استوکس می

جو سینه سرخ به والتر، تنها اردک مزرعه می‌گوید در انتهاى رودخانه یک اردک مثل او دیده است. والتر به آنجا می‌رود و او را با خود به مزرعه می‌آورد. آنها تصمیم می‌گیرند یک خانواده تشکیل بدهند.
برای مدتی هنرى، خوک کم حرفی که هیچ وقت به خارج از مزرعه نمی‌رفت، هر روز بیرون مى‌رفت. جانوران مزرعه کنجکاو می‌شوند علت بیرون رفتن هنرى از خانه اش را بدانند. سرانجام معلوم مى‌شود که خواهر هنرى بچه دار شده است و او به دلیل کوچک بودن خانه اش نمى‌تواند…
جو سینه سرخ، پستچى مزرعه ى بلاک برى است. یک روز در مزرعه تراکتور قرمزى مى بیند. پرواز مى کند و این خبر را به همه ى جانوران مى رساند. همه فکر مى کنند که تراکتور یک موجود خطرناک است، ولى جو به آن ها مى گوید که نام این وسیله تراکتور است و با آن در…
سام گنجشک از زندگى در شهر خسته شده است و به دهکده اى نزدیک شهر مى‌رود. در آنجا با کمک جغد و دیگران مغازه ای باز مى‌کند و شروع به کار می‌کند.
جغد، معلم مدرسه بیمار مى‌شود. خانم خرگوش از موش کور و همسرش مى‌خواهد تا زمان بهبودى اش به جاى او به جانوران درس بدهند.
جانوران مزرعه قرار می‌گذارند یک روز ورزشی تعین کنند و در آن روز در رشته های دویدون، پریدن، غلطیدن و بازی قاشق و تخم مرغ مسابقه بدهند. در دویدن سنجاب، در پرش خرگوش، در مسابقه ی لی لی جوجه مرغ، در قاشق بازی با تخم مرغ جوجه اردک ها و در غلطیدن بچه خوک…
در مزرعه ی توت جنگلى، شنبه روز خوبى است. جانوران براى خرید به مغازه مى روند و از حال یکدیگر باخبر مى شوند. سنجاب کوچولو چون پولش را گم کرده خیلی ناراحت است، ولی "سام" گنجشک مغازه دار به او می گوید جغد مریض است و اگر تو خریدهای او را بکنی و به خانه…
آقاى نى بل مقداری هویج، کلم و کاهوى مرغوب دارد که می خواهد در نمایشگاه بگذارد ولی چون مریض است، نمی تواند در نمایشگاه شرکت کند و از این موضوع بسیار ناراحت است. خانم نى بل تصمیم مى گیرد به جاى او این کار را بکند. خانواده نى بل برنده ی جایزه ی اول…
امیلى بزغاله ى کوچکی به دنیا مى آورد. در آن مزرعه یک بره ى کوچک نیز به دنیا آمده است که مادرش شیر ندارد. امیلی به دوستانش مى گوید من می توانم به این بره هم شیر بدهم به شرطی که بیشتر غذا بخورم. دوستان امیلی تصمیم مى گیرند با کمک یکدیگر برای او غذای…