«المر» با دیگر فیلها فرق دارد. همهی فیلها خاکستری هستند، اما او رنگارنگ است و به هر جا میرود، همه او را میشناسند. «المر» فیل شوخ و بامزهای است و همیشه سبب شادی و خندهی دیگران میشود. اما المر از اینکه با دیگران تفاوت دارد، چندان خشنود نیست. به همین سبب یک روز صبح زود از گلهی فیلها جدا میشود و با توتهای وحشی خود را به رنگ خاکستری در میآورد تا شبیه دیگران شود.
وقتی المر دوباره به گلهی فیلها برمیگردد، هیچ کس او را نمیشناسد. المر در ابتدا احساس میکند که مشکل حل شده است، اما اندکی بعد دوباره حس میکند مشکلی وجود دارد. فیلها همه ساکت و جدی ایستاده بودند. المر طاقت نمیآورد فریاد میزند: بوووم! فیلها که تازه المر را بازشناختهاند، از ته دل میخندند. در همین حال باران شروع به باریدن میکند و رنگ بدن المر را میشوید و او دوباره رنگارنگ میشود.
فیلها به پیشنهاد فیل پیر، تصمیم میگیرند که هر سال این روز را جشن بگیرند و نام آن روز را «روز المر» بگذارند. در این روز همهی فیلها خودشان را رنگ میکنند و رنگارنگ میشوند. المر هم در این روز خود را به رنگ فیلی در میآورد.
این داستان، فردیت و پذیرش خود را به همانگونه که هستیم، بازتاب میدهد. کودکان با خواندن این داستان به ارزش تفاوتها پی میبرند و به تفاوتها احترام میگذارند. هر کودک با دیگری متفاوت است. هر انسان منحصر به فرد است. پذیرش و ستایش تفاوتها و در عینحال دوستی و برقراری ارتباط با یکدیگر براساس این پذیرش، یکی از ارزشها و مهارتهای زندگی است.
در این برنامه، نمایش سایهایِ «المر» برای کودکان اجرا میشود؛
روایتی از متفاوتبودن و پذیرش خود، در دنیای خیالانگیز نور و سایه.
پس از نمایش، بچهها در کارگاه ماسک «المر» با قیچی و رنگها همراه میشوند؛
ماسکها را دوربری میکنند و با تکههای رنگی، کلاژهایی خیالانگیز میسازند.


