داستان کودکان: یارقلی

عنوانداستان کودکان: یارقلی
گونهمقاله
نویسندگانآفرین,
ناشرترقی
سال تولد۱۳۳۰
تاریخ نشر

دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۳۰

شماره

دوره۹ ش۱۴ (۴۵۱)

زبان انتشارفارسی
شماره صفحه۱۴-۲۱
وضعیت رنگ

مصور، نقاشی (سیاه و سفید)

موضوعآفرین, ترقی, داستان اخلاقی, مقاله
متن کامل

یارقلی که امین مردم است در همسایگی تاجری زندگی می کند که جواهراتش را در زیرزمین پنهان کرده است. شبی دزدی به خانه ی تاجر می زند و جواهراتش را می دزدد و لنگه کفش یارقلی را آنجا می گذارد تا مردم به او شک کنند. یارقلی به جرم دزدی به زندان می افتد. پس از آزادی به سفر می رود و در راه مرد بیماری را می بیند. از او مراقبت می کند و داستان زندگی اش را برای او باز می گوید. مرد بیمار همان دزد خانه ی تاجر است که از یارقلی می خواهد از او مراقبت کند و تمام طلا و جواهرات را به او می دهد. یارقلی نیز پس از مرگ دزد آنها را در راه خیر خرج می کند.