اسدالله ایمن

ملا خرش را براى فروش به بازار می برد ولى دلش نمی آید او را بفروشد. در بازار خر جوانى می خرد و به خرش می بندد. در راه دزدان خر جوان را می دزدند. وقتى ملا بر می گردد می بیند به جاى خرش یک آدم به دنبال او مى آید. علت را می پرسد. دزد به او می گوید: من…