پروگرس

آشنایی با سیر تاریخی و تکاملی وسایل حمل و نقل عمومی همچون: گاری، کالسکه، ماشین، قطار، کشتی، بالن، هواپیما و فضاپیما.
بازرگانی می خواهد به سفر برود. هر یک از دخترهایش چیزی از او می خواهند. دختر کوچکتر یک گل سرخ می خواهد. بازرگان به قصری می رود تا گل سرخ را برای دخترش بیاورد. با چیدن گل اسیر هیولا می شود. هیولا می گوید اگر یکی از دخترانش را به او بدهد، آزادش می کند…
ماشا برای کندن قارچ به جنگل رفت، اما آنجا گم شد و به خانه ی یک خرس رسید. خرس او را وادار کرد برایش کارکند. مدت ها گذشت و ماشا درخانه ی خرس ماند. روزی فکری کرد و به خرس گفت پیراشکی‏هایی را که پخته برای پدربزرگ و مادر بزرگش ببرد. خرس قبول کرد. ماشا…
پیرزن و پیرمرد ی در یک روز زمستان ، با برف دختر زیبایی ساختند. دختر برفی جان گرفت و به خانه ی آن‌ها رفت. تابستان که از راه رسید، دخترک آب شد. پیرمرد و پیرزن با اندوه چشم به راه زمستان و برف نشستند تا دوباره دختر زیبای شان را ببینند.
ایوانوشکای احمق توانست اسب نقره طلایی را بیابد. چون اسب را نجات داد، همین اسب هم ایوانوشکا را به دختر پادشاه، شاهدخت یلنای پریزاد رساند. برادران ایوان که همیشه او را تحقیر می‏کردند، از این رخداد دچار تعجب و حسادت شدند.
سه برادر بودند که باهم زندگی می‏کردند، دو برادر بزرگتر عاقل بودند ولی برادر کوچک یملیا به حماقت معروف بود. او توانست با کمک یک ماهی که آزاد کرده بود به تمام خواسته هایش برسد و با دختر پادشاه نیز ازدواج کند. دیگر هرگز کسی به اورا احمق نامید.
مجموعه ۲ داستان، شامل: نخستین آموزگار؛ الوداع، گل سارى
مجموعه ی ۱۲ داستان، شامل: حماسه مادر؛ زایمان در ارض آگور چنایا؛ خصلت روسی؛ و....
مجموعه ی ۳۹ داستان مصور کوتاه، شامل: بزهای لجباز؛ پس کو بچه‏هام؟؛ برای دوست پرارج خدمت باید کرد و خرج؛ و....
والودیا وچچه میخواستند براى استخراج طلا به آمریکا فرار کنند. اما در بازار شهر آنها را پیدا کردند وبه خانه هایشان برگرداندند.
توله سگ که از دنبال کردن مرغ و خروسهاى حیاط حوصله‏اش سر رفته بود، براى شکار حیوانات و پرندگان وحشى به مرغزار مى‏رود. اما حیوانات هر کدام به نوعى از دست سگ فرار مى‏کنند. توله سگ که ترسیده است به لانه خود باز مى‏گردد و دیگر از آنجا خارج نمى‏شود.
دو دوست تصمیم مى‏گیرند که اتحاد شوروى را بهتر بشناسند. به شهرهاى مختلف مى‏روند و از نزدیک با ویژگیهاى آن شهرها آشنا مى‏شوند.
زندگی بچه‏های مسکو در پیرامون روستایی در قرن ۲۰، در اردوی پیشاهنگی که در یک ملک اربابی متروک واقع بود و دشواری های آن‌ها در آن دوران شرح اینکه چگونه بچه‏ها با مشکلات کنار می‏آیند و رمز مرغ رویین و در نتیجه اسرار ارث مالک سابق را کشف می‏کنند.
ماشه دخترى دارد بنام ماشنکا که ۶ ماه دارد و کم‏کم دارد بزرگ میشود هر شب ساعت ۸ مى‏خوابد و صبح زود بیدار مى‏شود
شرح کشفیات دانشمندان و باستانشناسان که پرده از رازهاى جهان هستى بر مى‏دارد. علوم کیهانى، سیاره ی زمین و کشفیات باستانشناسى در غار کاپوفا در اورال جنوبى و آتلانتید.
مورچه از آشنایى با یک فضانورد دچار غرور می‌شود و کار نمى‌کند. مورچه ها هم از لانه ‏بیرونش می‌کنند. فضانورد او را متوجه اشتباهش می‌کند. مورچه کار و تلاش را از سر می‌گیرد و دوباره به لانه بازمی‌گردد.
دارکوب پیرى به نام توک توک باباى روى تنه ی درخت صنوبر کهنسالى با نوه‏اش شوکتوگان زندگى مى‏کنند. توک توک باباى پیر از صبح تا شب مشغول جمع آورى حشره‌ها و کرم‌ها از زیر پوست درختان است. تا اینکه حشره‌ها و کرم‌هاى زیادى به درخت‌ها حمله می‌کنند. شوکتوگان…
جوجه و توله سگ پس از صحبت با یکدیگر پی می‌برند که بهتر است مالکیت از بین برود. مثل آنکه همه از خورشید استفاده مى‌کنند، بدون آنکه مالک آن باشند. آنها سپس لانه هایشان را بهم می‌چسبانند.
خرگوش با تخته و روباه با یخ براى خود خانه مى‌سازند. وقتى بهار مى‌آید خانه ی روباه ‏آب مى‌شود. روباه خانه ی خرگوش را تصاحب مى‌کند. خرگوش با تلاش زیاد خانه‏اش را از او پس مى‏گیرد.
موش از دست روباه که می‌خواهد او را بگیرد، فرار می‌کند.
جوجه براى رفتن به سرزمین قود قودا قود، تلاش زیادى می‌کند و در این راه از کمک جانوران دیگر هم ‏بهره‌مند می‌شود.
مجموعه‌ی ۱۳ داستان، شامل : جوجه مرغ و جوجه اردک؛ سه بچه گربه؛ در زیر قارچ؛ و ....
دخترکگ به خانه خرس ها می‌رود، غذای آن‌ها را می‌خورد و روی تخت خواب آن‌ها می‌خوابد. ناگهان با صدای خرس ها بیدار می‌شود و پا به فرار می‌گذارد.
خروس یک روز یک سنبله ی گندم پیدا می کند. از دو موش کوچولو می خواهد که او را در کاشتن گندم کمک کنند. اما موش ها پی بازی می روند و خروس خود به تنهایی سنبله را می کارد. وقتی از گندم لوز می پزد، دو موش می دوند تا آن ها را بخورند. اما خروس چون دو موش به…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "ببرزاده": گربه به خاطر شباهتى که به ببر دارد خود را برادرزاده ببر مى‏داند و به گربه‏هاى دیگر فخر مى‏فروشد تا این که با گربه‏ها به باغ وحش مى‏رود تا ببر را ببینند. "بچه خرگوش حسابگر": بچه خرگوش همیشه دوست دارد همه چیز را…
درباره ی این که هر جانوری چه چیزی نقاشی و رنگ می کند، مانند: خروس خورشید را نقاشی می کند؛ پروانه ها لباس های خود را پر نقش و نگار می کنند؛ و مرغ ها تخم های خود را رنگ آمیزی می کنند؛ و....
یو یو در خانه نیکا زندگى مى‏کند پدرش از خصوصیات جانوران و نظر آدم ها را براى هر جانوری براى او بازگو می کند مثلاً مى‏گوید آدم ها الاغ ها را حیواناتى نادان مى‏دانند و به هر که بخواهند بگویند نفهم مى‏گویند الاغ در صورتى که اینطور نیست الاغ حیوان با…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: یک روز؛ قسم؛ در ده پر سایه و خرم.
مجموعه ی ۱۳ داستان، شامل: ماشا و غاز سنگین؛ ماشا و آهن ربا؛ ماشا و مگس های سمج؛ و....
بچه ها از دیدن کلاهى که حرکت مى کند، می ترسند و فرار می کنند. اما بعد از مدتى متوجه می شوند که گربه ا ی در زیر کلاه گیر کرده است.
ویتیا و کستیا دانش آموزان بازیگوشی هستند و درس نمی‏خوانند. رفتار درست در مدرسه و خانواده با آنها، سبب می شود ویتیا خود را اصلاح کند و موفق شود. رفتار کستیا نیز با روش های ‏گروهی مانند تلاش همه برای یک نفر، و ... بهتر می شود.
مجموعه ی ۵ داستان، شامل: بادبانهاى سرخ؛ مار؛ خشم پدر؛ و....
اولگا و ژنیا، دو دختر سرهنگ الکساندروف، فرمانده ی گردان زره پوش، برای گذراندن تعطیلات به خانه ی ییلاقی ‏در حومه ی مسکو می روند. ژنیا برای فرستادن تلگراف به پدر به شهر می رود. و برای پیدا کردن پست خانه وارد خانه ای می شود که هیچ کس در آن نیست. هنگام…
پدر و مادر نادیا براى درمان دخترشان که به بیمارى افسردگی دچار شده است، از باغ وحش یک فیل می گیرند. حال نادیا بعد از چند روز خوب می شود. نادیا وقتى می فهمد بچه فیل ها در باغ وحش تنها مانده اند، اجازه می دهد فیل به باغ وحش برگردد.
شعری درباره ی جانوران سیرک.
مجموعه ی ۱۰ داستان، شامل: کته میشا؛ هرچیز بجای خویش نیکو است؛ کندوی عسل؛ و....
شعر هایی درباره ی جانوران.
پسر بچه از آب و شست و شو فراری است، اما وان حمام به نیروهایش که لیف و صابون و... هستند، فرمان حمله می دهد و آن ها کودک را با ترفندهایی به حمام می آورند و می شویند.
فیلکا از قبیله ی نانایی از گروه نمچوری زبان تونگوس است که دلباخته ی تانیا می‏شود. تانیا دختری خیال پرداز و ماجراجوست و با دیگر همسالان خود متفاوت است. او از گفت و گوهای تکراری درباره ی خرس ها و آنچه به گوشه‏ای از روسیه محدود می‏شود، خسته شده است و…
عزیز پسر چوپانی است که همراه پدرش گوسفندان را به چرا می‏برد. او در میان بره ها بره ای شاخدار را بیشتر دوست دارد و تربیت و مراقبت از بره را به عهده می گیرد. بره روز به روز لوس تر و جسوتر می شود. یک روز عزیز همراه با بره ی شاخدار خود برای دیدن دوستش…
گنکا علاقه‏اى به یادگیرى زبان انگلیسى ندارد. پس از سه روز غیبت با زور و اجبار پدر در کلاس حاضر می شود. او، غمگین است و احساس مى‏کند روزش خراب شده است. به کمک دوستانش بادبادکى می سازد و به هوا می فرستد. مدتى بعد تصمیم می گیرد درس بخواند و با خانواده…
مجموعه ی ۶ داستان کوتاه، شامل: کارخوب؛ صاحب سگ کیست؟؛ سه زاغ؛ و....
"شاریک" دختر کوچولو مرتب با خرسش حرف مى‏زند و او را بغل می کند. برایش غذا می پزد و او را به گردش مى‏برد. وقتی خرسک هنگام آبتنی به رودخانه می افتد و خیس می شود، شاریک او را بیرون می آورد و خشک می کند.
فیلم علمی "رنا در کیهان" که بازیگر اصلی آن میمونی به نام رنا است در سینما نمایش داده می شود. مدیر سینما بورکا و سگش تیاپا را به خاطر سر و صدای تیاپا ازسینما بیرون می کند. عصر همان روز بورکا و دوستش گنکا، تیاپا را درون لوله ای موشکی شکل قرار می دهند…
مجموعه ی ۹ داستان طنز، شامل: وقتی که یابنده ای خوش شانس بودم؛ داستان دریا؛ میوه ممنوع؛ و....
دانش آموزان مدرسه‏ای در مسکو با راهنمایی و کمک معلمشان یک انجمن ادبی تشکیل می دهند. به پیشنهاد معلم، نام انجمن ادبی را گلب بارادیف می گذارند که نام یکی از نویسندگان آن شهر است، نوه ی او که در همان مدرسه درس می خواند. عضو افتخاری انجمن می شود. و به…
همه ی بچه‏ها دو تا مادر بزرگ دارند و هر دوشان در مسکو هستند اما من فقط یک مادر بزرگم در مسکو زندگی می کند. مادر بزرگ دومم - مادر پدرم - در امسک اقامت دارد. ما همه به او می گوییم مادر بزرگ امسکى. پدرم که خلبان است و تقریبا هر هفته به امسک پرواز مى‏…
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: دست به چه درد آدم مى خورد؟؛ چطور ماشا بزرگ شد؟؛ کارد عجول؛ و ....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "شیر و سگ": در لندن جانوران درنده را نمایش می دهند و از تماشاگران پول یا به جای پول، سگ و گربه می گیرند. یک روز، شخصی یک سگ را از توی خیابان برای شیر می آورد. شیر به جای اینکه سگ را بخورد، از غذای خودش به او می دهد. چندی بعد…
مجموعه ی ۱۷ شعر، شامل: فیل، پنگوئن، کانگورو، و....
"ووا" پسرک اخمو، تنها روى نیمکتى نشسته است. بچه‏ها می خواهند با او ارتباط برقرار کنند ولى نمی شود. بالاخره اداى او را در می آورند. به این ترتیب ووا می خندد و از آن پس اخم نمی کند و تنها نمی ماند.
مجموعه ی ۴ داستان منظوم، شامل: تلفن؛ دکتر آیدرد میکند؛ زنده باد آب؛ و....
دکتر درمانگاه "آی درد میکند" تلگرافی دریافت می کند، که در آفریقا تمام حیوانات مریض شده‏اند. دکتر خودش را سریع به حیوانات می رساند و آن‌ها را معالجه می کند.
شیطنت های آندروشا همیشه سبب تفریح دیگران می شود. او با تمام شیطنت هایش به بزرگتر ها سلام می دهد و از بچه های کوچک تر از خودش حمایت می کند .
"تازی" – تاکسا سگ دو برادر به نام علی و ولی است. آن‌ها برای گرفتن موش، گربه ای را به خانه می آورند. اما گربه ترسوست و با تاکسا هم نمی سازد. سرانجام تاکسا موش ها را می گیرد و گربه را هم بیرون می اندازد.
مجموعه ی ۱۴ داستان و شعر، شامل: لک‏لک و نوآموزان او؛ چگونه جانوران گرگم بهوا بازى کردند و نتیجه این بازى چه شد؛ کى زودتر؛ و...
بچه فیل نمى‏داند چکاره بشود. هر حیوانى به او شغلى پیشنهاد مى‏کند. تا اینکه روزى درختى آتش می گیرد و بچه فیل می تواند با خرطوم درازش آب از رودخانه بیاورد و آتش را خاموش کند. پس از آن مأمور آتش نشانى جنگل می شود.
شعری درباره ی آغاز فصل بهار.
مجموعه ی ۱۷ شعر کوتاه، شامل: خرسک؛ گوساله؛ فیل؛ و....
ژینا پس از خریدن هفت نان حلقه ای، در راه خانه مشغول نگاه کردن به مغازه ها ست. سگی‏از پشت سر همه نان ها را مى خورد. ژینا به دنبال او مى رود تا تنبیه اش کند، اما گم می شود. ژینا گریه می کند تا اینکه پیرزنی از راه مى رسد و گلی به او می دهد که هفت گلبرگ…
مجموعه ی ۴ ترانه ی عامیانه لیتوانی، شامل: گندم سیاه را شستند، گندم سیاه را آسیا کردند؛ آها تو؛ آقا خرگوش چشم چیه؛ بعو- بعو؛ من شاخ دارم؛ و...