ی‍ک‌ روز ب‍‍ا م‍لان‍ص‍ر‌ال‍دی‍ن

عنوانی‍ک‌ روز ب‍‍ا م‍لان‍ص‍ر‌ال‍دی‍ن
گونهکتاب
شماره دسترسی٣٢٥٣ک
پدیدآورندگانسعادت, اسماعیل
تاریخ تولد - وفات

١٣٠٤-

پدیدآورندگان همکاربدره ای, فریدون, جهانشاهی, فریدون, زمانی, محمد زمان, مهدخت‌دولت‌ ‌آباد‌ی‌,
ناشروز‌ارت‌ ‌آم‍وزش‌ و پ‍رورش‌ م‍رک‍ز ت‍‍ه‍ی‍ه‌ خ‍و‌ان‍دن‍ی‍‍ه‍‍ا‌ی‌ ن‍وس‍و‌اد‌ان‌، ف‍ر‌ان‍ک‍ل‍ی‍ن‌
مکان انتشارت‍‍ه‍ر‌ان‌
سال انتشار۱۳۴۵
تعداد صفحه۲۸ص‌
اندازه١٤*٢١س.م
پدیدآورندگان

‌ن‍وی‍س‍ن‍ده‌ ‌اس‍م‍‍ا‌ع‍ی‍ل‌ س‍‍ع‍‍ادت‌، گ‍رد‌آورن‍ده‌ م‍‍ه‍دخ‍ت‌دول‍ت‌ ‌آب‍‍اد‌ی‌ و ف‍ری‍دون‌ ب‍دره‌‌ا‌ی‌؛ ن‍ق‍‍اش‍‍ی‌ م‍ح‍م‍د زم‍‍ان‌ زم‍‍ان‍‍ی‌ و ف‍ری‍دون‌ج‍‍ه‍‍ان‍ش‍‍ا‌ه‍‍ی‌

موضوعادبیات تالیف, اس‍م‍‍ا‌ع‍ی‍ل‌ س‍‍ع‍‍ادت‌, اسماعیل سعادت, بازنویسی, ف‍ری‍دون‌ ب‍دره‌ای‌, فریدون ‌بدره‌ای‌, ف‍ری‍دون‌ ج‍‍ه‍‍ان‍ش‍‍ا‌ه‍‍ی‌, ف‍ریدون‌ جهانشا‌هی‌, کتاب, لطیفه های فارسی, م‍ح‍م‍د زم‍‍ان‌ زم‍‍ان‍‍ی‌, محمد زم‍ان‌ زمانی‌, م‍‍ه‍دخ‍ت‌دول‍ت‌ ‌آب‍‍اد‌ی‌, مهدخت‌دولت‌ ‌آباد‌ی‌
گروه سنی(ب، ج)
وضعیت رنگ

م‍ص‍ور، نقاشی (رن‍گ‍‍ی‌ و س‍ی‍‍اه‌ و س‍ف‍ی‍د)

بهاء

٥ ریال

عنوان کوتاهک‍ت‍‍اب‍‍ه‍‍ا‌ی‌ پ‍ی‍ک‌
تیراژ٥٠٠٠٠ن
متن کامل

ملانصرالدین با کارهایش مردم را می خنداند و سرگرم می کند. در یک روز که برای فروش انار به بازار رفته است، از همان اول صبح در بازار سبب خنده ی مردم می شود، زیرا هر وقت می خواهد بگوید انار دارم، خرش نیز عرعر می کند. سرانجام به خرش می گوید: یا تو انار بفروش یا من. بعد برای حل اختلاف خود با مردی که او را کتک زده است، پیش قاضی می رود. اما قاضی جانب ضارب را می گیرد و او را به بهانه ی آوردن پنج سکه که باید به ملا بدهد، از معرکه خارج می کند. ملا به نیرنگ قاضی پی می برد، محکم به پشت او می زند و می گوید: تو به جای من پول را از ضارب بگیر. به همین ترتیب تا شب که به خانه بر می گردد کارهای خنده دار و مضحک انجام می دهد.