هانس کریستین اندرسن
"کى"با جادوى ملکه برفها گذشته را فراموش مىکند."گردا"دوست و همبازى اش با تحمل سختى و رنج زیاد، او را نجات مىدهد.
هانس بعد از سربازى بیکار بود و وقتى به پیرزن رسید پیرزن از او خواست که فندک جادو را از چاه بیرون آورد ولى وقتى هانس فندک را در آورد به پیرزن نداد و به کمک سه سگ که بر اثر دست کشیدن به فندک ظاهر مىشدند توانست دختر زیبایى را از دژ نجات بدهد و با…
دختری که قدش به اندازه ی یک بندانگشت است در باغ گردش میکند. قورباغه او را با خود میبرد تا او را به ازدواج پسرش درآورد. دخترک شب و روز گریه می کند. ماهی ها او را از کنار قورباغه دور میکنند. او به خانه ی موش کور میرود. اما آنجا هم نمی تواند زندگی…
مرغابی صاحب چند جوجه می شود که یکی از آن ها خیلی زشت است و کسی با او بازی نمی کند. جوجه هم از غصه ازآنجا می رود. تا اینکه تعدادی قوی زیبا را می بیند. اول خجالت می کشد ولی وقتی مورد استقبال آن ها قرار می گیرد، متوجه می شود که خود او هم در آینده به…
مدتهاست که شاهزاده ای قصد ازدواج با یک شاهزاده خانم واقعی را دارد تا اینکه یک شب شاهزاده خانمی بر اثر باران شدید به قصر اوپناه می آورد. شاهزاده زیر تشک دختر دانه ای نخود میگذارد، وقتی پی می برد که دختر ناهمواری را حس و بدنش کبود شده می فهمد که او یک…
مادری که فرزند مریضی دارد بربالین فرزندش نشسته است و گریه می کند که ناگهان هیولای مرگ پسرش را می گیرد و به جنگل می برد. زن به دنبال او می رود و در راه به فرشته ی تاریکی برمی خورد. فرشته او را به دشت شکوفه که از جان فرزندان به وجود آمده است راهنمایی…
یکی از جوجه های خانم اردک از همه دیرتر از تخم در میآمد و از همه نیز زشتتر است. همه جوجه اردک زشت را از خود میرانند. او از ناراحت لانه فرار میکند. پس از مدتى یک روز تصویر خود را در آب میبیند که تبدیل به قویی زیبا شده است و میفهمد که در این مدت…
در یک مزرعه، یک اردک کوچولو از تخم بیرون آمد. مادرش تا او را میبیند، میگوید: تو مثل دیگر بچههاى من قشنگ نیستى و سپس او را پنهان میکند. جوجه اردک زشت تا مدتى در جنگل دور از چشم دیگران سفر مىکند، تا پس از گذشتن زمستان روزى به دریاچه رفت. در…
یکی از جوجه های خانم اردک از همه دیرتر از تخم درآمد و از همه نیز زشتتر بود. جوجه اردک زشت را همه طرد میکردند. او که ناراحت بود از لانه فرار کرد. پس از مدتى یک روز تصویر خود را در آب دید. او تبدیل به قویی زیبا شده بود. حالا او فهمیده بود که در این…
پادشاه عاشق لباس هاى جدید است. دو نفر شیاد ادعا می کنند که مى توانند پارچه نامریى ببافند که فقط انسان هاى لایق و با هوش آن را مى بینند. آنها پول زیادى می گیرند و روزی که لباس شاه آماده می شود. هیچکس حتى خود شاه جرأت ندارد بگوید که لباسى وجود ندارد…
تامبلینا، دخترکى زیبا، از یک گل به وجود آمده و به اندازه ى یک بند انگشت است. قورباغه، سوسک و موش کور هر کدام می کوشند او را به همسرى خود درآورند، اما او هر بار به شکلی از ازدواج شانه خالی می کند. تا سرانجام با پسرى که او نیز در یک گل زندگى مى کند و…
در میان ۲۵ سرباز حلبى، یکى پا ندارد. سرباز حلبى یک پا، عاشق عروسک بالرینى میشود. اما غول اسباب بازیها، سرباز حلبى را از پنجره به بیرون میاندازد. سرباز داخل جوى آب میافتد و میرود تا در دریا طعمه ى یک ماهى میشود. ماهى سر از آشپزخانه ى صاحب سرباز…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل:"فندک جادو": سربازى، فندک جادوی پیرزن جادوگرى را مى دزدد و به کمک جادوى فندک به آرزوى خود که ازدواج با دختر پادشاه است می رسد. "اسب کرند"، دهقان زاده اى، اسبى را که گندم های مزرعه شان را مى خورد، به دام مى اندازد. اسب به او…
در روزهای آخر سال برف و سرما شدید شده بود. پیرمردی در روی برف ها نشسته بود. او زمستان بود و نگهبان شاهزاده بهار. بعد از چند هفته لک لک ها آمدند در حالی که بر پشت آن ها دو کودک، یک دختر و یک پسر نشسته بودند. آن ها کودکان بهار بودند و با آمدنشان همه…
الیزا و یازده برادرش شاهزاده هستند. آنها به سبب آزارهای نامادرى، کاخ پدر را ترک می کنند و هر یک دچار سرنوشتى شگفتانگیز میشوند. سرانجام، الیزا با تلاش و پشتکار زندگى خود و برادرانش را نجات میدهد.
امپراتور، بلبل باغش را در یک قفس طلایى در قصر نگاه مىدارد. روزى امپراتور ژاپن یک بلبل مصنوعى به او هدیه مى دهد، بلبل واقعى از قصر مى رود. پس از مدتى بلبل مصنوعى از کار مى افتد. امپراتور بیمار مى شود و بلبل مصنوعى نمىتواند براى او بخواند. بلبل…
جوجه اردکی به دنیا میآید که زشت است و همه ى اردک ها او را از خود مى رانند. جوجه اردک از زادگاهش فرار میکند. پس از مدتی خود را در آب میبیند و متوجه میشود که زیبا شده است . دو قو از کنارش میگذرند و به او میگویند که قوست نه اردک.
مجموعه ی ۱۴ داستان، شامل: ملکه برفی؛ لک لک ها؛ دو رفیق همسفر؛ و .... به همراه شرح حال مختصری از نویسنده.
مجموعه ی ۱۱ داستان، شامل: گنج زر؛ داستان والد ماردا آئه و دخترانش از زبان باد؛ سرگین گردانگ؛ و....
مجموعه ى ۹ داستان، شامل: باغ بهشت؛ دخترک چوپان و بخاری پاک کن؛ هفتهای با "الف" چشم بند؛ و...
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "کشاورز ابلهی که صدراعظم میشود": کشاورز فقیری از روى تصادف سبب پیداشدن اسب و جواهرات دزدیده نشده ى شاه و شاهزاده خانم مى شود. شاه او را به نخست وزیری خود برمى گزیند. "دختر دلیر": پادشاه گنجینه گرانبهایش را در جنگ با شاه…
جوجه اردکی به دنیا میآید که زشت است و همه ى اردک ها او را از خود مىرانند. جوجه اردک از زادگاهش فرار میکند. پس از مدتی خود را در آب میبیند و متوجه میشود که زیبا شده است. دو قو از کنارش میگذرند و به او میگویند که او یک قوست نه اردک.
مجموعهی ۸ داستان، شامل: گرگ خونخوار و کبوتران سفید؛ اژدهای پنج سر؛ مرد زشت و عروس زیبا؛ و...
مجموعه ى ۲ داستان، شامل: "آدمک چوبی"، زن عروسک ساز، شهری از آدمک های چوبی درست مى کند. در آن شهر دختر جوانی هست که به ناچار باید با یک عروسک شاخدار ازدواج کند، با متحد شدن عروسک ها، عروسک شاخدار از پا در مى آید و دختر جوان با مرد دلخواهش ازدواج مى…