ترقی
پادشاه کشوری صاحب بچه نمی شود. روزی در عالم رؤیا پیرمردی را می بیند که مژده می دهد همسرش پسری خواهد زایید. این پسر در ۷ سالگی به چنگال شیری می افتد. اگر از چنگال شیر نجات یابد، موجب نابودی پدر می شود. از قضا همسر شاه پسری به دنیا می آورد. شاه برای…
تاجر ایرانی از هر سفرش برای دختر خود، فرشته، هدایایی همچون گردنبند و گوشواره می آورد. در یکی از سفرها به هند، دخترش از او عروسک سخنگویی می خواهد. اما تاجر در هند که عروسک را می پرستند، عروسکی نمی یابد و به راهنمایی درویشی، عروسکی را که در معبد…
پادشاه ایران پسری عجول به نام خسرو دارد. خسرو از یکی تاجرها توصیف دختر شاه ترکستان را می شنود و عاشق او می شود. از پدر می خواهد که به خواستگاری او برود. شاه ترکستان ده کرور طلا از شاه ایران می خواهد. شاه با پافشاری خسرو به ناچار همه ی طلاهای خزانه…
تاجری فرزندی به نام سام دارد که در زیبایی واخلاق نمونه است. سام هر روز به جنگل می رود و به هیزم شکنان کمک می کند. چندی بعد پدر سام بیمار می شود و برای درمان همراه سام به یونان می رود. او دارایی خود را به تاجر بزرگ شهر می سپرد. هنگام بازگشت، در راه…
زیگفرید پسر کفشدوز ده با هاندا دختر همسایه همبازی است و همدیگر را دوست می دارند. روزی کفش فروشی به ده می آید و کفش های رنگارنگ خود را به دختران جوان می فروشد. پدر زیگفرید ورشکست می شود. رفته رفته دخترهای ده یکی پس از دیگری ناپدید می شوند. روزی وقتی…
تاجری پسری تنبل دارد. روزی برای اینکه او را تربیت کند، کوله پشتی ای به او می دهد و او را راهی سفر می کند. پسر در راه به غاری می رسد. در غار با پسرکی که جست و خیز و بازی می کند آشنا می شود. پسرک او را به بازی وادار می کند و آنچه از رمزهای بازی می…
پیرزنی پسری به نام مینو دارد. چون آنها فقیرند، پیرزن گاوش را به مینو می دهد و می گوید در بازار بفروشد و پولش را غذا بخرد. در راه، مینو گاو را با چند لوبیای رنگارنگ عوض می کند. مادر مینو که ناراحت شده است، لوبیاها را از دست مینو می گیرد و در حیاط می…
پیرزنی سه دختر به نامهای ناز، سوسن و نرگس دارد. گدایی که درواقع دیو است، ناز و سوسن را به ترتیب به قصر خود می برد و آنها را وادار به خوردن موش می کند. اما دخترها موش ها را نمی خورند و کشته می شوند. نوبت نرگس که می رسد او موش ها را به گربه اش می دهد…
فیروزشاه و قزل خان شاه، با هم سر جنگ دارند. ولی قزل خان ضعیف و ناتوان است و همیشه گوش به فرمان فیروز شاه دارد. روزی فیروز شاه با دختر زیبایی که در جنگل زندگی می کند، ازدواج می کند و صاحب پسری می شود که نامش را فرخزاد می گذارند. وقتی فرخزاد بزرگ شد،…
پادشاه پس از مرگ همسرش زنی می گیرد که بسیار بدجنس است. او آینه ای سحرآمیز دارد و گاهی از او می پرسد: زیباترین زن کیست ؟ آینه پاسخ می دهد: شما. تا اینکه دختر پادشاه بزرگ می شود و آینه در پاسخ زن بدجنس می گوید: دختر پادشاه زیباترین زن است. زن شاه…
نورالدین و عالیه، پسر و دختر دو تاجرند که از نوجوانی همدیگر را دوست دارند و قرار ازدواج گذاشته اند. کولی ها دو را می دزدند. نورالدین را در بیابان رها می کنند و عالیه را با خود می برند و بزرگ می کنند و او را رقاص ماهری بار می آورند. نورالدین نزد یک…
کشاورزی، دو پسر به نام های خسرو و فیروز دارد و پیش از مرگش اموالش را میان آن دو تقسیم می کند. فیروز خوشبخت است و کار و زندگی اش رونق دارد. ولی خسرو نه. به همین سبب روزی تصمیم می گیرد بر ضد برادرش توطئه کند ولی به موجودی برمی خورد که خود را بخت فیروز…
لایوس پادشاه شهر تمبا است که همسری زیبا به نام ژوکاست دارد. چون آن دو صاحب فرزند نمی شوند، لایوس به معبد می رود و از خدایان پسری می خواهد که تاج و تخت خود را به او بسپارد. شبی در خواب یکی از خدایان به لایوس می گوید اگر صاحب فرزند پسر شوی، او تو را…
مطالبی درباره ی ضرورت سلامت محیط اجتماعی کودک، داشتن مربی مناسب برای پی ریزی شخصیت واقعی، اهمیت رابطه با کودکان دیگر و بازی با همسالان.
کالسکه چی جوانی عاشق دختر پادشاه می شود. وقتی علاقه ی خود را به او ابراز می کند دختر با شلاق او را می زند و ماجرا را به پادشاه می گوید. پادشاه هم دستور قتل جوان را می دهد. پسر که از شهر خارج شده است، در راه به پیرزنی بر می خورد و به درخواست او چراغ…
برزگری قطعه زمینی به تاجری می دهد تا در آن کار کند. پس از چند سال که می خواهد زمین را پس بگیرد، تاجر ادعای مالکیت می کند. هر دو نفر نزد قاضی می روند. قاضی که حق را با هر دو می بیند، چند پرسش طرح می کند تا هر که پاسخ داد، به سود او رأی دهد. برزگر که…
پادشاهی در جشن تولد تنها دخترش، انگشتری سحرآمیز به او هدیه می دهد. دختر به وسیله ی انگشتر به شکل پروانه ای درمی آید و پس از گردش در باغ و بازگشت انگشتر را نمی بیند. چون انگشتر را عنکبوت سیاهی با خود برده است. نزد پدر و مادرش می رود ولی آنها او را…
هزاران سال پیش که هنوز ستاره ای در آسمان نبود، آهنگر روستایی، دختری به نام الیکترا داشت که عاشق چوپان ده بود. ارباب چوپان، که خود می خواست الیکترا را به همسری بگیرد، او را به دامنه ی کوه فرستاد تا طعمه ی گرگان بشود. پس از مرگ چوپان، الیکترا دیگر…
پیرمردی ۴ پسر دارد که هرکدام را به دنبال یادگرفتن هنری می فرستد. پسر اولی دزدی، دومی رمالی و جادوگری، سومی شکار و چهارمی که سوزنی سحرآمیز دارد، خیاطی یاد میگیرد. روزی دختر پادشاه را اژدهایی می دزدد. ۴ برادر مأمور می شوند دختر را بیابند. آنها با…
پادشاه یونان عاشق دختر زیبایی می شود. اما دختر، جوان شجاعی را دوست دارد که پدرش با ازدواج آنها مخالف است. پادشاه آن دو را به قصر خود می برد و نقشه ی قتل پسر را می کشد و او را به جنگ ۳ خواهر غول پیکر که در جزیره ای زندگی می کنند می فرستد. پسردلاور با…
یکی از تاجران ایرانی که به هند رفته است، با کمک یک درویش طوطی سخنگویی که مثل یک انسان حرف می زند را به دام انداخته و برای پسر خود آورده است. پسر محبت های زیادی به طوطی می کند. ولی روزی که طوطی از قفس بیرون آمد، پرواز کرد و رفت. پسر به دنبال او به…
در یکی از شهرهای ایتالیا تاجری با سه پسر و یک دختر خود زندگی می کند. پس از مرگ تاجر، پسرها خواهرشان را در گوشه ی خانه زندانی می کنند تا نتواند ازدواج کند و سهم خود را از ثروت پدر از آنها بگیرد. دختر، عاشق پسر خدمتکاری که در خانه کارهای اورا انجام می…
الیوچکار پسری با گوش های بزرگ و بینی پهن است روزی تنگ مادر را می شکند واز دست او کتک می خورد پس از آن بچه ها لقب تنگ به او می دهند و در مدرسه اذیتش می کنند تا اینکه پدرش او را برای کاری به مزرعه می برد و پس از اینکه برادرش را در شهر از تجارت خانه…
پادشاه قدرتمندی در یکی از شهرهای فرانسه زندگی می کند که پسر ترسویی دارد. پیرزنی درمان ترس او را ازدواج می داند. پس از جست و جوی فراوان دختر زیبایی را که به همراه قبیله اش در کوهستان زندگی می کند برای همسری پسر پادشاه بر می گزینند و ژاک، پسر باغبان،…
پادشاه هند پنهان از چشم ملکه، عاشق دختری به نام گلچهره می شود. وقتی ملکه با خبر می شود، تصمیم بر انتقام می گیرد. پادشاه به پیشنهاد وزیر، دختر را به شکل گاو سفید زیبایی درمی آورد تا از گزند ملکه در امان بماند. ولی ملکه که از حیله ی آنها با خبر شده…
ماشا در کنار پدر و مادر و ۴ برادرش که خیلی او را دوست دارند، زندگی می کند. روزی ماشا عاشق پسری می شود که در قصری تنها زندگی می کند. اما پسر به او اعتنایی ندارد. ماشا از شیطان می خواهد پسر را به او بدهد. شیطان هم در برابر این کار، عشق مادر و پدر و…
کاروانی راهی مکه است. در این کاروان یک تاجر ثروتمند و پسرش سعید با تمام ثروت و اموال شان حضور دارند. عرب ها به کاروان حمله می کنند و تنها سعید زنده می ماند. تاجری هندی او را با خود می برد و به تاجری ایتالیایی به نام لوکاس می سپرد. لوکاس پی به هوش و…
در شهر بزرگی، تاجری با تنها پسرش زندگی می کند. شبی پسر خواب یک پری را می بیند و عاشق او می شود و برای جست و جویش راهی دشت و جنگل می شود. روزی در کنار بیشه، ۳ مرغ را در حال پرواز می بیند. مرغ ها که به زمین می نشینند، از جلد خود درمی آیند و به شکل سه…
گوگول پسر دهقان تهیدستی است که مادرش مرده است و نامادری بدجنسی دارد. سالی که قحطی می آید، دهقان به پیشنهاد نامادری بدجنس، گوگول را در جنگل رها می کند. گوگول به قصری که دیوان، دختر پادشاه را در آن اسیر کرده اند، می رود و شیشه ی عمر دیوان را از بین می…
تاجر ثروتمندی که تنها یک فرزند دختر دارد و همه ی خواستگاران او را رد می کند، از جادوگری درباره ی آینده ی دختر می پرسد. او می گوید که همسر دخترش پسر یک باغبان است. تاجر پسر باغبان را می خرد و اورا به دست جلاد می دهد. جلاد پسر را به آسیابانی می دهد و…
در کشوری، پادشاهی درکنار ملکه اش حکومت می کرد. ملکه به تفریح و شوخی و بازی بسیار علاقه داشت و به همین سبب پادشاه او را سرزنش می کرد. روزی ملکه در جنگل، یک پری به نام تابورات را که زخمی شده است، درمان می کند. پی از مدتی ملکه باردار می شود و دختری به…
مرد ثروتمندی که بسیار خسیس است و در کشور فرانسه زندگی می کند، دختری دلسوز به نام سوزی دارد. روزی سوزی به پسر همسایه، ژان کمک می کند و مادرش را از مرگ نجات می دهد. از آن روز به بعد آن دو با هم دوست صمیمی می شوند. روزی سوزی و ژان پنهانی در قصر سرگرم…
حسن و علی دو دوست هستند. روزی حسن تب می کند وعلی برای یافتن گوشت آهو به بیابان می رود. در بیابان آهویی می بیند که در واقع دختری زیبا است که دچار جادو شده است. علی طلسم دخترک را می شکند و با او ازدواج می کند. زیبایی دختر، حسن را وسوسه می کند تا به…
توضیحاتی درباره ی راه و روش گفت و گو با کودکان تا سن ۶ و ۷ سالگی، روش های ایجاد حس مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس در او.
تاجر خسیسی، پسر خوش قلب و دست و دلبازی دارد. به همین سبب او را کتک می زند و از خانه بیرون می کند. پسر به سفر می رود و با پیرمردی که زبان جانوران را بلد است، آشنا می شود. این زبان را از او می آموزد. او با گوش دادن به سخنان دو کبوتر، به محل پنهان کردن…
ماهیگیر فقیری که دختر زیبایی دارد، پس از مرگ همسرش با زن بیوه ای ازدواج می کند که او هم دختری دارد. این زن به زیبایی دختر ماهیگیر و علاقه ی او به دخترش حسادت می کند و نقشه ی از بین بردن او را می کشد. یکبار که دختر را برای آب آوردن به سرچشمه ای که…
چوپانی هر روز گوسفندانش را به چرا می برد و هنگام چرا یکی از آنها دزدیده می شود. وقتی چوپان به دنبال دزد گوسفندانش می گردد، با کوتوله ای که نگهبان یک کوتوله ی جوان که به جرم عشقش به دختر پادشاه کوتوله ها به میخ کشیده شده است، آشنا می شود. اما چوپان…
پادشاهی، داستان ملکه جاوید را برای سه پسر خود بازگو می کند. پسرها برای یافتن ملکه جاوید، به سفر می روند. پسر کوچک پادشاه پس از مبارزه با عفریت و از بین بردن او با دیدن زیبایی ملکه عاشقش می شود، با او ازدواج می کند
توضیحاتی درباره ی تأثیر رفتار و گفت و گوهای پدر و مادر در زمینه ی مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی در حضور کودکان، که موجب کم حوصلگی و عصبیت آنها می شود.
زن تاجر دختری زیبا و بازیگوش دارد که با شیطنت هایش مادر را خسته می کند. روزی سیمرغی از بام خانه شان پرواز می کند. زن تاجر به شوخی می گوید ای سیمرغ من از دخترم خسته هستم، کاش او را با خود ببری. از آنجا که سیمرغ زن جادوگری است دختر را با خود به جنگل…
پادشاهی دختر زیبایی دارد که جادوگران خواستگارانش را جادو می کنند. روزی شاهزاده ی کشوری همراه با خدمتکاران خود: «چاق آهو چشم »، «دست دراز »، «خرگوش» و «لرزونک»، برای از میان بردن طلسم جادوگران شاه و به دست آوردن دختر پادشاه به سرزمین او سفر می کنند و…
شکارچی هنگام شکار در جنگل به پیرزنی برمی خورد و به او آب و غذا می دهد. پیرزن هم جگر کبوتری را به او می دهد و می گوید که هر روز صبح پس از خواب تخم طلایی کبوتر را از زیر سرش بردارد و ثروتمند بشود. روزی شکارچی دختری موطلایی را می بیند و عاشقش می شود.…
پادشاهی پس از راز و نیاز و مناجات با خداوند صاحب فرزند پسری می شود. اما آشپز قصر کودک را می دزدد و به دروغ به همه می گوید که گرگ او را خورده است. پسر نزد آشپز در دهی زندگی می کند و بزرگ می شود. آشپز که می ترسد پسر ماجرا را بفهمد، تصمیم به کشتن او می…
خدمتکار پادشاه با خوردن غذای او که مارسفیدی است، می تواند صدای جانوران را بشنود و حرف آنها را بفهمد. وقتی پادشاه از کار او باخبر می شود او را به مرگ محکوم می کند. اما خدمتکار می گریزد و در جنگل به جانوران کمک های بسیار می کند. آنها نیز هنگامی که او…
پادشاهی که دختری به نام ویولت دارد، به کمک پیرزنی که دایه ی دخترش است، با راه های سحر و جادو آشنا می شود. دختر پیرزن از او می خواهد رشته ی مرواریدی را که در گردن ویولت است، برای او بیاورد. پیرزن هم به پادشاه می گوید ویولت را در هنگام خواب بکشد و…
ملکه ی طبیعت که مهربان و عادل است به همراه دختر خود بهار روی زمین زندگی می کند. در سرزمین دیگر، پادشاه جنی ها که هیچکس را شایسته ی ازدواج با خود نمی بیند، حکایت ملکه ی طبیعت و مهربانی های او و زیبایی های دخترش بهار را از درختی سبز و زیبا می شنود و…
ترکیف پادشاه روسیه مردی مهربان است گروهی از درباریان برعلیه او توطئه می کنند و او را از بین می برند دراین بین نوکر وفادار ترکیف همسر باردار شاه را نجات می دهد اما در راه سفر به دست دزدان دریایی می افتند فرزند شاه والاف و پسرنوکر وفادار تورکیل به دست…
کودک کشاورزی که قد یک وجبی دارد به دست غولی می افتد که در کوه زندگی می کند وقتی یک وجبی قصد فرار از کوه را دارد به جادوی غول دچار و تبدیل به غول می شود در جنگ با غول او را از بین می برد و نزد پدر کشاورزش برمی گردد به او کمک می کند و زمینش را شخم می…
پادشاه ایتالیا دختر زیبایی دارد که به تمام خواستگارانش پاسخ رد می دهد. دختر، پنهانی با خدای جنگ «مادس» ازدواج می کند و پسران دوقلوی موطلایی به دنیا می آورد، اما از ترس پدر آنها را در صندوق می گذارد و به آب می اندازد. پسرها به دست گرگی می افتند ودر…
جادوگر پیری که دخترهای جوان را به شکل بلبل درمی آورد، در جنگل زندگی می کند. این جادوگر به سبب خیانت همسرش، از دختران زیبا و جوان نفرت دارد و آنها را به شکل بلبل درمی آورد. روزی وقتی که دخترشیرفروش با پسرچوپان در جنگل قدم می زند دچار جادوی جادوگر می…
پیشنهادهایی در زمینه ی روش رفتار و گفت و گو با کودکان، ضرورت توجه به احساسات و عواطف آنها و پرورش کودکانی با روحیه و احساسات مثبت.
دزدی به نام کافور در یمن در بیشه زارها کمین می کند و اموال کاروان ها را می دزدد. او دختر زیبایی به نام عاتکه دارد که در باغی دور از شهر با دایه اش زندگی می کند. روزی پسر پادشاه هنگام گردش در باغ عاتکه را می بیند و عاشقش می شود و او را با خود به قصر…
میداس پادشاه روم با اینکه خزانه ای پر از طلا دارد، آدم آزمندی است. روزی فرشته ای بر خزانه فرود می آید و به میداس می گوید تقاضایی از او بکند. میداس از فرشته می خواهد به او قدرتی بدهد که به هر چه دست می زند طلا شود. از آن پس میداس به هرچه دست می زند،…
خسرو که جوان تنگدستی است روزی به پیشنهاد یکی از دوستانش به سفر می رود. در راه به شهری می رسد که تبدیل به سنگ شده و بدن پادشاه آنجا نیز نیمی از سنگ و نیمی انسان است. پادشاه، ماجرای جادوی شهر و دزدیده شدن دخترش، گل لعل آفرید، را به دست دیو، برای خسرو…
تاجری به نام عبدالله ۸۰ شتر دارد و در بغداد زندگی می کند. روزی دزدان قافلهاش را می زنند و شترانش را می دزدند. عبدالله با درویشی آشنا می شود که او را صاحب گنجی بزرگ می کند. اما او طمع می کند و صندوقچه ی کوچک درویش را می خواهد. در این صندوق مایعی…
روزی گوژپشتی به نام مرندس که در بغداد زندگی می کند، میهمان خیاطی می شود. هنگام خوردن غذا ماهی در گلویش گیر می کند و همان دم می میرد. خیاط از ترس، جسد او را به منزل پزشک می برد و آنجا رها می کند. پزشک نیز از ترس اینکه مبادا گناه مرگ گوژپشت به گردن او…
کشتی شاهزاده ای که به جهانگردی علاقه دارد، ۴۰ روز دچار توفان شدیدی می شود. شاهزاده به دنبال خشکی می گردد و کوهی را می یابد. یکی از همراهان می گوید این کوه طلسمی دارد که با کشته شدن اسب و سواری که در قله ی آن جای دارند، می شکند و ما نجات پیدا می کنیم…
پادشاهی سه پسر دارد. هنگام مرگ به آنها وصیت می کند که هرگز به سرزمین ملکه ی سیاه حمله نکنند، زیرا هرکس به آنجا حمله کرده دیگر باز نگشته است. دو برادر بزرگ تر به این وصیت گوش نمی دهند، به سرزمین ملکه سیاه می روند و دچار جادوی شمشیر ملکه ی سیاه می…
شاهزاده ای که از زندگی در قصر شاهی پدر خسته شده است به سفر می پردازد بدون اینکه متوجه باشد پا در سرزمین دیوان می گذارد پادشاه دیوان درعوض نجات شاهزاده سیب طلایی را از او طلب می کند شاهزاده طی پیدا کردن سیب طلا دختری را که اسیر جادوگر بوده نجات می…
پادشاهی دختری نازپرورده و بی ادب دارد که همه ی مردم از او ناراضی اند. روزی آسمان دچار رعد و برق می شود و فرشته ای نزد دختر می آید و او را به بیابان می برد و چند روزی نگه می دارد. پادشاه نگران می شود و سربازانش را به جست و جوی دختر می فرستد. دختر در…
گرگ و روباهی با هم همسایه اند. گرگ سرگرم نجاری خانه ی خودش است و به روباه قول داده وقتی که تعمیر خانه اش تمام شود به او سور بدهد. اما به بهانه های مختلف به قولش عمل نمی کند، روزی روباه حیلهای به کار می برد و عسل هایی را که گرگ برای دادن سور خریداری…
خیاط شجاعی با زدن یک ضربه شمشیر ۲۰ مگس را می کشد و از آن پس با خیال اینکه کار خیاطی شایسته ی او نیست، به سفر می پردازد. پادشاه با شنیدن ماجرای شجاعت هایش از او می خواهد جانور درنده ای را از پای درآورد. او موفق نمی شود دخترش را به عقد او درمی آورد .
دو پادشاه با هم به جنگ می پردازند. یکی از آنها از حکمران پیری که دو دختر دارد و در سرزمین او زندگی می کند، می خواهد به سود او در جنگ شرکت کند. دختر کوچک حکمران که ناتوانی و پیری پدر را می بیند، لباس مردانه می پوشد و شجاعانه به میدان جنگ می رود.…
پس از مرگ پادشاه ، مردم به سبب ولخرجی های پسران او، کس دیگری را به تخت می نشاند. پس از مدتی پسران شاه تمام ثروتشان را از دست می دهند، تا اینکه یکی از آنها بچه ماری را از مرگ نجات می دهد و از مادر مار انگشتر سحرآمیزی پاداش می گیرد. انگشتر آرزوهای او…
چوپانی به دنبال چراگاه، گله ی خود را از جنگل می گذراند که ماری را در آتش می بیند و نجاتش می دهد. پدر مار که پادشاه مار هاست، برای پاداش، زبان جانوران را به او می آموزد. روزی چوپان زیردرختی خوابیده است که دو کلاغ نشانه ی گنجی پنهان را به او می دهند.…
در نبود پادشاه، همسرش پسری به دنیا می آورد که اورا بی نام صدا می کنند. پادشاه سال هاست که در خارج از کشور سرگرم جنگ است. در راه بازگشت به کشورش به غولی بر می خورد که بی نام را از او می خواهد، پادشاه نیز بی خبر از نام پسرش او را به غول می بخشد. اما…
ماهیگیر پیری سه فرزند دارد و زندگی را به سختی می گذراند. روزی کوزه ای طلا از دریا می گیرد. آن را می شکند و غول داخلش را نجات می دهد. غول، پیرمرد را راهنمایی می کند تا از برکه ای سه ماهی طلایی بگیرد و نزد پادشاه ببرد. پادشاه با دیدن ماهی ها، پی به…
در خانه ی مرد ثروتمندی که ثروتی تمام نشدنی دارد، به روی دیگران باز است. روزی پسر او «آندولسا» راز ثروت پدر را که در کیسه ی هدیه ی شاه پریان جمع شده از او می پرسد و می فهمد که این کیسه همیشه پر از پول است. پس از مرگ پدر، آندولسا کیسه را برمی دارد و…
دختر کوچک تاجری که بسیار شجاع و باهوش است، تصمیم می گیرد پدرش را از دست جادوگران نجات بدهد. روزی شیری به قصد جان تاجر به خانه ی او می رود و از او خوراک می خواهد. تاجر ناچار می شود دختر کوچکش "گل سفید" را برای شیر بیاورد . شیر که دچار طلسم جادوگر است…
پادشاهی دو پسر دارد که هردو عاشق دختر چشم آبی و موطلایی پادشاه همسایه اند. دختر پادشاه همسایه، عاشق برادر کوچک است و از راه کبوتر نامه بر با او درتماس است. دختر پی می برد که برادر بزرگتر می خواهد برادر کوچکش را بکشد. دختر به برادر کوچک هشدار می دهد…
خداوند به پیرمرد و پیرزنی که سال ها بچه دار نمی شدند، فرزندی به اندازه ی شست انگشت می دهد. این بچه با اینکه خیلی کوچک است، به پدر کمک می کند. روزی او از نقشه ی دو دزد آگاه می شود و دزدان را با صدای خود فراری می دهد ولی گربه ای گرسنه، فسقلی را می…
ارسلان تنها پسر پادشاه است . دو دختر وزیر به ارسلان دل بسته اند . خواهر بزرگ که به رابطه ی خواهر کوچک و ارسلان حسادت می کند، از دوست جادوگر خود کمک می گیرد و به آزار خواهر می پردازد. جادوگر، خواهر کوچک را در کوهی زندانی می کند. اما پسر پادشاه جادوگر…
پادشاهی برای ازدواج دخترش شرط های سنگینی می گذارد. سرانجام دختر، با جوان باهوشی ازدواج می کند. آنها برای زندگی از قصر بیرون می روند و دچار حیله ی صرافی می شوند که مبلغی پول برای تجارت به آنها وام داده است. صراف شرط می گذارد اگر در موعد مقرر قرض را…
پنبه دوز فقیری هنگام ماهیگیری، یک ماهی سخن گو را به تور می اندازد. این ماهی به پیرمرد می گوید او را به خانه اش ببرد و هشت تکه کند. دو تکه را به زن، دو تکه را به سگ، دو تکه را به اسب خود بدهد و دو تکه ی دیگر را در باغچه خاک کند. پس از یک سال دو شمشیر…
پسر پادشاه به خواهر کوچکش حسودی می کند. به همین سبب خواهرش را به جنگل می برد و به پیرزنی می سپرد. پیرمرد لالی دلش به حال دختر می سوزد و از شاه پریان برای نجات دختر کمک می خواهد. دختر آزاد می شود و با شاه پریان ازدواج می کند.
فیروز ولیعهد سرزمینی است که دچار سحر جادوگر شده است. او با اسب سحرآمیزی به آسمان و به سرزمین های دیگر برده میشود. آنجا دل به دختری می بازد که او نیز جادو شده است. فیروز با هوشیاری طلسم را می شکند، با دختر ازدواج می کند و به کشور خود باز می گردد.
دو برادر که یکی خسیس و دیگری سخاوتمند است، با هم زندگی می کنند. برادر کوچک که سخاوتمند است در خانه جعبهای دارد که هنگام دزدی صاحبش را آگاه می کند. روزی تاجری که دزدان، اسبانش را دزدیده اند، جعبه را به هزار سکه می خرد. برادر خسیس حسادت می کند و تصمیم…
پادشاه بزرگی که زبان جانوران را می فهمد، آشپز جوانی دارد که به او اجازه نمی دهد در دیگ را باز کند و غذا را ببیند و همیشه باید دیگ را با در بسته نزد پادشاه ببرد. روزی آشپز جوان در دیگ را باز می کند و مار سفیدی در آن می بیند. تکهای از آن را می خورد و…
زنی که سال هاست بچه دار نمی شود با یکی از پریان دوست است. روزی پری تخمی به زن می دهد تا در گلدان بکارد. پس از مدتی دختر زیبایی به اندازه یک بند انگشت در گلدان می بیند. این دختر روزها به جنگل می رود و بر پوست گردو می نشیند و روی آب قایق سواری می کند…
پادشاهی که علاقه ی زیادی به یافتن پاسخ چیستان ها دارد، روزی چیستانی طرح می کند و قرار می گذارد به اندازه ی وزن کسی که پاسخ آن را می دهد، طلا به او ببخشد. در شهر تاجری زندگی می کند که دختر باهوشی دارد. این دختر پاسخ پادشاه را می یابد. پادشاه دختر را…
در آسیای غربی پادشاهی زندگی می کند که محبوب مردم است. روزی جهانگردی پادشاه را با کشور خود که جادو شده و به این دلیل مردم سیاه پوشی دارد، آشنا می کند. پادشاه، شهر را از جادوی جادوگر کفشدوز رهایی می بخشد و با دختر زیبایی که در قصری در آن کشور زندگی…
در جشن تولد شاهزاده خانم دیانا، جادوگری از پادشاه یک کیسه اشرفی می خواهد. اما پادشاه نمی پذیرد. جادوگر هم شاهزاده را نفرین می کند و او کچل می شود. ولی پادشاه در جوانی کار نیکی در حق پیرمردی انجام داده و پیرمرد در برابر این کار حاضر است یک تقاضای او…
روزی ملکه ی دریا از پادشاه زمین دعوت میکند که به دیدن سرزمین او بیاید. پادشاه به دعوت ملکه به همراه پسر کوچک خود به دریا می روند. در راه، تمساحی پسر پادشاه را می بلعد. پادشاه نزد ملکه می رود و شکایت تمساح را می کند. ملکه با شمشیر خود دهان تمساح را…
در زمان هارون الرشید، تاجری همیشه برای دوستانش میهمانی های مجلل برپا میکند. این میهمانی ها سرانجام ثروت او را به باد می دهد. روزی به مردی ژنده پوش کمک می کند. آن مرد به او میگوید درخواستی از او بکند. تاجر که ابوالحسن نام دارد آرزو میکند روزی خلیفه…
پادشاهی هفت دختر دارد. دختر آخری او بسیار زیباست. دختر روزی توپ خود را در کنار چشمه ای در باغ گم میکند. قورباغه ی زشتی از دختر قول می گیرد که در برابر یافتن توپ همیشه در کنار دختر بماند و از وسایل شخصی او استفاده کند. قورباغه توپ را می یابد و دختر…
برنامه کاری روزانه ی کودکستان برسابه.
لیوتشو کودک چینی با پدر و مادر تهیدست خود در جنگل زندگی می کند. لیو با نجات یک ماهی از دام، قیچی سحرآمیزی را پاداش می گیرد که به همه چیز شکل واقعی می دهد. لیو با قیچی شکل قصری را می برد که به شکل یک قصر واقعی در می آید و با پدر و مادرش در این قصر…
توضیحاتی درباره ی بنای ساختمان دبستان فیروزکوهی که دو بخش پسرانه و دخترانه دارد و اصل مهم در کار آن ارتباط مدرسه با خانواده است، در این مدرسه انجمن های مختلف و کارگاه های آموزشی وجود دارد.
بوب پسری افریقایی که پدرش به او خواندن و نوشتن یاد داده است، به کودکان دیگر آموزش می دهد و آنها را به درس خواندن تشویق می کند. روزی بوب و دوستانش در جنگل با حمله ی فیل های وحشی رو به رو میشوند، اما بوب با هوشیاری فیل ها را به سوی پل می کشاند. پل…
دو گروه قایقرانی که رقیب یکدیگرند، مسابقهای برای تعیین قهرمان برگزار می کنند. سرپرستان این دو گروه ژاک و تومی اند. در میانه ی بازی، گروه ژاک که می خواهند مسیر را میان بر بروند، دچار حادثه می شوند. تومی آنها را نجات می دهد و سرانجام خود به خط پایان…
کلاهبرداران، بوب پسر صاحب یک شرکت فیلمبرداری را می دزدند. موریس که یکی از کارکنان پدر بوب است، با ماجراهایی که در آنها جانش به خطر می افتد بوب را پیدا می کند و به پدرش می رساند. به همین مناسبت پدر جشن بزرگی برپا می کند و دوچرخه ی زیبایی به موریس…
روبن و ژیل خواهر و برادرند. آنها با شرکت در یک حراج نقشه ی گنجی را می یابند و به دنبال یافتن گنج، ماجراهای وحشتناکی را در جنگل پشت سر می گذارند. در این میان پیرمردی را از دست دزدان نجات می دهند و پیرمرد که گنج را یافته است به عنوان پاداش نیمی از…
ملکه ی زیبایی، به جز خود نمی تواند شخص زیبای دیگری را ببیند، اما پریچهر، دختر پادشاه، روز به روز بزرگتر و زیباتر می شود. ملکه که نمی تواند وجود او را تحمل کند، با حیله ای پریچهر را به جنگل می برد و رهایش می کند. پریچهر با هفت کوتوله در جنگل آشنا می…
توم پس از سال ها با عموی خود، ژاک، که نقشه ی گنجی آورده است و به خانواده ی آنها نشان می دهد، روبرو می شود. هنگام شب، خدمتکار خانواده خیانت می کند و نقشه را به دزدان می دهد. عموی ژاک به نبرد با دزدان می رود و لی توم با طرح نقشه ای عمویش را از دست…
گلنار و پریچهر، دو خواهر، خرسی را که در جنگل راه گم کرده است، نجات می دهند و مدتی از او نگهداری می کنند. روزی دوباره این دو خواهر مهربان مرد کوتاه قدی را که در جنگل به دام افتاده است را نجات می دهند. مرد به جای سپاسگزاری، به آنها دشنام می دهد و می…
نادر تنها پسر یک بازرگان است که با خوشگذرانی، ثروت پدر را به باد می دهد و با صندوق پرنده ای که دوستش به او می دهد به شهر دیگری می رود. در آنجا عاشق دختر پادشاه می شود. ولی به سبب سوختن صندوق پرنده نمی تواند دختر را با خود بیاورد. به ناچار تنها بازمی…
سوزت دختر بچه ای شجاع است. دزدان در نبود پدر به خانه ی آنها می آیند و مادرش را می دزدند. او با قایق کوچکی که وسیله ی بازی اش است از رودخانه می گذرد و خود را به پدر می رساند. پدر همراه او بازمی گردد و مادرش را نجات می دهند .
در مدرسه ی آزادی انگلستان دختران و پسران در سنین مختلف درس می خوانند. آموزش و پرورش در این مدرسه به شیوه ی آزاد و دموکراتیک اجرا می شود. دانش آموزان در به کار گماشتن و از کار برداشتن معلمان شرکت می کنند و هفته ای یک بار مجمع عمومی تشکیل می دهند.
لحافدوز حسود با حیله های مختلف، نمی گذارد هیچ لحافدوز دیگری در نزدیکی وی کار کند. روزی نیرنگی برای یکی از لحافدوزهای ساده دل به کار می برد، اما این نیرنگ دامنگیر خودش می شود و تمام سرمایه اش را از دست می دهد. از آن پس لحافدوز دیگر حسادت نمی کند و…
پریزادی با همسر خود در جنگل زندگی می کند. روزی پریزاد از همسر خود فلفل سبز می خواهد. همسر پری، فلفل سبز را در باغ عفریتی که به خواب ۱۲ ساله فرو رفته پیدا می کند. پری فلفل را می خورد و به جای آن تخم درخشانی را برای عفریت باقی می گذارد، این تخم به…