مرتضی پاسدار
باغبان پیر مىخواهد با قلمههایى که در زمین کاشته است باغى زیبا و خوشبو داشته باشد. هر روز علف هاى هرزه را می کند تا اینکه روزی بیمار مىشود. با توفان، علف هاى هرز که در نبود باغبان رشد کرده اند، فرصت را از دست نمی دهند و خود را در جهت باد روى گل ها…
آهو کوچولو براى آشنا شدن با جانوران به جنگل مى رود. او بچه گرگى را در تله مى بیند و نجاتش مى دهد. شب به خانه ى آن ها مى رود و همان جا مى خوابد. صبح بچه گرگ از خواب بیدار مى شود و مى بیند مادرش بچه آهو را خورده است. به مادرش اعتراض مى کند ولى مادر…