افسانه ها و قصه های روسی
بازرگانی می خواهد به سفر برود. هر یک از دخترهایش چیزی از او می خواهند. دختر کوچکتر یک گل سرخ می خواهد. بازرگان به قصری می رود تا گل سرخ را برای دخترش بیاورد. با چیدن گل اسیر هیولا می شود. هیولا می گوید اگر یکی از دخترانش را به او بدهد، آزادش می کند…
ماشا برای کندن قارچ به جنگل رفت، اما آنجا گم شد و به خانه ی یک خرس رسید. خرس او را وادار کرد برایش کارکند. مدت ها گذشت و ماشا درخانه ی خرس ماند. روزی فکری کرد و به خرس گفت پیراشکیهایی را که پخته برای پدربزرگ و مادر بزرگش ببرد. خرس قبول کرد. ماشا…
پیرزن و پیرمرد ی در یک روز زمستان ، با برف دختر زیبایی ساختند. دختر برفی جان گرفت و به خانه ی آنها رفت. تابستان که از راه رسید، دخترک آب شد. پیرمرد و پیرزن با اندوه چشم به راه زمستان و برف نشستند تا دوباره دختر زیبای شان را ببینند.
ایوانوشکای احمق توانست اسب نقره طلایی را بیابد. چون اسب را نجات داد، همین اسب هم ایوانوشکا را به دختر پادشاه، شاهدخت یلنای پریزاد رساند. برادران ایوان که همیشه او را تحقیر میکردند، از این رخداد دچار تعجب و حسادت شدند.
سه برادر بودند که باهم زندگی میکردند، دو برادر بزرگتر عاقل بودند ولی برادر کوچک یملیا به حماقت معروف بود. او توانست با کمک یک ماهی که آزاد کرده بود به تمام خواسته هایش برسد و با دختر پادشاه نیز ازدواج کند. دیگر هرگز کسی به اورا احمق نامید.
مجموعه ی ۱۰ داستان، شامل: درستى و نادرستى؛ گرگ و سگ و گربه؛ ساز زن خوشگذران؛ و....
گیاهان و پرندهها و حیوانات دیگر منتظر بهار بودند. زمستان کینهتوز خود را به شکل بهار درآورد و آنها خوشحال از آمدن بهار، ناگهان نسیم سردى وزید. ابرى سرراه آفتاب پهن شد. همه سردشان شد. اما بهار دروغین توانى نداشت و بهار راستین از راه رسید و برفها آب…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "آقا موشک و مداد"، ووا مدادی داشت که هر چیزی میخواست مدادش آن را میکشید. روزی آقا موشک مداد را برداشت و خواست به لانهاش ببرد. مداد خواهش کرد که این کار را نکند. اما موشک بخاطر خارش دندانهایش میخواست هر چه زودتر مداد را…
دارکوب پیرى به نام توک توک باباى روى تنه ی درخت صنوبر کهنسالى با نوهاش شوکتوگان زندگى مىکنند. توک توک باباى پیر از صبح تا شب مشغول جمع آورى حشرهها و کرمها از زیر پوست درختان است. تا اینکه حشرهها و کرمهاى زیادى به درختها حمله میکنند. شوکتوگان…
جوجه و توله سگ پس از صحبت با یکدیگر پی میبرند که بهتر است مالکیت از بین برود. مثل آنکه همه از خورشید استفاده مىکنند، بدون آنکه مالک آن باشند. آنها سپس لانه هایشان را بهم میچسبانند.
مجموعه ۲ داستان، شامل: "سه بچه گربه"؛ سه بچه گربه ی سفید و خاکستری به دنبال موشی درون یک جعبه آرد میروند و سفید بیرون میآیند. "جوجه و بچه اردک"؛ جوجه و اردک از تخم بیرون میآیند و کارهای مشابه انجام میدهند. اما بچه اردک میتواند شنا کند، اما…
خرگوش با تخته و روباه با یخ براى خود خانه مىسازند. وقتى بهار مىآید خانه ی روباه آب مىشود. روباه خانه ی خرگوش را تصاحب مىکند. خرگوش با تلاش زیاد خانهاش را از او پس مىگیرد.
مورچه هیچگاه از مشکلات نمىترسد و به افراد خانوادهاش چگونگى مبارزه با سختیها را میآموزد.
خروس، خارپشت، قورباغه و مگس چرخهاى جور واجورى پیدا میکنند. هر کدام از آنها با چرخها ابزاری به رنگ سفید میسازند. خرگوشى که به کارهاى آنها مىخندد میفهمد که هر کس باهوش و دانایى خود مىتواند کارى سودمند انجام دهد.
جوجه براى رفتن به سرزمین قود قودا قود، تلاش زیادى میکند و در این راه از کمک جانوران دیگر هم بهرهمند میشود.
بچه فیل کنجکاو همه را با پرسش های خود خسته کرده است و همیشه به خاطر این کنجکاوی کتک میخورد. روزی میپرسد تمساح ها بعد از غذا چه می خوردند، و چون هیچ کس جواب آن را نمیداند نزد تمساح میرود تا از او بپرسد. تمساح از بچه فیل میخواهد تا جلوتر برود تا…
خروس، خارپشت، قورباغه و مگس چرخهاى جور واجورى پیدا میکنند. هرکدام از آنها با چرخها ابزاری به رنگ سفید میسازند. خرگوشى که به کارهاى آنها مىخندد میفهمد که هر کس باهوش و دانایى خود مىتواند کارى سودمند انجام دهد.
مجموعه ۲ داستان، شامل:"گربه ننر": دخترک نقاشى مىکند.گربه از راه میرسد و میپرسد: این چیست؟دخترک میگوید: خانه اى براى تو ... اما زمانی که دخترک سگی را کنار خانه میکشد گربه ناراحت میشود و میگوید من این خانه را نمیخواهم."کشتى کوچولو": قورباغه،…
گربه مىخواهد ماهى بگیرد. روباه،گرگ و خرس از او میخواهند اولین ماهیها را به آنها بدهد. سه ماهى اول از قلاب فرار میکنند. روباه، گرگ و خرس توى آب میپریدند و بر سر ماهیها با هم دعوا میکنند.گربه به جاى دیگرى میرود تا با خیال راحت ماهى بگیرد.
پودیک بچه گنجشک کوچک به اخطارهای مادر و پدرش در مورد خطرهایی که در کمین اوست توجهی نداشت. روزی که داشت روی شاخه برای خود آواز میخواند از درخت به زمین افتاد و در مقابل یک گربه قرار گرفت. اما قبل از اینکه گربه موفق شود پودیک را شکار کند. مادر پودیک…
مجموعهی ۱۳ داستان، شامل : جوجه مرغ و جوجه اردک؛ سه بچه گربه؛ در زیر قارچ؛ و ....
دخترکگ به خانه خرس ها میرود، غذای آنها را میخورد و روی تخت خواب آنها میخوابد. ناگهان با صدای خرس ها بیدار میشود و پا به فرار میگذارد.
دخترک به خانه ی خرس ها میرود، غذای آنها را میخورد و روی تخت خواب آنها میخوابد. ناگهان با صدای خرس ها بیدار میشود و پا به فرار میگذارد.
خارپشت و خرگوش با هم راه میوند که تکه چوبی به پای خرگوش گیر میکند. او چوب را به سویی میاندازد. اما خارپشت میگوید این یک چوبدستی نجات است. در راه اتفاق ها و خطرهایی پیش میآید. خارپشت به موقع از چوب استفاده میکند. حتی خرگوش را با کمک آن از مرگ…
موش مىخواهد مداد"واوا"را به سوراخ ببرد و بجود. مداد گربه اى میکشد و موش از ترس به سوراخ فرار میکند. "واوا" خروسى میکشد اما آن را رنگ نمیکند. رنگها کمک میکنند و به خروس رنگ میدهند.
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "ببرزاده": گربه به خاطر شباهتى که به ببر دارد خود را برادرزاده ببر مىداند و به گربههاى دیگر فخر مىفروشد تا این که با گربهها به باغ وحش مىرود تا ببر را ببینند. "بچه خرگوش حسابگر": بچه خرگوش همیشه دوست دارد همه چیز را…
مجموعه ی ۷۲ داستان، شامل: دن کیشوت؛ توم سایر؛ سفر به مرکز زمین؛ و ....
مجموعه ی ۸ داستان، شامل: افسانه ی خرگوش شجاع گوش دراز چشم لوچ دم کوتاه؛ افسانه کازیاوچکا؛ قصه کومار کوماروویچ دماغ دراز و میشاى پشم آلود دم کوتاه؛ و.... به همراه شرح کوتاهی از زندگی نویسنده و متن لالائی نویسنده برای دخترش آلیونوشکا
مجموعه ی ۱۴ داستان و شعر، شامل: لکلک و نوآموزان او؛ چگونه جانوران گرگم بهوا بازى کردند و نتیجه این بازى چه شد؛ کى زودتر؛ و...
بچه فیل نمىداند چکاره بشود. هر حیوانى به او شغلى پیشنهاد مىکند. تا اینکه روزى درختى آتش می گیرد و بچه فیل می تواند با خرطوم درازش آب از رودخانه بیاورد و آتش را خاموش کند. پس از آن مأمور آتش نشانى جنگل می شود.
ژینا پس از خریدن هفت نان قندى در راه خانه مشغول تماشاى مغازه هاست. سگى به او نزدیک می شود و همه ی نان قندی ها یش را می خورد. ژینا سگ را دنبال می کند تا او را تنبیه کند. اما گم می شود و گریه مى کند. پیرزنى به او نزدیک می شود و به او می گوید: من پول…
مجموعه ی ۱۰ داستان، شامل: دو برادر؛ واسیلیسای زیبا؛ شاهزاده ایوان و گرگ خاکستری؛ و....
مجموعه ی ۱۳ داستان شامل: عروسکى در علفزار؛ دختر کوچولو در ماه؛ عود نقره ای؛ و ....
مجموعه ی ۱۱ داستان، شامل: قصه ى کوتاهى پیش از قصههاى دراز؛ قصهى گنجشک زرنگ و بامبولى، ماهی خوشگلک زبر و زرنگ، و "یاشا" بخاری پاک کن خوشحال؛ قصهى پشه بینى دراز وزوزو و خرس دم کلفت پشمالو؛ و....
مجموعه ی ۱۱ داستان، شامل: قصه ى کوتاهى پیش از قصههاى دراز؛ قصهى گنجشک زرنگ و بامبولى، ماهی خوشگلک زبر و زرنگ، و "یاشا" بخاری پاک کن خوشحال؛ قصهى پشه بینى دراز وزوزو و خرس دم کلفت پشمالو؛ و....
پسر بچه ى کثیف حاضر نیست به حمام برود و دست و صورتش را بشوید. به همین سبب همه از او فرار می کنند. تمساح او را سرزنش مى کند و پسر بچه تصمیم مى گیرد به حمام برود و خود را تمیز کند. پس از آن همه با او دوست مى شوند. کتاب نوشته نیکالاى کورنى یویچ…
پیرمرد می خواهد تربی را از زمین بیرون آورد، اما زورش نمی رسد. زن، عروس، نوه، سگ، گربه به کمک می آیند تا عاقبت ترب را از خاک بیرون آورند.
پیرمردی فقیر پس از سال ها دارای چند فرزند مى شود. نام یکی از آنها را ایوان مى گذارد. ایوان باهوش و ذکاوتی که دارد، مى تواند به کاخ تزار روسیه راه یابد و لقب ایوان عاقل بگیرد. ایوان بر بدخواهان و دشمنان پیروز می شود و با دختر تزار ازدواج مى کند.
ژینا پس از خریدن هفت نان حلقه ای، در راه خانه مشغول نگاه کردن به مغازه ها ست. سگیاز پشت سر همه نان ها را مى خورد. ژینا به دنبال او مى رود تا تنبیه اش کند، اما گم می شود. ژینا گریه می کند تا اینکه پیرزنی از راه مى رسد و گلی به او می دهد که هفت گلبرگ…
گربه و خروس و طرقه در یک کلبه ی کوچک در جنگل زندگی میکنند. وقتی که طرقه و گربه برای آوردن هیزم به جنگل میروند، به خروس سفارش میکنند که گول روباه را نخورد و دم پنجره نیاید که روباه او را خواهد گرفت. ولی خروس هر بار با شنیدن شعرهای روباه دم پنجره…
گرگ به در خانه ی بزغاله ها می رود و با تقلید صدای مادرشان آن ها را فریب می دهد. همین که بزغاله ها در را باز می کنند، به جز یکی از آن ها که در تنور پنهان شده است، بقیه شان را می خورد. وقتی مادر بزغاله ها از جنگل باز می گردد، شکم گرگ را پاره می کند…