قبا سوخته

عنوانقبا سوخته
گونهمقاله
نویسندگانپرویزی, رسول
تاریخ تولد - وفات

۱۳۰۰-۱۳۵۶

ناشرسخن
سال تولد۱۳۳۴
تاریخ نشر

فروردین ۱۳۳۴

شماره

دوره ۶ ش ۲

زبان انتشارفارسی
شماره صفحه۱۰۷-۱۱۱
موضوعداستان اجتماعی, داستان مدرسه, رسول پرویزی, سخن, مقاله, منابع نوشتاری
متن کامل

آقای ناظم صدبار گفته است که بچه های مدرسه باید کت و شلوار بپوشند، اما شاگردان همچنان با عبا و سرداری و عمامه و کلاه قجری به مدرسه می آیند. بالاخره ناظم به ستوه می آید و دنباله ی سرداری ها و عباها و قباها را می برد، شاگردان دم بریده، ردیف به ردیف به کلاس می روند اما مشکل اینجاست که با کوتاه شدن لباس ها وصله های شلوارها پیدا شده است. روزی معلم تاریخ از کرامت، درس می پرسید من متوجه شدم که شلوار کرامت ۲ وصله دارد و خنده ام گرفت. معلم هرچه می پرسید در جواب های کرامت عدد ۲ وجود داشت و هر بار با شنیدن کلمه ی ۲ من خنده ام بیشتر می شد. عاقبت معلم ۲ صفر به ما داد و هر دو ما را از کلاس بیرون کرد .