کیومرث

شعری از زبان باران که برای کشتزار می خواند و به خاطر دیر آمدنش عذرخواهی می کند.
شعری در توصیف گنجشک و کارهایی که می کند.
شعری از زبان پدر یا مادر برای فرزندش که امید و نور زندگی اوست.