نصرالله شاهرخی
یکی ازتاجران و ثروتمندان بغداد که بسیار خودخواه و زورگوست، پسرنیکوکاری دارد که به تهیدستان کمک می کند. پدر می فهمد و تصمیم می گیرد پسرش را که مراد نام دارد، مجازات کند. مراد شبانه با قایقی بزرگ فرار می کند و به سرزمین الماس می رسد و مشتی از الماس ها…
تونک پیرمرد فقیری است. وقتی می میرد، پسرش تانک برای خرج مراسم دفن پدر از تاجری در شهر پول می گیرد و قرار می شود در برابر قرضش برای او کار کند. در راه شهر با زنی زیبا آشنا می شود و قصه ی خود را برای او میگوید زن با او همراه می شود و به خانه ی تاجر می…
آرامس جوان در کشور یونان باستان و در دوران مردان غول پیکر زندگی می کند و یار ستمدیدگان و تنگدستان است. روزی برادرش که با جادوگران رفت و آمد دارد، به قبیله ای حمله می کند و اموال شان را به غارت می برد و به قلعه ی جادوگران می رود. آرامس با شمشیر…
پیرزن تنهایی، پسری به نام نوا دارد. او با رختشویی و کار برای مردم پسر خود را بزرگ می کند. شبی که نوا از پیر و ناتوان شدن مادرش غصهدار است و گریه می کند، ناگهان پیرمردی به نزدش می آید و کیسه ای پول به او می دهد. نوا به جنگل می رود و با خطرهای بسیاری…
تاجری ۳ پسر به نام جعفر وعلی و ارسلان دارد. او ثروتش را بین ۳ پسر تقسیم می کند. جعفر و علی به خوش گذرانی می پردازند و ثروت پدر را برباد می دهند. پسر سوم ثروت خود را نزد پدر می گذارد و خود دکانی باز می کند و به تجارت می پردازد. جعفر و علی قصد جان و…
دخترپادشاه سال ها پیش گمشده است. پس از ۱۵ سال وقتی پادشاه از جنگ باز می گردد به جنگل زیبایی می رسد. شبانه به پیاده روی در جنگل می پردازد و به دختر بلند قدی که هیکل مردانه دارد و غلامی درکنارش است، برمی خورد. او را به قرارگاه خود می برد. غلام باوفا…
پادشاه کشور چین دختر دوست داشتنی و مهربانی دارد که پسر توفان به خواستگاری او می رود و پس از شنیدن پاسخ رد، دختر را به خواب مرگآوری فرو می برد. پیرمرد و پسری به نام وانگ شو برای نجات دختر راهی جنگلی که پسر توفان به شکل پسر کوچک آبی آنجا زندگی می کند…
تاجری پسری تنبل دارد. روزی برای اینکه او را تربیت کند، کوله پشتی ای به او می دهد و او را راهی سفر می کند. پسر در راه به غاری می رسد. در غار با پسرکی که جست و خیز و بازی می کند آشنا می شود. پسرک او را به بازی وادار می کند و آنچه از رمزهای بازی می…
پادشاه قدرتمندی در یکی از شهرهای فرانسه زندگی می کند که پسر ترسویی دارد. پیرزنی درمان ترس او را ازدواج می داند. پس از جست و جوی فراوان دختر زیبایی را که به همراه قبیله اش در کوهستان زندگی می کند برای همسری پسر پادشاه بر می گزینند و ژاک، پسر باغبان،…
کاروانی راهی مکه است. در این کاروان یک تاجر ثروتمند و پسرش سعید با تمام ثروت و اموال شان حضور دارند. عرب ها به کاروان حمله می کنند و تنها سعید زنده می ماند. تاجری هندی او را با خود می برد و به تاجری ایتالیایی به نام لوکاس می سپرد. لوکاس پی به هوش و…
تاجر ثروتمندی که تنها یک فرزند دختر دارد و همه ی خواستگاران او را رد می کند، از جادوگری درباره ی آینده ی دختر می پرسد. او می گوید که همسر دخترش پسر یک باغبان است. تاجر پسر باغبان را می خرد و اورا به دست جلاد می دهد. جلاد پسر را به آسیابانی می دهد و…
مرد ثروتمندی که بسیار خسیس است و در کشور فرانسه زندگی می کند، دختری دلسوز به نام سوزی دارد. روزی سوزی به پسر همسایه، ژان کمک می کند و مادرش را از مرگ نجات می دهد. از آن روز به بعد آن دو با هم دوست صمیمی می شوند. روزی سوزی و ژان پنهانی در قصر سرگرم…
حسن و علی دو دوست هستند. روزی حسن تب می کند وعلی برای یافتن گوشت آهو به بیابان می رود. در بیابان آهویی می بیند که در واقع دختری زیبا است که دچار جادو شده است. علی طلسم دخترک را می شکند و با او ازدواج می کند. زیبایی دختر، حسن را وسوسه می کند تا به…
شاهزاده ای که از زندگی در قصر شاهی پدر خسته شده است به سفر می پردازد بدون اینکه متوجه باشد پا در سرزمین دیوان می گذارد پادشاه دیوان درعوض نجات شاهزاده سیب طلایی را از او طلب می کند شاهزاده طی پیدا کردن سیب طلا دختری را که اسیر جادوگر بوده نجات می…
پادشاهی دختری نازپرورده و بی ادب دارد که همه ی مردم از او ناراضی اند. روزی آسمان دچار رعد و برق می شود و فرشته ای نزد دختر می آید و او را به بیابان می برد و چند روزی نگه می دارد. پادشاه نگران می شود و سربازانش را به جست و جوی دختر می فرستد. دختر در…
دو پادشاه با هم به جنگ می پردازند. یکی از آنها از حکمران پیری که دو دختر دارد و در سرزمین او زندگی می کند، می خواهد به سود او در جنگ شرکت کند. دختر کوچک حکمران که ناتوانی و پیری پدر را می بیند، لباس مردانه می پوشد و شجاعانه به میدان جنگ می رود.…
در خانه ی مرد ثروتمندی که ثروتی تمام نشدنی دارد، به روی دیگران باز است. روزی پسر او «آندولسا» راز ثروت پدر را که در کیسه ی هدیه ی شاه پریان جمع شده از او می پرسد و می فهمد که این کیسه همیشه پر از پول است. پس از مرگ پدر، آندولسا کیسه را برمی دارد و…
ارسلان تنها پسر پادشاه است . دو دختر وزیر به ارسلان دل بسته اند . خواهر بزرگ که به رابطه ی خواهر کوچک و ارسلان حسادت می کند، از دوست جادوگر خود کمک می گیرد و به آزار خواهر می پردازد. جادوگر، خواهر کوچک را در کوهی زندانی می کند. اما پسر پادشاه جادوگر…
پادشاهی برای ازدواج دخترش شرط های سنگینی می گذارد. سرانجام دختر، با جوان باهوشی ازدواج می کند. آنها برای زندگی از قصر بیرون می روند و دچار حیله ی صرافی می شوند که مبلغی پول برای تجارت به آنها وام داده است. صراف شرط می گذارد اگر در موعد مقرر قرض را…
پسر پادشاه به خواهر کوچکش حسودی می کند. به همین سبب خواهرش را به جنگل می برد و به پیرزنی می سپرد. پیرمرد لالی دلش به حال دختر می سوزد و از شاه پریان برای نجات دختر کمک می خواهد. دختر آزاد می شود و با شاه پریان ازدواج می کند.
بوب پسری افریقایی که پدرش به او خواندن و نوشتن یاد داده است، به کودکان دیگر آموزش می دهد و آنها را به درس خواندن تشویق می کند. روزی بوب و دوستانش در جنگل با حمله ی فیل های وحشی رو به رو میشوند، اما بوب با هوشیاری فیل ها را به سوی پل می کشاند. پل…
کلاهبرداران، بوب پسر صاحب یک شرکت فیلمبرداری را می دزدند. موریس که یکی از کارکنان پدر بوب است، با ماجراهایی که در آنها جانش به خطر می افتد بوب را پیدا می کند و به پدرش می رساند. به همین مناسبت پدر جشن بزرگی برپا می کند و دوچرخه ی زیبایی به موریس…
روبن و ژیل خواهر و برادرند. آنها با شرکت در یک حراج نقشه ی گنجی را می یابند و به دنبال یافتن گنج، ماجراهای وحشتناکی را در جنگل پشت سر می گذارند. در این میان پیرمردی را از دست دزدان نجات می دهند و پیرمرد که گنج را یافته است به عنوان پاداش نیمی از…
توم پس از سال ها با عموی خود، ژاک، که نقشه ی گنجی آورده است و به خانواده ی آنها نشان می دهد، روبرو می شود. هنگام شب، خدمتکار خانواده خیانت می کند و نقشه را به دزدان می دهد. عموی ژاک به نبرد با دزدان می رود و لی توم با طرح نقشه ای عمویش را از دست…
نادر تنها پسر یک بازرگان است که با خوشگذرانی، ثروت پدر را به باد می دهد و با صندوق پرنده ای که دوستش به او می دهد به شهر دیگری می رود. در آنجا عاشق دختر پادشاه می شود. ولی به سبب سوختن صندوق پرنده نمی تواند دختر را با خود بیاورد. به ناچار تنها بازمی…
سوزت دختر بچه ای شجاع است. دزدان در نبود پدر به خانه ی آنها می آیند و مادرش را می دزدند. او با قایق کوچکی که وسیله ی بازی اش است از رودخانه می گذرد و خود را به پدر می رساند. پدر همراه او بازمی گردد و مادرش را نجات می دهند .