داستان روسی
مجموعه ی ۱۲ داستان، شامل: حماسه مادر؛ زایمان در ارض آگور چنایا؛ خصلت روسی؛ و....
زمان جنگ روسیه مردان به جبهه رفته اند، و پشت جبهه بچه ها را برای شخم زدن زمین و نگهداری اسب ها به کار گرفته اند. یکی از بچه ها به نام سلطان مرات کارها را به عهده می گیرد، تا اینکه روزی اسب دزدان اسبهای آنها را می برند. او به دنبالشان می رود و در راه…
والودیا وچچه میخواستند براى استخراج طلا به آمریکا فرار کنند. اما در بازار شهر آنها را پیدا کردند وبه خانه هایشان برگرداندند.
توله سگ که از دنبال کردن مرغ و خروسهاى حیاط حوصلهاش سر رفته بود، براى شکار حیوانات و پرندگان وحشى به مرغزار مىرود. اما حیوانات هر کدام به نوعى از دست سگ فرار مىکنند. توله سگ که ترسیده است به لانه خود باز مىگردد و دیگر از آنجا خارج نمىشود.
پسری به نام مالشیش کیبالشیش با پدر و برادرش زندگی میکرد. جنگ شروع شد. همه به جنگ رفتند. روستا خالی بود. مالشیش و بچه های دیگر هم با شجاعت جنگیدند. مالشیش اسیر شد. اما اسرار جنگی ارتش کشورش را فاش نکرد و سرانجام به دست دشمن کشته شد.
مجموعه ی ۲ داستان،شامل:"واسکا سرخه"، مردى است که با بی رحمى دختران روسپى را تنبیه مى کند و همه از او متنفرند واسکا بیمار مى شود و یکى از دخترها با محبت بسیار از اوپرستارى مى کند.واسکا از همه طلب بخشش مى کند؛"مادر یک خائن"، مادر میان عشق به میهنو…
زندگی بچههای مسکو در پیرامون روستایی در قرن ۲۰، در اردوی پیشاهنگی که در یک ملک اربابی متروک واقع بود و دشواری های آنها در آن دوران شرح اینکه چگونه بچهها با مشکلات کنار میآیند و رمز مرغ رویین و در نتیجه اسرار ارث مالک سابق را کشف میکنند.
کودکی از پدر خود تقاضای یک اسب می کند. پدر به مغازه اسباب بازی فروشی می رود. ولی اسب پیدا نمی کند. آنها تصمیم می گیرند که خودشان اسب بسازند. آنها با چوب و مقوا و... اسب قشنگی می سازند. نقاشی هم آن را رنگی می کند. سوارکار جوان اکنون سوار بر آن می…
پسر برای خواهر کوچکترش، مارجی، توضیح میدهد که بزرگترها هم روزی بچه بودند. اما مارجی تا زمانی که عکس ها را که برادرش از کشو میز در نیاورده حرف های او را باور نمیکند. سرانجام او قبول میکند که مادر، پدر، مادربزرگ ها و پدربزرگ ها و دیگر اعضا خانواده…
مجموعه ی ۱۲ داستان، شامل: نوائى چه کسانى را دوست نمىداشت؛ نوائى وچوپان پیر؛ شیرینتر از هر چیز درجهان چیست؟؛ و....
مجموعه ی ۴۱ داستان، شامل: شیر و سگ توله؛ دو خواهر و دامنی قارچ؛ کوسه ماهى؛ و ....
سماله په تندر، پسر بچهاى از مناطق شمالى با تاثیر پذیری از داستان "قلب مشتعل دانکو" اثر گورکى، از دندان اسب آبى مجسمهاى مىسازد و به آدرس مقبره ی پوشکین که گورکى در آنجا دفن شده است میفرستد.
پسرک از لامپ میپرسد: تو چگونه روشن میشوی؟ لامپ میگوید: با نور خورشید. اما پسر حرف او را قبول نمیکند و به راه میافتد تا دلیل روشنایی لامپ را پیدا کند. او در مسیر سیمی که به لامپ وصل شده است به راه میافتد. در راه با کارخانه ی تولید برق، سپس…
ویتیا و کستیا دانش آموزان بازیگوشی هستند و درس نمیخوانند. رفتار درست در مدرسه و خانواده با آنها، سبب می شود ویتیا خود را اصلاح کند و موفق شود. رفتار کستیا نیز با روش های گروهی مانند تلاش همه برای یک نفر؛ و ... بهتر می شود.
ویتیا و کستیا دانش آموزان بازیگوشی هستند و درس نمیخوانند. رفتار درست در مدرسه و خانواده با آنها، سبب می شود ویتیا خود را اصلاح کند و موفق شود. رفتار کستیا نیز با روش های گروهی مانند تلاش همه برای یک نفر؛ و ... بهتر می شود.
مجموعه ی ۱۳ داستان، شامل: ماشا و غاز سنگین؛ ماشا و آهن ربا؛ ماشا و مگس های سمج؛ و....
ویتیا و کستیا دانش آموزان بازیگوشی هستند و درس نمیخوانند. رفتار درست در مدرسه و خانواده با آنها، سبب می شود ویتیا خود را اصلاح کند و موفق شود. رفتار کستیا نیز با روش های گروهی مانند تلاش همه برای یک نفر؛ و ... بهتر می شود.
بچه ها از دیدن کلاهى که حرکت مى کند، می ترسند و فرار می کنند. اما بعد از مدتى متوجه می شوند که گربه ا ی در زیر کلاه گیر کرده است.
ویتیا و کستیا دانش آموزان بازیگوشی هستند و درس نمیخوانند. رفتار درست در مدرسه و خانواده با آنها، سبب می شود ویتیا خود را اصلاح کند و موفق شود. رفتار کستیا نیز با روش های گروهی مانند تلاش همه برای یک نفر، و ... بهتر می شود.
مجموعه ی ۵ داستان، شامل: بادبانهاى سرخ؛ مار؛ خشم پدر؛ و....
اولگا و ژنیا، دو دختر سرهنگ الکساندروف، فرمانده ی گردان زره پوش، برای گذراندن تعطیلات به خانه ی ییلاقی در حومه ی مسکو می روند. ژنیا برای فرستادن تلگراف به پدر به شهر می رود. و برای پیدا کردن پست خانه وارد خانه ای می شود که هیچ کس در آن نیست. هنگام…
پدر و مادر نادیا براى درمان دخترشان که به بیمارى افسردگی دچار شده است، از باغ وحش یک فیل می گیرند. حال نادیا بعد از چند روز خوب می شود. نادیا وقتى می فهمد بچه فیل ها در باغ وحش تنها مانده اند، اجازه می دهد فیل به باغ وحش برگردد.
سربازی در جنگ دوم جهانی با پدر و پسری برخورد می کند و تاثیر جنگ را در زندگی آن دو و کودکانی که در جنگ یتیم شدهاند، میبیند. او که با مشاهده ی این رخدادها به یاد خانواده ی خویش افتاده است، با امید به فردایی بهتر به مبارزه با دشمن ادامه میدهد.
پطر اسلاوین پسر یک افسر تزار روس است. دایی پطر، میخائیل، شاهزاده و از دوستان تزار است. شاهزاده همراه ساندرا دخترش در سمرقند زندگی می کند و از آنجا که پسری ندارد، از پدر و مادر پطر خواسته است اجازه دهند او فرزند و وارث املاک بسیارش در سمرقند باشد. با…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "چگونه من انسان کوچولوئی را صید کردم": پسر کوچکی با مادربزرگش زندگی میکند. در خانه ی مادر بزرگ کشتی کوچکی است که مادر بزرگ اجازه ی بازی با آن را به پسر نمیدهد. پسرک احساس میکند در کشتی آدمهای کوچکی وجود دارند، روزی که…
سرگذشت پیتر پوپلسکی، پسر نابینایى که با کوشش و سعى مادر و دایى ماکسیم و خودش نوازنده ی مشهورى شود.
بوریا زباندوتو دانش آموز کلاس ششم به رهبری پیشاهنگان کلاس دوم مدرسه انتخاب می شود. بوریا که فکر می کند کار راحتی است، مسئولیت را قبول می کند. اما همکلاسی ها و خانواده اش فکر می کند او نمی تواند این کار را انجام دهد. بوریا با نخستین برخورد با بچه ها…
فیلکا از قبیله ی نانایی از گروه نمچوری زبان تونگوس است که دلباخته ی تانیا میشود. تانیا دختری خیال پرداز و ماجراجوست و با دیگر همسالان خود متفاوت است. او از گفت و گوهای تکراری درباره ی خرس ها و آنچه به گوشهای از روسیه محدود میشود، خسته شده است و…
عزیز پسر چوپانی است که همراه پدرش گوسفندان را به چرا میبرد. او در میان بره ها بره ای شاخدار را بیشتر دوست دارد و تربیت و مراقبت از بره را به عهده می گیرد. بره روز به روز لوس تر و جسوتر می شود. یک روز عزیز همراه با بره ی شاخدار خود برای دیدن دوستش…
گنکا علاقهاى به یادگیرى زبان انگلیسى ندارد. پس از سه روز غیبت با زور و اجبار پدر در کلاس حاضر می شود. او، غمگین است و احساس مىکند روزش خراب شده است. به کمک دوستانش بادبادکى می سازد و به هوا می فرستد. مدتى بعد تصمیم می گیرد درس بخواند و با خانواده…
"شاریک" دختر کوچولو مرتب با خرسش حرف مىزند و او را بغل می کند. برایش غذا می پزد و او را به گردش مىبرد. وقتی خرسک هنگام آبتنی به رودخانه می افتد و خیس می شود، شاریک او را بیرون می آورد و خشک می کند.
فیلم علمی "رنا در کیهان" که بازیگر اصلی آن میمونی به نام رنا است در سینما نمایش داده می شود. مدیر سینما بورکا و سگش تیاپا را به خاطر سر و صدای تیاپا ازسینما بیرون می کند. عصر همان روز بورکا و دوستش گنکا، تیاپا را درون لوله ای موشکی شکل قرار می دهند…
ملوانان، پسر بچه ی نیمه جان سیاهپوستی را از دریا نجات می دهند و به کشتى می برند. یکى از ملوانان مسئولیت نگهدارى از او را برعهده می گیرد. پسر که ماکسیمکا نامیده مى شود، کم کم زبان روسى یاد می گیرد و با کارکنان کشتی رابطه ی عاطفى برقرار می کند.
ملوانان، پسر بچه ی نیمه جان سیاهپوستی را از دریا نجات می دهند و به کشتى می برند. یکى از ملوانان مسئولیت نگهدارى از او را برعهده می گیرد. پسر که ماکسیمکا نامیده مى شود، کم کم زبان روسى یاد می گیرد و با کارکنان کشتی رابطه ی عاطفى برقرار می کند.
مجموعه ی ۹ داستان طنز، شامل: وقتی که یابنده ای خوش شانس بودم؛ داستان دریا؛ میوه ممنوع؛ و....
دانش آموزان مدرسهای در مسکو با راهنمایی و کمک معلمشان یک انجمن ادبی تشکیل می دهند. به پیشنهاد معلم، نام انجمن ادبی را گلب بارادیف می گذارند که نام یکی از نویسندگان آن شهر است، نوه ی او که در همان مدرسه درس می خواند. عضو افتخاری انجمن می شود. و به…
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: افسانه ی خرگوش شجاع گوش دراز چشم لوچ دم کوتاه؛ افسانه کازیاوچکا؛ قصه کومار کوماروویچ دماغ دراز و میشاى پشم آلود دم کوتاه؛ و.... به همراه شرح کوتاهی از زندگی نویسنده و متن لالائی نویسنده برای دخترش آلیونوشکا
همه ی بچهها دو تا مادر بزرگ دارند و هر دوشان در مسکو هستند اما من فقط یک مادر بزرگم در مسکو زندگی می کند. مادر بزرگ دومم - مادر پدرم - در امسک اقامت دارد. ما همه به او می گوییم مادر بزرگ امسکى. پدرم که خلبان است و تقریبا هر هفته به امسک پرواز مى…
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: دست به چه درد آدم مى خورد؟؛ چطور ماشا بزرگ شد؟؛ کارد عجول؛ و ....
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "شیر و سگ": در لندن جانوران درنده را نمایش می دهند و از تماشاگران پول یا به جای پول، سگ و گربه می گیرند. یک روز، شخصی یک سگ را از توی خیابان برای شیر می آورد. شیر به جای اینکه سگ را بخورد، از غذای خودش به او می دهد. چندی بعد…
فیودر کارامازوف پدر از پسر خود ایوان می خواهد که به شهر ماشینا برود و ملک او را بفروشد، ایوان و الیوشا برادرش از این حرف متعجب می شوند که چرا پدر خودش این کار را نمی کند. آنها فکر می کنند ممکن است در زمان نبود آنها، میتایا برادر بزرگشان، پدر را…
مجموعه ی ۱۵ داستان، شامل: واسیلیزای زیبا؛ عقاب ایرلندی؛ هفت برادر دلیر؛ و....
شیطنت های آندروشا همیشه سبب تفریح دیگران می شود. او با تمام شیطنت هایش به بزرگتر ها سلام می دهد و از بچه های کوچک تر از خودش حمایت می کند .
کاشتانکا سگی دورگه است. او اربابش را گم می کند. ارباب جدید او در سیرک کار مى کند. یک روز ارباب، کاشتانکا را براى بازى در سیرک با خود می برد. در آنجا، پسر کوچک ارباب سابقش سگ را می شناسد و صدایش می کند.
هیتا با شنیدن قصه ها و ترانه هاى مادرش، ترس از چیزهاى مختلف را از خود دور می کند. زمانى که به مدرسه می رود شادی اش کامل می شود. به معلم و کلاس عادت می کند و دیگر از هیچ چیز نمى ترسد.
اولگا و ژنیا، دو دختر سرهنگ الکساندروف، فرمانده ی گردان زره پوش، برای گذراندن تعطیلات به خانه ی ییلاقی در حومه ی مسکو می روند. ژنیا برای فرستادن تلگراف به پدر به شهر می رود. و برای پیدا کردن پست خانه وارد خانه ای می شود که هیچ کس در آن نیست. هنگام…
قزاق دلاور اوکرائینى، تاراس بولیا، در جنگ با اشراف لهستانى که به کشورش مىتازند پسرش را از دست مى دهد و پسر دیگرش، آندره به دختر زیباى دشمن دل مىبازد و به جنگ خودىها بر مىخیزد. تاراس بولبا تا آخرین لحظه با دشمن مىجنگد و سربازانش را راهنمایى مى…
فرمانده گروهان با افسر روسى بنام پچورین همکار مى شود. شبى آن دو به عروسى دختر بزرگ امیر منطقه دعوت مىشوند. پچورین عاشق دختر کوچک امیر به نام بلا مىشود و با فریب برادر دختر، بلا به او سپرده مىشود. بلا پس از مدتى عاشق پچورین مىشود و با او زندگى مى…
درباره ی چگونگی زندگى یک پسر قبطى مرفه، که رفته رفته با مسائل ناگوار اجتماعى و فقر در جامعهاش آشنا مى شود. همراه ۴ داستان و ۲ ترانه؛ شامل: داستان کشتی غرق شده؛ ده دی جادوگر؛ داستان سی نوخت؛ و....
دخترک فکر می کرد گربهاش لجباز است، چون دستورهای او را انجام نمی دهد. مدت ها مى گذرد تا مى فهمد گربه دوست دارد کارهای مورد علاقه ی خودش را انجام بدهد.
خانواده ی وانیا که از اقوام ساکن ساحل دریای آخوتسکی هستند، او را رفیق بایو صدا می زنند، چون او هم دیگران را با همین نام صدا می کند، حتی سگش و ماهی های کوچولو را. در تابستان پدر و مادرش ماموریت می یابند برای کار با هئیت زیست شناسی به تایگاها بروند.…