فانتزی جانوری

مجموعه ۴ یادداشت کودکى پنج - شش ساله، شامل: تمام شدن دنیا؛ زنجره شادیها؛ اسب سبز و ....
جانوران جنگل به رهبرى آدمک قیام می‌کنند. آدمک دستگیر و اعدام می‌شود، اما جانوران به آدمک تبدیل می‌شوند و کم‏کم آدم‏ها به وجود می‌آیند.
نقلى، بزغاله ی ماجراجو وقتی دارد با مورچه و زنبور بازى مى‌کند یک موشک روى زمین فرود می‌آید و گرگى از آن پیاده می‌شود. نقلى در یک فرصت مناسب به درون موشک می‌رود و با فشار دکمه اى آن را روشن می‌کند. موشک به پایگاه می‌رسد. کارکنان آنجا با مهربانى از…
مورچه از آشنایى با یک فضانورد دچار غرور می‌شود و کار نمى‌کند. مورچه ها هم از لانه ‏بیرونش می‌کنند. فضانورد او را متوجه اشتباهش می‌کند. مورچه کار و تلاش را از سر می‌گیرد و دوباره به لانه بازمی‌گردد.
مجموعه ی ۳ داستان، شامل: بوم، بوم و مردی در خطر مرگ؛ بوم، بوم و مرد کوهستان؛ و بوم، بوم و میمون سخنگو.
خرس برای گذراندن تعطیلات به شهر نزد دوستانش می رود. خوک و اردک که می فهمند ارث زیادی به خرس رسیده است، در پی فرصتی هستند تا پول‌ها را از دست خرس درآورند. خرس به زمین می افتد و پشت‌اش درد می‌گیرد. خوک و اردک به او می‌گویند سخت بیمار و در حال مرگ است…
مجموعه ی ۱۹ داستان، شامل: پسرک جنگلى؛ میکى به گردش مى رود؛ موگلى و میمونها؛ و...
داستانی درباره ی ۳ کودک به نام های اشی، مشی، و میرزا سلیمان که به ترتیب ۶ ، ۷ ، ۱۱ سال دارند. آنها دور هم نشسته اند و فکر می کنند چگونه خود را سرگرم کنند. هرکدام پیشنهادی می دهند و قرار می شود خروسه را بگیرند. خروس می شنود و به همراه مرغ تصمیم می…
مجموعه ی ۴ داستان منظوم، شامل: تلفن؛ دکتر آیدرد میکند؛ زنده باد آب؛ و....
حسن تصمیم می‌گیرد تصویر بهترین باغ وحش دنیا را که در آن قفس نباشد، بکشد. او در کتابچه ی نقاشی اش یک گربه و موش می‌کشد. اما فردا که کتابچه اش را باز می‌کند، گربه موش را خورده است. حسن ناراحت می‌شود و اندازه ی جانوران باغ وحش را تغییر می‌دهد. اما باز…
به محض تولد استوارت لیتل، پدر و مادرش متوجه می‌شوند که او مانند پسربچه‌های دیگر نیست. چون در واقع یک موش است! اما خانواده ى لیتل این بازی عجیب و غریب سرنوشت را می‌پذیرند و تمام نیازهای ویژه‌ی او را، همچون درست کردن تختخوابی از قوطی کبریت و لباس‌های…
دکتر دولیتل جانوران زیادى در خانه ى خود نگهدارى مى‌کند. برای همین مردم به مطبش نمى‌روند و به زودى فقیر مى‌شود. سرانجام طوطى دکتر به او پیشنهاد مى‌کند انسان ها را رها کند و تنها به درمان جانوران بپردازد. دکتر یک بار کشتى اى مى‌گیرد و با آن به افریقا…
یک روز خرگوش و پرنده و سگ و مرغ به سیرک مى روند و در آن جا نمایش اجرا مى کنند. مردم از نمایش آن ها خیلی خوش شان مى آید و آن ها را تشویق مى کنند.
کرمى براى آنکه پرندگان شکارش نکنند. بدن شان را اندازه گیرى مى کند، آن ها سرگرم مى شوند و او از سر راه شان دور مى شود. بلبلى به او مى گوید که کرم باید آوازش را اندازه بگیرد و گرنه او را مى خورد. کرم مى پذیرد بلبل مى خواند و کرم اندازه مى گیرد و…
کرم ابریشم هر روز صبح خواب های عجیب خود را برای دوستانش تعریف می کند. دوستانش به کرم می گویند که چون تاقباز می خوابد این خواب ها را می بیند. روزی کرم ابریشم در خواب می بیند که بال درآورده و پرواز مى کند. صبح که از خواب بیدار می شود می بیند دور خود…
مجموعه ی ۴ داستان، شامل: پشه بینی دراز؛ عمو ناقلا، آقا خود نما؛ گوش دراز چپ چشم؛ و...
گرگ خبرنگار چون ماشین دارد زودتر از همکارانش می‌تواند خبرهاى تازه را براى روزنامه‏اش تهیه کند، ولى هیچ وقت همکارانش را با خود نمى‏برد. همکارانش تصمیم مى‌گیرند او را تنبیه کنند تا متوجه کار بد خود بشود.
بادمجان با ضربه ی چوبدستى پسرکی در آب می افتد. کدو سعى می کند او را نجات بدهد، اما خودش هم در آب می افتد. آن ها به خشکى می رسند ولی هیچ بوته ای آن ها را نمی پذیرد و همه می گویند وقتی بادمجان و کدو از بوته ی خودشان جدا شوند، هیچ بوته ای آن ها را قبول…
حلزون کوچک دوست دارد خانه ای بزرگ داشته باشد. پدرش برایش داستان حلزون کوچک دیگری را تعریف مى‌کند که مانند او دلش مى‌خواست بزرگترین خانه ى دنیا را داشته باشد و به خاطر همین از قدر خودش را پیچ و تاب‏ داد که خانه اش به اندازه ى یک خربزه شد و دیگر…
فردریک زمانی که موش ها براى زمستان آذوقه جمع مى‌کنند، در گوشه اى نشسته است و در جواب اعتراض موش ها مى‏گوید که رنگ ها و نور خورشید را ذخیره مى‌کند. در روزهاى آخر زمستان که آذوقه تمام مى‌شود، شعر هاى فردریک درباره ی فصل هاى گرم و رنگ هاى زیباى طبیعت…
در صحرا آبگیر پر آبی است. روزی فیل ها به آبگیر مى رسند و تمام آب آبگیر را مى خورند. آبگیر خشک مى شود. جانوران به فکر چاره مى افتند. آهو و پرنده ها به دیدن خاله غازه مى روند و از او راهنمایی مى خواهند. خاله غازه نیز برای رسیدن به غذا آن ها را گول مى…
شتر، بز و الاغ پس از مرگ صاحب شان مى‌خواهند به آبادى اى بروند که صاحب شان به آن ها معرفى کرده است، درخت زارى در میان دره که تاکنون پاى هیچ انسانى به آن نرسیده است. در میان این سه جانور، شتر جاى آبادى را مى‌داند، اما به الا‌غ اعتماد ندارد. سه جانور…
دخترى به نام فرن، خوکى به نام ویلبر را از مرگ نجات مى‌دهد، اما می‌داند که خوک سرانجام به خاطر گوشتش کشته خواهد شد. ویلبر در مزرعه ى عمو هومر با عنکبوتى به نام شارلوت آشنا مى‌شود. شارلوت با بافتن واژه‌هایی روى تورهایش که ویلبر را با صفات عجیب و غریب…
اولدوز دختر کوچکى است که با زن پدر زورگویش زندگى مى‏کند. او دختر مهربان و خوبى است. زن پدر، قدر اولدوز را نمى‏داند و او را اذیت مى‏کند. اولدوز با ننه کلاغه دوست مى‏شود. ننه کلاغه و آقا کلاغه به کمک اولدوز و دوستش یاشار مى‏آیند و آن‏ها را به سرزمین…
خر پیری که دیگر برای آسیابان، صاحبش، فایده ای نداشت، تصمیم گرفت به شهر هرت برود و در آن جا آوازه خوانی کند. در راه سگ، گربه و خروس هم به او پیوستند تا با هم در شهر هرت گروه کنسرتی تشکیل دهند. شب در میانه ی جنگل به کلبه ی دزد ها رسیدند، با سر و…
روزی دو بزغاله ی بازیگوش از گله جدا شدند و در جنگل تنها ماندند ناگهان ببری به آن ها حمله کرد و یکی از بزغاله ها را گرفت، ولی دیگری فرار کرد. کلاغی که روی درخت بود، این ماجرا را دید و از کار ببر ناراحت شد. ناگهان صدای گریه ی ببر را شنید. به گمان…
خرچنگ پیری در ته دریا زندگی می کرد. او از چیزهایی که در زندگی اش دیده بود برای بچه خرچنگ ها تعریف می کرد. روزی از اینکه همواره در لانه اش می ماند، خسته شد و شروع کرد به راه پیمایی در کف دریا. به کشتی ای رسید که مدت ها پیش غرق شده بود. از داخل آن…
مجموعه‌ ی ۱۰ داستان، شامل: خاکسترى؛ کلاه قرمزى؛ گربه چکمه‏پوش؛ و....
مجموعه ی ۹ داستان‌، شامل: سرگذشت دراز یک گربه؛ داستان سگ ها؛ داستان پرندگان؛ و.....
مجموعه ی ۲۲ داستان‌، شامل‌: گلابیهای طلائی، ایوانوشکای ابله؛ خواب ترس آور؛ و... همراه با اطلاعات کوتاه درباره ی زندگی در کشورهای‌ دیگر، مناطق مختلف ایران و زندگی اجتماعی مردم‌، شرح‌ حال چند تن از مشاهیر و چند بازی و سرگرمی علمی.
بچه گربه به جای تقلید از کارهای مادرش، از کارهای دیگر جانوران تقلید می‏کند. اما سرانجام یاد مى گیرد که باید کارهای مادرش را تکرار کند. به زبان فارسی- انگلیسی
جوجه اردکی به دنیا می‏آید که زشت است و همه ى اردک ها او را از خود مى‌رانند. جوجه اردک از زادگاهش فرار می‏کند. پس از مدتی خود را در آب می‏بیند و متوجه می‏شود که زیبا شده است. دو قو از کنارش می‏گذرند و به او می‏گویند که او یک قوست نه اردک.
آقا بزه مدرسه اى براى بچه هاى جانوران درست مى کند. یک روز روباه غریبه اى به جنگل مى آید و بز را مى خورد و خود را به جاى او جا مى زند، اما، شیر روباه را رسوا مى کند و به سزاى اعمالش مى رساند.
پرستوی کوچک آشیانه‏اش را گم کرده است. مرغ باران او را به جنگل مى برد تا دیگر پرندگان کمکش کنند. سرانجام پرستو به لانه نزد مادرش بازمى گردد.
مایا دوست ندارد مانند بقیه زنبورهای عسل، زندگی اش را در کندو و با ساختن موم و عسل بگذراند. پس به جهان خارج از کندو قدم می گذارد‌ و با خطرها و مشکلات زیادی روبه رو می شود. سرانجام به کندو بازمی گردد‌. ملکه او را می بخشد و از تجربه هایش برای آسایش همه…
در باغ زیبا و بزرگ امپراتور چین بلبلی بود که خیلی زیبا می‌خواند. از همه جای دنیا برای دیدن باغ امپراتور و شنیدن صدای بلبل به آنجا می‌آمدند. وقتی امپراتور از وجود این بلبل در باغش خبردار شد ، دستور داد او را بگیرند و به قصر بیاورند و داخل قفسی در…