افسانه زنجیره ای

خروس پر کار یک خوشه گندم پیدا کرد.به موش ها گفت بیایید گندم را آرد کنیم،خمیر درست کنیم و نان بپزیم. وقتى نان آماده شد موش هاى گرسنه و بازیگوش پیدایشان شد. آنها که در هیچ کارى کمک نکرده بودند، از خروس خجالت مى‌کشیدند. اما چون متوجه اشتباه‌شان شده…
گنجشک کوچولو زمستان را ندیده است. یک روز برفى از لانه بیرون مى‏آید و از همه چیز تعجب مى کند. به آب یخ‏زده چشمه مى‏رسد. مى‏خواهد آب بخورد ولى نمى‏تواند. به آب یخ‏زده مى‏گوید چقدر پر زورى. آب مى‏گوید آفتاب از من پرزورتر است. گنجشک به دنبال آن مى‏رود…
یک شب که موش سفید مشغول خوردن عسل است، گربه ی سیاهى به او حمله می کند و دمش را می‌کند. صبح روز بعد موش پیش گربه می‌رود و از او دمش را می‌خواهد. گربه به او می‌گوید در عوض یک کاسه شیر دم موش را مى‏دهد. موش نزد گاو، قصاب، نانوا و دهقان مى‏رود تا هر یک…
گربه ی سیاه با پیرزنی زندگی می کند، اما شیرهای بز او را پنهانی می خورد. پیرزن هم برای تنبیه، دم او را می برد. گربه برای پس گرفتن دم خود باید تمام شیرها را پس بدهد. پس به سراغ بز می رود و از آنجا نزد درخت و آب و... می رود تا سرانجام می تواند دوباره…
"پردل" پسرک سرخ پوست بسیار به شکار بسیار علاقه دارد. اما مادرش او را نصیحت می‌کند که درس بخواند تا وقتی بزرگ شد رییس خوبی برای قبیله اش باشد. یک روز که پدر و مادرش مشغول کارهای خودشان هستند. پردل تیر و کمانش را بر می‌دارد و به شکار می‌رود. به موشی…
مجموعه ی ۲۸ داستان، شامل: چرا سگ دوست انسان است؛ مردی که زبان حیوانات را یاد گرفت؛ لاک پشت و مارمولک؛ و ....
دم آقا موشه به جاروگیر می کند و کنده می شود. آقا موشه نزد پینه دوز می رود تا دمش را بدوزد. پینه دوز نخ ندارد و او را پیش جولای می فرستد. آقا موشه مجبور می شود برای به دست آوردن دمش تقاضای دیگران را نیز برآورده سازد. اما سرانجام نخ را به دست می آورد…
مجموعه ی ۶ داستان، شامل: کلاغ و کوزه؛ فیل به پیک نیک مى‏رود؛ روباه بى دم؛ و ....
مجموعه ی ۲۸ داستان، شامل: مرغ کیمیا؛ گنجشکى که دمش کنده شده بود؛ اکبر ندهد خداى اکبر بدهد؛ و ....
مجموعه ی ۳۰ داستان، شامل: قصه‏ى گفتگوى گل با صنوبر(نثر)؛ دویدم و دویدم؛ قصه روباه و کلاغ؛ و....
مجموعه ی ۲۹ داستان، شامل: عنکبوت و مگس؛ میز در جنگل؛ مرغ و خروس؛ و....
مجموعه ی۱۷ شعر و داستان، شامل: بز زنگوله پا؛ یکى بود، یکى نبود؛ سوار یل؛ و...
طوقى در صحرا یک غوزه پیدا مى کند.آن را پیش جولا مى برد تا نخ بریسد، بعد نخ را نزد پارچه باف، رنگرز و بالاخره خیاط می برد تا برایش قبا بدوزد.
یک مورچه و یک کک که با هم دوست بودند، روزی تصمیم گرفتند نان درست کنند. کک تا خواست نان را به تنور بچسباند، خودش توی تنور افتاد و سوخت. مورچه گریه و زاری کرد و خاک به سرش ریخت. کبوتری که بالای درخت بود، از مورچه ماجرا را پرسید و وقتی شنید از ناراحتی…
مجموعه ی ۲۶ داستان، شامل:عمو نوروز؛ کک به تنور؛ ملاى مکتب دار؛ و... به همراه شرح حالی مختصری از فضل الله مهتدی به قلم جلال مصحفی.
مجموعه ی ۲۷ داستان، شامل:عمو نوروز؛ کک به تنور؛ ملاى مکتب دار؛ و... به همراه شرح حالی مختصر از فضل الله مهتدی به قلم جلال مصحفی
مجموعه ی ۴۵ افسانه ایرانى، شامل: یکی بود یکی نبود؛ دویدم و دویدم؛ بز زنگوله پا؛ و.... به همراه نامه ژان ریپکا شرق شناس به مهتدی