داستان کودکان: ستاره زمین

عنوانداستان کودکان: ستاره زمین
گونهمقاله
نویسندگانآفرین,
ناشرترقی
سال تولد1330
تاریخ نشر

دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۳۰

شماره

دوره۹ ش۱۳ (۴۵۰)

زبان انتشارفارسی
شماره صفحه۱۴-۱۶
وضعیت رنگ

مصور، نقاشی (سیاه و سفید)

موضوعآفرین, افسانه سرنوشت, افسانه شاهی, ترقی, مقاله
متن کامل

پادشاهی صاحب فرزند نمی شود. شبی در خواب می بیند که ستاره ای از آسمان بر دامنش می افتد و اژدهایی ستاره را از دامنش می رباید. خوابگزاران به او می گویند صاحب پسری زیبا خواهد شد که زنان زیبا فریبش می دهند و زمام کارها را از دستش می گیرند. پس از مدتی همسرش پسری به دنیا می آورد که نامش را ستاره می گذارند، اما خود می میرد. ستاره را به دایه ای می سپارند که پسری به نام طاهر دارد. ستاره پس از مرگ پادشاه بر تخت می نشیند. اما زن پدر حسود فریبش می دهد و قدرت را از او می گیرد. طاهر به کمک ستاره می آید، او را آگاه می کند و زن پدر حسود را می کشد.