داستان اجتماعی
الیور پسرک پرورشگاهی است که پس از اخراج از پرورشگاه در کوچه و خیابان سرگردان میشود، و به دام دزدان میافتد و با آنها همکاری میکند. روزی به خانه ی مرد ثروتمندی میرود و در آنجا میفهمد که با آنها خویشاوند است.همان جا میماند و زندگی خوبی پپدا می…
آقای ناظم صدبار گفته است که بچه های مدرسه باید کت و شلوار بپوشند، اما شاگردان همچنان با عبا و سرداری و عمامه و کلاه قجری به مدرسه می آیند. بالاخره ناظم به ستوه می آید و دنباله ی سرداری ها و عباها و قباها را می برد، شاگردان دم بریده، ردیف به ردیف به…
پدر نمىخواهد دخترش از غصه هایش با خبر شود. برادر قصه هایى مىگوید که پدر موافق نیست. دختر از مادر قصه راست راستکى میخواهد و چون مادر تعریف نمیکند، خودش قصه اى تلخ از یک خانواده فقیر براى مادر تعریف میکند. وقتى تعجب مادر را میبیند، میگوید که…
پیرزنی یکروز با طوطی خود به روستا آمد و پس از مدتی با مردم دوست شد و به آنها در کارها کمک میکرد. طوطی پیرزن که یادگار شوهرش بود، طوطی از کشور هند بود که کلمات زیادی را پیرزن به او یاد داده بود و تکرار می کرد. مردم روستا برخی روزها به جلوی خانه…
جیمز و خانواده اش که سیاهپوست اند در افریقای جنوبی زندگی میکنند. جیمز شغل شیر فروشی را از دست میدهد و چون کارت اقامت ندارد، در مزرعه ای بیرون از شهر مشغول به کار میشود. اما نمیتواند برای خانواده خود پولی بفرستد. پسر جیمز به جرم فعالیت برای ایجاد…
هلن و خواهرش کریستین به همراه والتر و برادر کوچکش یان قصد دارند به پارک بروند. در راه با دختری که کنار خیابان نشسته و گریه می کند آشنا می شوند. هلی به آنها می گوید که تازه متوجه شده که کسی که او را به عنوان مادرش می شناخته در واقع مادر واقعی او نیست…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: کله پوک: "دیلسون " وکیل ادگستری است، پس از ورودش به شهر جدید به سبب یک تصمیمگیرى شتاب زده، از سوی مردم لقب کله پوک میگیرد و به این ترتیب شهرت بدی در انجام امور حقوقى پیدا میکند. ولى بدون اینکه ناامید شود به کار مورد…
پسر کوچولو سوار بر اسبی که از عمو جان هدیه گرفه است، به گردش می رود. آن ها دوستان خوبی برای هم میشوند.
پولیانا دختر بچه ی یازده ساله ی است که پس از فوت پدر و مادرش، نزد خالهاش پولی هارینگتون که زن بداخلاقی است، میرود. خاله پولی که اعتقاد دارد خواهرش جنی نباید با کشیش فقیری ازدواج میکرد و غرب امریکا می رفت، از پولیانا استقبال خوبی نمیکند. پولیانا…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: " قورباغه پرنده"، مردى به درخواست دوستش که بعدها میفهمد با او شوخى کرده است، به نزد مردى به نام هولر مىرود که بسیار پر حرف است و از او میخواهد پیغام دوستش را به کشیش سمیلى بدهد. اما هولر به شرح زندگى مردى دیگر به نام…
محمد در یک روستا پیرامون مشهد زندگى مى کند. او پسرش را همراه محمد عباس، از هم ولایتى هایش به تهران می فرستد. پسرک براى محمد عباس هم چوپانى مىکند و هم زباله مىفروشد. روزى یکى از بره ها به داخل چاهى می افتد. محمد عباس، پسرک را به داخل چاه می فرستد…
رحمان مردى شیر دل و شجاع است که از حق مردم ستمدیده دفاع مىکند. روزى میان میرزا (بزرگ ده که خیلى ثروتمند است) و قدرت، یکى از ساکنان روستا دعوایى در میگیرد. قدرت از رحمان میخواهد که از او در برابر میرزا دفاع کند. بالاخره در میانه دعوا رحمان به دلیل…
پسرک سیاه نمىداند که چرا بعضىها سیاه و برخى سفیدند، و چرا بعضى سفیدها سیاهها را اذیت و تحقیر مىکنند. وقتى بزرگ می شود به مبارزه علیه نژاد پرستى میپردازد
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: استقبال از تعطیلی؛ خرگوشان فداکار؛ و امیدعلی. به همراه سرگذشتنامه مختصری از نویسنده.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "خوارها و خوارها"، داود گلهی ارباب را به چرا میبرد. اما خودش و گوسفندها در حالی که هنوز نفس مىکشند به زمین می چسبند. مردم ده و روستاهای اطراف شروع به دعا و نذر و نیاز می کنند. بعد از مدتى کم کم برخی گوسفندان حرکتی میکنند…
پسرکى که از کودکى به خاطر مشکلات خانوادگى به کارهاى پست مشغول بود، همیشه آرزو میکرد کسى به او شاخه گلى بدهد. او در آرزوى شاخه گل واندا (ارکیده)بود. او از اینکه دیگران به او اهمیت بدهند خیلى خوشش مىآید. ولى هیچکس براى او اهمیتى قائل نیست. سرانجام…
فرخ در ۱۲ سالگى پدرش را از دست میدهد و با مادر و مادربزرگش زندگى مىکند. او چون با دو روش متفاوت بزرگ شده است ترسو و بىاراده است. وقتی بزرگ میشود با دوست خود هاشم همراه پیرمردى براى به دست آوردن گنج راهی سفر میشود. ولى در نیمه های راه فرخ از ترس…
سرگذشت حاج علی بابا یکی از پهلوانان و مجاهدان نیک سرشت و آزادیخواه عصر قاجار که برای آزادی مردم و کشورش مبارزه کرده است.
احمد و دوستانش از حاج علی گوشفیل می خرند تا بفروشند. اما حاج علی به آنها گران می فروشد. احمد سر این موضوع با حاج علی دعوا میکند. سرانجام دوستان احمد به کمک او می آیند.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "گرگها"، ممد که از ستم مالک ده به تنگ آمده است، به دنبال طلب حق خود میرود. در راه با یک گرگ درگیر میشود و گرگ را از پای در میآورد. او فکر میکند که برای از بین بردن گرگ بزرگ نباید از گرگهای کوچک ترسیدَ؛ "یک روز در جنگل…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل "گرگ آدمخوار"، هر روز چند گرگ به ده کرچ حمله مىکنند و گوسفندها و گاوها و مردم ده را با خود مىبرند. یک روز حسین و رجب تصمیم می گیرند با گرگها مبارزه کنند. گرگ ها همان روز حسین را از بین می برند. اما رجب با کندن تونلى در دل…
خاطرات دوران کودکی محسن، پسری که در یک خانواده فقیر در تهران زندگی میکند. او از لباس هایش، بازی ها و بازیچه هایش و همبازی هایش، دوران رفتن به مکتب خانه و نقش پدر، مادر و برادرش در خانواده تعریف میکند.
راهزنان گوسفندان حاکم را مىدزدند. حاکم براى اینکه مردم به جنگ راهزنان بروند به دروغ به آنها مىگوید که دشمن به خاک آنها تجاوز کرده است. روحانی در شهر از نیرنگ حاکم باخبر مىشود و به مردم مىگوید این جنگ به سود حاکم است حاکم نیز او را دستگیر و…
رز دختر ۱۳سالهای است که در خانواده ی عموی توانگر خود با ناز و نعمت رشد میکند. او در خردسالی نخست مادر و سپس پدرش را از دست داده است. عموی او که پزشکی کار آزموده است او را هم مانند هفت پسر خودش با مهربانی بزرگ میکند. رز سرانجام با یکی از پسر…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "غمهاى کوچک مریم"، قلب مریم کوچولو پر از نگرانى و اندوه است. او بیشتر وقتها تنهاست و از بیمارى مادر یا دیر آمدنش به خانه نگران است؛"سفید یا سیاه"، ناصر و نادر بر سر انتخاب رنگ مهره هاى شطرنج بحث مىکنند و سرانجام به این…
داوود نزد خانوادهی دائیاش در روستا زندگی میکند و روزها در یک کوره کار میکند. مدت هاست که یکی از چشمهایش عفونت کرده و درد میکند. داوود که میترسد نابینا شود و او را برای گدائی به شهر بفرستند، تلاش می کند پولی جمع کند و به دکتر برود. اما زن…
مردم دهکده از خشکسالى در رنجاند. مردی میخواهد تنها مرتع آباد آنها را بگیرد. مردم متحد مىشوند و او را بیرون مىکنند.
غلام و حسن پس از فوت مادرشان همراه پدر و مادربزرگ خود به شهر میروند. پدر آنها در خانهی مرد ثروتمندی شروع به کار میکند. آن دو نیز کار میکنند تا خرج مدرسه خود را درآورند. هنگام ثبت نام، غلام را که دو سال مردود شده است نام نویسی نمیکنند و تنها حسن…
مجموعه ی۴ داستان، شامل: آن شب دخترى مرد... امشب پسرى مىمیرد...؛ سرانجام هوسرانیها؛ اولین گیلاس...؛ و.... و ۵ داستان واقعى و نامه که در روزنامهها و مجلهها به چاپ رسیدهاند همراه با تحلیل آنهاو ارائهی پیشنهاد و مشاوره با استفاده از احادیث و قرآن…
رستم کلاته دهکدهاى است سرسبز و زیبا در شمال ایران، که مردمش کشاورزى و دامدارى میکنند.ارباب ده مردى به نام فرهادخان است که از ساواک ماموریت دارد کارهاى روستائیان را زیر نظر بگیرد. به همین دلیل یک روحانی را که در ماه رمضان براى مردم سخنرانی میکند…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "وبا" در دهکده بیمارى وبا آمده است. همهی مردم براى چاره جویى در میدان دهکده جمع مىشوند. اما مرگ بر سر شهر سایه انداخته است و مردم فکر میکنند امامزاده بر آنها خشم گرفته است. "آلاله خانم"، آلاله خانم دختر یکى از خان هاى…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: خشکسالى؛ کولىها؛ و سفر.به همراه شرح حال مختصری از نویسندهی نوجوان کتاب.
بابا تاریخ به دیدن بچه هایی می رود که در زنداناند و از هر میپرسد چرا زندانی شدهاند. سپس برای هر یک از ظلم ستمگران داستانی تعریف میکند. با تمام شدن حرف بابا تاریخ بچه ها یک صدا فریاد می زنند. زنده باد بهار و آزادی. نگهبانان با شنیدن صدای بچه ها…
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: قادر و قاصد دیگر به مدرسه نمیروند؛ سلمان و رسول میخواهند با جاشوها و ماهیگیرها صحبت کنند؛ ایوب نمیخواهد زمینش را ترک کند؛ و....
پدر على و مادرش رختشوى است. او ثروتمندان را مسبب بدبختى خانوادهی خود مىداند. پدر علی با دزدى از پولدارها، سوزاندن ماشین و کارخانه هایشان به مبارزه با آنها میپردازد.
مادری با سه فرزندش در خانهای زندگی میکند. همگی نخ میریسند و با هم کارهای خانه را انجام می دهند. شبی یادشان می رود در خانه را ببندند. باباقلدر به خانهی آنها وارد میشود. او برایشان مزاحمت ایجاد میکند و دسترنج آنها را میخورد. مادر و فرزندانش…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "پشت پرچین"، محمد و حسن مى خواهند فرفره بسازند و بفروشند. آنها براى به دست آوردن پول اولیه براى حاجى رضا کار می کنند اما او مزدشان را کامل پرداخت نمى کند؛ "ایاز"، پسرک از دلتنگی هاى مادر و سختى زندگى در غیاب پدر مى گوید.
معلمی با شنیدن انشای بچه ها متوجه می شود یکی از آنها در خانواده ای تنگدست زندگی می کند و با خواهرش یک روپوش دارند. هر روز او صبر میکند تا خواهرش از مدرسه بیاید و او روپوشش را بپوشد و به مدرسه برود. معلم به انشای او نمره ی خوب میدهد. اما به یکی از…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: داستان "آغاز": یکى از بچههاى قالیباف تصمیم مىگیرد نزد پسر همسایهی جدیدشان درس بخواند. پس از مدتى اخلاق و رفتارش به قدرى تغییر مىکند که دوست قالیبافش از آن همه مهربانى و فداکارى تعجب مىکند و سرانجام تصمیم مىگیرد او هم…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "آفتاب روزهاى بارانى" : پدر به پسرش سفارش مىکند کتاب بخواند و به مشکلات مردم فکر کند. یک روز پسر از مدرسه به خانه بازمیگردد و میبیند که ساواکی ها پدرش را با خود بردهاند. "وقتى شومعلى بزرگ شد": پسرک پدر و مادر ندارد و از…
مردی شیاد با ظاهر خوب خود مردم را فریب می هد و آنها را در جهل و بیسوادی نگه میدارد. او پیرمردی را که به روشن کردن ذهن مردم میپردازد، از بین می برد. اما مردم به کمک دوستان پیرمرد به فریبکاری مرد پی میبردند و او را به دستگاه عدالت تحویل میدهند.
مجموعه ی ۹ داستان و ۱۱ طرح، شامل: سخن از جنگل سبز است و تبردار و تبر؛ سرکار محمود؛ دو چشم کوچک خندان؛ و....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "سرگذشت مجید": مجید در خانه ای کار میکند که بسیار او را آزار میدهند. روزی ارباب او را کتک میزند. مجید از خانه فرار میکند، اما بیرون از خانه در سرما یخ میزند و می میرد؛ "تابستان نفرین شده": پسری از خانواده ای فقیر که…
مجموعه ی ۱۱ داستان، شامل: چراغ نیکلایى؛ گداى عشق؛ نمایش هر شب ما؛ و...
برادر کوچک با کمک پدر بزرگ و دوستانش کتاب هاى زیادى مطالعه میکند و کارهاى خوب و جالب انجام میدهد. اما همیشه دلش مى خواهد مانند برادر بزرگش بتواند بخواند، بنویسید، کتابها را نقد کند و با دوستانش همانند او دربارهی کتابها صحبت کند.
مردى یک بز داشت که هر روز یکی از پسرانش باید بز را به چرا میبردند. با کم شدن شیر بز، پدر که فکر میکند پسرانش در کار خود کوتاهی میکند، آنها را از خانه بیرون میکند. اما روز بعد که خود بز را به چرا میبرد متوجه خطای خود میشود. بچه ها به شهر می…
امیر پسری داشت به نام بابک که در دوسالگی توسط راهزنی ربوده میشود. راهزن از بابک نگهداری میکند تا بزرگ میشود. روزی راهزن تصمیم میگیرد همسری برای بابک پیدا کند. راهزن دختر زیبایی به نام قرنفل را میدزدد و او را تهدید میکند که اگر در این باره سخنی…
در صحرایی دو روستا هست. کار بچه های روستای پائینی، آوردن ته مانده ی غذاهای روستای بالایی برای پدر و مادرهایشان است. روزی بچه ها از این کار خسته میشوند و دو تا از آنها از روستا می روند تا به دریا برسند. در راه ماهیگیرانی میبینند که ماهی صید کرده…
سوموتو از اینکه نامه رسان صدایش مىکنند، ناراحت است و دل به کار نمى دهد. او داستان نامه رسانى را میشنود که براى آزادى کشور مبارزه کرده و به مقام ریاست رسیده است. سوموتو وقتى فهمید آن نامه رسان رییس اوست، از کارهایش پشیمان میشود و دوباره دل به کار…
بچه ها مىخواهند با شمشیرهاى چوبى، عاشورا بازى کنند. اما بعضى از آنها تیغ مىآورند تا حسین، پدر بزرگش و دوستان او را اذیت کنند.
لیلا پس از مرگ مادرش گرفتار زن پدری بدجنس میشود. که او را از لوُلو و کلاغ میترساند. کم کم لیلا میفهمد که این حرفها دروغ است. برای همین یک روز کتک سختی میخورد. زنهای همسایه او را نجات می دهند. سرانجام زن بابا از خانه میرود و وضع لیلا بهتر می…
پدر پروانه هر روز سر کار میرود، مادر پروانه هم یا کلاسهای آموزشی میرود که بعدها بتواند کارکند و یا با دوستانش بیرون است. برادرش هم به مدرسه می رود. ننه هم که از صبح مشغول کارهای خانه است و بعضی وقتها برای پروانه و پرویز قصه میگوید. برای همین…
ارباب و اطرافیانش در جایی زندگی میکنند که دیوارهای بلندی دارد. صمد و اسد دوست دارند بدانند پشت آن دیوارها چه خبر است. روزی آنها همراه عده ای از مردم به دیوار حمله می کنند. صمد و اسد زیر آوار از بین می روند، اما مردم دیوار را میشکنند و هر سال روز…
سیل آمده است. بچههاى مدرسه همراه با معلم سیل بند میسازند. همه به خاطر على که آب او را برده است، ناراحتاند. معلم میگوید:"هر چند على را از دست دادیم، اما توانستیم جان دیگران را نجات دهیم."
قربان پسر ۱۸ ساله همراه درس خواندن، قالى نیز میبافد. ارباب قالى را به خارجیها میفروشد. قربان حق خود را میخواهد اما ارباب به او پول نمیدهد. چند روز بعد جسد قربان در بیابان پیدا میشود.
حاکم زورگویی دلش میخواهد هیچ کس به او اعتراضی نکند، حتی سگها و گاوها هم صدایی از خود نداشته باشند. او از رشد گیاهان نیز هراس دارد. روزی در کنار رودخانه، نهالی کوچک را لگدمال می کند. ولی فایده ندارد. هر کاری میکند تا از رشد آن جلوگیری کند. اما…
پدر، علی، سبزی فروش دوره گرد است. او پیش از علی صاحب بچههای دیگری هم شده بود. که همه آنها از بیماری مردهاند. علی آخرین فرزند آنهاست. مادر علی یک بار با زن همسایه که علی را زنگولهی پای تابوت نامیده بود، دعوای سختی میکند. علی معنای این کلمه را…
مشهدى باقر و سه پسرش چشم به زمین مردان دارند و سعی میکنند هر طوری شده با تهمت زدن به او مردان را وادار به فروش زمین و ترک دهکده کند. مردان شبی که گرگها به گلهی مشهدی باقر میزنند با تفنگ خود گرگها را از بین میبرد و جان پسر مشهدى باقر را نجات می…
نوبر و برادرش که خیلی زود یتیم شدهاند با هم زندگی می کنند. برادر نوبر کار میکند، اما دستمزدش کفاف زندگی آنها را نمیدهد و همسایهها به آنها کمک میکنند. بچهها بعضی وقتها به زندگی نوبر که بدون کنترل دائم پدر و مادر بود غبطه میخوردند. آن زمستان…
احمد پاسبانها را میبیند که آمدهاند دم در خانهی دوستش جواد تا او را به جرم دزدی ببرند. اما همسایه ها به خاطر مادر جواد پاسبانها را راضی میکنند که او را با خود نبرند. همسایهها معتقد بودند بچهای که بد شد باید رهایش کرد. احمد به خانه میآید و…
زنی، سرخو و دو پسر دیگر را مجبور به کار در کارخانه چوببرى کرده است. سرخو با پدر یکى از پسرها آشنا میشود. سرانجام پسرها با تلاش فراوان، از دست آن زن نجات پیدا میکنند و سرخو همراه دو پسر دیگر به مدرسه می رود.
بابا حسین و همسرش کبری برای سه فرزند خود هدیه میخرند. قرار میشود اگر بچه ها در امتحانات ثلث نمرات خوبی بگیرند، هدیهها را به آنها بدهند. محسن موفق نمیشود و هدیهی خود را نمیگیرد. او برای ثلث بعد تلاش بیشتری میکند و جبران ثلث قبل را کرده و هدیه…
حبیبالله در ده "زید آباد" که آب شیرین دارد زندگی میکند. کدخدا و قلدرهای روستاهای دیگر عدهای را برای آوردن آب شیرین برای خود اجیر کرده اند. وقتی حبیبالله بزرگ میشود، با جوانها و مردم حرف میزند و آنها میپذیرند که آب شیرین را به روستاهای دیگر…
مجموعهی ۳ داستان، شامل: بهرام قالى باف؛ جشن تولد؛ و حسن کوزه گر. به همراه نکاتى دربارهی شیوهی بیان قصه براى بچهها و شکل نشستن بچهها در هنگام شنیدن قصه.
یعقوب و برادرش عمرو، از عیاران اند و براى رهایى ایران از بیداد و ستم خلفاى بغداد مبارزه مىکنند.
حسنى با مادرش در یک خانه مخروبه زندگى مىکند. مادر حسنی در خانه مردم کار میکند و پدر حسنی براى کار به کویت رفته است. حسنى شاگرد مغازه ی قفس فروشی است. اما از کار قفس فروشی و آنهایی که قفس پرندگان را میخرند خوشش نمیآید. در مغازه قفس فروشی یک قفس…
على در نبود پدر و برادر بزرگترش، مسئولیت نگهدارى از مادر و برادر کوچکش را بر عهده میگیرد. او از چند بچه گربه هم که مادرشان را از دست دادهاند نگهدارى مىکند.
مجموعه ۲ داستان، شامل: "گرگ و میش": دوستان مجتبی که لکنت زبان او را مسخره میکنند. خانواده مجتبی به شهر میروند. ولى دوستان او چون فکر مىکنند مهاجرت خانواده مجتبى به خاطر لکنت زبان اوست، براى او شروع به جمع آورى تخم کبوتر میکنند. "سیاه و سفید"…
هوگو و ژوزفین، پسر و دختر کوچک و تنهایى اند که در دنیایی بیگانه و غریب زندگی میکنند. همسالان آن ها نامهربان و ناسپاس اند، اما این دو موجود کوچک با دوستی و مهربانی، پلیدی های دوروبر خود را از میان بر میدارند و زشتی ها را به زیبایی تبدیل میکنند.
هانس و گرتل، برادر و خواهر فقیر در مسابقه ی بزرگ یخ بازى شرکت می کنند و برنده ی کفش های اسکیت نقره ای می شوند.
مادر و خواهر پولین به مسافرت میروند. پولین نزد پدرش می ماند و مسئولیت کار خانه را به عهده میگیرد. حوادث و تجربه های این دوره او را دگرگون می کند. مادر و خواهر پولین از سفر باز میگردند. پولین با ازدواج خواهرش تنها می شود و با ارثیه ی هنگفتی که پس…
فرانسواى پینه دوز به همراه همسر و سه فرزندش به شهر جدید و کوچکى مهاجرت مىکنند. آنها به سختى زندگى را مىگذرانند، اما با تاسیس حزب سوسیالیست اوضاع تغییر مىکند. فرانسوا به سندیکای کارگری میپیوندد. اما پس از مدتی در سندیکا نیز انشهاب ایجاد می شود.…