کتاب‌های کودک و نوجوان

کتاب‌های کودک و نوجوان

این دسته (نسخه خطى، چاپ سنگى، چاپ ماشینى): شامل اطلاعات توصیفى و تحلیلى کتاب‌هاى کودکان و نوجوانان فارسی، ترکى، کردى، ارمنى و آشورى (منابع اولیه) و کتاب‌های درباره‌ کودکان و نوجوانان (منابع ثانویه) اعم از کتاب‌هاى تالیفى و ترجمه را داراست.

مجموعه‌ی ۲ داستان: "سگ باوفا"؛ سگ یک خانواده‌ی تهیدست با فداکارى، جان گاو به هنگام زایمان و جان مادر خانواده را به هنگام حمله‌ی گرگ‏ها نجات مى‏دهد و خود کشته مى‏شود. "پیشى مامانى من": بچه گربه‏اى به خاطر بى‌احتیاطى پدر زیر ماشین مى‏رود. پدر در مى‏…
ارباب خروس سیاهی را به خانه می آورد که همیشه قوقولی قوقو می‌کند. مرغ و خروس‌ها به سرش می ریزند و او را ادب می‌کنند، خروس سیاه با آنها می‌جنگد. از آن روز به بعد ارباب جای او را عوض می کند. پس از مدتی خروس سیاه متوجه می‌شود هر روز کنیز خانه مرغی را…
خدایان، انکیدو را براى مقابله با گیلگمش ستمگر پادشاه آشور می‌فرستند. آنها پس از جنگ و ستیز با هم دوست می‌شوند. گیلگمش با دیدن مرگ انکیدو هراسان می‌شود و آرزوى عمر جاودانه می‌کند. اما بعدها پی می‌برند که همه‌ی موجودات مى‏میرند و مرگ چندان هراسناک…
قربان پسر ۱۸ ساله همراه درس خواندن، قالى نیز می‌بافد. ارباب قالى را به خارجی‌ها می‌فروشد. قربان حق خود را می‌خواهد اما ارباب به او پول نمی‌دهد. چند روز بعد جسد قربان‏ در بیابان پیدا می‌شود.
حاکم زورگویی دلش می‏خواهد هیچ کس به او اعتراضی نکند، حتی سگ‏ها و گاوها هم صدایی از خود نداشته باشند. او از رشد گیاهان نیز هراس دارد. روزی در کنار رودخانه، نهالی کوچک را لگدمال می کند. ولی فایده ندارد. هر کاری می‌کند تا از رشد آن جلوگیری کند. اما…
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: دلاور سرخ پوش؛ نبردهاى کوراوغلو؛ دختر جان؛ و....
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: روباه و لک لک؛ ماهیگیر و ماهى کوچک؛ لاک پشت و قورباغه؛ و....
ماجرای سگى به نام پوگو که دوست دارد از جانوران دیگر تقلید کند و خود را به شکل آنها درآورد.
میمون در تعطیلات به سر می‌برد. اما دست به هر کارى مى‌زند، بدشانسى مى آورد.
دارکوب پیرى به نام توک توک باباى روى تنه ی درخت صنوبر کهنسالى با نوه‏اش شوکتوگان زندگى مى‏کنند. توک توک باباى پیر از صبح تا شب مشغول جمع آورى حشره‌ها و کرم‌ها از زیر پوست درختان است. تا اینکه حشره‌ها و کرم‌هاى زیادى به درخت‌ها حمله می‌کنند. شوکتوگان…
میمون کوچولو عادت کرده است شکلک در بیاورد. یک روز دیگر هیچ حیوانی حتی خواهر و برادرهایش او را نمی‌شناسد. او ناچار می‌شود شب تنها روى یک درخت بماند. صبح می فهمد دلش نمى‏خواهد تنها بماند. به همین دلیل تصمیم می گیرد دیگر براى هیچکس شکلک درنیاورد. (…
میج، موش کوچولو قاب عکسی پیدا کرده که تصویر مردی را که در آن قرار دارد نمی‌شناسد. روزی عمه و عمو و پسر عموهایش به خانه‌ی میج می‌آیند، آنها صاحب عکس را می شناسند و قاب عکس را به صاحبش بر می‌گردانند. صاحب عکس به میچ میله ای فلزی و عکسی از بچه‌اش هدیه…
جوجه و توله سگ پس از صحبت با یکدیگر پی می‌برند که بهتر است مالکیت از بین برود. مثل آنکه همه از خورشید استفاده مى‌کنند، بدون آنکه مالک آن باشند. آنها سپس لانه هایشان را بهم می‌چسبانند.
دخترک مو طلایى براى چیدن گل به جنگل می‌رود. در جنگل گم می‌شود و به خانه‌اى در آن نزدیکى ‏وارد می‌شود. پس از خوردن غذا، خوابش می‌برد. با صداى خرس‌ها که صاحب خانه‌اند، بیدار می‌شود و فرار می‌کند. بعدها دخترک فکر مى‌کند خرس‌ها چهره‌ی مهربانی داشته‌اند…
موش کوچولو دلش مى‌خواهد هر چیزی باشد غیر از موش، اول تصمیم می‌گیرد موش خرما باشد. بعد با تقلید غریدن شیرها به جمع شیرها می‌پیوند. وقتی نمی‌تواند به یر بودن ادامه دهد، تصمیم می‌گیرد جغد باشد. او با کارهایش مشکلات زیادى به وجود می‌آورد. اما سرانجام…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: جیرجیرک و مورچه؛ روباه و لک لک؛ و مرغ طمعکار.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "مرغى که تخم طلا مى‏گذاشت": فیلیپ که با مادرش زندگى مى‏کند، ناچار است کار کند. ولى زندگى آنها به دشواری می‌گذرد. تا اینکه روزى مردی فقیر به خاطر خوش قلبى فلیپ مرغى به او هدیه می‌کند و می گوید هیچ گاه افزون طلب مباش. مرغ هر…
از وقتى که پرنده‌ی کوچک صاحب بال‌هاى طلایى شده است، دوستانش رهایش کرده‌اند. او از پرهاى‏ طلایی‌اش به مردم تنگدست و بیمار مى‌دهد و هر بار پرى سیاه در مى‌آورد. وقتى آخرین آنها را به یک عروس جوان می‌بخشد، دیگر پرنده‏اى طلایى نیست و از خود مى‌پرسد آیا…
مجموعه ی ۸ داستان شامل: گربه استثنائی در یاران وفادار؛ گربه استثنائی در گربه سر به هوا؛ گربه استثنائی در گوی بلورین؛ و ....
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: راسو، خرگوش و گربه پیر؛ گربه و گنجشک‏ها؛ موش و گربه؛ و....
مجموعه ۲ داستان، شامل: "سه بچه گربه"؛ سه بچه گربه ی سفید و خاکستری به دنبال موشی ‏درون یک جعبه آرد می‌روند و سفید بیرون می‌آیند. "جوجه و بچه اردک"؛ جوجه و اردک از تخم بیرون می‌آیند و کارهای مشابه انجام می‌دهند. اما بچه اردک می‌تواند شنا ‌کند، اما…
فردیناند از وقتى گوساله ی کوچکى بود، دوست داشت زیر درختى بنشیند و گل‌ها را بو کند. یک روز چند مرد او را براى جنگیدن به میدان گاوبازى می‌برند. در میدان مبارزه، فردیناند گل‌هاى تماشاچیان را می‌بیند و به آرامى آنها را بو می‌کند. همه پی می‌برند که او…
مجموعه ۳ داستان:شامل:روباه و گربه؛ پرواز روباه؛ روباه و خرگوش.
خرگوش با تخته و روباه با یخ براى خود خانه مى‌سازند. وقتى بهار مى‌آید خانه ی روباه ‏آب مى‌شود. روباه خانه ی خرگوش را تصاحب مى‌کند. خرگوش با تلاش زیاد خانه‏اش را از او پس مى‏گیرد.
موش از دست روباه که می‌خواهد او را بگیرد، فرار می‌کند.
پرستوها بر بام خانه هاى دهکده ی گویین آشیانه ساخته اند.جانوران در این دهکده در امنیت‏زندگى مى‌کردند تا آنکه دو عقاب تیز چنگال به آنجا می‌آیند. اما با فداکارى پرستوها و مردم دهکده و همکاری دیگر جانوران، آرامش به آنجا بازمی‌گردد.
مجموعه ۸ داستان، شامل: مرغ سقا و بدبده تشنه؛ من پیش که برم؛ شکایت موش خوددار؛ و ....
مورچه هیچگاه از مشکلات نمى‌ترسد و به افراد خانواده‏اش چگونگى مبارزه با سختی‌ها را می‌آموزد.
می فی، خرگوش کوچولو هنگام برف بازى پرنده‌ی کوچکى را دید که از سرما یخ کرده است. می فی براى پرنده خانه می‌سازد. شب هنگام از پنجره به باغ پوشیده از برف و لانه ی پرنده نگاه می‌کند و فریاد می‌زند:"پرنده کوچک فردا با تو بازى خواهم کرد".
خروس، خارپشت، قورباغه و مگس چرخ‌هاى جور واجورى پیدا می‌کنند. هر کدام از آنها با چرخ‌ها ابزاری به رنگ سفید می‌سازند. خرگوشى که به کارهاى آنها مى‏خندد می‌فهمد که هر کس باهوش و دانایى خود مى‏تواند کارى سودمند انجام دهد.
ماهی سیاه به دریای بزرگ می‌رود و با جانوران و گیاهان دریایی زیادی آشنا می‌شود. روزی با تعداد زیادی ماهی کوچولو قرمز روبرو می‌شود که به شکل یک ماهی بزرگ بودند، اما چشم نداشتند و با هم شنا می‌کردند. ماهی سیاه از آنها می‌خواهد بگذارند او چشم این ماهی…
مجموعه‌ی۱۰ داستان، شامل: خرگوش دروغگو؛ پشه فداکار؛ داستان چپق کشیدن میشا؛ و ....
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: شیر و الاغ؛ بزغاله؛ گوسفند وشیر؛ و ...
یکی از جوجه های خانم اردک از همه دیرتر از تخم در می‌آمد و از همه نیز زشت‌تر است. همه جوجه اردک زشت را از خود می‌رانند. او از ناراحت لانه فرار می‌کند. پس از مدتى یک روز تصویر خود را در آب می‌بیند که تبدیل به قویی زیبا شده است و می‌فهمد که در این مدت…
مجموعه ی ۷ داستان، شامل: ارابه و مگس؛ خرگوش و قورباغه ها؛ لاک پشت و خرگوش؛ و...
دو سگ بر سر تقسیم یک استخوان با هم اختلاف دارند. برای اینکه مشکل خود را حل کنند اول به سراغ دهقان می‌روند. بعد از بز می‌پرسند و سپس مرد سلمانی را داور می‌کنند. اما هیچکدام نمی‌توانند مشکل آنها را حل کنند. بالاخره سگى بزرگ می آید و سعى می کند استخوان…
جوجه براى رفتن به سرزمین قود قودا قود، تلاش زیادى می‌کند و در این راه از کمک جانوران دیگر هم ‏بهره‌مند می‌شود.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: گربه خطاکار؛ فیل سبک وزن؛ و دیزى سحرآمیز.
قناری، سگ و گربه در خانه‌ی لیلی زندگی می‏کنند. گنجشک به خانه‌ی لیلی می‌رود، قناری را در قفس می‌بیند و او را به کمک برادرانش آزاد کند. قناری و گنجشک‏ها چند روزی با هم هستند، اما قناری دلش برای غذاهای خوشمزه‌ی داخل قفس تنگ شده است. قناری یک روز گربه…
بچه فیل کنجکاو همه را با پرسش های خود خسته کرده است و همیشه به خاطر این کنجکاوی کتک می‌خورد. روزی می‌پرسد تمساح ها بعد از غذا چه می خوردند، و چون هیچ کس جواب آن را نمی‌داند نزد تمساح می‌رود تا از او بپرسد. تمساح از بچه فیل می‌خواهد تا جلوتر برود تا…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل:"گوزن شاخ طلایى": در گوشه‏اى از جنگل گوزن زیبایى زندگى مى‏کند که خیلى مغرور است. او از اینکه شاخ هایى به این زیبایى دارد، خوشحال است اما از پاهاى بلند و زشت خود خجالت می‌کشد. اما همین پاهاى زشت سبب می‌شود او بتواند از دست…
پتیا وقتی به خیابان می‌رود به قوانین راهنمایی و رانندگی توجه نمی‌کند. ماشین ها، اتوبوس ها و ترامواها که ناچار به سبب این بی توجهی پتیا پشت سر هم ترمز می‌کنند، تصمیم می‌گیرند که دیگر پتیا را سوار نکنند. پتیا اول به آنها توجه نمی‌کند. اما وقتی چند بار…
فیل و میمون و خرگوش و سنجاب ۴ دوست صمیمی‌اند. روزی پل روی رودخانه می‌شکند و آنها تصمیم می‌گیرند دوباره آن را بسازند. روباه تلاش می‌کند جلوی کار آنها را بگیرد. میمون و خرگوش گول او را می‌خورند، اما بعد می‌فهمند که اشتباه کرده‌اند و باید مثل گذشته…
راسو تصمیم گرفت به مسافرتی طولانی برود. راسو در راه با خارپشت همسفر می‌شود. آنها در راه با قوش و روباه مبارزه می‌کند و چون با هم متحد شده بودند موفق می‌شوند هر دو را از پای درآورند. پس از آن دو دوست به منطقه‌ای زیبا می‌رسند. اما متوجه می‌شوند از مدت…
قرار است پرنده‏اى که هنگام پرواز بیشتر اوج بگیرد، امیر پرندگان شود. عقاب از همه بالاتر می‌رود، اما پرنده‌اى کوچک که در بال او پنهان شده است، ادعا می‌کند او بالاتر رفته است. او در هر مسابقه‌ای‏ همین حیله را به کار مى‌ببندد. اما سرانجام همه متوجه این…
خروس، خارپشت، قورباغه و مگس چرخ‌هاى جور واجورى پیدا می‌کنند. هرکدام از آنها با چرخ‌ها ابزاری به رنگ سفید می‌سازند. خرگوشى که به کارهاى آنها مى‏خندد می‌فهمد که هر کس باهوش و دانایى خود مى‏تواند کارى سودمند انجام دهد.
مجموعه ۲ داستان، شامل:"گربه ننر": دخترک نقاشى مى‌کند.گربه از راه می‌رسد و می‌پرسد: این چیست؟دخترک می‌گوید: خانه اى براى تو ... اما زمانی که دخترک سگی را کنار خانه می‌کشد گربه ناراحت می‌شود و می‌گوید من این خانه را نمی‌خواهم."کشتى کوچولو": قورباغه،…
پدر، علی، سبزی فروش دوره گرد است. او پیش از علی صاحب بچه‏های دیگری هم شده بود. که همه آنها از بیماری مرده‌اند. علی آخرین فرزند آن‌هاست. مادر علی یک بار با زن همسایه که علی را زنگوله‌ی پای تابوت نامیده بود، دعوای سختی می‌کند. علی معنای این کلمه را…
گربه مى‌خواهد ماهى بگیرد. روباه،گرگ و خرس از او می‌خواهند اولین ماهی‌ها را به آن‌ها بدهد. سه ماهى اول از قلاب فرار می‌کنند. روباه، گرگ و خرس توى آب می‌پریدند و بر سر ماهی‌ها با هم دعوا می‌کنند.گربه به جاى دیگرى می‌رود تا با خیال راحت ماهى بگیرد.
جواد از زاغی خانم نیرالسادات خیاط محله خوشش می آید، با او حرف می زند و مثل او راه می رود، تا جایی که فکر می کند خودش یک زاغی است. جواد خیلی دوست دارد بتواند زاغی را بگیرد. روزی که فکر می کند به زاغی نزدیک شده است، زاغی می پرد و دست جواد به او نمی…
مجموعه ی ۳ دستنوشته‌ی دانش‌آموزان روستایی زیر نظر شورای نویسندگان "مردم یار" ، شامل: زادگاه من دره تنگ؛ سرگذشت دهات ما؛ و پاداش یک دختر مهربان.
مشهدى باقر و سه پسرش چشم به زمین مردان دارند و سعی می‌کنند هر طوری شده با تهمت زدن به او مردان را وادار به فروش زمین و ترک دهکده کند. مردان شبی که گرگ‌ها به گله‌ی مشهدی باقر می‌زنند با تفنگ خود گرگ‌ها را از بین می‌برد و جان پسر مشهدى باقر را نجات می…
پودیک بچه گنجشک کوچک به اخطارهای مادر و پدرش در مورد خطرهایی که در کمین اوست توجهی نداشت. روزی که داشت روی شاخه برای خود آواز می‌خواند از درخت به زمین افتاد و در مقابل یک گربه قرار گرفت. اما قبل از اینکه گربه موفق شود پودیک را شکار کند. مادر پودیک…
نوبر و برادرش که خیلی زود یتیم شده‌اند با هم زندگی می کنند. برادر نوبر کار می‌کند، اما دستمزدش کفاف زندگی آنها را نمی‌دهد و همسایه‌ها به آنها کمک می‌کنند. بچه‌ها بعضی وقت‌ها به زندگی نوبر که بدون کنترل دائم پدر و مادر بود غبطه می‌خوردند. آن زمستان…
هواپیمای سلمان نماینده‌ی نیجریه در بازگشت از یک کنفرانس اسلامی در جاکارتا، در یک جزیره‌ی کوچک از مجمع‏ الجزایر اندونزی سقوط می‏کند. مردم آنجا زیر سلطه و فرماندهی جاکوما (طاغوت) هستند. سلمان با مبارزان این جزیره آشنا می‌شود. ماموران او را دستگیر و…
در یک مزرعه، یک اردک کوچولو از تخم بیرون آمد. مادرش تا او را می‌بیند، می‌گوید: تو مثل دیگر بچه‏هاى من قشنگ نیستى و سپس او را پنهان می‌کند. جوجه اردک زشت تا مدتى در جنگل دور از چشم دیگران سفر مى‏کند، تا پس از گذشتن زمستان روزى به دریاچه رفت. در…
احمد پاسبان‌ها را می‌بیند که آمده‌اند دم در خانه‌ی دوستش جواد تا او را به جرم دزدی ببرند. اما همسایه ها به خاطر مادر جواد پاسبان‌ها را راضی ‌می‌کنند که او را با خود نبرند. همسایه‌ها معتقد بودند بچه‌ای که بد شد باید رهایش کرد. احمد به خانه می‌آید و…
عبدالحمید که در گینه زندگى مى‏کند یک مبلغ اسلامى است. ولى گول افراد شرور و اخلال گر را مى‏خورد و با آنها همکارى مى‏کند. او در دادگاه اعتراف مى‏کند که به سبب فقر، ناخواسته ناچار به انجام این کارها شده است. سرانجام عبدالمجید به ۱۰ سال زندان محکوم مى‏…
مجموعه‌ی ۱۳ داستان، شامل : جوجه مرغ و جوجه اردک؛ سه بچه گربه؛ در زیر قارچ؛ و ....
زنی، سرخو و دو پسر دیگر را مجبور به کار در کارخانه چوب‌برى کرده است. سرخو با پدر یکى از پسرها آشنا می‌شود. سرانجام پسرها با تلاش فراوان، از دست آن زن نجات پیدا می‌کنند و سرخو همراه دو پسر دیگر به مدرسه می رود.
بابا حسین و همسرش کبری برای سه فرزند خود هدیه می‌خرند. قرار می‌شود اگر بچه ها در امتحانات ثلث نمرات خوبی بگیرند، هدیه‌ها را به آنها بدهند. محسن موفق نمی‌شود و هدیه‌ی خود را نمی‌گیرد. او برای ثلث بعد تلاش بیشتری می‌کند و جبران ثلث قبل را کرده و هدیه…
حبیب‏الله در ده "زید آباد" که آب شیرین دارد زندگی می‏کند. کدخدا و قلدرهای روستاهای دیگر عده‏ای را برای آوردن آب شیرین برای خود اجیر کرده اند. وقتی حبیب‌الله بزرگ می‌شود، با جوان‌ها و مردم حرف می‌زند و آن‌ها می‌پذیرند که آب شیرین را به روستاهای دیگر…
مجموعه ی ۳ داستان شامل: شیرمرد، هیزم شکن و ذغال فروش؛ و بچه لجباز.
داستان منظوم جانوران جنگل شاد که هر یک براى پختن آش چیزى فراهم کردند و با کمک همه آش خوشمزه‏اى پخته می‌شود.
یکی از جوجه های خانم اردک از همه دیرتر از تخم درآمد و از همه نیز زشت‌تر بود. جوجه اردک زشت را همه طرد می‌کردند. او که ناراحت بود از لانه فرار کرد. پس از مدتى یک روز تصویر خود را در آب دید. او تبدیل به قویی زیبا شده بود. حالا او فهمیده بود که در این…
دخترکگ به خانه خرس ها می‌رود، غذای آن‌ها را می‌خورد و روی تخت خواب آن‌ها می‌خوابد. ناگهان با صدای خرس ها بیدار می‌شود و پا به فرار می‌گذارد.
در سال‌های آخر حکومت ایلخان ابوسعید، ناخرسندی قشرهای پایین مردم روستاها و شهرهای خراسان از حکومت به اوج خود می‏رسد و جنبش سربداران شکل می‌گیرد.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: سنجاق گیسو؛ گرگ و لاک‏ پشت؛ و تنبل ترین مرد روى زمین.
مجموعه ی ۵ داستان، شامل: سه کدو تنبل؛ گنجشک و موش؛ پروانه کوچولو؛ و ....
مجموعه‌ی ۳ داستان، شامل: بهرام قالى باف؛ جشن تولد؛ و حسن کوزه گر. به همراه نکاتى درباره‌ی شیوه‌ی بیان قصه براى بچه‏ها و شکل نشستن بچه‏ها در هنگام شنیدن قصه.
گربه مهربان و خوش قلب هیچ گاه به کسى بدى نمى‏کند به همین خاطر همه جانوران او را دوست دارند و او سرمشقى براى تمام گربه‏هاى بدجنس است.
دخترک به خانه ی خرس ها می‌رود، غذای آن‌ها را می‌خورد و روی تخت خواب آن‌ها می‌خوابد. ناگهان با صدای خرس ها بیدار می‌شود و پا به فرار می‌گذارد.
بنفشه‏اى در کنار جویبارى می روید و با ماه دوست می شود. او مى خواهد بداند که چرا ماه‏ تغییرشکل مى دهد و نورش را از کجا مى آورد. بنفشه سرانجام پاسخ پرسش‌هایش را پیدا می کند.
دو نوجوان تصمیم مى‏گیرند با دوچرخه به سفر دریا بروند. از شهر آنها تا دریا ۱۲ کیلومتر راه است. در راه با سختى‏هاى بسیارى روبرو مى‏شوند. اما عقب‏نشینى نمى‏کنند. و بالاخره نزدیک غروب به آنجا مى‏رسند. این سفر باعث می شود که آنها از پوسته کودکى و نوجوانى…
خارپشت و خرگوش با هم راه می‌وند که تکه چوبی به پای خرگوش گیر می‌کند. او چوب را به سویی می‌اندازد. اما خارپشت می‌گوید این یک چوبدستی نجات است. در راه‏ اتفاق ها و خطرهایی پیش می‌آید. خارپشت به موقع از چوب استفاده می‌کند. حتی خرگوش را با کمک آن از مرگ…
روایت تصویرى از حماسه رستم و اسفندیار.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: پیرمرد مهربان؛ خرگوش و ببر؛ و تاجر طمعکار.
حسن و هاشم. با سطلی سمنو به خیابان می روند تا با پول فروش سمنو برای خود لباس عید بخرند.
بچه هاى ده شاهد به دنیا آمدن بزغاله ی سیاهی بودند که دور چشم هایش سفید بود و به نظر می‌رسید عینک زده است. بدین ترتیب نام بزغاله "عینکی" شد. وقتی عینکی بزرگتر شد همراه گله به صحرا می‌رفت. او پس از چند روز متوجه شد چوپان گله را دو قسمت می‌کند. بخشی از…
پسرک آرزو دارد خورشید را توى اتاقش براى خودش نگهدارى کند یک شب خوابى مى‏بیند که خورشید را به دست آورده ولى تمام جانوران و گیاهان به خاطر نبودن خورشید کم‏کم از بین مى‏روند بنابراین به این نتیجه مى‏رسد که بهتر است خورشید مال همه باشد.
یعقوب و برادرش عمرو، از عیاران اند و براى رهایى ایران از بیداد و ستم خلفاى بغداد مبارزه مى‌کنند.
موش مى‌خواهد مداد"واوا"را به سوراخ ببرد و بجود. مداد گربه اى می‌کشد و موش از ترس به سوراخ فرار می‌کند. "واوا" خروسى می‌کشد اما آن را رنگ نمی‌کند. رنگ‌ها کمک می‌کنند و به خروس رنگ می‌دهند.
پهلوان پیر شده است اما مردم هنوز دوستش دارند. وقتى قحطى می شود، پیرمرد از شدت ناراحتى براى مردم، خود را گم و گور می کند.
م‍ج‍م‍وع‍ه‌ ۱۹۷ داس‍ت‍ان‌، ش‍ام‍ل‌: ص‍ب‍ر و ب‍ردب‍اری‌؛ دوس‍ت‌ ی‍ا دش‍م‍ن‌؛ ع‍م‍ل‌ب‍رت‍ر از س‍خ‍ن‌؛ و....
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: نه سوار نه پیاده؛ یک الاغ دیگر؛ گنجشک کوچولو.
در خیابانی به نام نیوتن همه ی اهالی با هم دوست هستند و در کنار هم زندگی خوبی دارند. روزی مهندس راه به آن‌ها پیشنهاد می کند خانه‏های نوساز را می دهد اما آن‌ها با اتحاد و همبستگی خود نمی گذارند که خیابان نیوتن خراب شود.
دو برادر به همراه جانورانشان به فضا سفر مى کنند.
بخشنامه‌ای درباره ی تشویق معلمان به مطالعه ی نشریه ی ماهنامه آموزش و پرورش.
پسرک دستفروش آرزوی رفتن به مدرسه و آینده‏ای بهتر را در سر می‏پروراند. او امیدش را از دست نمی‏دهد و سر انجام به خواسته‏اش می‏رسد و روزی خودش آموزگار می‏شود.
بچه ها در راه مدرسه در یک روز برفی قرار می گذارند که پای شان را در برف فرو کنند. اثر هر کدام بزرگتر باشد او برنده است. پسرکی که در آن نزدیکی بادکنک می فروشد در این مسابقه شرکت می کند و برنده می شود. زیرا او کفش های کهنه پدرش را پوشیده است.
گروهى از جوانان مبارز ایرانى به نام "نقابداران جوان" بر علیه پادشاهان ساسانى مى جنگند. آن ها به سپاهیان اسلام می پیوندند و به مبارزات خود ادامه می دهند.
در روستایى پرنده‏اى سیاه به شکل هیولا به مردم حمله مى‏کند و آنها را مى‏خورد. روزى مردم تصمیم می گیرند که هیولا را از بین ببرند ولى هیولا با تیر و تفنگ از بین نمى‏رود تا این که یک روز زمانى که هیولا یک مرد را می خورد دیگر نمی تواند از زمین بلند شود…
مطالبی درباره ی کوچ دامداران و کشاورزان منطقه الشتر از ییلاق به قشلاق.
پدر سالم، مرد زحمتکشی است که با شکار و کشاورزی امرا معاش می کند. روزی پدر سالم تصمیم می گیرد او را به مدرسه بفرستد تا درس بخواند و در آینده بتواند به او کمک کند. سالم با جدیت به تحصیل علم می پردازد و معلم خوبی می شود.
بچه ها با همفکرى و اتحاد بهترین راه را براى آوردن آب به محل زندگی شان انتخاب می کنند.
در کلاته کار فقط احمد که پول زیادی به ارث برده بود کار نمی‌کرد.
شعری درباره ی انقلاب سفید و مسائل مردم و وضع روستائیان.
قورباغه، دیگر حوصله ی برکه ی خود را ندارد. از غازها می خواهد که او را نیز همراه خود به سرزمین های خوش آب و هوا ببرند. غازها دو طرف یک چوب را به منقار گرفتند و قورباغه نیز با دهان چوب را می گیرد و با آنها به سرزمین های جدید می رود و بازمی گردد. او…
دو کبوتر ذاکر نر و ماده به دنبال غذا به شهری می‌رسند. روی پشت بام یک خانه، مردی را می‌بینند که در حال پرواز دادن کبوترها و غذا دادن به آنهاست. کبوتر ماده به هشدارهای همسرش توجه نمی‌کند و هنگامی که در حال دونه خوردن است در دام مرد می‌افتد. مرد پرهای…