کتابهای کودک و نوجوان
این دسته (نسخه خطى، چاپ سنگى، چاپ ماشینى): شامل اطلاعات توصیفى و تحلیلى کتابهاى کودکان و نوجوانان فارسی، ترکى، کردى، ارمنى و آشورى (منابع اولیه) و کتابهای درباره کودکان و نوجوانان (منابع ثانویه) اعم از کتابهاى تالیفى و ترجمه را داراست.
مطالبی درباره ی تولد و توارث به زبان ساده، پیدایش جنین انسان و جانوران از تخم و تاریخچه ی تحقیقات روى ژن های آن ها.
مطالبی درباره ی ستارگان، چگونگی پیدایش آنها، انواع و نامه های آنها، دگرگونی نور ستارگان و فاصله آنها به خورشید.
مراحل مختلف تکامل انسان از میمون ها تا انسان تئاندرتال و سپس، انسان هاى امروزى، چگونگی به وجود آمدن ابزارهای مختلف، جامعه و دولت ها.
مطالبی درباره ی رودها که چگونه به وجود مىآیند، انسان ها چه استفاده هایى از آنها مىکنند، کدام حیوانات از آنها تغذیه و در آنجا زندگى مىکنند، و ....
مطالبی درباره ی چگونگی به وجود آمدن رودخانه و ساییدن سنگها به وسیله ی جریان آب، ایجاد خشکیهای نو به دنبال طغیان رودها، به وجود آمدن خشکیهای جدید و استفادهی اقتصادی از آسیابها، تولید برق از راه مهار کردن آب رودخانهها.
رحمان مردى شیر دل و شجاع است که از حق مردم ستمدیده دفاع مىکند. روزى میان میرزا (بزرگ ده که خیلى ثروتمند است) و قدرت، یکى از ساکنان روستا دعوایى در میگیرد. قدرت از رحمان میخواهد که از او در برابر میرزا دفاع کند. بالاخره در میانه دعوا رحمان به دلیل…
پسرک سیاه نمىداند که چرا بعضىها سیاه و برخى سفیدند، و چرا بعضى سفیدها سیاهها را اذیت و تحقیر مىکنند. وقتى بزرگ می شود به مبارزه علیه نژاد پرستى میپردازد
مجموعه ی ۱۵داستان شامل: کوچولوی دلاور؛ خرگوش در ماه؛ هیزم شکن مهربان و هیزم شکن بدجنس؛ و....
پیرزن تنها در کلبه ای در جنگل زندگی می کند. روزی موشی را از داخل گودالی نجات می دهد. موش به خانه ی پیرزن راه می یابد و آنقدر آزارش می دهد که پیرزن به زمین می افتد و بیهوش میشود. موش پشیمان به جنگل میرود و از پادشاه موش ها و کبوتران کمک میخواهد.…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: استقبال از تعطیلی؛ خرگوشان فداکار؛ و امیدعلی. به همراه سرگذشتنامه مختصری از نویسنده.
ارباب ده که چند شب نخوابیده است، از مردم ده می خواهد مشکل او را حل کنند. کچل میگوید مشکل ارباب را به ۲ شرط حل مىکند. اول اینکه ارباب مشکل مردم را حل کند و دوم این که ارباب در چیدن شبدرها به کچل کمک کند. ارباب برای انجام شرط اول تمام ثروتش را بین…
روزى احمد وقتى گله را از چرا برمىگرداند، زنجیرى را پاى تپه پیدا کرد. زنجیر را به خانه برد. پدرش براى زنجیر نقشهها کشید. اما احمد زنجیر را به چراغ زنبورى بست و به سقف ایوان آویزان کرد. وقتى بچهها شعر عمو زنجیرباف را مىخواندند، احمد با خود گفت:…
مورچه ی کوچولویی کنجکاو است و می خواهد بداند تونلی که کسی اجازه ی رفت و آمد در آن را ندارد، به کجا می رسد. مورچه ی پیری به او می گوید که آنجا محل زندگی پادشاه است. مورچه ی کوچولو که نمیخواهد خودش و دیگران گرسنه باشند و شاه غذای زیادی داشته باشد، با…
در کویر خشکسالى طولانى آغاز میشود. تمام گیاهان از بین میروند. تا اینکه خورشید پر نورى از غرب طلوع میکند و تمام آبهاى زمین را به طرف خود جذب میکند. او به جنگ خشکسالى میرود. به کمک خورشید آنقدر باران میبارد که جانوران درنده نمىتوانند از لانه…
مجموعه ۴ یادداشت کودکى پنج - شش ساله، شامل: تمام شدن دنیا؛ زنجره شادیها؛ اسب سبز و ....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "کولاک"، علی هفده ساله از روستایی در جنوب به تبریز آمده. وقتی از اتوبوس پیاده میشود کولاک و برف در شهر بیداد میکند. شب شده است و او که جایی ندارد به کیوسک تلفن پناه میبرد. در جوی کنار کیوسک جسمی حرکت میکند. علی دختر…
یعقوب لیث یکى از دلیران و جوانمردان سیستان بود، یعقوب در قلوب همه مردم محبوبیت داشت. ولى تمام پادشاهان قصد کشتن او را داشتند سرانجام یکى از آنها موفق به کشتن یعقوب مىشود.
کودک خورشید را خیلی دوست دارد و به عشق دیدن آن صبح زود از خواب بیدار میشود. او فکر میکند پیش از او هیچ کس بیدار نشده است. اما با صدای خروس به اشتباه خود پی میبرد. معلم نقاشی او درباره ی "خروس خواب آلو" و "خروس بی محل" برای شان نقاشی میکشد و…
داستان منظوم خروسی دم طلا که به خروسها و مرغهاى همسایه آزار میدهد. آنها تصمیم مىگیرند خروس دم طلا را بکشند و به جنگ او مىروند، اما شکست مىخورند. اردک کاکل به سر، کلانتر محل دستور دستگیرى او را مىدهد. خروس از کارهایش پشیمان مىشود و قول مىدهد…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "خوارها و خوارها"، داود گلهی ارباب را به چرا میبرد. اما خودش و گوسفندها در حالی که هنوز نفس مىکشند به زمین می چسبند. مردم ده و روستاهای اطراف شروع به دعا و نذر و نیاز می کنند. بعد از مدتى کم کم برخی گوسفندان حرکتی میکنند…
پسرکى که از کودکى به خاطر مشکلات خانوادگى به کارهاى پست مشغول بود، همیشه آرزو میکرد کسى به او شاخه گلى بدهد. او در آرزوى شاخه گل واندا (ارکیده)بود. او از اینکه دیگران به او اهمیت بدهند خیلى خوشش مىآید. ولى هیچکس براى او اهمیتى قائل نیست. سرانجام…
فرخ در ۱۲ سالگى پدرش را از دست میدهد و با مادر و مادربزرگش زندگى مىکند. او چون با دو روش متفاوت بزرگ شده است ترسو و بىاراده است. وقتی بزرگ میشود با دوست خود هاشم همراه پیرمردى براى به دست آوردن گنج راهی سفر میشود. ولى در نیمه های راه فرخ از ترس…
در جنگل بزرگ جانوران به خوشی در کنار هم زندگی میکردند. روزی بچه خرس و بچه خرگوش گم شدند. خرگوش سیاه به آنها گفت که بچه ها اسیر گرگها شده اند. اما حجانوران باور نکردند. دزدیدن بچه ها ادامه یافت تا اینکه روزی بچه آهویی به جنگل آمد و گفت گرگ ها بچه…
دو شکارچی جلوی لانهی کبوترها دام گسترده و دانه میریزند. کبوتر جوانی متوجه میشود که شکارچیان قصد دارند آنها را چاق کنند و بفروشند و از خوردن دانه سرباز میزند. اما بقیهی کبوترها به حرف های او گوش نمیدهند و دانه ها را میخورند. کبوتر جوان لاغر…
انسان ها به جنگل و حریم جانوران تجاوز میکنند و آرامش زندگى آنها را برهم میزنند. جانوران با هم متحد میشوند و آنها را از بین میبرند.
جانوران درنده که نمیتوانستند به هیچ طریق به شهر گوزنها راه پیدا کنند، با فرستادن میمون های بیمار به داخل شهر آنها را بیمار و ضعیف میکنند. گوزن ها توان مبارزه با دشمن را از دست می دهند و جانوران درنده وارد شهر میشوند. گوزن پندگو با کمک گوزن های…
بچه عروسک های شهر اسباب بازی ها توجهی به قوانین و مقرارت راهنمایی و رانندگی ندارند. آنها یا خود با ماشین ها تصادف میکنند و به بیمارستان میروند و یا منجر به تصادف ماشین ها با هم میشوند. سرانجام یک روز پلیس راهنمایی و رانندگی آن ها را جمع کرد و با…
مطالبی درباره ی آزمایش های برای شناخت حرارت، دستگاه های اندازهگیری، انتقال، دستگاه تبرید، دستگاه تهویه ی مطبوع.
سرگذشت حاج علی بابا یکی از پهلوانان و مجاهدان نیک سرشت و آزادیخواه عصر قاجار که برای آزادی مردم و کشورش مبارزه کرده است.
هر روز که آفتاب غروب میکند، خرگوش و خروس و پسرک غمگین میشوند. پسر همیشه خواب میبیند که بزرگ شده و از کوه بالا رفته و میتواند خورشید را بگیرد و به خانه ببرد. یک روز صبح زود پسر از خانه بیرون میرود و خروس و خرگوش هم به دنبال او راهی میشوند. انها…
احمد و دوستانش از حاج علی گوشفیل می خرند تا بفروشند. اما حاج علی به آنها گران می فروشد. احمد سر این موضوع با حاج علی دعوا میکند. سرانجام دوستان احمد به کمک او می آیند.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "گرگها"، ممد که از ستم مالک ده به تنگ آمده است، به دنبال طلب حق خود میرود. در راه با یک گرگ درگیر میشود و گرگ را از پای در میآورد. او فکر میکند که برای از بین بردن گرگ بزرگ نباید از گرگهای کوچک ترسیدَ؛ "یک روز در جنگل…
زمستان فرا میرسد و چوپان گوسفندان را در طویله جای میدهد. گرگ گرسنهای به طویله راه مییابد و یکی از گوسفندان را میخورد و دیگری را میکشد. چوپان او را به دام میاندازد و برای عبرت گرگهای دیگر، جسد او را به وسط جنگل میبرد.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل "گرگ آدمخوار"، هر روز چند گرگ به ده کرچ حمله مىکنند و گوسفندها و گاوها و مردم ده را با خود مىبرند. یک روز حسین و رجب تصمیم می گیرند با گرگها مبارزه کنند. گرگ ها همان روز حسین را از بین می برند. اما رجب با کندن تونلى در دل…
آخرین اطلاعات و تحقیقات ژئوفیزیکى بینالمللى، دربارهی مبدأ زمین، هستهی زمین، حرارت، پوسته و اقیانوسهاى زمین، جوّ و پیرامون آن.
خاطرات دوران کودکی محسن، پسری که در یک خانواده فقیر در تهران زندگی میکند. او از لباس هایش، بازی ها و بازیچه هایش و همبازی هایش، دوران رفتن به مکتب خانه و نقش پدر، مادر و برادرش در خانواده تعریف میکند.
راهزنان گوسفندان حاکم را مىدزدند. حاکم براى اینکه مردم به جنگ راهزنان بروند به دروغ به آنها مىگوید که دشمن به خاک آنها تجاوز کرده است. روحانی در شهر از نیرنگ حاکم باخبر مىشود و به مردم مىگوید این جنگ به سود حاکم است حاکم نیز او را دستگیر و…
رز دختر ۱۳سالهای است که در خانواده ی عموی توانگر خود با ناز و نعمت رشد میکند. او در خردسالی نخست مادر و سپس پدرش را از دست داده است. عموی او که پزشکی کار آزموده است او را هم مانند هفت پسر خودش با مهربانی بزرگ میکند. رز سرانجام با یکی از پسر…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "غمهاى کوچک مریم"، قلب مریم کوچولو پر از نگرانى و اندوه است. او بیشتر وقتها تنهاست و از بیمارى مادر یا دیر آمدنش به خانه نگران است؛"سفید یا سیاه"، ناصر و نادر بر سر انتخاب رنگ مهره هاى شطرنج بحث مىکنند و سرانجام به این…
صدفی در دریا پیدا میشود که مرواریدی نورانی درون خود دارد. ماهی ها همگی قصد تصاحب آن را دارند. صدف میگوید مروارید مال همهی شماست. همه خوشحال میشوند، به جز هشت پا. مزدوران هشت پا شبانه مروارید را میدزدند. ماهی ها برای پس گرفتن صدف تلاش بسیار می…
داوود نزد خانوادهی دائیاش در روستا زندگی میکند و روزها در یک کوره کار میکند. مدت هاست که یکی از چشمهایش عفونت کرده و درد میکند. داوود که میترسد نابینا شود و او را برای گدائی به شهر بفرستند، تلاش می کند پولی جمع کند و به دکتر برود. اما زن…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: قهرمان کیست؛ روزى که رینگ را ترک کردم؛ از او برایم سخن بگو. دو مطلب دربارهی افریقای جنوبی و نژادپرستی در آن.
مردم دهکده از خشکسالى در رنجاند. مردی میخواهد تنها مرتع آباد آنها را بگیرد. مردم متحد مىشوند و او را بیرون مىکنند.
غلام و حسن پس از فوت مادرشان همراه پدر و مادربزرگ خود به شهر میروند. پدر آنها در خانهی مرد ثروتمندی شروع به کار میکند. آن دو نیز کار میکنند تا خرج مدرسه خود را درآورند. هنگام ثبت نام، غلام را که دو سال مردود شده است نام نویسی نمیکنند و تنها حسن…
۳ شیر در جنگل حکومت می کنند و به جانوران آزار می رسانند. خرگوش کوچکی تصمیم می گیرد با متحد کردن جانوران و تفرقه انداختن میان ۳ شیر آنها را از بین ببرد و موفق میشود.
مطالبی درباره ی چگونگى به وجود آمدن اقیانوس ها، آتشفشان ها، اسرار ژرفای دریاها، نقشهبردارى از کف اقیانوس ها، آتشفشان ها، نیرو و ویژگیهای جزر و مد، پیدایش جانوران و گیاهان دریایى، گرفتن نیرو و مواد غذایى از اقیانوس ها.
مجموعه ی۴ داستان، شامل: آن شب دخترى مرد... امشب پسرى مىمیرد...؛ سرانجام هوسرانیها؛ اولین گیلاس...؛ و.... و ۵ داستان واقعى و نامه که در روزنامهها و مجلهها به چاپ رسیدهاند همراه با تحلیل آنهاو ارائهی پیشنهاد و مشاوره با استفاده از احادیث و قرآن…
مطالبی درباره ی حرکت مولکولها، اجزاى کوچکتر از مولکول و اتم، شکست اتم ها، نصف کردن اتم ها، استفاده از اتم، فعال کردن اتم ها، بازار اتم، اتم درخدمت بهداشت.
مطالبی درباره ی چگونگی کشف گاز و نفت و شیوه ی به کارگیری گازهای مصنوعی و مایع و جامع، زندگی جدید با گاز، ویژگی های دیگر گاز، اطلاعاتی درباره ی کائوچو.
مطالبی درباره ی تکامل نظریهها و مفاهیم فیزیک اتمی که سیستم واحد و ساده ایی را تشکیل میدهند.
روزى معلم بچهها را به مزرعه مىبرد تا درس خداشناسى به آنها بدهد. او پیچک را براى بچهها مثال میزند که وجودش طفیلى و انگلى است و با پیچیدن به دور تنه ی درخت از او تغذیه میکند. اما صنوبر یا سپیدار که فقط قسمت کمى از زمین را میگیرند و چیزى روى…
رستم کلاته دهکدهاى است سرسبز و زیبا در شمال ایران، که مردمش کشاورزى و دامدارى میکنند.ارباب ده مردى به نام فرهادخان است که از ساواک ماموریت دارد کارهاى روستائیان را زیر نظر بگیرد. به همین دلیل یک روحانی را که در ماه رمضان براى مردم سخنرانی میکند…
مجموعه ی ۳۵ داستان کوتاه، شامل: فرعون زمان؛ زندان؛ صاحب منصب بهانهجو را ادب کرد؛ و....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "وبا" در دهکده بیمارى وبا آمده است. همهی مردم براى چاره جویى در میدان دهکده جمع مىشوند. اما مرگ بر سر شهر سایه انداخته است و مردم فکر میکنند امامزاده بر آنها خشم گرفته است. "آلاله خانم"، آلاله خانم دختر یکى از خان هاى…
میترا و مادربزرگش با هم زندگى مىکنند. روزی میترا گربهاى به خانه مىآورد تا از آن نگهدارى کند. گربه ۴ بچه مىزاید. میترا از ترس اینکه مادر بزرگ چیزى بفهمد بچه گربهها را به زیر زمین مىبرد. وقتى بچه گربهها بزرگ مىشوند میترا تصمیم مىگیرد هر کدام…
جانوران دشت با شنیدن نالهی روباهى به نجات او میشتابند. اما اسب مىخواهد آنها را مجاب کند که نباید روباه را نجات دهند، چون او هیچ گاه دوست آنها نخواهد بود. به همین سبب جانوران دشت اسب را از خود میرانند. اسب نزد اسبها و گاوهایى مىرود که مى…
مطالبی درباره ی پیدایش دریاها، برآمدن و فرو رفتن قاره ها، کوههای زیر دریا، جاذبهی خورشید و ماه و تاثیر آن بر آب دریا، و ....
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: خشکسالى؛ کولىها؛ و سفر.به همراه شرح حال مختصری از نویسندهی نوجوان کتاب.
سیمرغ به گنجشک هاى روى درخت نارون حمله مىکند و گنجشک ها تصمیم مىگیرند او را نابود کنند. گنجشکى به نام کوچولو، گیاهی سمى مىخورد و خود را فداى دوستانش مىکند سیمرغ او را مىخورد و میمیرد.
بابا تاریخ به دیدن بچه هایی می رود که در زنداناند و از هر میپرسد چرا زندانی شدهاند. سپس برای هر یک از ظلم ستمگران داستانی تعریف میکند. با تمام شدن حرف بابا تاریخ بچه ها یک صدا فریاد می زنند. زنده باد بهار و آزادی. نگهبانان با شنیدن صدای بچه ها…
قطرات باران برای فاطمه توضیح میدهند که پدران و مادران آنها برای دوری از زشتیها به آسمان رفته اند. وقتی ظلم روی زمین زیاد میشود با رعد و برق مردم را بیدار میکنند و با باران زشتی ها را می شویند. وقتی هم ظلم بسیار زیاد میشود قطره ها سیل میشوند و…
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: قادر و قاصد دیگر به مدرسه نمیروند؛ سلمان و رسول میخواهند با جاشوها و ماهیگیرها صحبت کنند؛ ایوب نمیخواهد زمینش را ترک کند؛ و....
پدر على و مادرش رختشوى است. او ثروتمندان را مسبب بدبختى خانوادهی خود مىداند. پدر علی با دزدى از پولدارها، سوزاندن ماشین و کارخانه هایشان به مبارزه با آنها میپردازد.
مادری با سه فرزندش در خانهای زندگی میکند. همگی نخ میریسند و با هم کارهای خانه را انجام می دهند. شبی یادشان می رود در خانه را ببندند. باباقلدر به خانهی آنها وارد میشود. او برایشان مزاحمت ایجاد میکند و دسترنج آنها را میخورد. مادر و فرزندانش…
کیقباد پدر کاووس در وقت مرگ از پسرش میخواهد که پادشاهى دادگر باشد. ولى او این چنین نمیکند و هر روز به جنگ با پادشاهان دیگر سرزمیها میپردازد. هر بار زال و رستم به یاری میآیند. کاووس در هاماوران دلباخته سودابه میشود و با او ازدواج میکند. شاه…
مطالبی درباره ی انواع انرژی ها، طرز به کار بردن آنها، منبع اصلی انرژی و آزمایش های گوناگونی در زمینهی انرژی ها.
مطالبی دربارهی دریا، موجوداتی که در آن زندگی میکنند، سفر به اعماق آب، جزر و مد، و... توسط نشریه انگلیسی "مکدونالد" تهیه و تنظیم شده است.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "پشت پرچین"، محمد و حسن مى خواهند فرفره بسازند و بفروشند. آنها براى به دست آوردن پول اولیه براى حاجى رضا کار می کنند اما او مزدشان را کامل پرداخت نمى کند؛ "ایاز"، پسرک از دلتنگی هاى مادر و سختى زندگى در غیاب پدر مى گوید.
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: نیمسوز؛ انعکاس سرورت؛ بى ریشهها؛ و .... به همراه متنی از نویسنده با عنوان "تب چاپ، نه وسوسهی خوب نوشتن" در ابتدا کتاب.
دخترى سوار بر اسب تند میرود. او در راه یک پسر، اردک، گربه، بز، خرگوش و بره را سوار اسب خود مىکند. کمکم سرعت اسب کم مىشود. با آمدن یک زنبور همه از اسب به زمین افتادند و اسب سریع فرار کرد. به همراه پرسشهایی دربارهی داستان برای سنجش میزان درک…
اکبر سوار اسب سفید میشود که به گردش برود. در راه مادر، پدر، مادربزرگ و پدربزرگش را میبیند. آنها هم سوار اسب سفید میشوند تا به گردش بروند. با آمدن زنبور همه از پشت اسب به زمین میافتند و زنبور سوار بر اسب به گردش میرود. به همراه پرسشهایی درباره…
معلمی با شنیدن انشای بچه ها متوجه می شود یکی از آنها در خانواده ای تنگدست زندگی می کند و با خواهرش یک روپوش دارند. هر روز او صبر میکند تا خواهرش از مدرسه بیاید و او روپوشش را بپوشد و به مدرسه برود. معلم به انشای او نمره ی خوب میدهد. اما به یکی از…