منظومه ها
شعری برای کودکی خردسال که دارد راه رفتن را می آموزد و راهنمایی او، همچنین آموزش شمارش اعداد از یک تا ده.
شعری در مورد گربه و توصیف او هنگام شکار طعمه اش.
شعری برای کودکان و هشدار دادن به آن ها در مورد سنگ پرانی در کوچه و خیابان.
شعری در مورد استفاده درست از آب نهر و کثیف نکردن آن.
شعری در مورد یک دختر کوچک و بیان ویژگی های او.
شعری در مورد چند دختر کوچک که خیاطی می کنند.
شعری با این مضمون که بعد از بازی باید درس هم خواند تا موفق و سربلند باشیم
شعری از زبان کودکی که به دلیل گریه نکردن هنگام زمین خوردن، مورد تشویق مادر قرار می گیرد
توصیه هایی برای دم کردن چای و ریختن آن.
شعری در توصیف آدمی که کثیف است و برخوردی که دیگران با او خواهند داشت
به سقراط گفتند چرا با کودکان نشست و برخاست میکنی ؟ او پاسخ داد که من باغبانم و این کودکان نهال جوان. ویژگی آنها این است که پذیرنده ی تربیت اند و دل جوان، مزرعه ی دانش است. برای همین من معلمی را پیشه کردم تا به بهبود وضعیت آن ها بپردازم. (داستان…
منتخبی از اشعار یمینی شریف از کتاب «نیم قرن در باغ شعر کودکان»، که این کتاب خود گزینه ای است از سروده های او که از سوی خود شاعر انتخاب شده است. این شعرها به پیشنهاد و گزینش ثمینه باغچه بان، با دسته بندی از نظر گروه سنی، به مناسبت بزرگداشت یمینی شریف…
شعری از زبان مگس که خود را معرفی می کند.
شعری درباره ی یک کودک خردسال.
شعری درباره لباس مناسب برای خوابیدن.
شعری از زبان سگ که درباره نگهبانیش از خانه می گوید.
شعری از زبان دو دختر که هر یک از ویژگی های مادر خود می گویند
شعری در توصیف ویژگی های باد و وصف طبیعت هنگامی که باد می وزد.
شعری از زبان یک کودک که برای جوجه اش می خواند.
شعری از زبان یک پسر که ویژگی های خود را بازگو می کند.
شعری از زبان یک دختر که ویژگی های خود را بازگو می کند.
شعری درباره ی عیب جویی مردمان از هم و نصیحت کردن یکدیگر، در حالی که هیچ کس هم تحمل ندارد که دیگری به او پند دهد.
جوانی از نابسامانی و عقب ماندگی کشور خود شکایت داشت و تصمیم گرفت که به کشوری دیگر برود و زندگی جدیدی را آغاز کند. هر قدر پدر به او پند داد که این کار را نکند و مادر ناله و زاری کرد، در او اثری نکرد و از کشور خود رفت. در کشور بیگانه دوستان زیادی…
شعری در مورد این که به هر چیز که اعتقاد داشته باشی و هر چیز را که به خود تلقین کنی، همان می شود.
شعری در مورد اعضای خانواده، تعداشان و روابط شان با یکدیگر و با دیگران
شعری در مورد جوانه زدن و رشد دوباره درخت بید در فصل بهار.
شعری در مورد یک جوجه گنجشک و این که کم کم با نگهداری مادرش بزرگ می شود و توانایی هایی به دست می آورد.
دختر دهقان در حال پنبه چیدن بود. پرنده ای را دید که روی شاخه ی پنبه ای نشست ومقداری پنبه برداشت. دختر دهقان او را صدا زد و پرسید که این پنبه را برای چه کاری لازم داری. پرنده گفت: می خواهم با آن لانه درست کنم و بعد بچه دار بشوم و به آرزوهایی که دارم…
به نظم درآوردن پند اخلاقی پیشنهاد شده از سوی مجموعه معارف در زمینهی ادب و هوش کودکان کودکستانی.
به نظم درآوردن پند اخلاقی پیشنهاد شده از سوی مجموعه معارف در زمینهی ادب و هوش کودکان کودکستانی.
شعری درباره ی بلند پروازی های یک جوجه و پندهای مادرش به او درباره ی خطرها و دشواری های زندگی
بز زنگوله پا به سه بچه اش: شنگول و منگول و حبه انگور، گفت وقتی من بیرون می روم مواظب باشید، اگر گرگ یا شغال در زدند، در را به رویشان باز نکنید. پس از رفتن بز زنگوله پا، گرگ آمد و در زد ولی بچه ها به او گفتند که صدا و رنگ تو شبیه مادر ما نیست و در را…
شعری سروده ی باغچه بان از زبان کودکان کودکستان درباره ی افزایش توانایی های آنان از زمان تولد تا بزرگسالی.