علی اکبر صادقی

جهان پهلوان، سام نریمان، آرزومند داشتن پسری بود تا پس از او، بر تخت فرمانروایی زابلستان بنشیند. سرانجام، بانوی سام فرزندی آورد شنگرف روی و سفید موی. سام بدیدن موی سپید نوزاد، خرد از دست داد، و از ناسپاسی، فرزندش را بچه دیو خواند و فرمان داد تا او را…
مراد پس از این که مروارید خوشبختی شهرش دزدیده می‌شود به دنبال یافتن خوشبختی در جای دیگر حرکت می‌کند. او در راه به پیرمردی که برای آبادانی مزرعه ی خود از مراد کمک می‌خواهد و به شیری که چیزی در گلویش گیر کرده است، توجهی نمی‌کند. او وقتی می‌فهمد که این…
درباره ی ابزار بازی شطرنج، چگونگی حرکت های مهره های آن و قواعد این بازی.
دختر گژدهم پس از شکست هجیر از سهراب، براى دفاع از ایران زمین داوطلب جنگ با سهراب می‌شود. در جنگ نمی‌تواند با سهراب برابرى کند ولى به سهراب جوان می‌آموزد که در ایران زمین زنان نیز چون مردان و خردان چون بزرگان مى‏جنگند. دلیرى فقط بازوى سترگ نمی‌خواهد…
مجموعه ی ۱۵ قصه‌ از گلستان و ملستان‌، شامل‌: گدای نابینا و دزد بینوا؛ شمردن موی ریش؛ فریب روباه؛ و... بازنویسی برپایه هاى قصه هایی از گلستان و منظور از ملستان مجموعه آثاری شبیه گلستان است.
سندباد اهل بغداد است. پس از مرگ پدرش، از راه دریا به سرزمین هاى ناشناخته مى‌رود و موجودات شگفت انگیزى در آن سرزمین ها مى‌بیند و ثروت فراوان مى‌اندوزد. روزى باربرى به نام "سندباد بری" به کاخ او مى‌آید و سندباد ماجراهاى سفرها و دیده ها و شنیده هایش را…
مختصرى از زندگى محمدرضا و رضا پهلوى.
دهکده کنار سنگ بزرگ و سیاه قرار دارد. سنگ سیاه جلوی تابش خورشید را گرفته است. پسری نوجوان به نام علی، گروهی از بچه ها را بر می‌انگیزاند که بروند و پشت سنگ را ببینند. آنجا دشتی پهناور و درخشان است. بزرگترها به پیشنهاد بچه ها که می‌گویند ده را باید به…
چگونگی پدیدآوردن شاهنامه و کسانی که از آن تاثیر گرفته اند و نیز درگیری فردوسی با سلطان محمود غزنوی.
گزیده ای از سخنان خواجه عبدالله انصاری، عارف ایرانی و مختصری از سرگذشت وی.
امیر کاشان به فکر ساختن تالار بزرگى می افتد تا مردم در آنجا جمع شوند و مشکلات‏ خود را مطرح کنند. گرگین نقاش و پسرش که در دهکده ای به نام راوند، در اطراف کاشان زندگی می کنند. نزد امیر می آیند و آمادگى خود را براى نقاشى دیوارهاى بیرونی تالار اعلام می…
پهلوان جوان برای نبرد با پوریای ولی از سیستان به خوارزم آمده و مادرش نیز همراه اوست و همه ی روزهای پیش از کشتی گرفتن دو پهلوان، برای پیروزی فرزندش دعا می کند. پوریای ولی با شنیدن دعاهای این مادر و با اندیشه درباره ی گفته های پهلوان جوان که پوریا…
برادر عبدالرزاق، وزیر سلطان ابوسعید است. روزی وزیر، از برادر پهلوان خود برای سلطان می گوید و سلطان از او می خواهد که برادرش را از خراسان فرا بخواند تا با پهلوان دربار، علی ابومسلم، کشتی بگیرد. وزیر چنین می کند. عبدالرزاق این دعوت را می پذیرد و از…
سرگذشتنامه ی آمنه مادر پیامبر اسلام (ص).