فانتزی واقعگرا
پدر پروانه هر روز سر کار میرود، مادر پروانه هم یا کلاسهای آموزشی میرود که بعدها بتواند کارکند و یا با دوستانش بیرون است. برادرش هم به مدرسه می رود. ننه هم که از صبح مشغول کارهای خانه است و بعضی وقتها برای پروانه و پرویز قصه میگوید. برای همین…
هلوی رسیده ای از سبدی که باغبان برا ی ارباب ده می برد، می افتد و صاحبعلی و پولاد، دو پسر فقیر، آن را برمی دارند و می خورند و هسته اش را گوشه ی باغ برای خود می کارند. هلو به عشق آن ها رشد می کند و سال دوم یک هلوی درشت می دهد، اما وقتی می فهمد که…
هلوی رسیده ای از سبدی که باغبان برا ی ارباب ده می برد، می افتد و صاحبعلی و پولاد، دو پسر فقیر، آن را برمی دارند و می خورند و هسته اش را گوشه ی باغ برای خود می کارند. هلو به عشق آن ها رشد می کند و سال دوم یک هلوی درشت می دهد، اما وقتی می فهمد که…