نیل
نوجوانى در خیال خود به سیارات مختلف سفر مى کند.او میخواهد با ماده اى عجیب شکل ظاهرى موجودات را تغییر دهد.
"سلانس مارنر" بافنده تنهایى است که بعد از اخراج از کلیسایى که در آنجا همراه با فرقهاى بود، به "راولو" مىآید او در راولو به کار بافندگى پرداخت و تنها سرگرمىاش سکههاى بود که آنها را به خاطر کارش دریافت مىکرد. اما شبى "دانستان کاس" برادر "گادفرى…
مورچه پس از کار و زحمت زیاد آذوقه زمستانىاش را جمع کرده بود. او در کنار بخارى خانه استراحت مىکرد. بلبل به در خانهی او آمد و درخواست غذا کرد. مورچه روزهاى گذشته و حرف هایى که به بلبل زده بود را به یاد آورد. اما او را به خانه آورد و غذا داد.
خروس پر کار یک خوشه گندم پیدا کرد.به موش ها گفت بیایید گندم را آرد کنیم،خمیر درست کنیم و نان بپزیم. وقتى نان آماده شد موش هاى گرسنه و بازیگوش پیدایشان شد. آنها که در هیچ کارى کمک نکرده بودند، از خروس خجالت مىکشیدند. اما چون متوجه اشتباهشان شده…
یکتا، دختر بچه ی فقیرى است که در شبی گرم و تابستانی، در خواب به همراه یک پری به شهر نقره ای می رود. یکتا با دیدن پری به یاد قصه ی منیژه خانم و آقا نوروز مادربزرگ می افتد. همه چیز در شهر نقره ای زیباست. همه از یکتا می خواهند برای همیشه آنجا بماند،…
مراد پسر ۱۲ ساله ی یک خانواده ی گلهدار، دلش مىخواهد کارى بزرگ انجام دهد تا با او مثل یک مرد رفتار کنند. روزى مراد موفق می شود گوسفندانی که در توفان گمشده بودند و پدر و برادرش نتوانسته بودند آنها را پیدا کنند، بیابد. مراد بدین ترتیب به آرزویش مى…
سربازی در جنگ دوم جهانی با پدر و پسری برخورد می کند و تاثیر جنگ را در زندگی آن دو و کودکانی که در جنگ یتیم شدهاند، میبیند. او که با مشاهده ی این رخدادها به یاد خانواده ی خویش افتاده است، با امید به فردایی بهتر به مبارزه با دشمن ادامه میدهد.
فیلاس فوگ با رفقای خود در باشگاه شرط میبندد که دور دنیا را در ۸۰ روز بپیماید و به همراهی خدمتکار وفادارش به نام ژان، معروف به پاسپارتو راهی سفر میشود. اما چون مظنون به سرقت از یک بانک انگلیسی است، زیر نظر پلیس قرار دارد که او را در سیر و سیاحت…
دم آقا موشه به جاروگیر می کند و کنده می شود. آقا موشه نزد پینه دوز می رود تا دمش را بدوزد. پینه دوز نخ ندارد و او را پیش جولای می فرستد. آقا موشه مجبور می شود برای به دست آوردن دمش تقاضای دیگران را نیز برآورده سازد. اما سرانجام نخ را به دست می آورد…
شاهزادهی جوان عاشق دختر نارنج و ترنج است. پیرزنی به او می گوید برای رسیدن به دختر نارنج و ترنج باید کفش و عصای آهنی بردارد و آنقدر برود تا کفش آهنی ساییده شود. شاهزاده به گفته ی پیرزن عمل می کند تا به باغی می رسد. نارنج را از درخت می کند و می…
پدر خاله سوسکه از او مىخواهد تا به همدان برود، شاید عمو رمضان که مرد پولدارى است با او ازدواج کند. در راه، قصاب، آهنگر، پنبه زن و بقال از خاله سوسکه خواستگارى مىکنند، اما خاله سوسکه نمی پذیرد. تا سرانجام، آقا موشه را مىبیند و به خواستگارى او پاسخ…
شتر، بز و الاغ پس از مرگ صاحب شان مىخواهند به آبادى اى بروند که صاحب شان به آن ها معرفى کرده است، درخت زارى در میان دره که تاکنون پاى هیچ انسانى به آن نرسیده است. در میان این سه جانور، شتر جاى آبادى را مىداند، اما به الاغ اعتماد ندارد. سه جانور…
مجموعه ای از افسانه های آذربایجان، شامل: رفیق خوب رفیق بد؛ به دنبال فلک؛ فاطمه خانم؛ و ... با مقدمه ای از مولف با عنوان "مشخصات قهرمان در افسانه های آذربایجان".
مجموعه ی ۱۱ داستان،شامل:چهل برادر؛ غیر ممکن؛ شاهرخ و ناپدری؛ و...
پیپ، پسرک نوجوان با یک قاتل فرارى آشنا مى شود. عمویش او را نزد پیرزنى ثروتمند به نام خانم هاویشام مى فرستد که مرد مورد علاقه اش در آستانه ى ازدواج او را ترک کرده است و اکنون دوست دارد کودکان را پیرامون خود داشته باشد. پسرک در خانه ى او با دخترى زیبا…
مایا دوست ندارد مانند بقیه زنبورهای عسل، زندگی اش را در کندو و با ساختن موم و عسل بگذراند. پس به جهان خارج از کندو قدم می گذارد و با خطرها و مشکلات زیادی روبه رو می شود. سرانجام به کندو بازمی گردد. ملکه او را می بخشد و از تجربه هایش برای آسایش همه…