روزبهانی

على به خاطر فوت پدرش و کمک به خانواده، در یک تعمیرگاه کار مى‏کند. او دوست دارد یک روز کمک راننده شود و همراه با استادش کریم آقا به مسافرت برود.
سنجاب کوچولو دلش مى خواهد زیباترین دم هاى دنیا را داشته باشد. پس نزد روباه جادوگر مى رود. روباه مى پذیرد به او کمک کند، به شرط آنکه سنجاب هر روز یکى از دوستانش را براى ‏روباه ببرد. روز سوم سنجاب به آرزویش مى رسد. اما همه ی سنجاب ها با خشم و نفرت…