داستان روستا

زن و شوهرى نیکوکار در یک مدرسه‌ی شبانه‏روزى در روستایى کوچک براى تعلیم و تربیت چند پسر و دختر کوچک به رایگان به کار مى‏پردازند و به سبب روحیه‌ی قوى و اخلاق مردانه‏اى که در این پسر بچه‏ها ایجاد مى‏کنند، آن‏ها را مردان کوچک می‌نامند.
رحمان مردى شیر دل و شجاع است که از حق مردم ستمدیده دفاع مى‏کند. روزى میان میرزا (بزرگ ده که خیلى ثروتمند است) و قدرت، یکى از ساکنان روستا دعوایى در می‌گیرد. قدرت از رحمان می‌خواهد که از او در برابر میرزا دفاع کند. بالاخره در میانه دعوا رحمان به دلیل…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: استقبال از تعطیلی؛ خرگوشان فداکار؛ و امیدعلی. به همراه سرگذشتنامه مختصری از نویسنده.
روزى احمد وقتى گله را از چرا برمى‏گرداند، زنجیرى را پاى تپه پیدا کرد. زنجیر را به خانه برد. پدرش براى زنجیر نقشه‏ها کشید. اما احمد زنجیر را به چراغ زنبورى بست و به سقف ایوان آویزان کرد. وقتى بچه‏ها شعر عمو زنجیرباف را مى‏خواندند، احمد با خود گفت:…
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: البته؛ بهداری شهرستان؛ قاف؛ و....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "خوارها و خوارها"، داود گله‌ی ارباب را به چرا می‌برد. اما خودش و گوسفندها در حالی که هنوز نفس مى‏کشند به زمین می چسبند. مردم ده و روستاهای اطراف شروع به دعا و نذر و نیاز می کنند. بعد از مدتى کم کم برخی گوسفندان حرکتی می‌کنند…
مجموعه ی ۵ داستان، شامل: مادر من؛ خاله بُرجه؛ پسرک بى پدر و مادر؛ ....
داوود نزد خانواده‌ی دائی‌اش در روستا زندگی می‌کند و روزها در یک کوره کار می‌کند. مدت هاست که یکی از چشم‌هایش عفونت کرده و درد می‌کند. داوود که می‌ترسد نابینا شود و او را برای گدائی به شهر بفرستند، تلاش می کند پولی جمع کند و به دکتر برود. اما زن…
مردم دهکده‏ از خشکسالى در رنج‌اند. مردی می‌خواهد تنها مرتع آباد آنها را بگیرد. مردم متحد مى‏شوند و او را بیرون مى‏کنند.
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: دوست دریا؛ ممدلى قهرمان میشود؛ خارکن؛ و....
رستم کلاته دهکده‏اى است سرسبز و زیبا در شمال ایران، که مردمش کشاورزى و دامدارى می‌کنند.ارباب ده مردى به نام فرهادخان است که از ساواک ماموریت دارد کارهاى روستائیان را زیر نظر بگیرد. به همین دلیل یک روحانی را که در ماه رمضان براى مردم سخنرانی می‌کند…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "وبا" در دهکده بیمارى وبا آمده است. همه‌ی مردم براى چاره جویى در میدان دهکده جمع مى‏شوند. اما مرگ بر سر شهر سایه‏ انداخته است و مردم فکر می‌کنند امامزاده بر آن‌ها خشم گرفته‏ است. "آلاله خانم"، آلاله خانم دختر یکى از خان هاى…
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: خشکسالى؛ کولى‏ها؛ و سفر.به همراه شرح حال مختصری از نویسنده‌ی نوجوان کتاب.
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: نیمسوز؛ انعکاس سرورت؛ بى ریشه‏ها؛ و .... به همراه متنی از نویسنده با عنوان "تب چاپ، نه وسوسه‌ی خوب نوشتن" در ابتدا کتاب.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: آوارس؛ مهدى کوچولو؛ و غلام قنبر.
معلمی با شنیدن انشای بچه ها متوجه می شود یکی از آنها در خانواده ای تنگدست زندگی می کند و با خواهرش یک روپوش دارند. هر روز او صبر می‌کند تا خواهرش از مدرسه بیاید و او روپوشش را بپوشد و به مدرسه برود. معلم به انشای او نمره ی خوب می‌دهد. اما به یکی از…
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: صفر؛ مشهدى؛ دکتر خارجى؛ و....
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: آینه جان؛ دلتنگیهاى روستا؛ سایه‏ها مى‏دانند که چه تابستانى است؛ و...
مجموعه ی ۹ داستان و ۱۱ طرح، شامل: سخن از جنگل سبز است و تبردار و تبر؛ سرکار محمود؛ دو چشم کوچک خندان؛ و....
مجموعه ی ۲۱ داستان، شامل: راهى شهر؛ کوچه خالى؛ برنج؛ و...
مجموعه ی ۱۳ داستان، شامل: سایه خان؛ در خانه و مدرسه؛ درو؛ و....
مشهدى باقر و سه پسرش چشم به زمین مردان دارند و سعی می‌کنند هر طوری شده با تهمت زدن به او مردان را وادار به فروش زمین و ترک دهکده کند. مردان شبی که گرگ‌ها به گله‌ی مشهدی باقر می‌زنند با تفنگ خود گرگ‌ها را از بین می‌برد و جان پسر مشهدى باقر را نجات می…
در کلاته کار فقط احمد که پول زیادی به ارث برده بود کار نمی‌کرد.
مجموعه ۲ داستان، شامل: مراد صحراگرد ترشاب؛ " تب پائیزى. مرگ ابى" و ۹ قطعه شعر.
در دامنه ی کوهی دهی سرسبز وجود دارد. روزی ابرهای سیاهی می‌آیند و برف می‌بارد و همه چیز یخ می‌زند و می‌میرد. حسنک تصمیم می‌گیرد به بالای کوه برود و ابرها را جارو و خورشید را پیدا کند. بچه ها هم با او همراه می‌شوند. حسنک با تلاش بسیار به بالای کوه می‌…
مونی پسرک چوپان، قلبی پاک و مهربان دارد. دوست چوپان اش یک نگین انگشتری می‏یابد. مونی او را مجبور می‏کند که نگین را به صاحبش بازگرداند. صاحب نگین در مقابل به مونی بزغاله‏ای را که بسیار دوست دارد، هدیه می‏دهد.
مجموعه ی ۲۱ داستان، شامل: نقل مکان بآسیا؛ راز استاد کرنیل؛ بز آقا سگن؛ و....
مجموعه ی ۲۷ داستان، شامل: آخرین درس؛ بچه جاسوس؛ مادران؛ و....
پیتر همراه دو خواهر خود، روبرتا و فیلیس و پدر و مادرش زندگى آرام و خوبى دارند. اما یک روز که پدر سرگرم تعمیر لوکوموتیوى است که پیتر در جشن تولد خود آن را گرفته است، دو نفر به خانه‌ی آن‌ها مى‏آیند و او را به زندان مى‏برند، مادر از این ماجرا چیزى به…
در همه جای جلگه‏های مغولستان، همه از کار بزرگ دو خواهر کوچک به نام های نونگ و جونگ که ۱۱ ساله و ۹ ساله ‌اند حرف می‌زدند که توانسته بودند در توفانی سهمناک، گله ی بزرگ گوسفندان را نجات دهند. وقتی روستاییان آنها را پیدا می‌کنند هر دو دختر تقریبا بی‏هوش…
روزى چوپان در بوران و سرما گرفتار می‌شود. اما گله را ترک نمی‌کند. پیرمردى به او کمک می‌کند و نجاتش می‌دهد.
نسو یکی از پسربچه های روستا، قصه های زیادی بلد است و بعضی شب ها بچه ها را با قصه هایش سرگرم می کند. با باز شدن مدرسه ی روستا، بعضی از بچه ها به مدرسه می روند، اما نسو که پدرش نمی تواند شهریه ی مدرسه را بپردازد از رفتن به مدرسه محروم می شود. از آن به…
مجموعه ى ۱۴ داستان، شامل: دکتر؛ دبیر فیزیک ما؛ پنجره؛ و....
مجموعه ى ۱۶ داستان، شامل: آب؛ آبى و عشقش؛ آقاى صابرى؛ و... در پایان کتاب نقد و نظر روزنامه‏ها و مجله‏ها درباره ى این کتاب آمده است.
مجموعه ى ۳ داستان، شامل: گل خاص؛ کوچه؛ و بغض.
مجموعه ى ۶ داستان، شامل: مردان فردا؛ چند نامه از بچه ها؛ فرزند کوه؛ و...
مجموعه ى ۱۰ داستان، شامل: چوپانها؛ عمو پیره؛ آقاى امیدى؛ و...
مجموعه ى ۳ داستان، شامل: مدعى؛ آهو؛ و سردار
مجموعه ى ۴ داستان، شامل: چوپانها؛ عمو پیره؛ آقاى امیدى؛ و....
مجموعه ى ۷ داستان شامل: زیر پل، پاى درخت؛ گرگ؛ بدبده؛ و....
مجموعه ى ۷ داستان شامل: زیر پل، پاى درخت؛ گرگ؛ بدبده ؛ و....
هستی از زندانی شدن پسر همسایه اش به جرم مخالفت با حکومت آگاه می‌شود و می‌کوشد دیگر بچه ها را نیز از ستمی که به حسن و دیگر روستاییان می‌رود، آگاه کند. هنگامی که خانواده ى هستی از کار او با خبر می‌شوند، در طویله زندانی اش می‌کنند. مادربزرگ هستی پدر و…
یار محمد، پسر دوازده ساله، با کاروانى، از کویرى خشک و سوزان مى گذرد. او پیشاپیش همه، نخستین شتر را می‌راند و به فکر زندگى بهترى براى خود و دیگران است. کاروان به دامنه ى کوهى مى‌رسد، یار محمد و همراهان زمین را مى‌کنند، به آب مى‌رسند، بذر مى‌کارند و…
اورجعلی و بیوک در روستایى در آذربایجان با هم کار می‌کنند و درس می‌خوانند. بیوک به تهران مى‌آید تا درس بخواند و اورجعلی در اهر معلم مى‌شود. بیوک در تهران مهندس مى‌شود و به اورجعلی خبر مى‌دهد که در شهر وضعش خوب شده و تصمیم گرفته است در تهران بماند و…
فرج پدر و مادرش را از دست داده است و با برادرانش زندگی می‌کند. پس از مرگ پدر فرج که ارباب ده بود، برادرانش به مردم حتى به فرج ستم می‌کنند. فرج از ظلم و ستم آنها به ستوه مى‌آید، از شهر خود اردبیل فرار مى‌کند و به آستارا مى‌رود. در آستارا با مرد…
مجموعه ی ۱۷ داستان، شامل: کودک کوهستان؛ پیراهن چهل تکه اسکاتلندى؛ جیم و جین درباره استرالیا سخن مى‏گویند؛ و... .
در آبادى کلاته نان مادر و پسری کشاورزى مى‌کنند. مادر از شدت کار بیمار شده است، همسایه ها به پسر او مى‌گویند که باید به مادرش گوشت بدهد تا دوباره خوب شود. پسر نیز یکی از دو گاو خود را مى‌کشد. مادر پس از خوردن گوشت سر حال مى‌شود و شروع به کار مى‌کند.…
پسر کدخدا و دوستش، کودکی سرگردان را که هر چشمش یک رنگ است، در ساحل خلیج فارس پیدا می کنند و او را به روستا می برند. اهالی روستا تصمیم می گیرند کودک را سر راه بگذارند، کودک را پیش خود می برد.