ادبیات تالیف
مجموعه ۳۸ داستان کوتاه، شامل: ویکتور هوگو در میان کودکان؛ کودک و مادر؛ امور ناشناخته؛ و ....
مردى به جنگ دیوها مىرود، با کشتن دیوها فرشتهها را آزاد مىکند و خورشید و بهار را به ارمغان مىآورد.
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: میمون زرنگ؛ گاو وحشى؛ روباه حیلهگر و خرس احمق (نوشته مینا معراج محمدی)؛ و...
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "مرد طمعکار": مرد طمعکار به هیچ چیز به جز پول فکر نمی کند. حرص و آز سبب از دست دادن گنج خوشبختى او می شود. "شاهزاده بهمن": پادشاه پیر برای اینکه که جانشین خود را انتخاب کند، به نوه هایش می گوید که هر کدام براى او گنج…
روزی پیرمرد ماهیگیر به دریا می رود و دیگر باز نمیگردد. پسرش روزهای زیادی را کنار ساحل چشم به راه می نشیند. روزی با تور ماهیگیری به دریا می رود، اما دریا توفانی می شود و ماهی ها به ته دریا میروند. پسرک به گریه می افتد. ابرها کنار می روند و تورش پر…
از مدرسه به خانه رفتم. از اینکه معلم از من درس نپرسیده بود خوشحال بودم. وقتى به خانه رسیدم دیدم اتاق بدون فرش است. وقتى خوب نگاه کردم، دیدم از رادیو و چرخ خیاطى مادرم هم خبرى نیست. گفتم نکند دزد آمده است، اما وقتى مادرم رسید، دیدم خوشحال است. فهمیدم…
مادر چوپان کوچولو همیشه او را نصحیت می کند که از گوسفندها دور نشود و بالای درخت نرود. روزی چوپان کوچولو برای کندن سیب بالای درخت میرود. اما پایش می لغزد و به زمین می افتد. بز زنگوله دار به خانه میرود و پدر و مادرش را به طرف درخت راهنمایی میکند و…
قصهی نقطهها تمامى ندارد. نقطهها حرف مىشوند، حرفها واژه، واژهها جمله و جملهها زندگى و ....
علی در کارگاه قالی بافی سید جواد کار می کند. سید جواد مردی زورگوست و با کتک از بچه ها کار می کشد. معلم بچه ها همیشه به آنها می گوید زورگویی او را تحمل نکنند. روزی خبر می رسد که در کارگاه سید جواد یکی از بچه ها کشته شده است. شاگردان به کارگاه می…
جادوگر، مردم نیرومند و روشنفکر دهکده را افسون کرده و از آنها مردمی کور و کر و تنبل ساخت. جوانى طلسم خود و گل خانم را باطل می کند. جادوگر جوان را از بین می برد اما گل خانم را پیدا نمی کند. گل خانم پسرش دلاور را با سختى بزرگ می کند. سرانجام دلاور…
غازهاى کنار مرداب تنبل و پرخور و غازهاى کنار رودخانه زرنگ و کارى هستند. به خاطر همین وقتی آنها خبردار میشوند که سیل در راه است، غازهاى رودخانه فکر چارهمی کنند و قایق میسازند، اما غازهای تنبل مرداب در آخرین دقایق که احساس خطر میکنند سیل بندی سست…
یکتا، دختر بچه ی فقیرى است که در شبی گرم و تابستانی، در خواب به همراه یک پری به شهر نقره ای می رود. یکتا با دیدن پری به یاد قصه ی منیژه خانم و آقا نوروز مادربزرگ می افتد. همه چیز در شهر نقره ای زیباست. همه از یکتا می خواهند برای همیشه آنجا بماند،…
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: بخشنده ترین بخشنده ها؛ پهلوان مهبود؛ خارکن و حاکم؛ و....
مجموعه ی ۴۱ داستان، شامل: شیر و سگ توله؛ دو خواهر و دامنی قارچ؛ کوسه ماهى؛ و ....
مجموعه ی ۳۱ داستان، شامل: وکیل زبردست؛ ساربان بامروت؛ خروس غیرت مند و مرغ بىغیرت؛ و ....
مجموعه ی ۲۸ داستان که بچه ها نوشته و ترجمه کرده اند، شامل: خوشبختى؛ سگ دانا و مهربان؛ خروس جنگلى؛ و....
مجموعه ی ۴۵ داستان، شامل: بخاطر یکدختر بی ادب؛ سه مرد کوچولو؛ زیتونهاى عجیب؛ و ....به همراه مقدمهای از علی بهزادی مدیر نشریه سپید و سیاه در بارهی چاپ کتاب برای کودکان. داستانهای این مجموعه قبلا در مجله سپید و سیاه چاپ شده است.
جوانى در کنار رود کارون با پیرمردى که یک پا ندارد آشنا میشود. پیرمرد از زندگىاش، کار با لنج و صید مروارید براى جوان حرف میزند. به او میگوید آخرین بار همراه پسرش و یکى از دوستانش براى صید مروارید رفته بودند که دچار حملهی کوسهها میشوند. پسر…
مطالبی درباره ی از طلوع و درخشش تمدن بزرگ و خیره کننده ی اسلام در اندلس (اسپانیا) و بررسی کوتاهی درباره ی عواملی که سبب افول اسلام در این سرزمین شده است.
گوساله همیشه از پدرش درباره ی گاوها و اینکه چرا آنها حق انتخاب ندارند و باید مطیع ارباب باشند، می پرسد. یک روز پدرش را براى ذبح به کشتار گاه می برند. گاو نر سعى می کند. به کمک گاوهاى دیگر از کشتارگاه فرار کند، اما وقتى آنها را مبهوت و حیران می بیند…
گربه ی سیاه با پیرزنی زندگی می کند، اما شیرهای بز او را پنهانی می خورد. پیرزن هم برای تنبیه، دم او را می برد. گربه برای پس گرفتن دم خود باید تمام شیرها را پس بدهد. پس به سراغ بز می رود و از آنجا نزد درخت و آب و... می رود تا سرانجام می تواند دوباره…
زندگینامه ی داریوش اول هخامنشی (۵۲۱-۴۸۵ق.م) شاه ایران.
شرح زندگى برخى افراد سرشناس و مخترع، مانند: بنیامین فرانکلین؛ ساموئل جانسون؛ جیمزوات؛ و....
مطالبی درباره ی چگونگى به وجود آمدن تهران، حمله ی مغولان به تهران، حدود تهران، محلههاى تهران و وضعیت آب و هوایى آن.
مطالبی درباره ی آب و هوا، جغرافیا، تاریخ و بناهاى مشهور شیراز.
مطالبی درباره ی چگونگى به وجود آمدن جزیره ی خارک، وضع جغرافیایى، آب و هوا، تاریخ و وضعیت کنونى آن.
مطالبی درباره ی زمینه هاى پیدایش جنبش مشروطیت، مبارزه براى آزادى و تلاش براى استقرار قانون پس از انقلاب.
شعری درباره ی کودک خسته ی قالیباف.
شعری درباره ی کودکی که شب هنگام از دایه اش می خواهد ماه را برای او بگیرد و دایه می گوید این کار ممکن نیست. با گریه ی کودک دایه تشت آبی را می آورد وقتی عکس ماه در آن می افتد، کودک لمسش می کند و آرام می گیرد.
دخترک در کلاس درس جغرافی خوابش می برد. او سوار بر ابرى سفید بر فراز دره هاى البرز، رودخانه و سد سفید رود، بندر انزلى و مرداب انزلى پرواز می کند و درباره ی گیلان بسیار چیزها می آموزد.
مطالبی درباره ی سرزمین کهنسال و افسانهای ژاپن، معنی نام ژاپن، نژاد ژاپنی، فرهنگ ژاپن، زبان و خط ژاپن، نمایش های کابوکی، شنیدنی های ژاپن، ضربالمثلهای ژاپن، و....
شعری درباره دختر کوچولویی که در شب برفی در گهواره اش خوابیده است.
مطالبی درباره ی زندگی و اشعار صائب تبریزی و توجه او در اشعارش به حالات کودکی و کودک و مراحل مختلف رشد ، مانند گهواره ، بازی ، مکتب رفتن و. . . . به همراه نمونه ابیاتی دراین زمینه.
شعری درباره ی سفر خیالی کودک به طبیعت و دیدن زیبایی های آن.
شعر « زنبق » از نادر نادرپور که در آن شب تولد فرزندش را توصیف می کند.
شعری در توصیف جنگل در زمستان و برف و شکار آهو به دست شکارچی .
غوکی که از زندگی همنوعان و اطرافیان خود بیزار شده است، یکباره محل زندگی اش را ترک می کند و به باغ ها و کشتزارها می رود تا به شهر برسد. در شهر زشتی ها و ناملایمات زیادی را تحمل می کند. از آنجا بیرون می آید و زیبایی را در خود می بیند زیرا خدا زیباست…
شعری درباره ی بارش باران در جنگل های سرسبز گیان و توصیف زیبایی های باران.
شعری درباره ی حرکت های غاز بر روی آب و هنگام پرواز .
شعری درباره ی درخشندگی ستارگان در شب .
خاله سوسکه که از تنهایی خسته شده است، تصمیم می گیرد از لانه اش بیرون برود تا با دیگران آشنا شود. در راه، بقال، قصاب و لحاف دوز به او پیشنهاد ازدواج می دهند. اما او نمی پذیرد تا به آقا موشه می رسد و پیشنهاد او را قبول می کند. یک روز که خاله سوسکه در…
حاکم دستور می دهد که همه ی گل ها را به قصر او بیاورند و در قصر نگه دارند. برخی از گل ها به قصر عادت می کنند و خیلیها به فکر فرار می افتند. تنها گلی که از دست حاکم فرار می کند، لاله است. سربازان حاکم لاله را اسیر می کنند و به قصر می آورند. لاله…
نامادری گلى، شاهزاده خانم زیبا، پس از مرگ مادر، او را در نقطه اى نا معلوم در جنگل رها می کند. اما گلی با کمک گربه ای به قصری می رود اما در آنجا حرف آهو را گوش نمی دهد و گول مرغ بدجنس را می خورد و از قصر خارج و دوباره گم می شود. اما دوباره به کمک…
درخت ها و گل ها با رسیدن بهار و نوروز تصمیم می گیرند زیباترین و بهترین درخت را انتخاب کنند. همه به تعریف و تمجید از خود می پردازند. بنفشه ی خجالتى سر برمی آورد و می گوید:"چرا به هم پرخاش مىکنید؟ هر چیز به جاى خود نیکوست."
چند کبوتر با رنگ ها و شکل هاى گوناگون در خانه ی مردى زندانى هستند. یکى از آنها، طوقى زیرک، بقیه را تشویق به فرار مى کند. یک روز همگى پس از خوردن آب و دانه با اشاره ی طوقى به پرواز درمی آیند، به مزرعه ی سرسبزى می روند و در آنجا لانه می سازند.
درخت هلوی کوچکی خارج از باغ ارباب کاشته شده است. ارباب درخت را از ریشه در می آورد و در باغ خود می کارد. درخت مقاومت می کند و میوه نمی دهد. چون نمی خواهد میوه اش را فرزند دردانه ی ارباب بخورد. درختان متحد می شوند. ارباب دستور می دهد همه را با اره…
مرغابى وحشى همیشه به جوجه هایش درس هایى درباره ی زندگى، محبت، برادرى، کمک به همنوع و عاقل بودن مىآموزد. یک روز روباه به بچه های او نزدیک می شود. آن ها گول روباه را می خورند. اما توپولى به یاد حرف هاى مادرش می افتد و گول نمی خورد. او با کمک مادرش…
خرگوش کوچولو با پدرش به کنار دریا می رود تا برآمدن خورشید را ببیند. آن روز خورشید بیرون نمی آید. خرگوش به همه جا سر می زند تا علت ماجرا را بفهمد. سرانجام خورشید را می بیند که لبخند مى زند.
سنجاب و موش کوچولو با هم همسایه اند. یک روز، سنجاب صدای گریه ی موش کوچولو را می شنود که از گرسنگی ناخوش شده است. سنجاب به موش کوچولو کمک می کند تا غذا پیدا کند و از آن روز با هم دوست می شوند.
طوطى، کلاغ و میمون پس از یک زمستان سخت، براى خود خانه اى محکم می سازند.آن ها از زندگى خود راضى اند تا اینکه مارى زورگو به جنگل می آید و می خواهد خانه ی آن ها را تصاحب کند. طوطی، کلاغ و میمون با هم متحد می شوند و مار را از بین می برند.
در میان حوض بزرگ قصر فواره اى است که هر روز براى شاهزاده خانم خورشید افسانه ای تعریف مى کند.
مطالبی درباره ی جانوران نخستین، دوزیستان و خزندگان، حشرات، پستانداران، پرندگان، گلها شامل: دیمیترودون؛ دریاچه قیری؛ ایگیو آندون؛ و ....
آموزش الفباى فارسى.
مراد پس از این که مروارید خوشبختی شهرش دزدیده میشود به دنبال یافتن خوشبختی در جای دیگر حرکت میکند. او در راه به پیرمردی که برای آبادانی مزرعه ی خود از مراد کمک میخواهد و به شیری که چیزی در گلویش گیر کرده است، توجهی نمیکند. او وقتی میفهمد که این…
دختر گژدهم پس از شکست هجیر از سهراب، براى دفاع از ایران زمین داوطلب جنگ با سهراب میشود. در جنگ نمیتواند با سهراب برابرى کند ولى به سهراب جوان میآموزد که در ایران زمین زنان نیز چون مردان و خردان چون بزرگان مىجنگند. دلیرى فقط بازوى سترگ نمیخواهد…
مجموعه ی ۱۵ قصه از گلستان و ملستان، شامل: گدای نابینا و دزد بینوا؛ شمردن موی ریش؛ فریب روباه؛ و... بازنویسی برپایه هاى قصه هایی از گلستان و منظور از ملستان مجموعه آثاری شبیه گلستان است.
سندباد اهل بغداد است. پس از مرگ پدرش، از راه دریا به سرزمین هاى ناشناخته مىرود و موجودات شگفت انگیزى در آن سرزمین ها مىبیند و ثروت فراوان مىاندوزد. روزى باربرى به نام "سندباد بری" به کاخ او مىآید و سندباد ماجراهاى سفرها و دیده ها و شنیده هایش را…
چگونگی پدیدآوردن شاهنامه و کسانی که از آن تاثیر گرفته اند و نیز درگیری فردوسی با سلطان محمود غزنوی.
ماهی قرمز کوچولو به همان جویباری میرود که ماهی سیاه کوچولو از آنجا آمده است. او میخواهد دیگر ماهی ها را نیز به دریا بیآورد. اما بعضی از آن ها حرف های او را باور ندارند و به او حمله میکنند. فقط چند تا از دوستان ماهی سیاه کوچولو با ماهی قرمز به…
زری در یک روز بارانى در کوچه شان مردى را مىبیند که خیلى شبیه معلم برادرش است. از روى کنجکاوى پیش او مىرود و میفهمد که او دوست جواد پسر همسایه شان است و نامهاى نیز براى جواد دارد. زرى نامه را به جواد مىدهد و جواد نیز سراسیمه به سوى دوستش مىآید…
پدر بزرگ به خاطر پسر و دامادش، که مبارز و در زندان هستند، نگران است. دخترش اعتراض میکند و میگوید تو خودت ما را چنین تربیت کرده ای. حال هنگام پیری ترسو شده ای، شجاع باش. پس از آن پدر بزرگ جوراب های دستبافت مادر بزرگ را برای پسر و دامادش به زندان می…
پسرک بلیت فروش با استفاده از شلوغی مغازه وارد آن میشود و به تماشای ماهی های کوچک داخل مغازه میپردازد. او همان طور که به ماهی ها نگاه میکند با خود میاندیشد، آدم چرا به دنیا میآید که روزی بمیرد؟ و در عالم خیالش جعبه ماهی ها بزرگ و بزرگ تر میشود…
در شهر بزرگ، همه بیکار، خسته و غمگین اند. اما در این شهر پسری زندگی میکند که با بقیه فرق دارد. او از پشت عینکش همه چیز را زیبا و خوب میبیند. به خاطر همین همیشه خوشحال است، تا اینکه غریبهای از آن شهر میگذرد و عینک را از چشم پسرک بر میدارد و می…
حسن تصمیم میگیرد تصویر بهترین باغ وحش دنیا را که در آن قفس نباشد، بکشد. او در کتابچه ی نقاشی اش یک گربه و موش میکشد. اما فردا که کتابچه اش را باز میکند، گربه موش را خورده است. حسن ناراحت میشود و اندازه ی جانوران باغ وحش را تغییر میدهد. اما باز…
روزی در جنگل، روزنامهها با عنوان درشت، این خبر را منتشر میکنند: "از این پس جانوران و پرندگان نباید روی درخت لانه درست کنند! آقای پلنگ تصمیم گرفته است خانههایی مدرن و زیبا و راحت با قیمت ارزان برای ساکنان جنگل بسازد". جانوران برای خانه دار شدن یا…
در پارک پسرکی دست هایش را باز کرده است و صدای آژیر از دهانش در میآورد. او دوره گرد است و آدامس و بلیت بخت آزمایی میفروشد. پسرک به زنی که روی نیمکت پارک نشسته است نزدیک می شود. زن از او میپرسد که آیا او هواپیماست و کودک به او می گوید نه دو طبقه…
سنجاب کوچولو دلش مى خواهد زیباترین دم هاى دنیا را داشته باشد. پس نزد روباه جادوگر مى رود. روباه مى پذیرد به او کمک کند، به شرط آنکه سنجاب هر روز یکى از دوستانش را براى روباه ببرد. روز سوم سنجاب به آرزویش مى رسد. اما همه ی سنجاب ها با خشم و نفرت…
نبى چوپان زاده ای زیرک و پرکار اهل کلیبر آذربایجان است و ساز هم خوب میزند. نگار دختر خان محمد، روزى با دیدن شجاعت نبى عاشق او میشود. اما بهادرخان نگار را براى پسرش عظیم خواستگارى میکند. خان محمد هم دلش مىخواهد نگار با عظیم ازدواج کند. آنها تصمیم…
صمدخان حاکم مراغه که توسط عینالدوله حمایت میشود با لشکریان فراوان و عده ایی قزاق و برخی از کردهای شورشی به تبریز تاخته و قصد تصرف سنگر مشروطه خواهان دارد و شجاع الدوله نیز از طرف مکز مرکز دارد به تبریز رفته و ستارخان را دستگیر کند. جنگ نیروهای…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "گیله مرد تنها در جنگل زندگى مىکند": یک روز بره ای به نمایندگی از بره های دیگر شکایت گرگ ها را پیش گیله مرد میبرد و از او کمک میخواهد. گیله مرد با کمک خود بره ها تمام گرگ ها را از بین میبرد. "گیله مرد و قصه خرس و کندو":…
روبنسن جوان ماجراجویی است. او با کشتى به سفر مىرود. پس از غرق شدن کشتى با ذخیره ی آذوقه اش خود را به ساحلی میرساند. در آنجا مردى سیاهپوست را برده ی خود مىکند. مرد از سنگدلی روبنسن به تنگ مىآید و در فرصتى مناسب او را به اسارت به قبیله خود مىبرد…
روباه و گرگ، جانوران جنگل را که از فراوانى نعمت تنبل شده اند گول میزنند و شکار میکنند. تا اینکه راسوى زرنگ و قوى به این فکر میافتد که جانوران را با هم متحد کند. راسو با کمک جانوارن دیگر روباه و گرگ را از میان میبرند.
برادر کوچک اصغر و حبیب بیمار است. او به دارو و درمان نیاز دارد، اما پدر برای خرید دارو پول ندارد. اصغر و حبیب تصمیم میگیرند با بازی در نقش حاجی فیروز در خیابان ها و میدان های شهر هزینه درمان برادرشان را به دست بیاورند. آنها در اولین روز کاری خود…
بابا حیات پیر، دو پسر دارد یکی شجاع به نام نادعلی و دیگری کم دل و محافظه کار به نام پنجعلی. ارباب به عروس بابا حیات چشم دوخته است و می خواهد او در خانه اش کلفتی کند. ولی بابا حیات به این خفت تن نمیدهد و کینه اش در دل ارباب میماند. ارباب سر گرفتن…
ارباب بردن دام ها را به دامنه های مادیان کوه ممنوع کرده است. به همین سبب مردم ده وضع بدی پیدا کرده اند و دام های شان از بین میروند. کرمعلی، پدر چراغ به مردم ده می گوید که باید گله را به چوپان ها بدهیم تا به دامنه ها ببرند و اگر نوکرهای ارباب…
صبح مانند همیشه ژوزف در اتاق پدر و مادرش را میزند. پدر و مادر ژوزف شب گذشته بسیار دیر خوابیده اند. و هر دو هنوز خواب هستند. اما ژوزف پدرش را بیدار می کند تا برایش داستانی بگوید. پدر خواب آلود دنیایى را برای او توصیف مىکند که در آن همه موجودات…