شهاب،الهام

محمد در یک روستا پیرامون مشهد زندگى مى کند. او پسرش را همراه محمد عباس، از هم ولایتى هایش به تهران می فرستد. پسرک براى محمد عباس هم چوپانى مى‌کند و هم زباله مى‌فروشد. روزى یکى از بره ها به داخل چاهى می افتد. محمد عباس، پسرک را به داخل چاه می فرستد…
لیلا پس از مرگ مادرش گرفتار زن پدری بدجنس می‏شود. که او را از لوُلو و کلاغ می‏ترساند. کم کم لیلا می‏فهمد که این حرف‏ها دروغ است. برای همین یک روز کتک سختی می‌خورد. زن‏های همسایه او را نجات می دهند. سرانجام زن بابا از خانه می‌رود و وضع لیلا بهتر می…
آهو کوچولو براى آشنا شدن با جانوران به جنگل مى رود. او بچه گرگى را در تله مى بیند و نجاتش مى دهد. شب به خانه ى آن ها مى رود و همان جا مى خوابد. صبح بچه گرگ از خواب بیدار مى شود و مى بیند مادرش بچه آهو را خورده است. به مادرش اعتراض مى کند ولى مادر…
آقا بزه مدرسه اى براى بچه هاى جانوران درست مى کند. یک روز روباه غریبه اى به جنگل مى آید و بز را مى خورد و خود را به جاى او جا مى زند، اما، شیر روباه را رسوا مى کند و به سزاى اعمالش مى رساند.