داستان اجتماعی
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: پدرمهربان؛ آموزگارمن؛ کودک ولگرد؛ و...
هکلبری فین به سبب آزارهاى پدر ش از خانه فرار میکند و به جیم که برده ای فراری است بر میخورد. آن دو در غارى پنهان مىشوند. اما سفید پوستان برده را دستگیر مى کنند و سرانجام هکلبری فین با کمک دوستانش برده را نجات مىدهند.
ناپدری نامهربان دیوید او را به یک مدرسهى شبانه روزى مىفرستد. مسئولان مدرسه به او سخت مىگیرند و پیوسته تنبیهاش مىکنند. پس از مرگ مادر، دیوید به خانه بر مىگردد و مدتی در کارخانه شراب سازى ناپدرىاش کار مىکند، اما به سبب دشوارىهاى کار و زندگى…
میترا عاشق درخت زردآلوی حیاط خانه شان است. هر روز به درخت آب می دهد و برگ های آن را با دستمال پاک می کند. روزی میترا سم حشره کشی را که در خانه داشتند به درخت می زند و درخت بعد ازمدتی خشک می شود. برادر میترا که از جریان با خبر می شود، به میترا قول…
مجموعه ی ۱۰ داستان، شامل: پسرى که با برف آمد و گریه میکرد؛ پسر برفى تاجر میشود؛ کوتوله و اجنه؛ و ....
مهنوش کوچولو در بازار مادرش را گم می کند. از پیرمردى کمک می خواهد. پیرمرد براى رساندن او به منزل، نشانىاش را می پرسد. مهنوش شروع به حرف زدن می کند. وقتی سرگرم حرف زدن از چیزهاى مختلف است، ناگهان مادر خود را می بیند.
حمید که می خواهد برای روز مادر هدیه ای بخرد، یک تابلوی نقاشی از یک فرشته که خیلی شبیه مادرش هست را می پسندد ولی قیمت آن خیلی بالا است. ناگهان این فکر به ذهن حمید می رسد که خودش تصویر مادرش را نقاشی کند. به خانه می رود و بدون اینکه مادرش متوجه شود…
مجموعه ی ۱۷ داستان، شامل: کودک کوهستان؛ پیراهن چهل تکه اسکاتلندى؛ جیم و جین درباره استرالیا سخن مىگویند؛ و... .
مجموعه ی ۱۳ داستان، شامل: مزرعه های خاکی، مزرعه های سبز؛ بچه های دیگر؛ پرنده شب؛ و....
در آبادى کلاته نان مادر و پسری کشاورزى مىکنند. مادر از شدت کار بیمار شده است، همسایه ها به پسر او مىگویند که باید به مادرش گوشت بدهد تا دوباره خوب شود. پسر نیز یکی از دو گاو خود را مىکشد. مادر پس از خوردن گوشت سر حال مىشود و شروع به کار مىکند.…
پسر فقیری همراه پدرش براى کار به شهر مى رود. در آنجا با چند بچه ی خیابانى آشنا مى شود. او هر شب به تماشاى مغازه ی اسباب بازى فروشى می ایستد و با دیدن اسباب بازی ها خیال پردازی می کند، روزی مردی با دخترش به مغازه ی اسباب بازی فروشی مى آید و شتری را…
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: پسرک لبو فروش؛ سرگذشت دانه برف؛پیرزن و جوجه طلایىاش؛ و.... همراه با مقدمه ای درباره ى افسانه های قدیمی و کتاب دده قورقود.
پسر فقیری همراه پدرش براى کار به شهر مى رود. در آنجا با چند بچه ی خیابانى آشنا مى شود. او هر شب به تماشاى مغازه ی اسباب بازى فروشى می ایستد و با دیدن اسباب بازی ها خیال پردازی می کند، روزی مردی با دخترش به مغازه ی اسباب بازی فروشی مى آید و شتری را…
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: پسرک لبو فروش؛ سرگذشت دانه برف؛ پیرزن و جوجه طلایىاش؛ و... همراه با مقدمه ای درباره ى افسانه های قدیمی و کتاب دده قورقود.
مجموعه ی ۱۴ داستان، شامل: چهگونه بابا جانم ماشین فشار خرید؛ ناقوس عروسى؛ بزها روى بام؛ و....
مرد خیالبافی به جای کار کردن، تنها در فکر پیدا کردن گنج بود تا بتواند بدون زحمت زندگی راحتی داشته باشد. یک شب که غرقه در خیال های خود در خیابان راه می رفت، مرد دیگری که چمدانی پر از پول در دست داشت، به خیال اینکه او مأمور پلیس است و دارد تعقیبش می…
"جودی آبوت" دختر سرزنده و باهوشی است که در یک پرورشگاه بزرگ می شود، اما با پشتیبانی مالی حامی ناشناس خود می تواند به مدرسه اى خصوصی راه یابد. جودی حامی خود را نمی شناسد. فقط در یک نگاه او را از پشت سر دیده است و او را "بابا لنگ دراز" می نامد و…
"جودی آبوت" دختر سرزنده و باهوشی است که در یک پرورشگاه بزرگ می شود، اما با پشتیبانی مالی حامی ناشناس خود می تواند به مدرسه اى خصوصی راه یابد. جودی حامی خود را نمی شناسد. فقط در یک نگاه او را از پشت سر دیده است و او را "بابا لنگ دراز" می نامد و…
چند جوان که با هم دوست بودند، درآمدی را که از کارشان به دست می آوردند برای زندگی کافی نمی دیدند. پس تصمیم گرفتند که با هم کاری را شروع کنند تا درآمدشان زیادتر شود. روزی را در هفته تعیین کردند که در آن روز دور هم جمع شوند و حرف بزنند تا به نتیجه ای…
در شبی سرد و برفی در زمستان، مرد ثروتمندی در خانه تنها بود و مشغول حساب کردن درآمدش بود که خوابش برد. ناگهان با صدایی از خواب بیدار شد و در راهرو هیکل مردی را دید که می خواهد به او حمله کند. از ترس شروع به دویدن به طرف باغ خانه اش کرد. وقتی داخل باغ…
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: گاو مهربان؛ دعوای دیگ و کماجدان؛ سیل در ده بالا؛ و .... کتاب را ۵ کودک و ۳ هنر آموز کودکان تصویرگری کرده اند.