کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
جهان پهلوان، سام نریمان، آرزومند داشتن پسری بود تا پس از او، بر تخت فرمانروایی زابلستان بنشیند. سرانجام، بانوی سام فرزندی آورد شنگرف روی و سفید موی. سام بدیدن موی سپید نوزاد، خرد از دست داد، و از ناسپاسی، فرزندش را بچه دیو خواند و فرمان داد تا او را…
سه ماه تعطیلی است و شروع استراحت و بازیهای شاد بچه های یک مدرسه ییلاقی، اما تعطیلات طولانی است و بازیهای تکراری و خسته کننده تا آنجا که بچه ها برای فرار از بیکاری هر یک به کسب و کاری روی می آورند و برای یکی از آنها اتفاق رخ می دهد و آن آشنائی با…
پسرک ترکمن عاشق اسبی است که خودش بزرگش کرده. دلالان است خریدار آن می شوند. پسر زمانی حاضر به فروش اسب می شود که خود مهتر اسبش باشد. اسب و پسر به شهر آورده می شوند و اسب در مسابقه ی بزرگ برنده می گردد. پسر تنهاست و همه برایش ناآشنا و غریبه، حتی…
نقد و بررسی کتاب "من حرفی دارم که فقط شما بچه ها باور می کنید " نوشته احمد رضا احمدی
طرز ساختن لاکپشت، قطار، کشتى، و...با سنجاق سر، دگمه، قوطى کبریت، در بطرى شیر، و پیچهاى بدر نخور ساعت.
اطلاعاتى درباره ی مواد غذایى انرژىزا همچون چربیها، ویتامینها، غلات، آهن و ید، پروتئینها، قند و نشاسته، سبزی ها و آب. حروف اول این مواد با نقاشى نشان داده شده است.
تصویرهاى رنگى از لاک پشت، گراز، خرس، گاو، بز و ... که بدن هاى سیاه و سفید و صورت هاى رنگى دارند.
اطلاعاتی دربارهی تاریخ زندگى انسان از غار نشینى، تمدنهاى مصر و یونان و روم، پیدایش علوم و هنر و ....
هر روز که آفتاب غروب میکند، خرگوش و خروس و پسرک غمگین میشوند. پسر همیشه خواب میبیند که بزرگ شده و از کوه بالا رفته و میتواند خورشید را بگیرد و به خانه ببرد. یک روز صبح زود پسر از خانه بیرون میرود و خروس و خرگوش هم به دنبال او راهی میشوند. انها…
مطالبی درباره ی حرکت مولکولها، اجزاى کوچکتر از مولکول و اتم، شکست اتم ها، نصف کردن اتم ها، استفاده از اتم، فعال کردن اتم ها، بازار اتم، اتم درخدمت بهداشت.
گنجشک کوچولو زمستان را ندیده است. یک روز برفى از لانه بیرون مىآید و از همه چیز تعجب مى کند. به آب یخزده چشمه مىرسد. مىخواهد آب بخورد ولى نمىتواند. به آب یخزده مىگوید چقدر پر زورى. آب مىگوید آفتاب از من پرزورتر است. گنجشک به دنبال آن مىرود…
خورشید روی زمین در حال گشت و گذار بود که به درون چاهی افتاد و دنیا تاریک شد. پیرزن خورشید را دید و فکر کرد او را با کمک پسرش بیرون بیاورد و به سقف کلبهاش آویزان کند و در زیر نور آن قرآن بخواند. دختر پیرزن به سر چاه آمد و با دیدن خورشید فکر کرد او…
معرفى اندیشمندان و دانشمندان علوم مختلف: تالس، ارشمیدوس، گالیله، بقراط و... شرح کوتاه زندگى و کشفیات آنها.
نگاهی به برخی اکتشافات و اختراعات انسان همچون: شب و روز، فصل ها، آب، جاذبه، باد، برق، ماشین ها و نقش آنها در زندگی انسان.
زوبین براى دخترش پوپک، قصه سیبو و سار را تعریف مى کند. یک روز که سیبو و سار زیر درختی بودند درویش کوچکی را دیدند. درویش آنها را به سرزمین عجایب و قلعه طاطاوس برد. در آنجا درویش نقاب از چهره برداشت. او البرز پسر حاکم قلعه طاطاوس بود که جادوگر او را…
کودک هیچ چیز نمیداند. او با نگاه کردن به دنیا، گشت و گذار در پیرامون خود و گوش دادن به صداها، با طبیعت و پدیده های طبیعی آشنا می شود، کار میکند و از صداها واژه میسازد.
خدایان، انکیدو را براى مقابله با گیلگمش ستمگر پادشاه آشور میفرستند. آنها پس از جنگ و ستیز با هم دوست میشوند. گیلگمش با دیدن مرگ انکیدو هراسان میشود و آرزوى عمر جاودانه میکند. اما بعدها پی میبرند که همهی موجودات مىمیرند و مرگ چندان هراسناک…
معلم جغرافیای بچه هاى کلاس ششم سر کلاس نیامده است و آنها سر و صدا میکنند. ناظم، کاوه را که پسر با انضباطی است تنبیه میکند. کاوه با نوشتن انشایى زیبا ثابت میکند که او گناهکار نبوده است.
هوگو و ژوزفین، پسر و دختر کوچک و تنهایى اند که در دنیایی بیگانه و غریب زندگی میکنند. همسالان آن ها نامهربان و ناسپاس اند، اما این دو موجود کوچک با دوستی و مهربانی، پلیدی های دوروبر خود را از میان بر میدارند و زشتی ها را به زیبایی تبدیل میکنند.
ژوائو، پسر بچهاى اهل تنتوبال، روستایى در کشور پرتغال است. به مدرسه که مى رود آموزگار به او ژوائوى تنتوبالى نام مىدهد که طنینى چون نام یک ماجراجوى دلیر دارد. اما قهرمان و سرمشق او "واسکو دوگاما"، قهرمان دریاهاست. ژوائوى جوان مىخواهد دل از مدرسه…
پیتر همراه دو خواهر خود، روبرتا و فیلیس و پدر و مادرش زندگى آرام و خوبى دارند. اما یک روز که پدر سرگرم تعمیر لوکوموتیوى است که پیتر در جشن تولد خود آن را گرفته است، دو نفر به خانهی آنها مىآیند و او را به زندان مىبرند، مادر از این ماجرا چیزى به…
ژنویو والدینش را از دست می دهد و برای زندگی نزد عمویش میرود. اما در خانه ی آنها مشکلاتی پیدا می کند. عموی ژنویو میخواهد که او با پسر عمویش ژرژ ازدواج کند، اما ژنویو به خاطر آزارهای ژرژ مایل به این ازدواج نیست. پسر عموی دیگرش، ژاک، نیز به او علاقه…
مجموعه ی ۱۷ قصه ی طنزآمیز به هم پیوسته درباره ی مردی به نام برونو. برونو مردی خیالباف است که استدلالهای ساده ای برای برخورد با مسائل روز دارد.
پرین پس از مرگ پدرش به همراه مادرش برای ادامه ی زندگی عکاسی میکند. آنها برای پیدا کردن پدربزرگ سفر خود را آغاز میکنند. در سفر، مادر به دنبال بیماری میمیرد و پرین به تنهایی به سفر خود ادامه میدهد تا پدربزرگ را مییابد و زندگی خوبی را در کنار او…
دختر کوچولو پدر ندارد و مادرش پرستار است. مادر مرد جوانى را استخدام مىکند تا شب ها که خودش بیمارستان است از دخترش مواظبت کند. دختر بچه و مرد جوان با هم دوست مىشوند. آنها شب هاى زیادى را باهم به خوشى مىگذرانند و تصمیم مىگیرند داستان دوستىشان را…
کشیش ویلکرسون پس از مطالعه گزارش دادگاه هفت نوجوان اسپانیولی که به جرم قتل پسر بچه ایی معلول در شهر نیویورک محاکمه میشدند تصمیم گرفت برای کمک به آنها به نیویورک برود. کشیش با مدیر جوانان کلیسا "مایلز هوور" به نیویورک میرود و در یکی از دادگاه های…
دخترک براى برادرش نامه اى مى نویسد و در آن از رنگ ها، خیال ها و خواب هاى زیبایش حرف مى زند.
روزی پیرمرد ماهیگیر به دریا می رود و دیگر باز نمیگردد. پسرش روزهای زیادی را کنار ساحل چشم به راه می نشیند. روزی با تور ماهیگیری به دریا می رود، اما دریا توفانی می شود و ماهی ها به ته دریا میروند. پسرک به گریه می افتد. ابرها کنار می روند و تورش پر…
پروفسور مردی است با دانش زیاد و حافظه ی ضعیف، سر و وضعش بامزه است و کارهایش بامزه تر، پی در پی دست به اختراع می زند و هر بار به دلیل فراموش کردن چیزی، اختراعش چیز دیگری از کار در می آید. اما او دست بردار نیست، باز اختراع می کند و ماجرای تازه ای می…
میگل پسر دوم خانواده اى گله دار در آمریکاست. او خود را به آب و آتش مى زند تا مثل برادر بزرگش کارهاى مردانه انجام دهد و در گله داری به خانواده اش کمک کند. سرانجام با رفتن برادرش به سربازی، میگل اجازه پیدا میکند به جمع بزرگترها و گله دارها بپیوندد.…
دو خواهر دو قلو، که در دوره ی کودکی به دلیل جدایی پدر و مادر از هم جدا شده اند، در یک مدرسه ی شبانه روزی همدیگر را می یابند. نخست به هم حسادت می کنند، اما وقتی متوجه می شوند که خواهرند، با هم دوست می شوند. آن دو تصمیم می گیرند با عوض کردن جای خود…
بعد از فرار مادر جونی، پدرش جونی ۴ ساله را تنها با کشتی از امریکا به آلمان می فرستد. او به ناخدا می گوید در آلمان پدربزرگ و مادربزرگش به استقبالش می آیند. اما پدر خوب می داند آندو سال هاست فوت کرده اند. در آلمان ناخدا که متوجه ماجرا می شود، جونی را…
فلفلی با آنتوان پسر فقیری که با مادر مریض اش زندگی می کند، دوست می شود. آنها نقشه ی جوانی تبهکار را که با پرستار فلفلی طرح دوستی ریخته است نقش بر آب می کنند. تبهکار به زندان می افتد. پدر فلفلی پرستار را بیرون می کند و از آنتوان و مادرش می خواهد که…
گربه ی سیاه با پیرزنی زندگی می کند، اما شیرهای بز او را پنهانی می خورد. پیرزن هم برای تنبیه، دم او را می برد. گربه برای پس گرفتن دم خود باید تمام شیرها را پس بدهد. پس به سراغ بز می رود و از آنجا نزد درخت و آب و... می رود تا سرانجام می تواند دوباره…
دخترک در کلاس درس جغرافی خوابش می برد. او سوار بر ابرى سفید بر فراز دره هاى البرز، رودخانه و سد سفید رود، بندر انزلى و مرداب انزلى پرواز می کند و درباره ی گیلان بسیار چیزها می آموزد.
پدر و مادرها و مادربزرگ ها و پدر بزرگ ها که از بی توجهی بچه ها به حرف هایشان ناراحت هستند شبانه شهر را ترک می کنند. بچه ها در نبود والدین خود همه کار مى کنند و نظم شهر را بر هم مى زنند. اما پس از مدتى پشیمان مى شوند بچه ها در نامه ای که بوسیله ی…
پدر و پسری تنها و دور از مردم در ساحل دریا زندگی می کردند مردم به آنها "تام گوشه گیر " و " پسر توفان" می گفتند. روزی چهار جوان به منطقه حفاظت زده وارد شدند و با از بین بردن لانهی پلیکانها و کشتن دو پلیکان از آنجا رفتند. پسر توفان که از دور شاهد…
خرگوش کوچولو با پدرش به کنار دریا می رود تا برآمدن خورشید را ببیند. آن روز خورشید بیرون نمی آید. خرگوش به همه جا سر می زند تا علت ماجرا را بفهمد. سرانجام خورشید را می بیند که لبخند مى زند.
دختر گژدهم پس از شکست هجیر از سهراب، براى دفاع از ایران زمین داوطلب جنگ با سهراب میشود. در جنگ نمیتواند با سهراب برابرى کند ولى به سهراب جوان میآموزد که در ایران زمین زنان نیز چون مردان و خردان چون بزرگان مىجنگند. دلیرى فقط بازوى سترگ نمیخواهد…
سندباد اهل بغداد است. پس از مرگ پدرش، از راه دریا به سرزمین هاى ناشناخته مىرود و موجودات شگفت انگیزى در آن سرزمین ها مىبیند و ثروت فراوان مىاندوزد. روزى باربرى به نام "سندباد بری" به کاخ او مىآید و سندباد ماجراهاى سفرها و دیده ها و شنیده هایش را…
دهکده کنار سنگ بزرگ و سیاه قرار دارد. سنگ سیاه جلوی تابش خورشید را گرفته است. پسری نوجوان به نام علی، گروهی از بچه ها را بر میانگیزاند که بروند و پشت سنگ را ببینند. آنجا دشتی پهناور و درخشان است. بزرگترها به پیشنهاد بچه ها که میگویند ده را باید به…
چگونگی پدیدآوردن شاهنامه و کسانی که از آن تاثیر گرفته اند و نیز درگیری فردوسی با سلطان محمود غزنوی.
مریم در اتاقش مارمولک کوچکی می بیند که به چشم های او خیره شده است. دختر با مارمولک سخن می گوید. مادرش مارمولک را می زند. مریم را از مارمولک ها می ترساند و به او می گوید هنگام دیدن مارمولک نه حرف بزند و نه بخندد. از این پس مریم دیگر با کسی حرف نمی…
خارکن در بیابان ماری سیاه می بیند، می ترسد و می خواهد فرار کند. اما مار به او می گوید که او مار نیست و از شهر ماران آمده است. پس سرگذشت شهر ماران را که شهری هفت دروازده بوده است. برای خارکن تعریف می کند و می گوید که کودکان شهر از مارها نان قندی و…
پسرک چشم آبی همه چیز را به رنگ آبی می بیند و از این موضوع ناراحت نیست، اما پدر و مادر از این که پسرشان همه چیز را آبی می بیند، رنج می برند. او را نزد پزشکان کارآموزده می برند و آن ها می گویند چشم پسرک سالم است. پدر و مادر نمی پذیرند و او را پیش گل…
پس از چیرگی افراسیاب پادشاه تورانیان بر منوچهر پادشاه ایرانی، بر پایه ی پیمان سازش قرار می شود مرز ایران و توران جایی باشد که تیر یکی از پهلوانان ایرانی در آنجا به زمین بنشیند. آرش را به این کار سترگ می گماردند. آرش دست به زه کمان می برد و از فراز…
پهلوان جوان برای نبرد با پوریای ولی از سیستان به خوارزم آمده و مادرش نیز همراه اوست و همه ی روزهای پیش از کشتی گرفتن دو پهلوان، برای پیروزی فرزندش دعا می کند. پوریای ولی با شنیدن دعاهای این مادر و با اندیشه درباره ی گفته های پهلوان جوان که پوریا…
برادر عبدالرزاق، وزیر سلطان ابوسعید است. روزی وزیر، از برادر پهلوان خود برای سلطان می گوید و سلطان از او می خواهد که برادرش را از خراسان فرا بخواند تا با پهلوان دربار، علی ابومسلم، کشتی بگیرد. وزیر چنین می کند. عبدالرزاق این دعوت را می پذیرد و از…
امیر پیش از مرگ، وصیت میکند در صورتى که دخترش، خورشید را به قصر بیاورد. مىتواند جانشین پدر شود. دختر سعى میکند با بالا رفتن از کوه خورشید را به قصر بیاورد، اما موفق نمیشود. دختر که میبیند به تنهایى نمىتواند از عهده ی کار برآید، دستور میدهد…
خواهر و برادرى همراه مادرشان به دهکده اى ییلاقى مىروند. پدر آن ها به سفر رفته و بازنگشته است. آن ها بر این باورند که پدرشان مرده است. روزى مردى با این دو رو به رو مىشود که پدرشان را مىشناسد. او که نامدار به حسن غول است، با بچه ها دوست مىشود و پى…
ترایپادها (سه پایه ها) کره زمین را تسخیر کرده اند و بر سر انسان ها کلاهک هایی گذاشته اند تا فکر آنها را بخوانند. ویل پسر بچه ای ۱۲ ساله است که هنوز مراسم کلاهک گذاری او برپا نشده است. روزی ویل با مردی رو به رو مىشود. او در پى نوجوانانی است که هنوز…
ویل و فریتس دو نوجوان اند که در کو ه های سفید برای مبارزه با سه پایه ها که اربابان زمین شده بودند آموزش دیده اند. آنها موفق میشوند به شهر اربابان بروند و از نزدیک با شیوه ى زندگی شان آشنا شوند و با آنها مبارزه کنند. آن دو پس از مدتی به کوه های سفید…
ویل مى تواند از شهر اربابان (سه پایه ها) اطلاعات خوبی به دست آورد و به مردم کوه های سفید برساند تا بتوانند حمله به شهر اربابان را آغاز کنند. در این مدت هم ساکنان کوه های سفید با کاوش در یک شهر قدیمی و پیدا کردن کتابخانه ای با چندین هزار جلد کتاب به…
براى تربیت تیستو هیچ یک از شیوه هاى آموزش معمول کارساز نیست. باغبانى کشف مىکند که او انگشتانى سبز کننده دارد، یعنى مى تواند هر گاه و هر جایى که اراده کند سبزه برویاند. او زندان را تبدیل به باغى مىکند و در باغ وحش براى جانوران مختلف گیاهان محل…
براى تربیت تیستو هیچ یک از شیوه هاى آموزش معمول کارساز نیست. باغبانى کشف مىکند که او انگشتانى سبز کننده دارد، یعنى مىتواند هر گاه و هر جایى که اراده کند سبزه برویاند. او زندان را تبدیل به باغى مىکند و در باغ وحش براى جانوران مختلف گیاهان محل…
پیرزن هر سال چشم به راه عید و آمدن عمو نوروز است، اما هیچ گاه وقت تحویل سال نتوانسته است عمو نوروز را ببیند.
شب در آسمان قطب مىماند و دیگر نمىرود. این ماندگارى شش ماه به درازا مىکشد. شب خوابش مىگیرد. ستاره ها هم آن قدر چشمک مىزنند تا چشم هایشان کم سو مىشود. خورشید با آفتاب خود گلى از بلور مىسازد. گل بلور از خورشید مىخواهد هر جا مىرود او را هم با…
در یک ده پیرمردی بزی داشت که دندان طلا ، پشمی مثل نخ طلا و سم هایی از طلا داشت. هیچکس از وجود این بز خبر نداشت. تا اینکه یک روز بز از خانه فرار مىکند. پیرمرد بدنبال بزش میگردد اما حاضر نیست به کسی مشخصات بز را بگوید. پیرمرد که از پیدا کردن بزش نا…
نقد و بررسی کوتاهی بر کتاب کودک، سرباز و دریا، اثر ژرژ فون ویلیه، ترجمه د. قهرمان، که از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.
اشاره به " آموختن درست اندیشیدن "، به عنوان شاهکلید ادبیات کودکان و مبارزه با خرافه و دارا بودن ارزش ادبی والا به عنوان نکته های لازم برای ادبیات کودکان.
اعلام نام گذاری سال ۱۹۷۹ به نام سال جهانی کودک از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد. پس از آن معرفی برنامه هایی که کانون در دست اجرا دارد تا به مناسبت سال جهانی کودک به مرحله اجرا درآیند.
گزارشی از برنامه های اجرا شده و فعالیت های انجام گرفته در قسمت های گوناگون کانون شامل: کتابخانه ها، مرکز آموزش موسیقی، مرکز آموزش فیلمسازی، مرکز تهیه صفحه و نوار، انتشارات، فستیوال و .... در سال ۱۳۵۶.
شرح کوتاهی از زندگی و فعالیت های " کالین تیل "، نویسنده ی ادبیات کودکان استرالیایی، و اشاره به مشهورترین اثر او « پسر توفان » که فیلم ساخته شده از روی آن در دوازدهمین فستیوال فیلم های کودکان و نوجوانان کانون، جوایزی را از آن خود کرد. سپس ترجمه ی…
دریافت دیپلم ویژه ی بیست و پنجمین فستیوال بین المللی فیلم مانهایم آلمان برای دو فیلم « پرچین » به کارگردانی ارسلان ساسانی و « اسب » به کارگردانی مسعود کیمیایی. این دو فیلم در مرکز سینمایی کانون تهیه شده اند.
دریافت دیپلم افتخار برای فیلم های « مرد و ابر » ساخته ی پرویز نادری، « دنیای دیوانه، دیوانه، دیوانه » ساخته ی نورالدین زرین کلک و « ملک خورشید » ساخته ی علی اکبر صادقی، از هفتمین فستیوال بین المللی فیلم های کوتاه برای جوانان در فرانسه. این سه فیلم…
اعلام آغاز فعالیت کتابخانه های سیار تهران همراه با اشاره به مناطقی که قرار است تحت پوشش این کتابخانه قرار بگیرند.
برنده شدن نقاشی های یوتا آذرگین در نمایشگاه هنر کتاب لایپزیک آلمان و دریافت دو مدال نقره که یکی به یوتا آذرگین و دیگری به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تعلق گرفت.
گزارشی از سفر به دانمارک بنا به دعوت کمیسیون ملی یونسکو در آن کشور، برای شرکت در نشست چگونگی کاربرد ادبیات کودکان در خدمت صلح و آشنایی جهانی. در ادامه گزارشی از شرکت در ششمین بینال براتیسلاوا و دریافت سیب زرین برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان…
فیلم « پرچین » ساخته ی ارسلان ساسانی در دهمین جشنواره ی جهانی فیلم مسکو، برنده ی جایزه ی ویژه ی وزارت آموزش و پرورش شوروی شد.
فیلم « دنیای دیوانه، دیوانه، دیوانه » به کارگردانی نورالدین زرین کلک، تهیه شده در مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، برنده ی جایزه ی ویژه ی هیأت داوران در بیست و سومین فستیوال بین المللی فیلم های کوتاه اوبرهازن آلمان شد.
فیلم « هفت تیرهای چوبی » برنده ی دو جایزه ی اول هیأت داوران نوجوانان و هیأت داوران کودکان در اولین جشنواره ی جهانی فیلم های کودکان و نوجوانان سوئیس شد. این فیلم به کارگردانی شاپور قریب در مرکز سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهیه شده است.
دریافت جایزه ی ویژه ای از هیأت داوران نمایشگاه بولونیا برای تصویرهای کتاب « سیبو و سار کوچولو ». این کتاب نوشته ی جواد مجابی و از انتشارات کانون است که تصویرگری آن را بهمن دادخواه انجام داده است. همراه اشاره به انتشار نقشی از کتاب « پرنده چه گفت »…
گزارشی از برپایی نمایشگاهی از انتشارات فرهنگی کانون در دانشگاه کالیفرنیا به همراه ۱۲ کشور دیگر از خاورمیانه و آفریقا.
پیام روز جهانی کتاب کودک از سوی ژاک شارپانترو، شاعر معاصر فرانسوی، به کودکان جهان.
فیلم « دنیای دیوانه دیوانه دیوانه » در دوازدهمین جشنواره بین المللی فیلم شیکاگو، برنده ی جایزه ی « برنز هوگو» شد. این فیلم به کارگردانی نورالدین زرین کلک، در مرکز سینمایی کانون تهیه شده است.
گزارشی کوتاه از سفر گروه تئاتر کانون به کشور اردن به مناسبت افتتاح کتابخانه ی کانون پرورش فکری در این کشور.
گزارش برگزاری اولین فستیوال بین المللی تئاتر عروسکی به مدت دو ماه در ایران که از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شده است. کشورهای شرکت کننده، تئاترهای اجرا شده و نظر کشورهای شرکت کننده درباره ی این فستیوال.
معرفی ویژگی ها و برنامه های پیش بینی شده برای یازدهمین فستیوال بین الملی فیلم های کودکان و نوجوانان، هیات داوران فستیوال و تعدادی از فیلم های شرکت کننده در فستیوال از ایران.
به دست آوردن جایزه ی « موضوع » در پنجمین جشنواره ی بین المللی فیلم در نسالونیکی یونان، برای فیلم « دنیای دیوانه دیوانه » ساخته ی نورالدین زرین کلک که در مرکز سینمایی کانون تهیه شده است.