داستان کودکان: شاهزاده خانم و عنکبوت سیاه

عنوانداستان کودکان: شاهزاده خانم و عنکبوت سیاه
گونهمقاله
ناشرترقی
سال تولد۱۳۲۸
تاریخ نشر

دوشنبه ۲ آبان ۱۳۲۸

شماره

دوره۷ ش۲۱ (۳۵۴)

زبان انتشارفارسی
شماره صفحه۱۷
وضعیت رنگ

مصور، نقاشی (سیاه و سفید)

موضوعافسانه جادویی, ترقی, مقاله
متن کامل

پادشاهی در جشن تولد تنها دخترش، انگشتری سحرآمیز به او هدیه می دهد. دختر به وسیله ی انگشتر به شکل پروانه ای درمی آید و پس از گردش در باغ و بازگشت انگشتر را نمی بیند. چون انگشتر را عنکبوت سیاهی با خود برده است. نزد پدر و مادرش می رود ولی آنها او را نمی شناسند. شاه که نگران دختر شده است، برای یافتن او جایزه می گذارد. شاهزاده ی کشور همسایه که از ماجرا با خبر شده است، برای پیدا کردن دختر شروع به جست و جو می کند. در جست و جویش پروانه را می بیند و به دنبال او می رود تا به تارعنکبوت سیاه و انگشتر می رسد. با شمشیر، عنکبوت را دو نیم می کند و از خستگی از حال می رود. وقتی که بیدار می شود، دختر زیبایی را می بیند. دختر سرگذشت خود را برای شاهزاده می گوید و با هم نزد شاه می روند. شاه نیز به رسم پاداش دختر را به عقد پسر درمی آورد.