داستان فارسی

یک معلم مدرسه به همراه دخترش با یک بشقاب پرنده به سیاره ی پروین می‌روند. آن ها مجبور می شوند ۶ سال در سیاره ی پروین بماند. در این مدت پدر و دختر زبان مردم آن سیاره را فرا می‌گیرند و زبان خود را به آن ها یاد می‌دهند. مردم سیاره ی پروین که از گزارش…
پرویز همیشه از مادر مى پرسید:"کى بزرگ مى شوم؟"،روزى پالتوى سال قبلش را پوشیدوبه آینه نگاه کرد.ناگهان فریاد زد:"مادر ببین بزرگ شده‏ام".
مادر بزرگ برای نوه هایش قصه سالی را تعریف می کند که زمستان تمام نمی شد تا اینکه روزی ابرها تکانی خوردند و باران سرازیر شد. باران نفس سرما را برید و از آن دورها بهار نرم نرمک آمد و هر صبح و هر شب که ماه و خورشید نگاهشان به هم می افتاد آسمان سرخ می شد…
مجموعه ۳ داستان، شامل: على گردو؛ هنرمند بد اخلاق؛ و برکه آب طلائى.
آشنایی با حرفه و مشاغل
غلام سبیل پاسبانی است که می خواهد خدمتی برای حکومت انجام دهد. رئیسش به او می گوید پاسبانها بمب و اسلحه پیدا می کنند. شب، هنگام نگهبانی، غلام مردی را بازداشت می کند که گونی ای که چیزی گرد در آن است حمل می کند، وقتی دیگر پاسبانها در گونی را باز می…
پدر گل سرخی در باغچه کاشته است که بسیار به آن علاقه دارد. صاحبخانه برای آزار پدر آن را از ریشه در می آورد. پدر اعتراض می کند. صاحبخانه می گوید اگر ناراحتی خانه را تخلیه کن. پدر که وضع را چنین دید گل سرخ دیگری در باغچه می کارد.
حسین عبدالرضا کارگر ساختمان زندان بود که از روی داربست پایین افتاد و مرد. بقیه کارگران ترسیده بودند. هیچ یک از آن ها برای کفن و دفن حسین عبدالرضا نرفتند، چون اگر می‏رفتند، حقوقی دریافت نمی‏کردند. مهندس هم حاضر نبود پول این کارگران را بدهد.…
مجموعه ی ۳۷ داستان، شامل: افتخار شیر؛ اسب مغرور؛ قاضی و مرد امین؛ و...
پدر نمى‌خواهد دخترش از غصه هایش با خبر شود. برادر قصه هایى مى‌گوید که پدر موافق‏ نیست. دختر از مادر قصه راست راستکى می‌خواهد و چون مادر تعریف نمی‌کند، خودش قصه اى تلخ از یک خانواده فقیر براى مادر تعریف می‌کند. وقتى تعجب مادر را می‌بیند، می‌گوید که…
پیرزنی یکروز با طوطی خود به روستا آمد و پس از مدتی با مردم دوست شد و به آنها در کارها کمک می‌کرد. طوطی پیرزن که یادگار شوهرش بود، طوطی از کشور هند بود که کلمات زیادی را پیرزن به او یاد داده بود و تکرار می کرد. مردم روستا برخی روزها به جلوی خانه…
باغی پر از پرنده وجود دارد که پرنده ها ی آن تنبل و پر خور هستند و خبر از بیرون باغ ندارند. پرنده ای از بیرون باغ برای آنها خبر می آورد و آنها را تشویق می کند که از باغ بیرون بروند. روزی همه با هم پروازکنان از باغ بیرون می روند و با دنیای پر از گل…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "مرغ مادر"، مرغ مادر از اینکه خریداری شده و سرنوشتش نامعلوم است احساس خوبی ندارد. با اعتراض پدر خانواده به بوی بدی او در حمام، تصمیم به کشتن او مى‏گیرند. وقتى رفتگر براى بریدن سر مرغ مى‏آید خانم خانه دلش نمی‌خواهد بچه‏اش این…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: پهلوان خودپرست؛ بچه‏هاى عاقل؛ دختر قشنگ.
رابعه زنی برده است که پس از آزادی به صومعه نزد حسن بصری می‌رود. او با آموختن علوم الهی به مقام والای معنوی می‌رسد.
قارچ و جلبکى با هم متحد مى‏شوند تا بتوانند به کمک هم تغذیه کنند.
مجموعه ی ۱۵ داستان، شامل: تو نیکى مى‏کن و در دجله انداز؛ حفظ امانت؛ هوشیارى در داورى؛ و....
مرغ پس از تخم گذاشتن روى آنها مى‏خوابد. ۲۱ روز بعد، جوجه ها از تخم بیرون مى آیند، رشد مى کنند و هر یک مرغى زیبا مى شوند.
محمد در یک روستا پیرامون مشهد زندگى مى کند. او پسرش را همراه محمد عباس، از هم ولایتى هایش به تهران می فرستد. پسرک براى محمد عباس هم چوپانى مى‌کند و هم زباله مى‌فروشد. روزى یکى از بره ها به داخل چاهى می افتد. محمد عباس، پسرک را به داخل چاه می فرستد…
حمید با خواهر کوچکش براى گذراندن تعطیلات تابستانى به خانه دائیشان مى‏روند. از آنجا که حمید بزها را دوست دارد یک بز که نامش شنگولی است، را مى‏خرد. شنگولى روزی که حمید با دوستانش به کوه می‌رفتند آنها را از خطر حمله ی خرس نجات می‌دهد.
رحمان مردى شیر دل و شجاع است که از حق مردم ستمدیده دفاع مى‏کند. روزى میان میرزا (بزرگ ده که خیلى ثروتمند است) و قدرت، یکى از ساکنان روستا دعوایى در می‌گیرد. قدرت از رحمان می‌خواهد که از او در برابر میرزا دفاع کند. بالاخره در میانه دعوا رحمان به دلیل…
پسرک سیاه نمى‏داند که چرا بعضى‏ها سیاه و برخى سفیدند، و چرا بعضى سفیدها سیاه‏ها را اذیت و تحقیر مى‏کنند. وقتى بزرگ می شود به مبارزه علیه نژاد پرستى می‌پردازد
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: استقبال از تعطیلی؛ خرگوشان فداکار؛ و امیدعلی. به همراه سرگذشتنامه مختصری از نویسنده.
روزى احمد وقتى گله را از چرا برمى‏گرداند، زنجیرى را پاى تپه پیدا کرد. زنجیر را به خانه برد. پدرش براى زنجیر نقشه‏ها کشید. اما احمد زنجیر را به چراغ زنبورى بست و به سقف ایوان آویزان کرد. وقتى بچه‏ها شعر عمو زنجیرباف را مى‏خواندند، احمد با خود گفت:…
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: من تفنگ می‌خوام؛ آخرین نامه؛ ماجرای آمپول زدن غلام؛ و....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "کولاک"، علی هفده ساله از روستایی در جنوب به تبریز آمده. وقتی از اتوبوس پیاده می‌شود کولاک و برف در شهر بیداد می‌کند. شب شده است و او که جایی ندارد به کیوسک تلفن پناه می‌برد. در جوی کنار کیوسک جسمی حرکت می‌کند. علی دختر…
مجموعه ۵ داستان،شامل: توپ چرمى؛ آتش در جنگل؛ کلاغها و...
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: کوچولوی نقاش؛ پسرک چوپان؛ فرهاد و فرزین؛ و....
یعقوب لیث یکى از دلیران و جوانمردان سیستان بود، یعقوب در قلوب همه مردم محبوبیت داشت. ولى تمام پادشاهان قصد کشتن او را داشتند سرانجام یکى از آنها موفق به کشتن یعقوب مى‏شود.
کودک خورشید را خیلی دوست دارد و به عشق دیدن آن صبح زود از خواب بیدار می‏شود. او فکر می‏کند پیش از او هیچ کس بیدار نشده است. اما با صدای خروس به اشتباه خود پی می‏برد. معلم نقاشی او درباره ی "خروس خواب آلو" و "خروس بی محل" برای شان نقاشی می‏کشد و…
مجموعه ۴ داستان شامل: کودک شکمو، شکمو شدن رسوائی دارد، روباه شکمو و...
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: البته؛ بهداری شهرستان؛ قاف؛ و....
مجموعه ۵ داستان، شامل: شال؛ لحظه صید؛ تبعیدى جزیره؛ و....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "خوارها و خوارها"، داود گله‌ی ارباب را به چرا می‌برد. اما خودش و گوسفندها در حالی که هنوز نفس مى‏کشند به زمین می چسبند. مردم ده و روستاهای اطراف شروع به دعا و نذر و نیاز می کنند. بعد از مدتى کم کم برخی گوسفندان حرکتی می‌کنند…
پسرکى که از کودکى به خاطر مشکلات خانوادگى به کارهاى پست مشغول بود، همیشه آرزو می‌کرد کسى به او شاخه گلى بدهد. او در آرزوى شاخه گل واندا (ارکیده)بود. او از اینکه دیگران به او اهمیت بدهند خیلى خوشش مى‏آید. ولى هیچکس براى او اهمیتى قائل نیست. سرانجام…
فرخ در ۱۲ سالگى پدرش را از دست می‌دهد و با مادر و مادربزرگش زندگى مى‏کند. او چون با دو روش متفاوت بزرگ شده است ترسو و بى‌اراده است. وقتی بزرگ می‌شود با دوست خود هاشم همراه پیرمردى براى به دست آوردن گنج راهی سفر می‌شود. ولى در نیمه های راه فرخ از ترس…
سرگذشت حاج علی بابا یکی از پهلوانان و مجاهدان نیک سرشت و آزادیخواه عصر قاجار که برای آزادی مردم و کشورش مبارزه کرده است.
احمد و دوستانش از حاج علی گوشفیل می خرند تا بفروشند. اما حاج علی به آنها گران می فروشد. احمد سر این موضوع با حاج علی دعوا می‌کند. سرانجام دوستان احمد به کمک او می آیند.
مجموعه ۳ داستان، شامل: سه دروغگو؛ دختر هنرمند؛ و مرد وسواسى.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "گرگها"، ممد که از ستم مالک ده به تنگ آمده است، به دنبال طلب حق خود می‌رود. در راه با یک گرگ درگیر می‌شود و گرگ را از پای در می‌آورد. او فکر می‌کند که برای از بین بردن گرگ بزرگ نباید از گرگ‌های کوچک ترسیدَ؛ "یک روز در جنگل…
زمستان فرا می‏رسد و چوپان گوسفندان را در طویله جای می‏دهد. گرگ گرسنه‏ای به طویله راه می‏یابد و یکی از گوسفندان را می‏خورد و دیگری را می‏کشد. چوپان او را به دام می‏اندازد و برای عبرت گرگ‏های دیگر، جسد او را به وسط جنگل می‏برد.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل "گرگ آدمخوار"، هر روز چند گرگ به ده کرچ حمله مى‏کنند و گوسفندها و گاوها و مردم ده را با خود مى‏برند. یک روز حسین و رجب تصمیم می گیرند با گرگ‏ها مبارزه کنند. گرگ ها همان روز حسین را از بین می برند. اما رجب با کندن تونلى در دل…
خاطرات دوران کودکی محسن، پسری که در یک خانواده فقیر در تهران زندگی می‌کند. او از لباس هایش، بازی ها و بازیچه هایش و همبازی هایش، دوران رفتن به مکتب خانه و نقش پدر، مادر و برادرش در خانواده تعریف می‌کند.
راهزنان گوسفندان حاکم را مى‏دزدند. حاکم براى اینکه مردم به جنگ راهزنان بروند به دروغ به آنها مى‏گوید که دشمن به خاک آنها تجاوز کرده است. روحانی در شهر از نیرنگ حاکم باخبر مى‏شود و به مردم مى‏گوید این جنگ به سود حاکم است حاکم نیز او را دستگیر و…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "غمهاى کوچک مریم"، قلب مریم کوچولو پر از نگرانى و اندوه ‏است. او بیشتر وقت‌ها تنهاست و از بیمارى مادر یا دیر آمدنش به خانه نگران است؛"سفید یا سیاه"، ناصر و نادر بر سر انتخاب رنگ مهره هاى شطرنج بحث مى‌کنند و سرانجام به ‏این…
مجموعه ی ۵ داستان، شامل: مادر من؛ خاله بُرجه؛ پسرک بى پدر و مادر؛ ....
داوود نزد خانواده‌ی دائی‌اش در روستا زندگی می‌کند و روزها در یک کوره کار می‌کند. مدت هاست که یکی از چشم‌هایش عفونت کرده و درد می‌کند. داوود که می‌ترسد نابینا شود و او را برای گدائی به شهر بفرستند، تلاش می کند پولی جمع کند و به دکتر برود. اما زن…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: قهرمان کیست؛ روزى که رینگ را ترک کردم؛ از او برایم سخن بگو. دو مطلب درباره‌ی افریقای جنوبی و نژادپرستی در آن.
مردم دهکده‏ از خشکسالى در رنج‌اند. مردی می‌خواهد تنها مرتع آباد آنها را بگیرد. مردم متحد مى‏شوند و او را بیرون مى‏کنند.
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: انسان تا انسان؛ انتها؛ اسیر؛ و...
غلام و حسن پس از فوت مادرشان همراه پدر و مادربزرگ خود به شهر می‌روند. پدر آنها در خانه‌ی مرد ثروتمندی شروع به کار می‌کند. آن دو نیز کار می‌کنند تا خرج مدرسه خود را درآورند. هنگام ثبت نام، غلام را که دو سال مردود شده است نام نویسی نمی‌کنند و تنها حسن…
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: دوست دریا؛ ممدلى قهرمان میشود؛ خارکن؛ و....
روزى معلم بچه‏ها را به مزرعه مى‏برد تا درس خداشناسى به آنها بدهد. او پیچک را براى بچه‏ها مثال می‌زند که وجودش طفیلى و انگلى است و با پیچیدن به دور تنه ‌ی درخت از او تغذیه می‌کند. اما صنوبر یا سپیدار که فقط قسمت کمى از زمین را می‌گیرند و چیزى روى…
رستم کلاته دهکده‏اى است سرسبز و زیبا در شمال ایران، که مردمش کشاورزى و دامدارى می‌کنند.ارباب ده مردى به نام فرهادخان است که از ساواک ماموریت دارد کارهاى روستائیان را زیر نظر بگیرد. به همین دلیل یک روحانی را که در ماه رمضان براى مردم سخنرانی می‌کند…
مجموعه ی ۳۵ داستان کوتاه، شامل: فرعون زمان؛ زندان؛ صاحب‏ منصب بهانه‏جو را ادب کرد؛ و....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "وبا" در دهکده بیمارى وبا آمده است. همه‌ی مردم براى چاره جویى در میدان دهکده جمع مى‏شوند. اما مرگ بر سر شهر سایه‏ انداخته است و مردم فکر می‌کنند امامزاده بر آن‌ها خشم گرفته‏ است. "آلاله خانم"، آلاله خانم دختر یکى از خان هاى…
میترا و مادربزرگش با هم زندگى مى‏کنند. روزی میترا گربه‏اى به خانه مى‏آورد تا از آن نگهدارى ‏کند. گربه ۴ بچه مى‏زاید. میترا از ترس اینکه مادر بزرگ چیزى بفهمد بچه گربه‏ها را به زیر زمین مى‏برد. وقتى بچه گربه‏ها بزرگ مى‏شوند میترا تصمیم مى‏گیرد هر کدام…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: خشکسالى؛ کولى‏ها؛ و سفر.به همراه شرح حال مختصری از نویسنده‌ی نوجوان کتاب.
مجموعه ی ۱۰ قصه و ۶ طرح داستانى، شامل: جوجه آباج گل خاور؛ باز خرید؛ مستمرى؛ و....
بابا تاریخ به دیدن بچه هایی می رود که در زندان‌اند و از هر می‌پرسد چرا زندانی شده‌اند. سپس برای هر یک از ظلم ستمگران داستانی تعریف می‌کند. با تمام شدن حرف بابا تاریخ بچه ها یک صدا فریاد می زنند. زنده باد بهار و آزادی. نگهبانان با شنیدن صدای بچه ها…
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: گنجشک؛ بازگشت؛ تنها یک فصل؛ و....
زندگی سراسر فقر و رنج ۵ پسر بچه از اهالی یکی از محله های جنوب شهر تهران.
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: قادر و قاصد دیگر به مدرسه نمیروند؛ سلمان و رسول میخواهند با جاشوها و ماهیگیرها صحبت کنند؛ ایوب نمی‌خواهد زمینش را ترک کند؛ و....
پدر على و مادرش رختشوى است. او ثروتمندان را مسبب بدبختى خانواده‌ی خود مى‌داند. پدر علی با دزدى از پولدارها، سوزاندن ماشین و کارخانه های‌شان به مبارزه با آن‌ها می‌پردازد.
مادری با سه فرزندش در خانه‌ای زندگی می‌کند. همگی نخ می‌ریسند و با هم کارهای خانه را انجام می دهند. شبی یادشان می رود در خانه را ببندند. باباقلدر به خانه‌ی آن‌ها وارد می‌شود. او برای‌شان مزاحمت ایجاد می‌کند و دست‌رنج آن‌ها را می‌خورد. مادر و فرزندانش…
کیقباد پدر کاووس در وقت مرگ از پسرش می‌خواهد که پادشاهى دادگر باشد. ولى او این چنین نمی‌کند و هر روز به جنگ با پادشاهان دیگر سرزمی‌ها می‌پردازد. هر بار زال و رستم به یاری می‌آیند. کاووس در هاماوران دلباخته سودابه می‌شود و با او ازدواج می‌کند. شاه…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "پشت پرچین"، محمد و حسن مى خواهند فرفره بسازند و بفروشند. آنها براى به دست آوردن پول اولیه براى حاجى رضا کار می کنند اما او مزدشان را کامل ‏پرداخت نمى کند؛ "ایاز"، پسرک از دلتنگی هاى مادر و سختى زندگى در غیاب پدر مى گوید.
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: نیمسوز؛ انعکاس سرورت؛ بى ریشه‏ها؛ و .... به همراه متنی از نویسنده با عنوان "تب چاپ، نه وسوسه‌ی خوب نوشتن" در ابتدا کتاب.
دخترى سوار بر اسب تند می‌رود. او در راه یک پسر، اردک، گربه، بز، خرگوش و بره را سوار اسب خود مى‌کند. کم‌کم سرعت اسب کم مى‌شود. با آمدن یک زنبور همه از اسب به زمین افتادند و اسب سریع فرار کرد. به همراه پرسش‌هایی درباره‌ی داستان برای سنجش میزان درک…
اکبر سوار اسب سفید می‌شود که به گردش برود. در راه مادر، پدر، مادربزرگ و پدربزرگش را می‌بیند. آن‌ها هم سوار اسب سفید می‌شوند تا به گردش بروند. با آمدن زنبور همه از پشت اسب به زمین می‌افتند و زنبور سوار بر اسب به گردش می‌رود. به همراه پرسش‌هایی درباره…
معلمی با شنیدن انشای بچه ها متوجه می شود یکی از آنها در خانواده ای تنگدست زندگی می کند و با خواهرش یک روپوش دارند. هر روز او صبر می‌کند تا خواهرش از مدرسه بیاید و او روپوشش را بپوشد و به مدرسه برود. معلم به انشای او نمره ی خوب می‌دهد. اما به یکی از…
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: آینه جان؛ دلتنگیهاى روستا؛ سایه‏ها مى‏دانند که چه تابستانى است؛ و...
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: داستان "آغاز": یکى از بچه‏هاى قالیباف تصمیم مى‏گیرد نزد پسر همسایه‌ی جدیدشان درس بخواند. پس از مدتى اخلاق و رفتارش به قدرى تغییر مى‏کند که دوست قالیبافش از آن همه مهربانى و فداکارى تعجب مى‏کند و سرانجام تصمیم مى‏گیرد او هم…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "آفتاب روزهاى بارانى" : پدر به پسرش سفارش مى‏کند کتاب بخواند و به مشکلات مردم فکر کند. یک روز پسر از مدرسه به خانه بازمی‌گردد و می‌بیند که ساواکی ها پدرش را با خود برده‏اند. "وقتى شومعلى بزرگ شد": پسرک پدر و مادر ندارد و از…
مردی شیاد با ظاهر خوب خود مردم را فریب می هد و آن‌ها را در جهل و بی‌سوادی نگه می‌دارد. او پیرمردی را که به روشن کردن ذهن مردم می‌پردازد، از بین می برد. اما مردم به کمک دوستان پیرمرد به فریبکاری مرد پی می‌بردند و او را به دستگاه عدالت تحویل می‌دهند.
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: صبح عاشورا؛ سگ شجاع؛ بوسه؛ و...
مجموعه ی ۹ داستان و ۱۱ طرح، شامل: سخن از جنگل سبز است و تبردار و تبر؛ سرکار محمود؛ دو چشم کوچک خندان؛ و....
حسین و حامد کارگران مسلمان سیاهپوست معدن ویکتوری در جنوب رودزیا، سرگرم حفاری هستند. معدن ریزش می‌کند. آن‌ها به دشواری از معدن بیرون می‌آیند. بسیاری از کارگران معدن کشته شده‌اند. ابومنصور سرکارگر مزدور از آموزه‌ها و آیات قرآن که حامد می‌خواند، تأثیر…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "سرگذشت مجید": مجید در خانه ای کار می‌کند که بسیار او را آزار می‌دهند. روزی ارباب او را کتک می‌زند. مجید از خانه فرار می‌کند، اما بیرون از خانه در سرما یخ می‌زند و می میرد؛ "تابستان نفرین شده": پسری از خانواده ای فقیر که…
مجموعه ی ۵ داستان، شامل: افسانه مادر من؛ رقاصه فرنگى؛ یک دست و یک پا؛ و....
ابوذر غفاری ضامن مرد جوانی می شود که در حادثه ای پدر دو مرد جوان را کشته است. جوان می‌خواهد به دیدن خانواده ی خود برود و پیش از مراسم اعدام بازگردد. قاتل سر وقت بر می‌گردد و می‌گوید برگشتم تا نگویند وفای به عهد از میان ما رفته است. ابوذر می‌گوید…
مجموعه ی ۲۱ داستان، شامل: راهى شهر؛ کوچه خالى؛ برنج؛ و...
مجموعه ی ۱۱ داستان، شامل: چراغ نیکلایى؛ گداى عشق؛ نمایش هر شب ما؛ و...
مجموعه ی ۱۳ داستان، شامل: سایه خان؛ در خانه و مدرسه؛ درو؛ و....
برادر کوچک با کمک پدر بزرگ و دوستانش کتاب هاى زیادى مطالعه می‌کند و کارهاى خوب و جالب‏ انجام می‌دهد. اما همیشه دلش مى خواهد مانند برادر بزرگش بتواند بخواند، بنویسید، کتاب‌ها را نقد کند و با دوستانش همانند او درباره‌ی کتاب‌ها صحبت کند.
مجموعه ی ۱۰ داستان، شامل: هرکار راهى دارد و هر مشکلى چاره‏اى؛ زندگى حقیقى؛ عاقبت سخن چین؛ و....
مردى یک بز داشت که هر روز یکی از پسرانش باید بز را به چرا می‌بردند. با کم شدن شیر بز، پدر که فکر می‌کند پسرانش در کار خود کوتاهی می‌کند، آنها را از خانه بیرون می‌کند. اما روز بعد که خود بز را به چرا می‌برد متوجه خطای خود می‌شود. بچه ها به شهر می‌…
مرد هیزم شکن ۱۳ پسر داشت. پس از مرگ هیزم شکن، همسرش از مردی که دوست هیزم شکن بود خواست به کودکانش هیزم شکنی یاد دهد. مرد قبول کرد و پس از مدتی نیز با زن ازدواج کرد. اما کم کم رفتارش تغییر کرد و روزی پسران را به جنگل برد و وسط جنگل رها کرد. شب را بچه…
امیر پسری داشت به نام بابک که در دوسالگی توسط راهزنی ربوده می‌شود. راهزن از بابک نگهداری می‌کند تا بزرگ می‌شود. روزی راهزن تصمیم می‌گیرد همسری برای بابک پیدا کند. راهزن دختر زیبایی به نام قرنفل را می‌دزدد و او را تهدید می‌کند که اگر در این باره سخنی…
مولکول آب با دوستان خود قطره‏اى تشکیل مى‏دهند و به دریا مى‏رسند. در این مسیر با قطره‏هاى دیگر و متفاوت و ماجراهای زیادى روبه رو مى‏شوند. آنها مرداب، نهر، رود، چاه، باران، تگرگ و برف را نیز در این سفر می‌بینند.
فرخ و دختر عمویش مهین با هم بزرگ مى‏شوند. با گذشت زمان عاشق هم می‌شوند و تصمیم می‌گیرند ازدواج کنند. پدر مهین که مردى حریص و پولدوست است با ازدواج آنها مخالفت مى‏کند، چون فرخ وضع مالی مناسبى ندارد. او بدون توجه به احساسات فرزندش ترتیبى مى‏دهد که…
شرح رخدادهای ماه محرم، نامه های امام حسین (ع) و شهادت قیس بن مسهر.
در صحرایی دو روستا هست. کار بچه های روستای پائینی، آوردن ته مانده ی غذاهای روستای بالایی برای پدر و مادرهایشان است. روزی بچه ها از این کار خسته می‌شوند و دو تا از آنها از روستا می روند تا به دریا برسند. در راه ماهیگیرانی می‌بینند که ماهی صید کرده…
مجموعه ی ۱۴ داستان، شامل: نى زن بیابان؛ ایران پرست باستان؛ زنگ را زدند؛ و...
سوموتو از اینکه نامه رسان صدایش مى‌کنند، ناراحت است و دل به کار نمى دهد. او داستان نامه رسانى را می‌شنود که براى آزادى کشور مبارزه کرده و به مقام ریاست‏ رسیده است. سوموتو وقتى فهمید آن نامه رسان رییس اوست، از کارهایش پشیمان می‌شود و دوباره دل به کار…
بچه ها مى‌خواهند با شمشیرهاى چوبى، عاشورا بازى کنند. اما بعضى از آنها تیغ مى‌آورند تا حسین، پدر بزرگش و دوستان او را اذیت کنند.
مجموعه ی ۵ داستان، شامل: مکعب سرخ کوچک؛ من آرزو مى کنم که...؛ خوشبختى؛ و ...