افسانه جانوری

گربه مهربان و خوش قلب هیچ گاه به کسى بدى نمى‏کند به همین خاطر همه جانوران او را دوست دارند و او سرمشقى براى تمام گربه‏هاى بدجنس است.
دخترک به خانه ی خرس ها می‌رود، غذای آن‌ها را می‌خورد و روی تخت خواب آن‌ها می‌خوابد. ناگهان با صدای خرس ها بیدار می‌شود و پا به فرار می‌گذارد.
فرعون مصر که به شکار رفته است در جنگل راه خود را گم می کند. هدهد زیبایی راه را به فرعون نشان می دهد و او را به قصرش می رساند. وقتی فرعون از هدهد می پرسد در عوض کمکش چه می خواهد، هدهد تاجی از پر می خواهد تا با آن هدهدی را که عاشقش است، شاد کند.…
خارپشت و خرگوش با هم راه می‌وند که تکه چوبی به پای خرگوش گیر می‌کند. او چوب را به سویی می‌اندازد. اما خارپشت می‌گوید این یک چوبدستی نجات است. در راه‏ اتفاق ها و خطرهایی پیش می‌آید. خارپشت به موقع از چوب استفاده می‌کند. حتی خرگوش را با کمک آن از مرگ…
بچه هاى ده شاهد به دنیا آمدن بزغاله ی سیاهی بودند که دور چشم هایش سفید بود و به نظر می‌رسید عینک زده است. بدین ترتیب نام بزغاله "عینکی" شد. وقتی عینکی بزرگتر شد همراه گله به صحرا می‌رفت. او پس از چند روز متوجه شد چوپان گله را دو قسمت می‌کند. بخشی از…
م‍ج‍م‍وع‍ه‌ ۱۹۷ داس‍ت‍ان‌، ش‍ام‍ل‌: ص‍ب‍ر و ب‍ردب‍اری‌؛ دوس‍ت‌ ی‍ا دش‍م‍ن‌؛ ع‍م‍ل‌ب‍رت‍ر از س‍خ‍ن‌؛ و....
دو کبوتر ذاکر نر و ماده به دنبال غذا به شهری می‌رسند. روی پشت بام یک خانه، مردی را می‌بینند که در حال پرواز دادن کبوترها و غذا دادن به آنهاست. کبوتر ماده به هشدارهای همسرش توجه نمی‌کند و هنگامی که در حال دونه خوردن است در دام مرد می‌افتد. مرد پرهای…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: میشا خرس و پیپ؛ تقصیر خودشان بود؛ و دم کن .
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "ببرزاده": گربه به خاطر شباهتى که به ببر دارد خود را برادرزاده ببر مى‏داند و به گربه‏هاى دیگر فخر مى‏فروشد تا این که با گربه‏ها به باغ وحش مى‏رود تا ببر را ببینند. "بچه خرگوش حسابگر": بچه خرگوش همیشه دوست دارد همه چیز را…
گرگ و روباهی با هم همسایه اند. گرگ سرگرم نجاری خانه ی خودش است و به روباه قول داده وقتی که تعمیر خانه اش تمام شود به او سور بدهد. اما به بهانه های مختلف به قولش عمل نمی کند، روزی روباه حیلهای به کار می برد و عسل هایی را که گرگ برای دادن سور خریداری…
کلاغ ها رهبری برای خود انتخاب می کنند و بر کلاغ های زورگو پیروز می شوند.
شیر با کمک پلنگ، گرگ و روباه و با خبرچینی موش جانوران را آزار می‌دهد. روزی سیمرغ به میان آنها می‌آید و می‌گوید اگر همه با هم باشند، می‌توانند با جانوران زورگو مبارزه کنند. سیمرغ اسیر می‌شود، ولی همه ی جانوران به مبارزه برمی‌خیزند.
مجموعه ی ۲۱ داستان، شامل: نقل مکان بآسیا؛ راز استاد کرنیل؛ بز آقا سگن؛ و....
مجموعه ی ۲۷ داستان، شامل: آخرین درس؛ بچه جاسوس؛ مادران؛ و....
مجموعه ی ۴۵ حکایات و داستان‏های لافونتن به شعر، مانند: دو کبوتر؛ شکوه طاوس بپیشگاه خدا؛ بلبل و پرستو؛ و.....
مجموعه ۹ داستان، شامل: سگ طمعکار؛ موش روستائی و موش شهری؛ روباه و خوشه های انگور؛ و ....
مجموعه ی ۱۹ داستان، شامل: راز آقاى کورنیل؛ پیرها؛ بزهای آقای سوگن؛ و....
ماهى ریزه وقتى خیلى کوچک بود با مادرش به دریا آمده است. ولى همیشه به فکر کارهای ماهى سیاه کوچولوست. با حرف هاى ماهى سرخ گنده، ماهى ریزه تصمیم می‌گیرد براى کمک به دیگر ماهی ها به جویبار برگردد. ماهى ریزه با سختى بسیار به جویبار باز می‌گردد و به ماهی…
بچه موش همراه پدر و مادرش به دنبال غذا از لانه خارج می‌شود و انبار غذایی می‌یابد. پدر و مادرش نمی‌گذارند به انبار برود. اما بچه موش حاضر نیست به دلیل ترس از خطر دست روی دست بگذارد. او با تلاش موانع را پشت سر می‌گذارد، به خوراکی ها می‌رسد و دوستان…
یک شب که موش سفید مشغول خوردن عسل است، گربه ی سیاهى به او حمله می کند و دمش را می‌کند. صبح روز بعد موش پیش گربه می‌رود و از او دمش را می‌خواهد. گربه به او می‌گوید در عوض یک کاسه شیر دم موش را مى‏دهد. موش نزد گاو، قصاب، نانوا و دهقان مى‏رود تا هر یک…
بره برای آشنایی با دنیا و رسیدن به آزادی، از آغل فرار می کند. هنوز خیلی دور نشده است که صدای یک گوسفند که مردی او را به زور می برد، توجهش را جلب می کند. بره آنها را تعقیب می کند. گوسفند برای ذبح به مرد دیگری فروخته می شود. بره بعد از این ماجرا تصمیم…
توی حوض مرمری ۴ ماهی قرمز زندگی می‌کنند. یکی از ماهی ها به نام کوچولو می‌خواهد که به دریا برود ولی ماهی های دیگر او را از این کار باز می‌دارند. روزی پسر صاحبخانه، ماهی سیاه رودخانه را داخل حوض می‌اندازد. بقیه ی ماهی ها از او دوری می‌کنند، فقط کوچولو…
دو خروس جنگى پس از مسابقه ی اول و زخمى شدن یکى از آن ها، قرار می گذارند بر خلاف اصرار صاحبانشان، هیچ وقت با هم جنگ نکنند.
میلى با دوستانش کنار نهر آب بازى می‌کند که صداى ناله ی جانوری را می‌شنود. میلی بره‏اى را می‌بیند که گریه می‌کند. میلی او را به مادرش می‌رساند. زن روستایی که می‌بیند میلى دوست دارد با جانوران باشد به او اجازه می‌دهد که گاهى پیش بچه‏هاى او که هم سن…
گرگ هر شب می‏آید و یکی از بزها را می‏خورد. بزها به چوپان شکایت می کنند. اما او چاره‏ای پیدا نمی کند. شبی یکی از آنها که شجاع تر از همه است، وقتی گرگ می آید شکم او را با شاخ هایش پاره می کند و همه از دست او آسوده می شوند.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "پسرى آن سوى پل": پسرکی فقیر و یتیم نزد کدخدا زندگى مى‏کند و عاشق درس و مدرسه است. وقتى پس از سیل، پل ارتباطى ده شان و مدرسه خراب می شود، او با کمک دوستانش شبانه پل را بازسازی می کند تا بتوانند روز بعد به مدرسه بروند."…
روباه با خوشحالی مرغ حنایی را می گیرد و در کیسه می اندازد و به طرف خانه‏اش می‏رود. قمری، دوست مرغ حنایی وقتی از گرفتاری او با خبر می شود، خود را جلوی روباه زخمی نشان می دهد. روباه به طمع شکار قمری کیسه را رها می کند. مرغ حنایی با استفاده از فرصت پا…
مجموعه ۱۰ داستان،شامل: ثمره فداکارى؛ خاکسترى؛ شاهزاده شادمان؛ و ....
مجموعه ۱۰ داستان، شامل: کوتوله باهوش؛ ملکه برف؛ عشق بزرگ مادر؛ و ....
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: میمون زرنگ؛ گاو وحشى؛ روباه حیله‏گر و خرس احمق (نوشته مینا معراج محمدی)؛ و...
مجموعه ی ۲ داستان، شامل : "کفش‏دوز خودخواه": کفش‏دوزی خیلی فقیر و بی‏چیز است. به این خاطر همسر و دخترش همیشه بداخلاق و اخمویند. کفش دوز به دنبال اتفاقی ثروتمند می شود. اما ثروت آنها را مغرور می کند و پس از مدتی همه چیز خود را دوباره از دست می دهند…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: چوپان زرنگ و دزدها؛ خیاط بدجنس و شاگرد زیرک؛ موش دم بریده.
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: دهقان پیر؛ بزشاخ طلائى؛ قول مرد؛ و....
غازهاى کنار مرداب تنبل و پرخور و غازهاى کنار رودخانه زرنگ و کارى هستند. به خاطر همین وقتی آنها خبردار می‌شوند که سیل در راه است، غازهاى رودخانه فکر چاره‌می کنند و قایق می‌سازند، اما غازهای تنبل مرداب در آخرین دقایق که احساس خطر می‌کنند سیل بندی سست…
مجموعه ی ۲۸ داستان، شامل: خودستایی عاقبت بدی دارد؛ یک داستان؛ عشق؛ و....
مجموعه ی ۴۱ داستان، شامل: شیر و سگ توله؛ دو خواهر و دامنی قارچ؛ کوسه ماهى؛ و ....
مجموعه ی ۳۱ داستان، شامل: وکیل زبردست؛ ساربان بامروت؛ خروس غیرت مند و مرغ بى‏غیرت؛ و ....
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: شاهزاده خانم؛ حکایت شیرین؛ برف سفید و گل سرخ؛ و ....
مجموعه ی ۱۱ داستان، شامل: پارچه باف باهوش؛ آقا کوچولو و موشها؛ پول کار نکرده؛ و ....
مجموعه ی ۷۲ داستان، شامل: گدا و خوشبختی؛ محمد دانا؛ بادیه نشین و مرد دانا؛ و....
گوساله همیشه از پدرش درباره ی گاوها و اینکه چرا آنها حق انتخاب ندارند و باید مطیع ارباب باشند، می پرسد. یک روز پدرش را براى ذبح به کشتار گاه می برند. گاو نر سعى می کند. به کمک گاوهاى دیگر از کشتارگاه فرار کند، اما وقتى آنها را مبهوت و حیران می بیند…
مردی با کمک مار خردمندش خواب های پادشاه را تعبیر می کند و برخلاف قولش جایزه ی دریافتی از پادشاه را با مار تقسیم نمی کند. اما بار سوم از کار خود شرمنده می شود و نیمی از جایزه ی پادشاه را به مار می دهد. مار او را می بخشد و می گوید که دو خواب اول…
مدتی است که گربه نتوانسته موشی شکار کند. پس به فکر چاره می افتد تا موش ها را به خود نزدیک کند. به دروغ می گوید که دیگر نمی خواهد موش ها را بخورد و به مکه رفته و توبه کرده است و خانه اش آماده ی پذیرایی از موش هاست. موش ها هم فریب می خورند و با هدیه…
مارتین و دوستش به سفر می روند. آنها به دلیل بى سوادى گم می شوند. خانم خرگوشه کمک شان می کند که به خانه بازگردند. بچه ها از روز بعد، یادگیری خواندن و نوشتن را شروع می کنند.
خاله سوسکه که از تنهایی خسته شده است، تصمیم می گیرد از لانه اش بیرون برود تا با دیگران آشنا شود. در راه، بقال، قصاب و لحاف دوز به او پیشنهاد ازدواج می دهند. اما او نمی پذیرد تا به آقا موشه می رسد و پیشنهاد او را قبول می کند. یک روز که خاله سوسکه در…
مجموعه ی ۱۹ داستان، شامل: پسر خلبان؛ حلقه فولادین؛ دخترک یک اینچى؛ و...
مجموعه ی ۱۴ داستان و شعر، شامل: لک‏لک و نوآموزان او؛ چگونه جانوران گرگم بهوا بازى کردند و نتیجه این بازى چه شد؛ کى زودتر؛ و...
بچه فیل نمى‏داند چکاره بشود. هر حیوانى به او شغلى پیشنهاد مى‏کند. تا اینکه روزى درختى آتش می گیرد و بچه فیل می تواند با خرطوم درازش آب از رودخانه بیاورد و آتش را خاموش کند. پس از آن مأمور آتش نشانى جنگل می شود.
دو پرنده ی کوچک در باغى روى یک درخت لانه می سازند. گنجشک به لانه و تخم ها حمله می کند. پرنده ها با کمک صاحب باغ از خود دفاع می کنند.
چند کبوتر با رنگ ها و شکل هاى گوناگون در خانه ی مردى زندانى هستند. یکى از آنها، طوقى زیرک، بقیه را تشویق به فرار مى کند. یک روز همگى پس از خوردن آب و دانه با اشاره ی طوقى به پرواز درمی آیند، به مزرعه ی سرسبزى می روند و در آنجا لانه می سازند.
اسب کوچولو می خواهد وارد طویله شود و در جای خود بخوابد ولی چون نمی تواند، بسیار غمگین می شود و گریه می کند. جانوران او را دلداری می دهند. ناگهان سگ خبر می آورد که در طویله باز شده‏ است و اسب کوچولو می تواند پیش مادرش برگردد.
مرغابى وحشى همیشه به جوجه هایش درس هایى درباره ی زندگى، محبت، برادرى، کمک به همنوع و عاقل بودن مى‏آموزد. یک روز روباه به بچه های او نزدیک می شود. آن ها گول روباه را می خورند. اما توپولى به یاد حرف هاى مادرش می افتد و گول نمی خورد. او با کمک مادرش…
خرگوش کوچولو با پدرش به کنار دریا می رود تا برآمدن خورشید را ببیند. آن روز خورشید بیرون‏ نمی آید. خرگوش به همه جا سر می زند تا علت ماجرا را بفهمد. سرانجام خورشید را می بیند که لبخند مى زند.
سنجاب و موش کوچولو با هم همسایه اند. یک روز، سنجاب صدای گریه ی موش کوچولو را می شنود که از گرسنگی ناخوش شده است. سنجاب به موش کوچولو کمک می کند تا غذا پیدا کند و از آن روز با هم دوست می شوند.
طوطى، کلاغ و میمون پس از یک زمستان سخت، براى خود خانه اى محکم می سازند.آن ها از زندگى خود راضى اند تا اینکه مارى زورگو به جنگل می آید و می خواهد خانه ی آن ها را تصاحب کند. طوطی، کلاغ و میمون با هم متحد می شوند و مار را از بین می برند.
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: آغالتو؛ خونه گل و خونه دل؛ روباه و گرگ؛ و....
جانوران باغ وحش طلایى در آرزوى زندگى آزاد هستند. آنها با راهنمایى کبوتر با هم متحد می شوند، میله ها را می شکنند و به جنگل می روند و بعد از آن آزادانه زندگی می کنند.
"نازی" بچه گربه ی بدجنس و بازیگوشی است. یک روز در نبود صاحبش "سپیده" به اتفاق دوستانش به اتاق خواب و کار او می‌روند و همه چیز را به هم می‌ریزند. با شنیدن صدای پای سپیده نازی و دوستانش به راهرو می‌روند و خود را به خواب می‌زنند.
"پام پام" بچه فیل از اینکه مادرش در سیرک ‏برنامه اجرا مى‏کند، بسیار ناراحت است. او این کار را دوست ندارد. به دلیل همین یک روز چمدانش را بر می‌دارد و فرار می‌کند. او سوار قطار می‌شود و به یک روستا می‌رود. چون خیلی گرسنه اش است از یک مغازه سیبی بر می‌…
" ماکس" گربه ی تاجر به پیشی بادکنک فروش به مسخره می‌گوید: فکر مى‏کنى پول خوبى از فروش آنها به دست بیاورى. اولین مشتری پیشی، خروس است. او کلاه خود را به پیشی می‌دهد و به جایش یک بادکنک می‌خرد. به این ترتیب پیشی از هر یک از جانوران چیزی می‌گیرد و به…
برفی کوچولو زیباترین خرگوش مزرعه است. اما تنها غصه ی او این است که گوش هایش به عقب بر نمی‌گردند. یک روز که همه ی بچه خرگوش ها دور مادرشان جمع شده اند، ناگهان مادرشان به آنها می‌گوید که گوش های‌شان را باز کنند. در این موقع برفی در میان شاخ و برگ ها…
مادر کره اسب "فردی فول" او را نصیحت می‌کند که در غیاب او از مزرعه خارج نشود. فردی فول با سه خرگوش دوست می‌شود. آنها با کمک هم یک گاری می‌سازند. گاری را به فردی فول می‌بندند. او با دوستان جدیدش از مزرعه دور می‌شود. گارى روى زمین خیس لیز می‌خورد و می‌…
مجموعه ی ۱۸ داستان، شامل: جک و ساقه لوبیا؛ غول و کوتوله؛ فین کول و کوکولین؛ و....
"تیمی" آقا گربه ی کوچولو به موش ها حمله می‌کند. موش ها از ترس او به سوراخ می‌روند. تیمی از شکار موش ها دست می‌کشد. ولی در اتاق زیر شیروانی زندانی شده است. او متوجه می‌شود که در سقف اتاق دریچه‌ای هست، از نردبان بالا می‌رود و تصمیم می‌گیرد از سقف روی…
جو سینه سرخ به والتر، تنها اردک مزرعه می‌گوید در انتهاى رودخانه یک اردک مثل او دیده است. والتر به آنجا می‌رود و او را با خود به مزرعه می‌آورد. آنها تصمیم می‌گیرند یک خانواده تشکیل بدهند.
مراد پس از این که مروارید خوشبختی شهرش دزدیده می‌شود به دنبال یافتن خوشبختی در جای دیگر حرکت می‌کند. او در راه به پیرمردی که برای آبادانی مزرعه ی خود از مراد کمک می‌خواهد و به شیری که چیزی در گلویش گیر کرده است، توجهی نمی‌کند. او وقتی می‌فهمد که این…
مجموعه ی ۱۵ قصه‌ از گلستان و ملستان‌، شامل‌: گدای نابینا و دزد بینوا؛ شمردن موی ریش؛ فریب روباه؛ و... بازنویسی برپایه هاى قصه هایی از گلستان و منظور از ملستان مجموعه آثاری شبیه گلستان است.
ماهی قرمز کوچولو به همان جویباری می‌رود که ماهی سیاه کوچولو از آنجا آمده است. او می‌خواهد دیگر ماهی ها را نیز به دریا بیآورد. اما بعضی از آن ها حرف های او را باور ندارند و به او حمله می‌کنند. فقط چند تا از دوستان ماهی سیاه کوچولو با ماهی قرمز به…
روزی در جنگل، روزنامه‏ها با عنوان درشت، این خبر را منتشر می‌کنند: "از این پس جانوران و پرندگان نباید روی درخت لانه درست کنند! آقای پلنگ تصمیم گرفته است خانه‏هایی مدرن و زیبا و راحت با قیمت ارزان برای ساکنان جنگل بسازد". جانوران برای خانه دار شدن یا…
سنجاب کوچولو دلش مى خواهد زیباترین دم هاى دنیا را داشته باشد. پس نزد روباه جادوگر مى رود. روباه مى پذیرد به او کمک کند، به شرط آنکه سنجاب هر روز یکى از دوستانش را براى ‏روباه ببرد. روز سوم سنجاب به آرزویش مى رسد. اما همه ی سنجاب ها با خشم و نفرت…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "گیله مرد تنها در جنگل زندگى مى‏کند": یک روز بره ای به نمایندگی از بره های دیگر شکایت گرگ ها را پیش گیله مرد می‌برد و از او کمک می‌خواهد. گیله مرد با کمک خود بره ها تمام گرگ ها را از بین می‌برد. "گیله مرد و قصه خرس و کندو":…
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: راسو و سنجاب؛ بچه‏ها درفضا؛ اصلان؛ و....
روباه و گرگ، جانوران جنگل را که از فراوانى نعمت تنبل شده اند گول می‌زنند و شکار می‌کنند. تا اینکه راسوى زرنگ و قوى به این فکر می‌افتد که جانوران را با هم متحد کند. راسو با کمک جانوارن دیگر روباه و گرگ را از میان می‌برند.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: داستان موش کور؛ راسو و قورباغه؛ راسو و مار.
"پردل" پسرک سرخ پوست بسیار به شکار بسیار علاقه دارد. اما مادرش او را نصیحت می‌کند که درس بخواند تا وقتی بزرگ شد رییس خوبی برای قبیله اش باشد. یک روز که پدر و مادرش مشغول کارهای خودشان هستند. پردل تیر و کمانش را بر می‌دارد و به شکار می‌رود. به موشی…
در کشور حبشه پسری به نام" هاپتو" با "عمو راس" و سه جانور خدمتکارش زندگی می‌کند. اما هیچ کدام از این جانوران کارهای خود را خوب انجام نمی‌دهند. گراز گندم ها را خوب آرد نمی‌کند، شغال با کمانچه خوب آهنگ نمی‌زند و میمون کلبه را خوب جارو نمی‌کند. به خاطر…
جانوران از مترسک جای دوستانشان را می‌پرسند و مترسک با حرکت دستهایش مسیر حرکت آنها را نشان می‌دهد. حالات دست های مترسک مانند عقربه های ساعت است که در ضمن ساعت را نیز آموزش می‌دهد.
پیرزن تنگدستی با کمک همسایه ها روزگار می گذراند. روزی پیرزن، شاه موشان را می گیرد. شاه موشان قول می دهد اگر پیرزن او را رها کند، برای همیشه آذوقه اش را تامین می کند. با آزادی شاه موشان، همه ی موش ها موظف می شوند برای پیرزن آذوقه فراهم کنند. موش ها…
مرغ سرخ پاکوتاه دانه ی گندمی در مزرعه پیدا می کند و تصمیم می گیرد آن را بکارد. ولی وقتی از سگ و گربه و اردک که در مزرعه هستند کمک می خواهد، هیچ کدام حاضر نمی شوند به او کمک کنند. وقت درو کردن گندم، جدا کردن کاه از گندم و پختن نان هم هیچ کدام به مر غ…
آهو کوچولو به باغى تاریک مى‌رسد. لاله به او مى‌گوید: ابر سیاه خورشید را زندانى کرده است. آهو با کمک گل لاله، شبنم‏، گنجشگ‏ها و پیچک، ابر سیاه را از بین مى‌برد و خورشید دوباره در باغ پرتو افشانى مى‌کند.
مادر رنگینه براى مواظبت از گندم ها او را به پشت بام مى‌فرستد. پرندگان مى‌آیند و با گفتن قصه اى دل رنگینه را به رحم مى‌آورند و گندم ها را مى‌خورند. رنگینه از ترس کتک خوردن گریه مى‌کند. پرنده ها به کمک او می‌آیند و بیشتر از پیش برایش گندم جمع مى‌کنند…
الاغ، سگ، گربه و خروس به سبب پیرى از خانه هاى شان رانده شده اند. آن ها در جنگل به خانه اى مى رسند که مخفی گاه دزدان است. به کمک هم دزدها را فرارى مى دهند و در آنجا ساکن مى شوند.
روزی اتفاق عجیبى براى جی جو مى افتد، او ملکه ى گل ها را می بیند. وقتى ماجرا را براى دوستانش "اینو" و "روزى" تعریف مى کند، فقط "روزى" حرف او را مى پذیرد. سرانجام معلوم مى شود که ملکه ى گل ها که جی جو در خواب دیده، همان دوست عزیز او " روزى" است.
هشت پرنده در هواى سرد و بارانى، روى شاخه هاى درختى نشسته اند. هفت تاى شان درباره ى این حرف مى‏زنند که اگر نگهبان آسمان بودند، جلوى برف و باران را مى‌گرفتند. پرنده ی هشتم مى‌گوید دوست دارد آزاد باشد و به بقیه پیشنهاد مى‌کند به جاى ناله کردن، به…
موش کوچولو از ترس گربه از سوراخش بیرون نمى‏ آید. روزى که مادرش بیمار می شود، از لانه بیرون مى آید و پشت پستوى مشهدى باقر با موش‏هاى زیادى ملاقات مى کند و پنیر مى خورد
موش کوچولو از ترس گربه از سوراخش بیرون نمى‏ آید. روزى که مادرش بیمار می شود، از لانه بیرون مى آید و پشت پستوى مشهدى باقر با موش‏هاى زیادى ملاقات مى کند و پنیر مى خورد
مجموعه ى ۲ داستان، شامل:"روباه زرنگ"، روباه و گرگ در خوردن مرغ و خروس ها مسابقه مى‌گذارند. روباه چنان بلایى به سر گرگ مى‌آورد که دیگر هرگز فکر حیله گرى به سرش نزند؛"پیرمرد ماهیگیر"، ماهیگیر با آنکه فقیر است، اما به همه کمک مى‌کند. روزى ماهى اى به…
شیر جوان و مغرور دوست ندارد بازیچه ى سیرک بازان باشد، او جانوران دیگر را نیز تشویق به سرکشى مى‌کند. ولى آنها با او همراه نمى‌شوند. شیر جوان به تنهایى از سیرک مى‌گریزد و در دشت به گله‏بانى مى‌پردازد. یک روز با تیر شکارچیان از پاى درمى‌آید. نعره ى او…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: مورچه و شیر؛ مشعل جاویدان؛ واتگل.
مجموعه ی۲ داستان، شامل:"عمو گرما و بابا سرما": دو فرمانرواى سرزمین هاى گرم و سرد، براى نابود کردن یکدیگر به جنگ مى پردازند. سرانجام به این نتیجه مى‌رسند که باید هم سرما و هم گرما در سراسر زمین وجود داشته باشد؛"مسافرت به دور دنیا": بچه گنجشک پس از…
مردم سرزمین گیلان به خوشى روزگار مى‌گذرانند تا آنکه ماهى بزرگى پیدا مى‌شود که تور ماهیگیران را پاره مى‌کند. اژدهاى هزار سر هم آب چشمه را به روى مردم مى‌بندد. غول هم نمى‌گذارد مردم از زمین سرسبز بهره بگیرند. حاکم مى‌گوید اگر کسى بتواند مردم را از شر…
راسوى شجاع و عاقل با کمک مورچه ها، موش، خرس و گراز با جانوران زورگوى جنگل مى‌جنگد. آنها با کمک گرگ، روباه را از بین مى‌برند و قانون زورگویى و برترى را لغو مى‌کنند.
راسویى با خرگوشى دوست مى‏شود. آن ها تصمیم مى‏گیرند دنیا را بگردند، به جنگل و دشت و کویر سفر مى‏کنند و در راه با جانوران وحشى درگیر مى‏شوند. سرانجام سالم به خانه ى خود بازمى‏گردند.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: همکارى؛ بزغاله و گرگ و مار زنگى؛ و پلنگ مغرور.
مجموعه ی ۴ داستان شامل: ماجراى مرد هیزم شکن و خرس؛ قصه ی مرد خارکن و مار بدجنس؛ قصه سیاهى و سپیدى؛ و ....
شهری که نخودی در آن زندگی می‌کند، حاکم ستمگری دارد. بوته ی گیاهى به نخودی مى‌گوید حاضر است براى رهایى مردم به او کمک کند. گیاه جادویى، پوست نخودی به نخودی مى‌دهد که هر اندازه که نخودی بخواهد باز می‌شود و همه چیز در آن جا می‌گیرد. نخودی روز عروسی…
پرستوى کوچک هنگام پاییز با دیگر پرستوها به گرمسیر نمى رود و زمستان سختى را مى گذراند. پاییز سال بعد در کوچ به گرمسیر پیشاپیش همه پرواز مى کند.
مجموعه ى ۱۰ داستان، شامل: اوراشیما؛ لک لک؛ اشک اژدها؛ و...
پسرکى، پاى رنگین را که پروانه اى زیباست، زخمى مى کند. رنگین که دیگر نمی تواند همراه دیگر پروانه ها پرواز کند، تصمیم مى گیرد براى همیشه در باغى بماند. در آن باغ، زنبورى به نام عسلى زندگى مى کند. با آمدن رنگین، عسلى مى خواهد او را بیرون کند، اما چون…
بچه گربه ها دستکش هاى شان را در صحرا گم مى کنند و گریه کنان به خانه برمى گردند. مادرشان به آن ها مى گوید به صحرا بر گردید و همه جا را خوب جست و جو کنید. آن ها دستکش ها را روى شاخه ى درخت پیدا مى کنند.