کتابهای کودک و نوجوان
این دسته (نسخه خطى، چاپ سنگى، چاپ ماشینى): شامل اطلاعات توصیفى و تحلیلى کتابهاى کودکان و نوجوانان فارسی، ترکى، کردى، ارمنى و آشورى (منابع اولیه) و کتابهای درباره کودکان و نوجوانان (منابع ثانویه) اعم از کتابهاى تالیفى و ترجمه را داراست.
مجموعه ى ۱۹۴ داستان، شامل: سلطان و کنیزک؛ بقال و طوطى؛ پادشاه و وزیر؛ و ....
مطالبى درباره ى عکسبردارى، تاریخچه ى عکس و عکسبردارى، چگونگى کاردوربین، ظهور و چاپ، عکسبردارى و شاخه هاى فن عکاسى.
مملى بچه ى خوبى است اما خوب غذا نمى خورد. او رفته رفته کوچکتر مى شود تا جایی که گربه اش فکر مى کند مملى موش است و دنبالش مى کند. پیشخدمت خانه هنگام جارو کردن خانه او را همراه با زباله ها به سطل زباله مى اندازد، دختر همسایه، مملى را بر پشت مرغابى…
شرح تصورات یک کودک درباره ى عناصر و جاندارانى که مى توانند در یک شهر باشند.
پادشاهى دادگر و خردمند بر سرزمین خوارزم حکم مى راند. پادشاه شب هاى جمعه با لباسى ژنده در محله هاى پایتخت گشت مىزند. شبى با سه درویش روبه رو می شود. هر کدام از درویش ها شعرى می خوانند که بازگو کننده ى سرگذشت آنها ست. پادشاه به سه درویش مىپیوندد…
شرح تلاش هاى پیگیرانه ى دکتر "والتر رید"، پزشک ارتش امریکا و همکارانش براى شناخت ویروس تب زرد و ساختن واکسنى براى آن.
امیر پیش از مرگ، وصیت میکند در صورتى که دخترش، خورشید را به قصر بیاورد. مىتواند جانشین پدر شود. دختر سعى میکند با بالا رفتن از کوه خورشید را به قصر بیاورد، اما موفق نمیشود. دختر که میبیند به تنهایى نمىتواند از عهده ی کار برآید، دستور میدهد…
خواهر و برادرى همراه مادرشان به دهکده اى ییلاقى مىروند. پدر آن ها به سفر رفته و بازنگشته است. آن ها بر این باورند که پدرشان مرده است. روزى مردى با این دو رو به رو مىشود که پدرشان را مىشناسد. او که نامدار به حسن غول است، با بچه ها دوست مىشود و پى…
درویش در نى خود مىنوازد و از سوراخ نى او نخست بدى (سیفى سیاهه) و سپس خوبى (دخترى زیبا به نام عایشه) بیرون مىآیند. عایشه باغى زیبا دارد که سیفى سیاهه مىخواهد آن را از او بگیرد. نبرد میان آن دو آغاز مىشود. در یک سو سیفى سیاهه به همراه خار و باد…
دختر کوچولو انگشتى سحرآمیز دارد و با آن مىتواند هر موجودى را به هر شکلی که خودش مىخواهد در مىآورد. یک بار معلمش را به گربه تبدیل مىکند. بار دیگر، دست هاى خانواده ى گراگ را که براى تفریح، پرندگان و جانوران را شکار مىکنند، به شکل بال و بال هاى…
ترایپادها (سه پایه ها) کره زمین را تسخیر کرده اند و بر سر انسان ها کلاهک هایی گذاشته اند تا فکر آنها را بخوانند. ویل پسر بچه ای ۱۲ ساله است که هنوز مراسم کلاهک گذاری او برپا نشده است. روزی ویل با مردی رو به رو مىشود. او در پى نوجوانانی است که هنوز…
ویل و فریتس دو نوجوان اند که در کو ه های سفید برای مبارزه با سه پایه ها که اربابان زمین شده بودند آموزش دیده اند. آنها موفق میشوند به شهر اربابان بروند و از نزدیک با شیوه ى زندگی شان آشنا شوند و با آنها مبارزه کنند. آن دو پس از مدتی به کوه های سفید…
ویل مى تواند از شهر اربابان (سه پایه ها) اطلاعات خوبی به دست آورد و به مردم کوه های سفید برساند تا بتوانند حمله به شهر اربابان را آغاز کنند. در این مدت هم ساکنان کوه های سفید با کاوش در یک شهر قدیمی و پیدا کردن کتابخانه ای با چندین هزار جلد کتاب به…
چهار فرزند خانواده ى واتسون که به همراه خانواده ى خود برای تعطیلات به خانه ای در منچستر آمده اند، به دنبال یک توپ گمشده به درون کلیسایى متروک و ویران کشانده مىشوند و ناگهان خود را در سرزمین بیگانه ’الیدور‘ مى یابند؛ جایى که زمانى جزیره اى سبز فام…
پدر و مادر پیتر، سوزان، ادموند و لوسى براى در امان نگه داشتن فرزندان شان از آسیب بمباران هاى هوایى، آنها را به خانه اى در خارج از شهر لندن مىفرستند. در آن خانه، گنجه اى است که براى نخستین بار لوسى وارد آن مىشود و خود را در سرزمین جادویى نارانیا…
خانواده اى به نام بانکى، مرى پاپینز را استخدام مىکند. او استعدادهاى شگفت انگیزى دارد. مىتواند زبان سگ ها را بفهمد، با یک چتر پرواز کند و در چند ثانیه به هر جاى دنیا که دلش مىخواهد برود. بچه هاى خانواده ى بانکى، به ویژه جین و مایکل، بچه هاى بزرگتر…
آنتونیو نجار تکه چوبى را که سبب درد سرش شده است، به ژپتو مى دهد تا با آن براى خودش عروسکى بسازد. ژپتو عروسکى چوبى مى سازد و نام او را پینوکیو مى گذارد. پینوکیو جان مى گیرد و شروع به بازیگوشى مى کند. ژپتو، پینوکیو را به مدرسه مى فرستد. ولى پینوکیو…
به محض تولد استوارت لیتل، پدر و مادرش متوجه میشوند که او مانند پسربچههای دیگر نیست. چون در واقع یک موش است! اما خانواده ى لیتل این بازی عجیب و غریب سرنوشت را میپذیرند و تمام نیازهای ویژهی او را، همچون درست کردن تختخوابی از قوطی کبریت و لباسهای…
براى تربیت تیستو هیچ یک از شیوه هاى آموزش معمول کارساز نیست. باغبانى کشف مىکند که او انگشتانى سبز کننده دارد، یعنى مى تواند هر گاه و هر جایى که اراده کند سبزه برویاند. او زندان را تبدیل به باغى مىکند و در باغ وحش براى جانوران مختلف گیاهان محل…
براى تربیت تیستو هیچ یک از شیوه هاى آموزش معمول کارساز نیست. باغبانى کشف مىکند که او انگشتانى سبز کننده دارد، یعنى مىتواند هر گاه و هر جایى که اراده کند سبزه برویاند. او زندان را تبدیل به باغى مىکند و در باغ وحش براى جانوران مختلف گیاهان محل…
مطالبى درباره ى دریا، موجوداتى که در آن زندگى مى کنند، جزر و مد، اقیانوس ها، زیر دریایی ها و غواصان.
مطالبى درباره ى خورشید، سودمندى هاى آن، تاثیر نور خورشید بر شکل ظاهرى انسان ها و چگونگى زندگى آن ها و همچنین رشد گیاهان.
الاغ، سگ، گربه و خروس به سبب پیرى از خانه هاى شان رانده شده اند. آن ها در جنگل به خانه اى مى رسند که مخفی گاه دزدان است. به کمک هم دزدها را فرارى مى دهند و در آنجا ساکن مى شوند.
مطالبى درباره ى ساختمان بدن، چگونگى زندگى و تغذیه ى انواع حشرات، روش هاى مختلف مقابله ى حشرات با خطر، طبقه بندى حشرات و نام هاى لاتین همراه با تصاویر آن ها.
روزی اتفاق عجیبى براى جی جو مى افتد، او ملکه ى گل ها را می بیند. وقتى ماجرا را براى دوستانش "اینو" و "روزى" تعریف مى کند، فقط "روزى" حرف او را مى پذیرد. سرانجام معلوم مى شود که ملکه ى گل ها که جی جو در خواب دیده، همان دوست عزیز او " روزى" است.
چند نفر چشم به راه بهارند، چون در بهار عباس برای جراحی به بیمارستان و عبدو به خدمت سربازى مىرود. حسن صاحب یک کشتى مىشود و زید با سیمین ازدواج مىکند.
پیرزن هر سال چشم به راه عید و آمدن عمو نوروز است، اما هیچ گاه وقت تحویل سال نتوانسته است عمو نوروز را ببیند.
شب در آسمان قطب مىماند و دیگر نمىرود. این ماندگارى شش ماه به درازا مىکشد. شب خوابش مىگیرد. ستاره ها هم آن قدر چشمک مىزنند تا چشم هایشان کم سو مىشود. خورشید با آفتاب خود گلى از بلور مىسازد. گل بلور از خورشید مىخواهد هر جا مىرود او را هم با…
هشت پرنده در هواى سرد و بارانى، روى شاخه هاى درختى نشسته اند. هفت تاى شان درباره ى این حرف مىزنند که اگر نگهبان آسمان بودند، جلوى برف و باران را مىگرفتند. پرنده ی هشتم مىگوید دوست دارد آزاد باشد و به بقیه پیشنهاد مىکند به جاى ناله کردن، به…
تو دانا، نیرمند و با ارزش هستى، اگر درباره ى پاها، دستها، گوشها، لبها، بینى، چشمها و مغزت بدانى و بتوانى آنها را به درستى به کارگیرى.
على به خاطر فوت پدرش و کمک به خانواده، در یک تعمیرگاه کار مىکند. او دوست دارد یک روز کمک راننده شود و همراه با استادش کریم آقا به مسافرت برود.
على به خاطر فوت پدرش و کمک به خانواده، در یک تعمیرگاه کار مىکند. او دوست دارد یک روز کمک راننده شود و همراه با استادش کریم آقا به مسافرت برود.
فرهاد پسری تنهاست که در خانهای مجلل زندگی میکند. روزهایی که شهربانو به خانه ی آنها میآید تا رخت بشوید، فرهاد یا دوچرخه سواری میکند یا کنار شهربانو مینشیند و با او گفتو گو میکند. فرهاد میخواهد بداند شهربانو کجا زندگی میکند و بچههایش چه سن…
موش کوچولو از ترس گربه از سوراخش بیرون نمى آید. روزى که مادرش بیمار می شود، از لانه بیرون مى آید و پشت پستوى مشهدى باقر با موشهاى زیادى ملاقات مى کند و پنیر مى خورد
موش کوچولو از ترس گربه از سوراخش بیرون نمى آید. روزى که مادرش بیمار می شود، از لانه بیرون مى آید و پشت پستوى مشهدى باقر با موشهاى زیادى ملاقات مى کند و پنیر مى خورد
پسرک دنبال آبى که از چشمه جدا مىشود، مىرود تا ببیند کار آب چیست. پس از مدتى دیگر چیزى از آب باقى نمىماند، جز یک قطره که آن نیز دارد از بین مىرود. قطره به پسرک مىگوید: از راهى که آمده اند برگردد تا بداند او چه کرده است. پسرک در راه برگشت همه جا…
"یک"، نزد عددهاى بزرگتر مىرود و براى بهبود زندگى همشهرى ها از آنها کمک مىخواهد. عددهای بزرگ او را مسخره مىکنند."یک"به صفر تنها بر مىخورد. آنها با هم دوست مىشوند و عددى دو رقمى مىسازند که ده برابر از یک بزرگتر است. همه ى صفرها و عددهاى کوچک…
برگچه از شاخه جدا مىشود و بر زمین مىافتد. او با جاروى رفتگر به گفت و گو درباره ى آزادى و سفر به دور دنیا میپردازد. وقتى در جوى کثیف و بد بو مىافتد، رو به برگ هاى درختان مىکند و مىگوید:"همان بالا بمونین! این پایین خبرى نیس"!!
مجموعه ى ۲ داستان، شامل:"روباه زرنگ"، روباه و گرگ در خوردن مرغ و خروس ها مسابقه مىگذارند. روباه چنان بلایى به سر گرگ مىآورد که دیگر هرگز فکر حیله گرى به سرش نزند؛"پیرمرد ماهیگیر"، ماهیگیر با آنکه فقیر است، اما به همه کمک مىکند. روزى ماهى اى به…
چمن هاى زرد دور از هم اند و آرزو دارند مهتاب را ببینند، ولى نمىدانند چگونه مىتوان او را دید. باران به آن ها مىگوید که مهتاب به سرزمین هایى که چمن هاى سبز دارند مىرود. چمن ها به پیشنهاد یکى از دوستان خود تصمیم مىگیرند در تابستان که برف کوه ها آب…
شیر جوان و مغرور دوست ندارد بازیچه ى سیرک بازان باشد، او جانوران دیگر را نیز تشویق به سرکشى مىکند. ولى آنها با او همراه نمىشوند. شیر جوان به تنهایى از سیرک مىگریزد و در دشت به گلهبانى مىپردازد. یک روز با تیر شکارچیان از پاى درمىآید. نعره ى او…
پسرى براى کار به شهر مىآید، اما کاری پیدا نمیکند و در خیابان ها سرگردان مىشود. او تصمیم مىگیرد دزدى کند. اما به زودى پشیمان مىشود. کنار خیابان به خواب مىرود و در خواب مىبیند که به او غذا و میوه داده اند. اما پس از بیدارى هنوز گرسنه است. پس به…
مجموعه ی۲ داستان، شامل:"عمو گرما و بابا سرما": دو فرمانرواى سرزمین هاى گرم و سرد، براى نابود کردن یکدیگر به جنگ مى پردازند. سرانجام به این نتیجه مىرسند که باید هم سرما و هم گرما در سراسر زمین وجود داشته باشد؛"مسافرت به دور دنیا": بچه گنجشک پس از…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "غول "، غولی در ده پیدا میشود و مردم را آزار میدهد. کدخدا پیشنهاد میکند به غول غذا بدهند تا به مردم حمله نکند. نماینده ى کدخدا آذوقهها را جمع میکند و در خانه ى کدخدا انبار میکند مردم روز به روز تنگدست تر مى شوند. به…
چند آدم حیلهگر، با گذاشتن قانون، روى رودخانه سدى مىسازند و آب را فقط به باغ هاى خودشان مىکشانند. باغ هاى آنها سرسبز و پر میوه و کشتزارهاى مردم خشک مىشود. پس از سال ها با اعتراض مردم آب دوباره به باغ هاى همهی مىرسد.
روزى مریم از مادربزرگ درباره ى سبب تنگدستى مردم روستا و اینکه زنبورهاى همسایه ى پولدارشان شهد گل هاى آن ها را مىمکند، مىپرسد. مادربزرگ او را از وضعیت اجتماعی آگاه میکند و مریم نیز دوستانش را آگاه می کند. آنها با یکدیگر همکارى مىکنند و کندوى عسل…
هستی از زندانی شدن پسر همسایه اش به جرم مخالفت با حکومت آگاه میشود و میکوشد دیگر بچه ها را نیز از ستمی که به حسن و دیگر روستاییان میرود، آگاه کند. هنگامی که خانواده ى هستی از کار او با خبر میشوند، در طویله زندانی اش میکنند. مادربزرگ هستی پدر و…
در یک ده پیرمردی بزی داشت که دندان طلا ، پشمی مثل نخ طلا و سم هایی از طلا داشت. هیچکس از وجود این بز خبر نداشت. تا اینکه یک روز بز از خانه فرار مىکند. پیرمرد بدنبال بزش میگردد اما حاضر نیست به کسی مشخصات بز را بگوید. پیرمرد که از پیدا کردن بزش نا…
یار محمد، پسر دوازده ساله، با کاروانى، از کویرى خشک و سوزان مى گذرد. او پیشاپیش همه، نخستین شتر را میراند و به فکر زندگى بهترى براى خود و دیگران است. کاروان به دامنه ى کوهى مىرسد، یار محمد و همراهان زمین را مىکنند، به آب مىرسند، بذر مىکارند و…
مجموعه ی ۲ داستان؛ شامل: "دانا و نادان": پیرمرد دو پسر به نام های نادان و دانا دارد. او پیش از مرگ آنها را برای رسیدن به حقیقت راهنمایی میکند. پس از مرگ پدر، دو پسر برای پیدا کردن راه حقیقت راهی سفر میشوند. به یک دو راهی میرسند. یکی راه راحتی و…
شش برادر پهلوان، بازرگان، آزمند، هوسران، جاهطلب و پرکار، پس از مرگ پدرشان هرکدام به راهى مىروند. پرکار با مهرهاى که فرشته اى به او مىدهد، به برادران خود کمک مىکند. و دوباره به سرزمین مادری خود باز میگرددند.
روزی، هنگامی که بهروز و پدرش برای چرای گوسفندان به صحرا میروند، چند سوار عرب نزد آنها میآیند و پدر بهروز را وادار به گفتن "لا اله الا الله..." میکنند. پدر برای نجات جان خود و فرزندش چنین میکند. سپس به پسرش میگوید که در آذربایجان مردی به نام…
چرتدان و خورتدان با هم دوست اند. خورتدان زشت ولى نیک دل است و چرتدان صورتی زیبا و سیرتی پلید دارد. چرتدان دیگران را فریب مى دهد و خورتدان همیشه به کارهاى او اعتراض مىکند. سرانجام یک روز که چرتدان مىبیند نمىتواند خورتدان را فریب دهد و او را به راه…
در نزدیکی روستا کوه بلندی است که بچه ها میخواهند آن را تسخیر کنند. برزین بهترین راه را شناخت طبیعت میداند و به اعتقاد بی پایه ای که میگفتند هر کس پا به کوه بگذارد خواهد مرد، عقیده ندارد. او را به سبب این باور در آتش مىسوزانند، اما عقل و تدبیرش…
مردم سرزمین گیلان به خوشى روزگار مىگذرانند تا آنکه ماهى بزرگى پیدا مىشود که تور ماهیگیران را پاره مىکند. اژدهاى هزار سر هم آب چشمه را به روى مردم مىبندد. غول هم نمىگذارد مردم از زمین سرسبز بهره بگیرند. حاکم مىگوید اگر کسى بتواند مردم را از شر…
راسوى شجاع و عاقل با کمک مورچه ها، موش، خرس و گراز با جانوران زورگوى جنگل مىجنگد. آنها با کمک گرگ، روباه را از بین مىبرند و قانون زورگویى و برترى را لغو مىکنند.
راسویى با خرگوشى دوست مىشود. آن ها تصمیم مىگیرند دنیا را بگردند، به جنگل و دشت و کویر سفر مىکنند و در راه با جانوران وحشى درگیر مىشوند. سرانجام سالم به خانه ى خود بازمىگردند.
اصغر مرد خوش قلب و مهربانى اهل مراغه است که به خاطر اندام لاغر و بلندش، او را "اوزون اصغر" مىخوانند و به او لقب بهلول داده اند. مردم همیشه او را مسخره مىکنند. روزى خبر مىرسد که دشمن به شهر حمله خواهد کرد. بهلول مراغه اى با نقشه اى زیرکانه به…
زن و مرد پیر گیلک پس از سال ها، با خوردن معجونى صاحب بچهاى مىشوند که از لحظه ى تولد راه مى رود و حرف مى زند. اسم او را باقلاقاطوق مىگذارند. او با هوش و زرنگ است، درس مىخواند و به مردم کمک مىکند. رودخانه اى که به سرزمین گیلان آب مىرساند خشک مى…
صاحب خانه گربه ی لوس و بچه هایش را دوست دارد. آن ها هم برای جلب نظر صاحب خانه، مارمولک ها، موش ها و مورچه ها را اذیت مىکنند و می خورند. موش ها، مارمولک ها و مورچه ها به رهبری موش موشک با گربه و بچه هایش مبارزه مى کنند و از شر آن ها راحت مى شوند.
افشین با دیدن تلاش مورچه ها تصمیم مىگیرد با وجود مخالفت پدر و مادرش کار کند. او و دوستانش قایق کوچکی مىسازند تا با آن در دریا کار کنند، اما دارو و دسته ی حاج ممی که در مرداب کار میکنند، اجازه ى کار کردن به دیگران نمیدهند. آنها قایق افشین و…
مجموعه ی ۴ داستان شامل: ماجراى مرد هیزم شکن و خرس؛ قصه ی مرد خارکن و مار بدجنس؛ قصه سیاهى و سپیدى؛ و ....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل:" صیاد پیر و پسرش": زن و مرد پیرى پس از سالها انتظار با معجزه ی یک ماهى صاحب پسرى مىشوند. پسر، بزرگ و قوى مىشود و با یک ماهى نیرومند براى دشمنى با مردم خود پیمان مىبندد. اما سرانجام پشیمان مىشود و با کمک جوانها ماهى…
شهری که نخودی در آن زندگی میکند، حاکم ستمگری دارد. بوته ی گیاهى به نخودی مىگوید حاضر است براى رهایى مردم به او کمک کند. گیاه جادویى، پوست نخودی به نخودی مىدهد که هر اندازه که نخودی بخواهد باز میشود و همه چیز در آن جا میگیرد. نخودی روز عروسی…
نیروهاى اسراییلى شهر "دیریاسین" را محاصره کرده اند. شمار اندکی از جوانان به دروازه های شمالی و غربی شهر مىروند تا از شهر خود دفاع کنند، اما در برابر سپاه دشمن و تجهیزات آنها تاب مقاومت از دست مىدهند. آنها به پیشنهاد نیروهای اسراییلی تسلیم مىشوند…
اورجعلی و بیوک در روستایى در آذربایجان با هم کار میکنند و درس میخوانند. بیوک به تهران مىآید تا درس بخواند و اورجعلی در اهر معلم مىشود. بیوک در تهران مهندس مىشود و به اورجعلی خبر مىدهد که در شهر وضعش خوب شده و تصمیم گرفته است در تهران بماند و…
گل رز خودپسند در باغ با گیاهان هرز رفتارى ناشایست دارد. باغبان گیاهان هرز را از باغ جمع میکند. در میان گیاهان هرز، هرزه گیاه ماجراجوی کوچکی هست که مانند بقیه ى گیاهان هرز ناامید نشده و توانسته است در سنگی ریشه کند و خود را از مرگ نجات دهد. یک روز…
یوسف کوچکترین فرزند خانوادهاى فقیر، پس از مرگ پدرش، سرپرستى خانواده را به عهده میگیرد. برادر یوسف پسرى خوشگذران و بى فکر و خواهرهایش نیز همگى به فکر خودشان هستند. یوسف هم کار مىکند، هم درس مىخواند و هم ورزش مىکند. او پس از مدتى در مدرسه، محله و…
فرج پدر و مادرش را از دست داده است و با برادرانش زندگی میکند. پس از مرگ پدر فرج که ارباب ده بود، برادرانش به مردم حتى به فرج ستم میکنند. فرج از ظلم و ستم آنها به ستوه مىآید، از شهر خود اردبیل فرار مىکند و به آستارا مىرود. در آستارا با مرد…
باباعلی برای پیدا کردن کار به همراه مادر پیر و همسر و فرزندانش از اردبیل به تهران مىآید. در تهران در کارخانه ای کار پیدا مىکند و با دستمزدش زمینى مىخرد و خانه ى محقرى مىسازد. یک روز چند نفر به بهانه ی غیر قانونی بودن ساخت خانه به تخریب آن مى…
پرستوى کوچک هنگام پاییز با دیگر پرستوها به گرمسیر نمى رود و زمستان سختى را مى گذراند. پاییز سال بعد در کوچ به گرمسیر پیشاپیش همه پرواز مى کند.
جرج واشنگتن فرمانده ى کل قواى امریکا، سپاه از جان گذشتگان را براى آزادى امریکا و مقابله با انگلیستان تشکیل داده است. این سپاه که نخست به سپاه بى سر و پایان مسلح معروف می شود، در سخت ترین وضعیت در برابر دشمن مى ایستد و بزرگترین نقش را در راه آزادى…
"تیل تیل" و "می تیل" در خواب، پری ای را می بینند که شبیه همسایه ی آن ها، "برلین گت"، است. او به آن ها دستور مى دهد. پرنده ای آبی پیدا کنند. بچه ها به دنبال پرنده ى آبی می روند ولی نمی توانند آن را پیدا کنند و از خواب بیدار می شوند. پس از بیدار شدن…
سیب ناراحت است چون از درختش افتاده است و دیگر اطرافش را نمیتواند ببیند. خروس بادنمای کلیسا او را بر پشت خود سوار مىکند و سیب مىتواند همه جا را ببیند. به همراه متن انگلیسى.
مطالبی درباره ی چگونگی نمایش فیلم در سینما، چگونگی تهیه ی فیلم، هنرپیشگان، انواع فیلم صامت و کارتون، کاربردهای دوربین های فیلم برداری برای فضانوردان، غواصان، شکارچیان.
مطالبی درباره ی غذاهای مورد علاقه در کشورهای مختلف: هند، چین، استرالیا، آمریکا، شیرینی و شکلات و شیوه ی غذا خوردن در کشورهاى مختلف.
غاز مىخواهد تخم بگذارد، اما هر بار اتفاقی میافتد و تخماش از بین میرود. بنابر این، به دنبال جایی مناسب میگردد. سرانجام روی تشک ماشین تخم میگذارد و پس از مدتی نشستن روی تخم ها، جوجه ها از تخمها بیرون میآیند.
پسرکى، پاى رنگین را که پروانه اى زیباست، زخمى مى کند. رنگین که دیگر نمی تواند همراه دیگر پروانه ها پرواز کند، تصمیم مى گیرد براى همیشه در باغى بماند. در آن باغ، زنبورى به نام عسلى زندگى مى کند. با آمدن رنگین، عسلى مى خواهد او را بیرون کند، اما چون…
تامبلینا، دخترکى زیبا، از یک گل به وجود آمده و به اندازه ى یک بند انگشت است. قورباغه، سوسک و موش کور هر کدام می کوشند او را به همسرى خود درآورند، اما او هر بار به شکلی از ازدواج شانه خالی می کند. تا سرانجام با پسرى که او نیز در یک گل زندگى مى کند و…
شرححال ابن مقفع نویسنده، اوضاع اجتماعى و سیاسى ایران در زمان او، روحیات و اخلاقیات ابن مقفع و ماجراى کشتن او.
مطالبی در باره ى نوع زندگى، ویژگی های ظاهرى و مکان زیست شناگر آبى، سنجاقک و عنکبوت آبى.
بچه گربه ها دستکش هاى شان را در صحرا گم مى کنند و گریه کنان به خانه برمى گردند. مادرشان به آن ها مى گوید به صحرا بر گردید و همه جا را خوب جست و جو کنید. آن ها دستکش ها را روى شاخه ى درخت پیدا مى کنند.
بن هور از مردم اورشلیم است. روزی هنگامی که برای دیدن سربازان رومی به پشت بام رفته است ناخواسته دستش به آجرى مى خورد و آجر روى سر فرمانده ی رومی می افتد. بن هور به مجازات این عمل محکوم می شود که در کشتى هاى رومى پارو بزند. فرمانده ى نیروی دریایی روم…
مطالبى درباره ى ابزارهاى دانشمندان براى کشف موجودات کوچک، بررسى آسمان ها و کهکشان ها، دریاها و سیاره ها. همراه آگاهى هایى درباره ى ماشین، انرژى اتمى و ابزارهاى مشترک دانشمندان.
مطالبى درباره ى سرآغاز آبیارى، ماشین هاى اولیه براى بالا کشیدن آب، آبیارى در دوره ى باستان در مصر و بابل، آبیارى در جهان امروز و سودمندى هاى آبیارى، آغاز آبیارى در ایالات متحده ى امریکا، منطقه ى خشک غرب امریکا، دره ى امپریال، مزارع اسراییل، آبیارى…
شرح یافتههاى دانشمندان و پزشکان درباره ى بدن انسان؛ یاخته ها، پوست، استخوان ها، ماهیچهها، مغز و اعصاب، حواس انسان و دستگاه هاى بدن.
مطالبى درباره ى دریا و اقیانوس، چگونگى پیدایش و کشف اقیانوس ها، آب هاى عمیق و جریان هاى اقیانوسى، مواد غذایى و شیمیایى در اقیانوس ها، نیروى جزر و مد، ایستگاه هاى نیروى هیدرو ترمال، نور و صدا در آب و شیمى آب دریاها.
خرگوش کوچولو یک تخم پیدا مى کند. سعی می کند آن را بشکند ولی نمی تواند. خرگوش کوچولو نمى داند چه چیزی می تواند در این تخم باشد. ولى هر چه فکر می کند به نتیجه ای نمى رسد. خسته مى شود و خوابش مى برد. زمانی که خرگوش در خواب است، اردک کوچکی از تخم بیرون…