داستان فارسی
پروین در خانواده ای مرفه به دنیا آمده و پدرش از کارمندان بلند پایه ی وزارت امور خارجه است. پروین در مدرسه به سبب ممتاز بودن در درس و اخلاق و موقعیت خانوادگی اش از محبوبیت برخوردار است. او از ۱۴ سالگى به ناچار و به میل خانواده با یک صاحبمنصب ارتش…
مسعود پس از مرگ دختر و همسرش بسیار غمگین می شود و از همه دوری می کند. روزى کودکی را در راه خانه اش می بیند و تصمیم می گیرد او را پیش خود نگه دارد و نامش را ژاله می گذارد. در همسایگى آن ها زنی سالخورده و عامی زندگی می کند که او نیز کودکى را به…
مجموعه ی ۱۶ داستان؛ شامل: بکتاش و رابعه؛ شیخ صنعان؛ داستان سیاوش؛ و....
پسر کدخدا و دوستش، کودکی سرگردان را که هر چشمش یک رنگ است، در ساحل خلیج فارس پیدا می کنند و او را به روستا می برند. اهالی روستا تصمیم می گیرند کودک را سر راه بگذارند، کودک را پیش خود می برد.
کودکی در جست و جوى حقیقت به همه جا سفر مى کند و از بسیارى درباره ی آن می پرسد. زمان زیادى مى گذرد تا سرانجام به محل زندگى مرد دانا مى رسد، اما در آنجا خود را مى یابد و پی مى برد که حقیقت همان خود انسان و تجربه های اوست.
پسر بچه ای درباره ی تجربه های کودکی خود و پی بردن به چیزهایی که نمی دانسته و از آن ها آگاه شده است، همچون سبب: گرد بودن زمین، اهمیت افراد، دوستی، مفهوم صدا و... حرف می زند.
قاضى بلخ به مردم بسیار ستم می کند تا اینکه عاشق دختر بازرگانی مى شود. اما او که شهر آشوب نام دارد، حاضر به ازدواج با قاضی نمى شود. قاضی به دختر تهمت مى زند و مردم را وا مى دارد که دختر را سنگسار کنند. دختر از سنگسار جان سالم به در مى برد و مى تواند…
مرد خیالبافی به جای کار کردن، تنها در فکر پیدا کردن گنج بود تا بتواند بدون زحمت زندگی راحتی داشته باشد. یک شب که غرقه در خیال های خود در خیابان راه می رفت، مرد دیگری که چمدانی پر از پول در دست داشت، به خیال اینکه او مأمور پلیس است و دارد تعقیبش می…
ابوصیر آرایشگری ساده و پاک و ابوقیر رنگرزی دروغگو و ناپاک است. قاضی، دکان ابوقیر را به دلیل کلاهبرداری می بندد. ابوقیر و ابوصیر قرار می گذارند به شهر دیگری بروند و کار کنند. در شهر جدید کار هر دو رونق می گیرد، اما باز هم ابوقیر دست از دروغگویی برنمی…
یکی از امیران معتصم، خلیفه ی عباسی، از مرد کاسبی پول قرض مى گیرد. اما هنگامی که باید پول را پس بدهد، گرفتن آن را انکار مى کند. درویشی، کاسب را نزد پیر مؤذن مى فرستد. مؤذن خیلی زود پول را از امیر مى گیرد. وقتی کاسب چگونگی ماجرا را جویا مى شود، پیر…
کودکی در جزیره ای تنها مى ماند، با جانوران انس مى گیرد و با آن ها بزرگ مى شود، اما چون انسان زاده است با فکر و عقل خدادادی، به زندگی انسانی روی مى آورد. او چیزهایی مى فهمد و کشف مى کند و مى سازد که نمونه هایی از پیشرفت های تمدن بشری است. روزی کشتی…
مردم اهواز از ستمگری حاکم وقت شکایت به مأمون مى برند. مأمون مردی به نام عامر را برای رسیدگی به کارهای حاکم به اهواز مى فرستد. عامر در راه اهواز با پیرمرد دانایی که به بافنده معروف است، آشنا مى شود و احساس مى کند که می تواند از او کمک بگیرد. او…
مجموعه ی ۳۹ داستان، شامل: دو کاج؛ بازرگان و طوطی؛ کوکب و زهره؛ و...همراه با اطلاعاتی مختصر درباره ی زندگی در کشورهای دیگر، گردش در مناطق ایران، زندگی اجتماعی مردم، شرح حال برخی از مشاهیر و چند بازی و سرگرمی علمی.
مجموعه ی ۲۲ داستان، شامل: گلابیهای طلائی، ایوانوشکای ابله؛ خواب ترس آور؛ و... همراه با اطلاعات کوتاه درباره ی زندگی در کشورهای دیگر، مناطق مختلف ایران و زندگی اجتماعی مردم، شرح حال چند تن از مشاهیر و چند بازی و سرگرمی علمی.
در نخستین روز سال تحصیلی، عفت خانم آموزگار کلاس ششم دبستان از شاگردانش می خواهد که هر یک داستان یا سرگذشتی شنیدنی برای دوستان خود تعریف کنند. یکی از شاگردان از آموزگار می خواهد که او نیز سرگذشت خود را بگوید. آموزگار تعریف می کند: خانواده ی ما در…
روزی دیگ و کماجدان دعوایشان شد. هر کدام به دیگری می گفت که رنگ تو سیاه است و کثیفی. آن ها با کفگیر و ملاقه به جان هم افتادند تا اینکه هر دوتاشان افتادند روی زمین و غذاهای داخل شان روی زمین ریخت. موش ها و گربه ها و مرغ ها و خروس که برای تماشای دعوا…
مرتضی برای دیدن کرمهای ابریشم دوستش به خانه ی آنها میرود. در راه بازگشت، مانند هر روز برای خانه نان مى خرد و او غرق فکر کردن درباره ی کرمهای ابریشم و کبوترهای دوستش مى شود وقتی به خانه می رسد، متوجه مى شود که تمام نان ها را خورده است.
مجموعهی ۲ داستان، شامل: "الجزایری"، جوانی که دل او سرشار از کینه دشمن است. تصمیم به انتقام از دشمن میگیرد. "در به در، در جستجوی: "، معلم موضوعات مختلفی که به شاگردانش می دهد از آنها برای نوشتن داستانش استفاده میکند.
فرد توانگری تا جایی که می توانست به دیگران کمک میکرد. روزی کودکی به در خانه ی او آمد و از او تقاضای کمک کرد، اما غذا و لباس نمی خواست. بلکه از او خواست کمک کند تا درس بخواند. آن مرد تا دو سال خرج تحصیل او را داد، ولی دیگر از آن کودک خبری نشد. سال…
پدر على از خانواده دور است. مادرش نمىتواند اجاره خانه را پرداخت کند. صاحبخانه، على و مادرش را جواب مى کند. اما على دوست ندارد از مورچهها و باغچه خانه و دوستش مهدى جدا شود. اما مادر به ناچار خانه را خالى مىکند.
معلم در راه رفتن به مدرسه به آدمهای گوناگونی بر میخورد و در سر کلاس برای بچهها از زندگی، از داشتنها و نداشتنها حرف میزند.
مجموعه ى ۲ داستان، شامل: "آدمک چوبی"، زن عروسک ساز، شهری از آدمک های چوبی درست مى کند. در آن شهر دختر جوانی هست که به ناچار باید با یک عروسک شاخدار ازدواج کند، با متحد شدن عروسک ها، عروسک شاخدار از پا در مى آید و دختر جوان با مرد دلخواهش ازدواج مى…
چند جوان که با هم دوست بودند، درآمدی را که از کارشان به دست می آوردند برای زندگی کافی نمی دیدند. پس تصمیم گرفتند که با هم کاری را شروع کنند تا درآمدشان زیادتر شود. روزی را در هفته تعیین کردند که در آن روز دور هم جمع شوند و حرف بزنند تا به نتیجه ای…
در شبی سرد و برفی در زمستان، مرد ثروتمندی در خانه تنها بود و مشغول حساب کردن درآمدش بود که خوابش برد. ناگهان با صدایی از خواب بیدار شد و در راهرو هیکل مردی را دید که می خواهد به او حمله کند. از ترس شروع به دویدن به طرف باغ خانه اش کرد. وقتی داخل باغ…
باغبانی در میان گل ها در باغی که خود آن را پرورش داده بود، نشسته بود و با صدای بلند برای آن ها آواز می خواند. ولی باز هم صدای تبری که در گوشه دیگری از باغ به تنه درختان می خورد و آن ها را ریشه کن می کرد، شنیده می شد. این موضوع باغبان را ناراحت می…
روزی فردی که همیشه زمان های بیکاری خود را صرف مطالعه می کرد، در کتابی خواند که همیشه بهترین آفریده خدا را به عنوان دوست خود انتخاب کن. او هم تصمیم گرفت تمام دوستان خود را بیازماید تا ببیند که بهترین هستند یا نه. برای این کار از هر کدام دعوت کرد و…
آشنایی با کشورهای آسیایی، اروپایی، امریکایی و... در سفرهای جمشید و مهشید به دور دنیا.
احمد، پسر بچه ی چوپان، با وجود مشکلات زیاد می تواند درس بخواند و از سواد خود در انجام کارهای مردم ده استفاده می کند. اهالی دهکده که او را جوانی شایسته و با سواد میبینند، او را به جای کدخدای بی سواد و بداخلاق ده انتخاب می کنند.
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: روزگار کودکی؛ خاکروبه دانی محل ما؛ مرا به مدرسه گذاشتند؛ و....
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: گاو مهربان؛ دعوای دیگ و کماجدان؛ سیل در ده بالا؛ و .... کتاب را ۵ کودک و ۳ هنر آموز کودکان تصویرگری کرده اند.
مجموعه داستان های کوتاه و خواندنی های دینی درباره ی پیامبر (ص) و چهارده معصوم (ع) برای دانشآموزان سال چهارم، پنجم و ششم دبستان، شامل: کودک خداشناس؛ علی یا مبارک؛ دو پسر عمو؛ ....
اصغر خرکچی با خرش برای بهتر شدن زندگی اش به شهر می رود. هنگامی که به شهر می رسد، با خرش در میوه فروشی مشغول کار می شود، اما به دلیل تندگستی نمی تواند برای خرش کاه و یونجه تهیه کند. بنابراین خر را به حال خودش رها می کند. خر آواره ی بیابان می شود تا…
مجموعه ی ۱۰ داستان، شامل: خیر و شر؛ حق و ناحق؛ ده حکایت؛ و....
شیرین با پولی که پسانداز کرده است بادکنکی به شکل اردک میخرد و نزد دوستانش میرود. او بادکنک را آن قدر باد میکند که میترکد. بچهها میترسند. اما تجربه ی خوبی پیدا می کنند.
بچهها یک آدم برفی درست مى کنند که شبیه پدر بزرگ از کار در مى آید. آن ها باهم قرار مى گذارند که نان بپزند و در خواب مى بینند که آدم برفی شان دارد نان مى پزد و از گرمای تنور آب می شود. صبح که به مدرسه مى روند، آدم برفی با تابش خورشید آب شده است.