نان آماده شد موش هاى گرسنه و بازیگوش پیدایشان شد. آنها که در هیچ کارى کمک نکرده بودند، از خروس خجالت مى‌کشیدند. اما چون متوجه اشتباه‌شان شده…
مجموعه ۲ داستان،شامل:"کک به تنور"؛ کک و مورچه با هم دوست بودند.یک روز مى‌خواستند نان بپزند.کک به تنور افتاد و سوخت. همه موجودات با خبر شدند و همدردى کردند.فقط خر خندید و مسخره کرد. "عمو نوروز"؛عمو نوروز به خانه پیرزن مى‌رود و بهار را برایش مى‌برد.…
مجموعه ی ۱۵داستان شامل: کوچولوی دلاور؛ خرگوش در ماه؛ هیزم شکن مهربان و هیزم شکن بدجنس؛ و....
پیرزن تنها در کلبه ای در جنگل زندگی می کند. روزی موشی را از داخل گودالی نجات می دهد. موش به خانه ی پیرزن راه می یابد و آنقدر آزارش می دهد که پیرزن به زمین می افتد و بیهوش می‌شود. موش پشیمان به جنگل می‌رود و از پادشاه موش ها و کبوتران کمک می‌خواهد.…
مجموعه ی ۲۲ داستان، شامل: پرنده و قفس؛ شاپرک دانا؛ الاغ حسود؛ و....
مورچه ی کوچولویی کنجکاو است و می خواهد بداند تونلی که کسی اجازه ی رفت و آمد در آن را ندارد، به کجا می رسد. مورچه ی پیری به او می گوید که آنجا محل زندگی پادشاه است. مورچه ی کوچولو که نمی‌خواهد خودش و دیگران گرسنه باشند و شاه غذای زیادی داشته باشد، با…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "کولاک"، علی هفده ساله از روستایی در جنوب به تبریز آمده. وقتی از اتوبوس پیاده می‌شود کولاک و برف در شهر بیداد می‌کند. شب شده است و او که جایی ندارد به کیوسک تلفن پناه می‌برد. در جوی کنار کیوسک جسمی حرکت می‌کند. علی دختر…
مجموعه ۵ داستان،شامل: توپ چرمى؛ آتش در جنگل؛ کلاغها و...
داستان منظوم خروسی دم طلا که به خروس‏ها و مرغ‏هاى همسایه آزار می‌دهد. آنها تصمیم مى‏گیرند خروس دم طلا را بکشند و به جنگ او مى‏روند، اما شکست مى‏خورند. اردک کاکل به سر، کلانتر محل دستور دستگیرى او را مى‏دهد. خروس از کارهایش پشیمان مى‏شود و قول مى‏دهد…
در جنگل بزرگ جانوران به خوشی در کنار هم زندگی می‌کردند. روزی بچه خرس و بچه خرگوش گم شدند. خرگوش سیاه به آنها گفت که بچه ها اسیر گرگ‌ها شده اند. اما حجانوران باور نکردند. دزدیدن بچه ها ادامه یافت تا اینکه روزی بچه آهویی به جنگل آمد و گفت گرگ ها بچه…
دو شکارچی جلوی لانه‌ی کبوترها دام گسترده و دانه می‌ریزند. کبوتر جوانی متوجه می‌شود که شکارچیان قصد دارند آنها را چاق کنند و بفروشند و از خوردن دانه سرباز می‌زند. اما بقیه‌ی کبوترها به حرف های او گوش نمی‌دهند و دانه ها را می‌خورند. کبوتر جوان لاغر…
انسان ها به جنگل و حریم جانوران تجاوز می‌کنند و آرامش زندگى آنها را برهم می‌زنند. جانوران با هم متحد می‌شوند و آنها را از بین می‌برند.
جانوران درنده که نمی‌توانستند به هیچ طریق به شهر گوزن‌ها راه پیدا کنند، با فرستادن میمون های بیمار به داخل شهر آنها را بیمار و ضعیف می‌کنند. گوزن ها توان مبارزه با دشمن را از دست می دهند و جانوران درنده وارد شهر می‌شوند. گوزن پندگو با کمک گوزن های…
صدفی در دریا پیدا می‌شود که مرواریدی نورانی درون خود دارد. ماهی ها همگی قصد تصاحب آن را دارند. صدف می‌گوید مروارید مال همه‌ی شماست. همه خوشحال می‌شوند، به جز هشت پا. مزدوران هشت پا شبانه مروارید را می‌دزدند. ماهی ها برای پس گرفتن صدف تلاش بسیار می…
۳ شیر در جنگل حکومت می کنند و به جانوران آزار می رسانند. خرگوش کوچکی تصمیم می گیرد با متحد کردن جانوران و تفرقه انداختن میان ۳ شیر آنها را از بین ببرد و موفق می‌شود.
جانوران دشت با شنیدن ناله‌ی روباهى به نجات او می‌شتابند. اما اسب مى‏خواهد آن‏ها را مجاب کند که نباید روباه را نجات دهند، چون او هیچ گاه دوست آن‌ها نخواهد بود. به همین سبب جانوران دشت اسب را از خود می‌رانند. اسب نزد اسب‏ها و گاوهایى مى‏رود که مى‏…
سیمرغ به گنجشک هاى روى درخت نارون حمله مى‏کند و گنجشک ها تصمیم مى‏گیرند او را نابود کنند. گنجشکى به نام کوچولو، گیاهی سمى مى‏خورد و خود را فداى دوستانش مى‏کند سیمرغ او را مى‏خورد و می‌میرد.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: داستان "آغاز": یکى از بچه‏هاى قالیباف تصمیم مى‏گیرد نزد پسر همسایه‌ی جدیدشان درس بخواند. پس از مدتى اخلاق و رفتارش به قدرى تغییر مى‏کند که دوست قالیبافش از آن همه مهربانى و فداکارى تعجب مى‏کند و سرانجام تصمیم مى‏گیرد او هم…
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: صبح عاشورا؛ سگ شجاع؛ بوسه؛ و...
بچه ها در غیاب مادرشان، در را به روی گرگ باز می‌کنند و طعمه ی او می‌شوند. مادر با گرگ می‌جنگد و بچه‏هایش را نجات می‌دهد.
اردک‌ها با راهنمایى‌های اردک دانا از دست شکارچیان فرار مى‌کنند. هر چند در این راه عده اى قربانى مى‌شوند و مشکلاتى برای شان پیش مى‌آید.
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: دهکده نو؛ وفاى به عهد؛ شیر و انسان؛ و...
بلبلی با گل سفید زیبایی آشنا می شود. دوستی آن دو عمیق می شود. بلبل حاضر نمی‌شود در زمستان به منطقه‌ی گرمسیر کوچ کند. او تمام زمستان را به امید بهار و دیدن دوباره‌ی گل سفید کنار بوته آن می‌ماند. نزدیک بهار که بلبل شادمانه می‌پرد و آواز می‌خواند، باز…
پلنگی که کنار چشمه زندگى مى‌کند، هر روز به آهوهاى دشت که براى نوشیدن آب به کنار چشمه مى‏آیند، حمله مى‌کند. جوانترین آهو تصمیم می‌گیرد از شر پلنگ خلاص شود. او نزد چشمه می‌رود و از او می‌خواهد که بیرون نیاید تا پلنگ از تشنگى بمیرد. چشمه نمی‌پذیرد. آهو…
سگی اربابش را گم می‌کند و شب به جنگل می‌رود. در جنگل آهو به او می‌گوید نگهبانی خانه ی ارباب کار درستی نیست. سگ قبول نمی‌کند و روز بعد به خانه ی ارباب بر می‌گردد. در آنجا دهقانان و کارگران را می‌بیند که برای گرفتن حق خود آمده‌اند. ارباب از سگ می‌…
عنکبوت بدجنسی در جنگل لانه دارد. او مگس ها و پشه ها را در تارهای خود اسیر می‌کند و می‌خورد. حشرات جنگل تصمیم می‌گیرند او را نابود کنند. موریانه ها درختی را که عنکبوت روی آن تار بسته است می‌جوند. یک روز با وزش باد شدید درخت می افتد و عنکبوت نابود می‌…
تى مى بچه گربه ‌ی مهربان، تخم مرغى براى دختر بیمار سنجاب می‌برد. اما هنگام پایین آمدن از درخت پرت می شود و پایش آسیب می بیند. جانوران به او کمک می‌کنند. تى مى بهبود می یابد و با خود عهد می کند دیگر حتى موش ها را هم اذیت نکند.
موش صحرایى تنبل و کلاغ سعى می‌کنند با فریب دادن مورچه هاى ثروتمند، به لانه‌ی پر از دانه‌ی آنها دستبرد بزنند. مورچه کوچولو می‌فهمد و به دیگران اطلاع می دهد. همه با دشمنان مبارزه می کنند. لقب "مورچه‌ی مبارز" به مورچه‌ی کوچولو داده می‌شود. رییس مورچه…
مورچه ها مگس هایی را که قناد می کشد و از مغازه بیرون می اندازد با خود به لانه می برند. در راه تعدادی از مورچه ها و مگس ها طعمه ی عنکبوت می شوند. هر چه مورچه ها با عنکبوت حرف می‌زنندکه آزادشان کند او گوش نمی‌دهد. سرانجام مورچه ها دسته جمعی به عنکبوت…
وجود جسد آدمی با وزنه ای به پا در دریا آرامش ماهی ها را بر هم زده است. روزی ماهی ها وزنه را جدا می‌کنند و جسد روی آب می آید. پس از این ماجرا ماهی کوچکی تصمیم می‌گیرد به خاک برود و با آدم ها ارتباط برقرار کند. تلاش مادر ماهی کوچولو، ماهی پیر و…
عده‏ای از مورچه‏ها با مورچه‏خوار و مورچه‏های پردار همدست می‌شوند و مورچه‏های جوان و بقیه را آزار می‌دهند. مورچه‏ها با آنها مبارزه می‌کنند و شکست‌شان می‌دهند.
کبک درى با فدا کردن جانش، همنوعان خود را از سلطه‌ی بیرحمانه‌ی باز نجات می‌دهد.
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: روباه و گرگ؛ روباه مقسم؛ قدرت شیر؛ و ....
روزى بزغاله به مادرش می گوید که قوى شده و مى‏تواند با تمام جانوران جنگل کشتى بگیرد. جانوران با شنیدن این ادعا، با او کشتى می‌گیرند و او به خاک می‌افتند. در نتیجه او رئیس جانوران جنگل می‌شود. پس از مدتى، پلنگ که از این وضع عصبانى می‌شود قصد جان او را…
مرغ از جوجه هایش مى خواهد که شجاع باشند. او داستان زندگى پدرش را تعریف مى کند که‏ براى دفاع از خانواده اش یک سگ و یک گربه را کور می کند و خود خوراک ارباب می شود.
مجموعه ی ۳۲ داستان، شامل: افسانه هایى درباره یوزپلنگ؛ پشه و مگس؛ خرگوش و پلنگ؛ و...
روباه بدجنس همه‌ی جانوران جنگل را آزار مى‏‌دهد. روزى متوجه می شود همه از او نفرت دارند و تصمیم می گیرد به جاى دیگرى برود. از جانوران تقاضاى کمک می‌کند. بعضی جانوران کمکش می‌کنند. روباه پشیمان و غمگین، براى همیشه از آن جنگل می‌رود.
دانى آدم کوچولو پیر شده است و می‌خواهد برای خود جشن تولد بگیرد. در این جشن تولد همه‌‌ی جانوران جنگل به او کمک می‌کنند تا وسایل مورد نیاز را فراهم آورد. هنگامى که تمام وسایل آماده می‌شود، همه در جشن تولد شر کت می‌کند.
دم گربه‌ ی بازیگوش زیر میخ گیر کرده است. خرگوش، بز، اسب و گاو کمک می‌کنند اما کارى از پیش نمی‌برند. سرانجام موش زیرکى می‌تواند میخ را بیرون بیاورد.
مجموعه ی ۱۰ داستان، شامل: هرکار راهى دارد و هر مشکلى چاره‏اى؛ زندگى حقیقى؛ عاقبت سخن چین؛ و....
حسام یک طوطی دیگر به قفس طوطی‌هایش اضافه کرد. طوطی جدید که نامش مینا بود خیلی زود با طوطی های دیگر دوست شد. مینا به طوطی های دیگر گفت که غذای و آبی که حسام به آنها می دهد مناسب طوطی ها نیست، و حرف‌هایی که به آنها یاد می‌دهد حرفهای طوطی‌ها نیست. مینا…
ارباب خروس سیاهی را به خانه می آورد که همیشه قوقولی قوقو می‌کند. مرغ و خروس‌ها به سرش می ریزند و او را ادب می‌کنند، خروس سیاه با آنها می‌جنگد. از آن روز به بعد ارباب جای او را عوض می کند. پس از مدتی خروس سیاه متوجه می‌شود هر روز کنیز خانه مرغی را…
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: روباه و لک لک؛ ماهیگیر و ماهى کوچک؛ لاک پشت و قورباغه؛ و....
ماجرای سگى به نام پوگو که دوست دارد از جانوران دیگر تقلید کند و خود را به شکل آنها درآورد.
میمون در تعطیلات به سر می‌برد. اما دست به هر کارى مى‌زند، بدشانسى مى آورد.
دارکوب پیرى به نام توک توک باباى روى تنه ی درخت صنوبر کهنسالى با نوه‏اش شوکتوگان زندگى مى‏کنند. توک توک باباى پیر از صبح تا شب مشغول جمع آورى حشره‌ها و کرم‌ها از زیر پوست درختان است. تا اینکه حشره‌ها و کرم‌هاى زیادى به درخت‌ها حمله می‌کنند. شوکتوگان…
میمون کوچولو عادت کرده است شکلک در بیاورد. یک روز دیگر هیچ حیوانی حتی خواهر و برادرهایش او را نمی‌شناسد. او ناچار می‌شود شب تنها روى یک درخت بماند. صبح می فهمد دلش نمى‏خواهد تنها بماند. به همین دلیل تصمیم می گیرد دیگر براى هیچکس شکلک درنیاورد. (…
میج، موش کوچولو قاب عکسی پیدا کرده که تصویر مردی را که در آن قرار دارد نمی‌شناسد. روزی عمه و عمو و پسر عموهایش به خانه‌ی میج می‌آیند، آنها صاحب عکس را می شناسند و قاب عکس را به صاحبش بر می‌گردانند. صاحب عکس به میچ میله ای فلزی و عکسی از بچه‌اش هدیه…
جوجه و توله سگ پس از صحبت با یکدیگر پی می‌برند که بهتر است مالکیت از بین برود. مثل آنکه همه از خورشید استفاده مى‌کنند، بدون آنکه مالک آن باشند. آنها سپس لانه هایشان را بهم می‌چسبانند.
دخترک مو طلایى براى چیدن گل به جنگل می‌رود. در جنگل گم می‌شود و به خانه‌اى در آن نزدیکى ‏وارد می‌شود. پس از خوردن غذا، خوابش می‌برد. با صداى خرس‌ها که صاحب خانه‌اند، بیدار می‌شود و فرار می‌کند. بعدها دخترک فکر مى‌کند خرس‌ها چهره‌ی مهربانی داشته‌اند…
موش کوچولو دلش مى‌خواهد هر چیزی باشد غیر از موش، اول تصمیم می‌گیرد موش خرما باشد. بعد با تقلید غریدن شیرها به جمع شیرها می‌پیوند. وقتی نمی‌تواند به یر بودن ادامه دهد، تصمیم می‌گیرد جغد باشد. او با کارهایش مشکلات زیادى به وجود می‌آورد. اما سرانجام…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: جیرجیرک و مورچه؛ روباه و لک لک؛ و مرغ طمعکار.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "مرغى که تخم طلا مى‏گذاشت": فیلیپ که با مادرش زندگى مى‏کند، ناچار است کار کند. ولى زندگى آنها به دشواری می‌گذرد. تا اینکه روزى مردی فقیر به خاطر خوش قلبى فلیپ مرغى به او هدیه می‌کند و می گوید هیچ گاه افزون طلب مباش. مرغ هر…
از وقتى که پرنده‌ی کوچک صاحب بال‌هاى طلایى شده است، دوستانش رهایش کرده‌اند. او از پرهاى‏ طلایی‌اش به مردم تنگدست و بیمار مى‌دهد و هر بار پرى سیاه در مى‌آورد. وقتى آخرین آنها را به یک عروس جوان می‌بخشد، دیگر پرنده‏اى طلایى نیست و از خود مى‌پرسد آیا…
مجموعه ی ۸ داستان شامل: گربه استثنائی در یاران وفادار؛ گربه استثنائی در گربه سر به هوا؛ گربه استثنائی در گوی بلورین؛ و ....
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: راسو، خرگوش و گربه پیر؛ گربه و گنجشک‏ها؛ موش و گربه؛ و....
مجموعه ۲ داستان، شامل: "سه بچه گربه"؛ سه بچه گربه ی سفید و خاکستری به دنبال موشی ‏درون یک جعبه آرد می‌روند و سفید بیرون می‌آیند. "جوجه و بچه اردک"؛ جوجه و اردک از تخم بیرون می‌آیند و کارهای مشابه انجام می‌دهند. اما بچه اردک می‌تواند شنا ‌کند، اما…
فردیناند از وقتى گوساله ی کوچکى بود، دوست داشت زیر درختى بنشیند و گل‌ها را بو کند. یک روز چند مرد او را براى جنگیدن به میدان گاوبازى می‌برند. در میدان مبارزه، فردیناند گل‌هاى تماشاچیان را می‌بیند و به آرامى آنها را بو می‌کند. همه پی می‌برند که او…
مجموعه ۳ داستان:شامل:روباه و گربه؛ پرواز روباه؛ روباه و خرگوش.
خرگوش با تخته و روباه با یخ براى خود خانه مى‌سازند. وقتى بهار مى‌آید خانه ی روباه ‏آب مى‌شود. روباه خانه ی خرگوش را تصاحب مى‌کند. خرگوش با تلاش زیاد خانه‏اش را از او پس مى‏گیرد.
موش از دست روباه که می‌خواهد او را بگیرد، فرار می‌کند.
پرستوها بر بام خانه هاى دهکده ی گویین آشیانه ساخته اند.جانوران در این دهکده در امنیت‏زندگى مى‌کردند تا آنکه دو عقاب تیز چنگال به آنجا می‌آیند. اما با فداکارى پرستوها و مردم دهکده و همکاری دیگر جانوران، آرامش به آنجا بازمی‌گردد.
مورچه هیچگاه از مشکلات نمى‌ترسد و به افراد خانواده‏اش چگونگى مبارزه با سختی‌ها را می‌آموزد.
می فی، خرگوش کوچولو هنگام برف بازى پرنده‌ی کوچکى را دید که از سرما یخ کرده است. می فی براى پرنده خانه می‌سازد. شب هنگام از پنجره به باغ پوشیده از برف و لانه ی پرنده نگاه می‌کند و فریاد می‌زند:"پرنده کوچک فردا با تو بازى خواهم کرد".
خروس، خارپشت، قورباغه و مگس چرخ‌هاى جور واجورى پیدا می‌کنند. هر کدام از آنها با چرخ‌ها ابزاری به رنگ سفید می‌سازند. خرگوشى که به کارهاى آنها مى‏خندد می‌فهمد که هر کس باهوش و دانایى خود مى‏تواند کارى سودمند انجام دهد.
ماهی سیاه به دریای بزرگ می‌رود و با جانوران و گیاهان دریایی زیادی آشنا می‌شود. روزی با تعداد زیادی ماهی کوچولو قرمز روبرو می‌شود که به شکل یک ماهی بزرگ بودند، اما چشم نداشتند و با هم شنا می‌کردند. ماهی سیاه از آنها می‌خواهد بگذارند او چشم این ماهی…
مجموعه‌ی۱۰ داستان، شامل: خرگوش دروغگو؛ پشه فداکار؛ داستان چپق کشیدن میشا؛ و ....
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: شیر و الاغ؛ بزغاله؛ گوسفند وشیر؛ و ...
یکی از جوجه های خانم اردک از همه دیرتر از تخم در می‌آمد و از همه نیز زشت‌تر است. همه جوجه اردک زشت را از خود می‌رانند. او از ناراحت لانه فرار می‌کند. پس از مدتى یک روز تصویر خود را در آب می‌بیند که تبدیل به قویی زیبا شده است و می‌فهمد که در این مدت…
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: ارابه و مگس؛ خرگوش و قورباغه ها؛ لاک پشت و خرگوش؛ و...
دو سگ بر سر تقسیم یک استخوان با هم اختلاف دارند. برای اینکه مشکل خود را حل کنند اول به سراغ دهقان می‌روند. بعد از بز می‌پرسند و سپس مرد سلمانی را داور می‌کنند. اما هیچکدام نمی‌توانند مشکل آنها را حل کنند. بالاخره سگى بزرگ می آید و سعى می کند استخوان…
جوجه براى رفتن به سرزمین قود قودا قود، تلاش زیادى می‌کند و در این راه از کمک جانوران دیگر هم ‏بهره‌مند می‌شود.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: گربه خطاکار؛ فیل سبک وزن؛ و دیزى سحرآمیز.
قناری، سگ و گربه در خانه‌ی لیلی زندگی می‏کنند. گنجشک به خانه‌ی لیلی می‌رود، قناری را در قفس می‌بیند و او را به کمک برادرانش آزاد کند. قناری و گنجشک‏ها چند روزی با هم هستند، اما قناری دلش برای غذاهای خوشمزه‌ی داخل قفس تنگ شده است. قناری یک روز گربه…
بچه فیل کنجکاو همه را با پرسش های خود خسته کرده است و همیشه به خاطر این کنجکاوی کتک می‌خورد. روزی می‌پرسد تمساح ها بعد از غذا چه می خوردند، و چون هیچ کس جواب آن را نمی‌داند نزد تمساح می‌رود تا از او بپرسد. تمساح از بچه فیل می‌خواهد تا جلوتر برود تا…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل:"گوزن شاخ طلایى": در گوشه‏اى از جنگل گوزن زیبایى زندگى مى‏کند که خیلى مغرور است. او از اینکه شاخ هایى به این زیبایى دارد، خوشحال است اما از پاهاى بلند و زشت خود خجالت می‌کشد. اما همین پاهاى زشت سبب می‌شود او بتواند از دست…
فیل و میمون و خرگوش و سنجاب ۴ دوست صمیمی‌اند. روزی پل روی رودخانه می‌شکند و آنها تصمیم می‌گیرند دوباره آن را بسازند. روباه تلاش می‌کند جلوی کار آنها را بگیرد. میمون و خرگوش گول او را می‌خورند، اما بعد می‌فهمند که اشتباه کرده‌اند و باید مثل گذشته…
راسو تصمیم گرفت به مسافرتی طولانی برود. راسو در راه با خارپشت همسفر می‌شود. آنها در راه با قوش و روباه مبارزه می‌کند و چون با هم متحد شده بودند موفق می‌شوند هر دو را از پای درآورند. پس از آن دو دوست به منطقه‌ای زیبا می‌رسند. اما متوجه می‌شوند از مدت…
قرار است پرنده‏اى که هنگام پرواز بیشتر اوج بگیرد، امیر پرندگان شود. عقاب از همه بالاتر می‌رود، اما پرنده‌اى کوچک که در بال او پنهان شده است، ادعا می‌کند او بالاتر رفته است. او در هر مسابقه‌ای‏ همین حیله را به کار مى‌ببندد. اما سرانجام همه متوجه این…
خروس، خارپشت، قورباغه و مگس چرخ‌هاى جور واجورى پیدا می‌کنند. هرکدام از آنها با چرخ‌ها ابزاری به رنگ سفید می‌سازند. خرگوشى که به کارهاى آنها مى‏خندد می‌فهمد که هر کس باهوش و دانایى خود مى‏تواند کارى سودمند انجام دهد.
مجموعه ۲ داستان، شامل:"گربه ننر": دخترک نقاشى مى‌کند.گربه از راه می‌رسد و می‌پرسد: این چیست؟دخترک می‌گوید: خانه اى براى تو ... اما زمانی که دخترک سگی را کنار خانه می‌کشد گربه ناراحت می‌شود و می‌گوید من این خانه را نمی‌خواهم."کشتى کوچولو": قورباغه،…
گربه مى‌خواهد ماهى بگیرد. روباه،گرگ و خرس از او می‌خواهند اولین ماهی‌ها را به آن‌ها بدهد. سه ماهى اول از قلاب فرار می‌کنند. روباه، گرگ و خرس توى آب می‌پریدند و بر سر ماهی‌ها با هم دعوا می‌کنند.گربه به جاى دیگرى می‌رود تا با خیال راحت ماهى بگیرد.
پودیک بچه گنجشک کوچک به اخطارهای مادر و پدرش در مورد خطرهایی که در کمین اوست توجهی نداشت. روزی که داشت روی شاخه برای خود آواز می‌خواند از درخت به زمین افتاد و در مقابل یک گربه قرار گرفت. اما قبل از اینکه گربه موفق شود پودیک را شکار کند. مادر پودیک…
در یک مزرعه، یک اردک کوچولو از تخم بیرون آمد. مادرش تا او را می‌بیند، می‌گوید: تو مثل دیگر بچه‏هاى من قشنگ نیستى و سپس او را پنهان می‌کند. جوجه اردک زشت تا مدتى در جنگل دور از چشم دیگران سفر مى‏کند، تا پس از گذشتن زمستان روزى به دریاچه رفت. در…
مجموعه‌ی ۱۳ داستان، شامل : جوجه مرغ و جوجه اردک؛ سه بچه گربه؛ در زیر قارچ؛ و ....
داستان منظوم جانوران جنگل شاد که هر یک براى پختن آش چیزى فراهم کردند و با کمک همه آش خوشمزه‏اى پخته می‌شود.
یکی از جوجه های خانم اردک از همه دیرتر از تخم درآمد و از همه نیز زشت‌تر بود. جوجه اردک زشت را همه طرد می‌کردند. او که ناراحت بود از لانه فرار کرد. پس از مدتى یک روز تصویر خود را در آب دید. او تبدیل به قویی زیبا شده بود. حالا او فهمیده بود که در این…
دخترکگ به خانه خرس ها می‌رود، غذای آن‌ها را می‌خورد و روی تخت خواب آن‌ها می‌خوابد. ناگهان با صدای خرس ها بیدار می‌شود و پا به فرار می‌گذارد.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: سنجاق گیسو؛ گرگ و لاک‏ پشت؛ و تنبل ترین مرد روى زمین.
مجموعه ی ۵ داستان، شامل: سه کدو تنبل؛ گنجشک و موش؛ پروانه کوچولو؛ و ....