حسین مشیر
سه بچه فیل به دنبال حادثهای از مادرشان جدا شدند و هریک زندگی مستقل را آغاز میکردند. اما گرگ آنها را راحت نمیگذاشت و برای هرکدام به نوعی مزاحمت ایجاد میکرد.
آب همواره در حرکت است. ریشه ی خشک گیاهان را سیراب مىکند. دوباره به خاک باز مىگردد. از چاه بالا مىرود. پس از سیراب کردن مزارع، به سد میرسد، در رودخانه جارى مىشود. از آبشار مىگذرد و سرانجام به دریا مىرسد. این پایان سفر نیست.راه زیادى براى…
مادری با سه فرزندش در خانهای زندگی میکند. همگی نخ میریسند و با هم کارهای خانه را انجام می دهند. شبی یادشان می رود در خانه را ببندند. باباقلدر به خانهی آنها وارد میشود. او برایشان مزاحمت ایجاد میکند و دسترنج آنها را میخورد. مادر و فرزندانش…
مردی شیاد با ظاهر خوب خود مردم را فریب می هد و آنها را در جهل و بیسوادی نگه میدارد. او پیرمردی را که به روشن کردن ذهن مردم میپردازد، از بین می برد. اما مردم به کمک دوستان پیرمرد به فریبکاری مرد پی میبردند و او را به دستگاه عدالت تحویل میدهند.
کودکی به نام مهدی، در دهی که مورد ستم و ظلم بوده است؛ همه را تشویق به مبارزه می کند. اهالی چون توان مبارزه ندارند، تصمیم به هجرت می گیرند.
پدر احمد دچار گرفتارى مالى می شود و از غلام، نوکر ارباب، پول قرض مىکند. ولى نمىتواند قرضش را پس بدهد. احمد که از این موضوع خیلى ناراحت است، سعى مىکند به پدرش کمک کند. او به ده بالایى مىرود تا از عمویش که سال ها با پدرش قهر است، تقاضاى پول بکند،…
مردم شهر "بعلبک" خدا را به فراموشى سپرده اند و به بت پرستی روی آورده اند و به دستور فرمانروا، "بعل" را که بت بزرگ شهر است پرستش مىکنند. در این شهر، پیرمرد خداشناس و نیکوکاری زندگى مىکند که باغ زیبایی دارد. زن فرمانروا مىخواهد باغ را به زور از…