کتاب هفته
اشاره به توجه روزافزون جهانیان به آموزش و پرورش. در کنار آن تمایل به نو شدن و تغییر دادن همه چیز و پشت کردن به گذشته. در ادامه با اشاره به وضعیتی که درباره ی تغییر آموزش و پرورش ایران حاکم است، مشکل اساسی کشور را تمایل بیش از اندازه و بدون آگاهی به…
بررسی اهمیت آموزش و پرورش در جنبه های فردی و اجتماعی زندگی، چگونگی آموزش و پرورش افراد عادی و نخبه و سپس بررسی اثرات آموزش و پرورش بر شخصیت افراد و در نتیجه ی آن بر جامعه، با اشاره به دیدگاه روانشناسان و تحقیقات گوناگون انجام شده در این زمینه.
شرح کوتاهی از زندگی، تحصیلات، فعالیت ها و آثار زهرا کیا (خانلری).
نقد و بررسی مجموعه کتاب های «قصه های خوب برای بچه های خوب»، شامل قصه هایی از کلیله و دمنه، مرزبان نامه، سندبادنامه و قابوسنامه.
گفت و گویی با مهدی آذریزدی درباره ی زندگی اش از کودکی تا زمان این گفت و گو و شرح فعالیت هایش و اشاره به اولین آثاری که در نشریات منتشر کرده است.
گفت و گویی با مهدی آذریزدی درباره ی زندگی اش از کودکی تا زمان این گفت و گو، و فعالیت هایش در دفترهای انتشاراتی، کتابفروشی و دیگر کارها.
شرح کامل بازی دو الک بازی و معرفی ابزار آن، همراه نام های دیگر این بازی و بررسی نام این بازی در فرهنگ های فارسی.
بررسی مشکلات تعلیم و تربیت در کشورهای غیرصنعتی و دشواری های برنامه ریزی تعلیم و تربیتی و فرهنگی در این کشورها، بررسی کوتاه اولین و دومین برنامه ی عمرانی ایران و برنامه ی سوم و اهداف آن که قرار بوده به مرحله اجرا درآید.
فرخ پسر مرد ثروتمندی بود. پدر فرخ برای او دکانی خرید تا او در آن دکان جواهر فروشی کند. روزی دختر پادشاه که فرخنده بانو نام داشت، فرخ دید و هر دو عاشق هم شدند. دختر به بهانه ای به دکان فرخ آمد و هر دو از عشق به یکدیگر گفتند. فرخنده بانو نشانه هایی از…
تلخون نام هفتمین دختر مرد تاجر بود. او به شش خواهر خود که خوشگذران بودند، هیچ شباهتی نداشت. روزی مرد تاجر به شهر رفته بود و آنجا توانست چیزهایی را که شش دختر اولش خواسته بودند، بخرد ولی هر قدر جست و جو کرد نتوانست در شهر دل و جگری پیدا کند تا خواسته…
ملک محمد، پسر پادشاه و ملک جمشید، پسر وزیر مسلمان او، دوستان خوبی بودند. وقتی ملک محمد به تخت پادشاهی نشست، ملک جمشید را وزیر خود کرد. وزیر دیگر شاه که فردی یهودی بود، می ترسید که شاه به وسوسه ی ملک جمشید او را از کار برکنار کند. به این دلیل بر ضد…
بررسی داستان های عامیانه ی فارسی از دیدگاه های گوناگون، شامل: قهرمان های این داستان ها، تیپ های محبوب و منفور، زنان و تأثیر حضور آن ها، منابع و مآخذ داستان های عامیانه، نقاط ضعف داستان هاو تعداد آن ها. در پایان نیز به سودمندی ها و نتایج به دست آمده…
متل باغ کاکا با لهجه ی محلی به صورت منظوم. روایتی از متل دویدم و دویدم.
متل منظوم «خره خراطی می کرد» به روایت یزدی.
ترانه ی مرغ زرد پا کوتاه، به روایت مسجد سلیمانی.
دم گنجشکی به یخ جوی آب گیر کرد و کنده شد. او دمش را برداشت و رفت پیش اوسا خیاط که دمش را بدوزد. ولی خیاط نخ نداشت و گنجشک را فرستاد پیش جولا، نخ بیاورد. جولا و پس از او مرغ، بوجار، کولی، بزی، لته (زمین)، رعیت نیز هر کدام از گنجشک چیزی خواستند تا در…
بزی سه بزغاله داشت، به نام های پنیرک و شنیرک و خاکستریک. یک روز که بز به چرا رفته بود، گرگ آمد و پنیرک و شنیرک را خورد. وقتی برگشت، خاکستریک ماجرا را برای او تعریف کرد. بزی هم اول به سراغ شغال رفت ولی فهمید که کار او نبوده است. پس به سراغ گرگ رفت و…
شرح بازی ارنگ مرنگ، یکی از بازی های کودکان و نوجوانان گرگان.
ترانه ی دویدم و دویدم سیستانی همراه با آوانویسی و متن برگردان آن به فارسی و همین ترانه با لهجه ی خراسانی.
شرح باز آرک مارک، بازی محلی اصفهان.
یک ترانه ی بختیاری، همراه با آوانویسی و برگردان آن به فارسی.
بزی که می خواست به چرا برود، به بچه هایش، شنگول و منگول، گفت: وقتی من نیستم، در را به روی کسی باز نکنید. چون گرگی در این نزدیکی هاست. بز که رفت، گرگ آمد و در زد ولی شنگول و منگول در را به روی او باز نکردند. گرگ هم در را شکست و وارد خانه شد و شنگول و…
سه روایت از متل خره خراطی می کرد، از اردستان، اصفهان و مشهد.
شرح بازی کلاغ پر و تپ تپ خمیر در کازرون، خراسان و تهران.
پنج لالائی یک بیتی و دو بیتی از کرمان.
دو روایت تهرانی و مشهدی از بازی عمو زنجیرباف.
دو داستان با مفهوم سزای نیکی، بدی است. علی و ببر: علی در جنگل ببری را دید که در قفسی زندانی شده است. ببر از علی خواست که او را نجات دهد. علی هم این کار را کرد ولی ببر وقتی بیرون آمد، خواست علی را بخورد. علی گفت که این پاسخ خوبی ای که به تو کردم نیست…
شرح بازی بوتم بوتم، از بازی های محلی شاهرود.
بزی بود که سه بچه داشت: شنگول و منگول و کلاپر. وقتی خواست از خانه بیرون برود تا برای بچه هایش شیر بیاورد، به آن ها گفت که در را به روی کسی باز نکنند. بعد از رفتن او در خانه را زدند. کلاپر گفت که این صدای در زدن مادرمان نیست ولی شنگول و منگول دویدند…
چند نمونه از لالائی های کوتاه شیرازی.
بز زنگوله پا که شنیده بود گرگ تیزدندان در نزدیکی خانه اش زندگی می کند، به بچه هایش: شنگول و منگول و حبه انگور گفت که در را به روی هر کسی باز نکنند و به چرا رفت. بعد از رفتن بزی، گرگ آمد و چند بار در زد ولی بچه ها چون صدایش نازک نبود، دستش سفید نبود…
بزی که می خواست به صحرا برود و علف بیاورد، به بچه هایش گفت اگر کسی در زد، اول دستش را ببینید. اگر قرمز بود یعنی منم، مادرتان، آن وقت در را باز کنید. گرگ که حرف های بزی را شنیده بود، دستش را با حنا قرمز کرد و بچه ها را گول زد، شنگول و منگول را…
موش نمی توانست توی سوراخش برود، یک جارو به دمش بست و رفت ولی دمش کنده شد. رفت پیش دولدوز ولی او از موش خواست برود پیش جولا و نخ بیاورد. جولا و پس از او مرغ، علاف، کولی، بزی و زمین نیز هر کدام از موش چیزی خواستند تا در مقابل برای او کاری انجام دهند.…
پنج لالایی دو بیتی و سه بیتی.
چهار لالایی تهرانی با نام های "گل پونه"، "گل نسرین"، "گلم باشی" و یک لالایی بدون نام.
مردی که زنش از او گوشت آدمیزاد خواسته بود، پسرش را کشت و گوشتش را برای زنش آورد. زن هم با آن گوشت، کوفته درست کرد و به دخترش هم داد. دختر سهم برادرش را برداشت و رفت دنبال او تا سهمش را بدهد. توی راه کوفته تبدیل به گنجشکی شد و رفت پیش پدر و توی دهان…
دو لالائی محلی.
دو روایت مسجد سلیمانی و اهوازی ترانه ی ... این دره واکن سلیمون! اون دره واکن سلیمون! ... این ترانه را کودکان در هنگام بارش باران می خوانده اند.
ترانه ای که کودکان مازندران هنگام مراقبت از مزرعه برای جلوگیری از هجوم کلاغ ها می خوانند، به همراه ترجمه ی آن به فارسی.
کک داشت نان می پخت که افتاد توی تنور و سوخت. مورچه از ناراحتی روی سرش خاکستر ریخت. بعد از او وقتی که گنجشک، درخت، کلاغ، دیوار، طوطی، پیرزن و آخوند ماجرا را شنیدند، از ناراحتی بلایی به سر خود آوردند. اما وقتی یکی از روستاییان این ماجرا را شنید، خم به…
شعر عامیانه ی ... موش ماشوره می کرد، بچه موش ناله می کرد، اسب اسب تازی می کرد، ... از زبان مردم خراسان.
شرح بازی مات ماتو، از بازی های محلی شاهرود.
گوسفند، بز و اسب هر یک با حیله ای از دست گرگ گرسنه فرار کردند. گرگ که این وضعیت را دید زیر لب با خودش ترانه ای می خواند و می رفت. مفهوم ترانه این بود که از این پس اگر طعمه ای را دیدی، بدون معطلی آن را بخور.
روایت قزوینی سه ترانه ی "اتل متل توتوله"، "باجی باجی جان" و "یکی بود یکی نبود"
سه روایت کازرونی از ترانه ی دویدم و دویدم.
دو روایت از بازی عمو زنجیرباف، یکی بدون اشاره به منطقه ای مشخص و دیگری روایت کازرونی آن.
دو لالایی از کاشمر و شیراز و ترجمه ی یک لالایی از زبان ترکی.
دو لالایی تهرانی.
شرح بازی شیرازی زنگله پا.
سه روایت اصفهانی، رامهرمزی و لاهیجانی از ترانه ی "اتل متل توتوله".
دو لالایی از شهرهای شیراز و ملایر.
روایت های گوناگون ترانه ی "دویدم و دویدم" از شهرهای تهران، کاشان، کرمان و مشهد.
شیوه های انتخاب اوستا و یارگیری در بازی های محلی به طور کلی و در شهرهای تهران، کرمان و شیراز.
گنجشک، خاری را که در پایش رفته بود، به امانت نزد نانوا گذاشت ولی وقتی بازگشت و خارش را خواست، نانوا گفت خار او در تنور افتاده و سوخته است. گنجشک هم تنور نانوا را برداشت و برد. بعد پیش پیرزن، خانه ای که در آن عروسی بود و حاکم هم رفت ولی همه ی آن ها…
ترانه ی بازی "اتل متل توتوله" با روایت های گوناگون از شهرهای تهران، شیراز، رشت، اصفهان، کرمان، خوزستان، همدان و مشهد. دو روایت تهران از یادداشت های صادق هدایت و احمد شاملو برداشته شده است.
کوزه ای به سوی یک خانه می رفت تا از آنجا شیره بدزدد. در راه، کژدم، جوالدوز، کلاغ و مرغ با او همراه شدند و کمک کردند تا صاحبخانه دستش به کوزه نرسد. ولی وقتی کوزه می خواست از در خانه خارج شود، چون سهم کلوخ پشت در را نداده بود، کلوخ هم تنه اش را به آن…
دو لالائی تهرانی و شیرازی.
شرح کوتاهی از زندگی و فعالیتهای عباس یمینی شریف در زمینه ی ادبیات کودکان و آموزش و پرورش و همچنین معرفی آثاری که برای کودکان پدیدآورده است.
بز زنگوله پا به سه بچه اش: شنگول و منگول و حبه انگور، گفت وقتی من بیرون می روم مواظب باشید، اگر گرگ یا شغال در زدند، در را به رویشان باز نکنید. پس از رفتن بز زنگوله پا، گرگ آمد و در زد ولی بچه ها به او گفتند که صدا و رنگ تو شبیه مادر ما نیست و در را…