جواد مجابی
زوبین براى دخترش پوپک، قصه سیبو و سار را تعریف مى کند. یک روز که سیبو و سار زیر درختی بودند درویش کوچکی را دیدند. درویش آنها را به سرزمین عجایب و قلعه طاطاوس برد. در آنجا درویش نقاب از چهره برداشت. او البرز پسر حاکم قلعه طاطاوس بود که جادوگر او را…
جواد مجابی در مهر ماه سال ۱۳۱۸ در قزوین زاده شد. کار اصلی او سرودن شعر و نگارش داستان و رمان است. دربارهی آشناییاش با ادبیات میگوید: " در خانه ما ادبیات شفاهی جریان داشت. مادربزرگ پدری و دایهام قمرتاج، برای ما بچهها قصه میگفتند. پس از…
پسرک چشم آبی همه چیز را به رنگ آبی می بیند و از این موضوع ناراحت نیست، اما پدر و مادر از این که پسرشان همه چیز را آبی می بیند، رنج می برند. او را نزد پزشکان کارآموزده می برند و آن ها می گویند چشم پسرک سالم است. پدر و مادر نمی پذیرند و او را پیش گل…