منوچهر اشرف الکتابی
باغی پر از پرنده وجود دارد که پرنده ها ی آن تنبل و پر خور هستند و خبر از بیرون باغ ندارند. پرنده ای از بیرون باغ برای آنها خبر می آورد و آنها را تشویق می کند که از باغ بیرون بروند. روزی همه با هم پروازکنان از باغ بیرون می روند و با دنیای پر از گل…
قصهی نقطهها تمامى ندارد. نقطهها حرف مىشوند، حرفها واژه، واژهها جمله و جملهها زندگى و ....
گوساله همیشه از پدرش درباره ی گاوها و اینکه چرا آنها حق انتخاب ندارند و باید مطیع ارباب باشند، می پرسد. یک روز پدرش را براى ذبح به کشتار گاه می برند. گاو نر سعى می کند. به کمک گاوهاى دیگر از کشتارگاه فرار کند، اما وقتى آنها را مبهوت و حیران می بیند…