کتابهای کودک و نوجوان
این دسته (نسخه خطى، چاپ سنگى، چاپ ماشینى): شامل اطلاعات توصیفى و تحلیلى کتابهاى کودکان و نوجوانان فارسی، ترکى، کردى، ارمنى و آشورى (منابع اولیه) و کتابهای درباره کودکان و نوجوانان (منابع ثانویه) اعم از کتابهاى تالیفى و ترجمه را داراست.
سربازان سرگای حاکم، مردی را بی دلیل دستگیر می کنند. همسر مرد از رابین هود که جوان زیرکی است، کمک می خواهد. رابین هود و دلاوران جنگل مرد را آزاد مى کنند و به ستم حاکم پایان مى دهند.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "شاهزاده های پرنده"، ۱۰ شاهزاده به دست نامادری شان به پرنده تبدیل میشوند و به دست تنها خواهرشان نجات می یابند؛ "زیگفرید وهاندا"، جادوگرى با کفش های جادویی دختر بچهها را میدزدد. پسرکى بچهها را نجات می دهد و جادوگر نیز می…
نجیب زادهای با خواندن داستان های پهلوانی، خود را یک پهلوان واقعی مى پندارد و نام دن کیشوت بر خود مى گذارد، لباس پهلوانان را می پوشد و چون دلاوری سرگردان به دنبال حوادث می رود.
دوره گردى، گردى به خلیفه مى دهد که اگر بو کند و کلمه ى رمز "موتابور" را بگوید به شکل هر جانورى که دلش بخواهد، در مى آید، به شرط آنکه نخندد، و گرنه دیگر به شکل آدم بر نمى گردد. خلیفه و وزیرش دستور دوره گرد را انجام مى دهند، اما در میانه ى کار مى…
ماهى سیاه که نامش "سوئی می" است از تمام ماهی های قرمز تندتر شنا میکند. روزی ماهى بزرگ گرسنه ای به ماهی های قرمز حمله مىکند و همه ی ماهی قرمزها را مىخورد و تنها سوئی مىتواند فرار کند. سوئی می به ته دریا مىرود. در آنجا به گروهى از ماهیان ریز قرمز…
میترا عاشق درخت زردآلوی حیاط خانه شان است. هر روز به درخت آب می دهد و برگ های آن را با دستمال پاک می کند. روزی میترا سم حشره کشی را که در خانه داشتند به درخت می زند و درخت بعد ازمدتی خشک می شود. برادر میترا که از جریان با خبر می شود، به میترا قول…
کرم ابریشم هر روز صبح خواب های عجیب خود را برای دوستانش تعریف می کند. دوستانش به کرم می گویند که چون تاقباز می خوابد این خواب ها را می بیند. روزی کرم ابریشم در خواب می بیند که بال درآورده و پرواز مى کند. صبح که از خواب بیدار می شود می بیند دور خود…
مجموعه ی ۱۰ داستان، شامل: پسرى که با برف آمد و گریه میکرد؛ پسر برفى تاجر میشود؛ کوتوله و اجنه؛ و ....
برای مدتی هنرى، خوک کم حرفی که هیچ وقت به خارج از مزرعه نمیرفت، هر روز بیرون مىرفت. جانوران مزرعه کنجکاو میشوند علت بیرون رفتن هنرى از خانه اش را بدانند. سرانجام معلوم مىشود که خواهر هنرى بچه دار شده است و او به دلیل کوچک بودن خانه اش نمىتواند…
پیپ، پسرک نوجوان با یک قاتل فرارى آشنا مىشود. عمویش او را نزد پیرزنى ثروتمند به نام خانم هاویشام مىفرستد که مرد مورد علاقهاش در آستانه ى ازدواج او را ترک کرده است و اکنون دوست دارد کودکان را پیرامون خود داشته باشد. پسرک در خانه ى او با دخترى زیبا…
جیم هاوکینز پسر مهمانخانه دارى در انگستان، در قرن هژده، پس از مرگ بیلى بونز دزد دریایى پیر، به کمک مادرش صندوق او را باز مى کند و نقشه جزیره ى متروکى را مى یابد که گنج هاى کاپیتان فلینت در آن پنهان شده اند. جیم به کمک دکتر لیوسى، دانس و تره لاونى…
پنج زندانی جنگی که با یک بالن از زندان فرار کرده اند، در جزیرهای ناشناخته سقوط می کنند و با دشوارى هاى فراوان خود را زنده نگه مى دارند. یک دزد دریایى به آن ها کمک مى کند تا کشتى بسازند، اما او پیش از پایان ساخت کشتى مى میرد و کشتى هم در آتشفشان…
سفرنامه ى مارکوپولو جهانگرد ایتالیایی که ره آورد سفرهاى او به سرزمین هایى از جمله عراق، ایران، هند و چین است.
سندباد که اهل بغداد است. پس از مرگ پدرش، از راه دریا به سرزمین هاى ناشناخته مى رود و موجودات شگفت انگیزى در آن سرزمین ها مى بیند و ثروت فراوان مى اندوزد. روزى باربرى به نام "هندباد" به کاخ او مى آید و سندباد ماجراهاى سفرها و دیده ها و شنیده هایش را…
مسافرى در قطار، پول امیل را مى دزد. پول، پس انداز مادر زحمتکش امیل است. او با زحمت زیاد دزد را دستگیر مى کند و به پلیس تحویل مى دهد و جایزه اى را که براى پیدا کردن دزد از پلیس مى گیرد، براى آینده اش پس انداز مى کند.
جان هرن کسل کاپیتان انگلیسی، با یورش به خزانه مهاراجه تیپو به الماس گران بها که هزاران سال بر پیشانى خداى ماه مى درخشید، دست یافت. او به سبب کشتن سه کاهن هندى که نگهبانان معبد و الماس بودند، محاکمه و خلع مقام شد و با الماس به انگلستان بازگشت. اما به…
ریچارد شیردل ،پادشاه انگلستان، به همراه شماری از سربازان خود به جنگ می رود و تاج و تخت سلطنت را به برادرش "جان" می سپارد. اما کسى از حکومت جان راضى نیست. یکى از سربازان شجاع ریچارد، آیوانهو است که به علت محبتى که به دختری به نام روانا دارد، پدرش او…
آلیس در یک روز گرم تابستان، هنگامى که با خواهرش روى چمنزارى نشسته است و با بى میلى مىخواهد کتابى را که خواهرش در حال خواندن آن است، ورق بزند تا چیز جالبى در آن بیابد، با خرگوشى روبه رو مىشود که او را به سرزمینى دیگر مىبرد. در آنجا به موجودات…
ژپتو نجار فقیر، آدمکى چوبی مى سازد و نام او را پینوکیو مى گذارد. پینوکیوی چوبی با شیطنت و بازیگوشی هایش پدرش را به ستوه مى آورد. اما پس از اندوختن تجربه های فراوان و سخت به انسان تبدیل مى شود.
حلقه ى الماسی در جواهر فروشی آقای ویلسون دزدیده شده است. پلیس ها پس از جست و جوی بسیار در می یابند که یکی از کارمندان همان جواهر فروشی، دزد حلقه ى الماس است.
بستور پسر زریر (برادر گشتاسب) است. در نبردى که گشتاسب با ارجاسب تورانى دارد زریر برادر گشتاسب کشته مى شود، بستور به خون خواهى پدرش به جنگ تورانیان مى رود و به کمک اسفندیار آنها را شکست مى دهد.
پاسکاله و خانواده اش در ده ای زندگی می کنند. نزدیک این ده رودخانه ای است که پدر پاسکاله همیشه او را از نزدیک شدن آن منع می کند. یک روز که پدر و مادر پاسکاله به سفر مى روند و پاسکاله را پیش عمه مارتین مى گذارند، پاسکاله که از مرد ماهیگیر"بارگابو"…
مهنوش کوچولو در بازار مادرش را گم می کند. از پیرمردى کمک می خواهد. پیرمرد براى رساندن او به منزل، نشانىاش را می پرسد. مهنوش شروع به حرف زدن می کند. وقتی سرگرم حرف زدن از چیزهاى مختلف است، ناگهان مادر خود را می بیند.
از وقتی پلنگ به جنگل سنجاب ها آمده آرامش سنجاب ها از بین رفته است. روزی پلنگ، برادر سنجاب کوچولو را می خورد. پلنگ سنجاب های دیگر را مجبور می کند سنجاب کوچولو را به خاطر بی احترامی به او بیرون کنند. سنجاب را به هیچ جنگلی راه نمی دهند و می گویند که…
کاپیتان آهاب شکارچی نهنگ است. او در مبارزه با نهنگى سفید به نام"موبی دیک" یک پایش را از دست می دهد و به دنبال انتقام گرفتن از نهنگ سفید در دریاها به دنبال او می گردد. سرانجام "موبی دیک" کاپیتان را به کام مرگ می فرستد.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: سیب جوانی و آب زندگانی؛ مولان، سرباز شجاع؛ و سرزمین مورچهها.
سرگذشت "بن ونو تو چلینى" زرگر ایتالیایى که در سده ی ۱۶ به سبب بد عهدى پاپ در پرداخت مزد کارش بر پاپ می شورد و به زندان می افتد و به پاس ساخت یک مجسمه ى زیبا در زندان براى یکى از اشراف به خدمت او درمی آید.
در باغی درخت سرو و چناری با هم دوستاند. چرخ ریسکی که در همین باغ زندگی میکند، پیامرسان دوستی این دو درخت است. روزی کلاغها به باغ هجوم میآورند تا در آنجا زندگی کنند. آنها زندگی را بر چرخ ریسک تلخ میکنند و دوستی درختان را بر هم میزنند. پرنده…
دم آقا موشه به جاروگیر می کند و کنده می شود. آقا موشه نزد پینه دوز می رود تا دمش را بدوزد. پینه دوز نخ ندارد و او را پیش جولای می فرستد. آقا موشه مجبور می شود برای به دست آوردن دمش تقاضای دیگران را نیز برآورده سازد. اما سرانجام نخ را به دست می آورد…
شاهزادهی جوان عاشق دختر نارنج و ترنج است. پیرزنی به او می گوید برای رسیدن به دختر نارنج و ترنج باید کفش و عصای آهنی بردارد و آنقدر برود تا کفش آهنی ساییده شود. شاهزاده به گفته ی پیرزن عمل می کند تا به باغی می رسد. نارنج را از درخت می کند و می…
مادر بچه گربه ها، آن ها را به خاطر گم کردن دستکش هاى شان تنبیه مى کند و به آنها کلوچه نمى دهد. بچه گربه ها مجبور مى شوند دنبال دستکش هاى خود بگردند و آن ها را پیدا کنند. اما دستکش ها کثیف شده اند به خاطر همین دستکش ها را مى شویند و مادرشان آن ها…
جو سینه سرخ، پستچى مزرعه ى بلاک برى است. یک روز در مزرعه تراکتور قرمزى مى بیند. پرواز مى کند و این خبر را به همه ى جانوران مى رساند. همه فکر مى کنند که تراکتور یک موجود خطرناک است، ولى جو به آن ها مى گوید که نام این وسیله تراکتور است و با آن در…
در مزرعه ى توت جنگلی برف زیادى باریده است. موش ها با بیلچه و جارو راه باریکى براى رفت و آمد جانوران مزرعه باز مى کنند. سپس همه ی جانوران براى نجات آنهایى که در خانه هاى شان گیر افتاده اند، دست به کار مى شوند.
سام گنجشک از زندگى در شهر خسته شده است و به دهکده اى نزدیک شهر مىرود. در آنجا با کمک جغد و دیگران مغازه ای باز مىکند و شروع به کار میکند.
جغد، معلم مدرسه بیمار مىشود. خانم خرگوش از موش کور و همسرش مىخواهد تا زمان بهبودى اش به جاى او به جانوران درس بدهند.
جانوران مزرعه قرار میگذارند یک روز ورزشی تعین کنند و در آن روز در رشته های دویدون، پریدن، غلطیدن و بازی قاشق و تخم مرغ مسابقه بدهند. در دویدن سنجاب، در پرش خرگوش، در مسابقه ی لی لی جوجه مرغ، در قاشق بازی با تخم مرغ جوجه اردک ها و در غلطیدن بچه خوک…
در مزرعه ی توت جنگلى، شنبه روز خوبى است. جانوران براى خرید به مغازه مى روند و از حال یکدیگر باخبر مى شوند. سنجاب کوچولو چون پولش را گم کرده خیلی ناراحت است، ولی "سام" گنجشک مغازه دار به او می گوید جغد مریض است و اگر تو خریدهای او را بکنی و به خانه…
گرگ خبرنگار چون ماشین دارد زودتر از همکارانش میتواند خبرهاى تازه را براى روزنامهاش تهیه کند، ولى هیچ وقت همکارانش را با خود نمىبرد. همکارانش تصمیم مىگیرند او را تنبیه کنند تا متوجه کار بد خود بشود.
ماهى کوچولو و بچه قورباغه ى آبگیر با هم دوست اند. وقتى قورباغه بزرگ مىشود، روى علف ها مىجهد و از آنجا مىرود. روزى به آبگیر بر مىگردد و از دنیا و همه ى موجودات زیباى آن براى ماهى تعریف میکند. او هم خود را روى علف ها مىاندازد. قورباغه سر مىرسد…
بادمجان با ضربه ی چوبدستى پسرکی در آب می افتد. کدو سعى می کند او را نجات بدهد، اما خودش هم در آب می افتد. آن ها به خشکى می رسند ولی هیچ بوته ای آن ها را نمی پذیرد و همه می گویند وقتی بادمجان و کدو از بوته ی خودشان جدا شوند، هیچ بوته ای آن ها را قبول…
۶ مرد کور در راه به فیلی برخورد می کنند و می کوشند با لمس کردن بدن فیل آن را بشناسند، ولی چون هر یک، نقطه ای از بدن فیل را لمس می کنند، تنها از همان قسمت بدن فیل اطلاعاتی به دست می آورند.
آقاى نى بل مقداری هویج، کلم و کاهوى مرغوب دارد که می خواهد در نمایشگاه بگذارد ولی چون مریض است، نمی تواند در نمایشگاه شرکت کند و از این موضوع بسیار ناراحت است. خانم نى بل تصمیم مى گیرد به جاى او این کار را بکند. خانواده نى بل برنده ی جایزه ی اول…
امیلى بزغاله ى کوچکی به دنیا مى آورد. در آن مزرعه یک بره ى کوچک نیز به دنیا آمده است که مادرش شیر ندارد. امیلی به دوستانش مى گوید من می توانم به این بره هم شیر بدهم به شرطی که بیشتر غذا بخورم. دوستان امیلی تصمیم مى گیرند با کمک یکدیگر برای او غذای…
مطالبى درباره ی موقعیت جغرافیایى؛ آب و هوا؛ چگونگى زندگى؛ ورزش های مورد علاقه ى مردم استرالیا؛ جانوران مختلف؛ معادن؛ ایستگاه هاى فضایى و تاریخ استرالیا.
مطالبى درباره ی آداب و رسوم، زبان، چگونگى زندگى، کشاورزی، تفریح ها و سرگرمىها، جشنوارهها، شهرهاى مهم، بناهاى تاریخى و صنایع مختلف فرانسه.
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: ملک محمد و پریزاد؛ ملک جمشید با گل خندان و در گریان؛ شهر بنفش پوشان و حمام بنفش؛ و ....
مطالبى درباره ی آداب و رسوم، صنایع، شهرها و جزیره ها، غذاها، آثار باستانى، تاریخ، مذهب و هنرمندان ایتالیا.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: بچه ها و قورباغهها؛ درویش جادوگر؛ انگشتر حضرت سلیمان.
مطالبى درباره ى امریکای شمالی، امریکای جنوبی، اسپانیا، دانمارک، عراق، هندوستان، و ....
حلزون کوچک دوست دارد خانه ای بزرگ داشته باشد. پدرش برایش داستان حلزون کوچک دیگری را تعریف مىکند که مانند او دلش مىخواست بزرگترین خانه ى دنیا را داشته باشد و به خاطر همین از قدر خودش را پیچ و تاب داد که خانه اش به اندازه ى یک خربزه شد و دیگر…
فردریک زمانی که موش ها براى زمستان آذوقه جمع مىکنند، در گوشه اى نشسته است و در جواب اعتراض موش ها مىگوید که رنگ ها و نور خورشید را ذخیره مىکند. در روزهاى آخر زمستان که آذوقه تمام مىشود، شعر هاى فردریک درباره ی فصل هاى گرم و رنگ هاى زیباى طبیعت…
شرح حال ابوعلی سینا، شاه عباس کبیر صفوى، شیخ بهایی، نادرشاه افشار، سلطان محمود غزنوى، سعدی و محمدخان قاجار، به همراه ۴۵ داستان درباره ی آن ها.
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: ما بچه های بولربو؛ قصه شکارچی و پرندگان؛ قصه الاغ تنبل؛ و ....
مجموعه ی ۱۷ داستان، شامل: کودک کوهستان؛ پیراهن چهل تکه اسکاتلندى؛ جیم و جین درباره استرالیا سخن مىگویند؛ و... .
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: زندگى در کلبه ویله کولا؛ پى پى به خرید مىرود؛ پى پى نامه مىنویسد و به مدرسه مىرود؛ و....
مجموعه ی ۱۳ داستان، شامل: مزرعه های خاکی، مزرعه های سبز؛ بچه های دیگر؛ پرنده شب؛ و....
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: مردى در تار عنکبوت، آناسى و گوسفند؛ صبح بخیر آقاى ببر؛ آناسی و میمون و سگ؛ و...
در آبادى کلاته نان مادر و پسری کشاورزى مىکنند. مادر از شدت کار بیمار شده است، همسایه ها به پسر او مىگویند که باید به مادرش گوشت بدهد تا دوباره خوب شود. پسر نیز یکی از دو گاو خود را مىکشد. مادر پس از خوردن گوشت سر حال مىشود و شروع به کار مىکند.…
پرنده ى کوچک در دام شکارچی گرفتار مى شود. پرنده به شکارچی مى گوید که اگر او را رها کند به او سه پند می دهد که بداند زیرک است یا نادان با این سه پند خوشبخت خواهد شد. شکارچی نیز مى پذیرد. دو پند را مى شنود ولی به آنها عمل نمى کند. پرنده نیز پند سوم…
مجموعه ی ۶۴ داستان، شامل: سلطان و کنیزک؛ داستان مرد بقال و طوطى؛ قصه شیر و خرگوش؛ و....
مجموعه ی ۲۸ داستان، شامل: مرغ کیمیا؛ گنجشکى که دمش کنده شده بود؛ اکبر ندهد خداى اکبر بدهد؛ و ....
مجموعه ی ۷۵ داستان، شامل: آدمیزاد حیله گر؛ سلطان محمود و مرد تون تاب؛ سلطان محمود و کودک غمگین؛ و ....