فانتزی
در شهری مجسمه ای سربی قرار دارد که چشمانش از یاقوت و لبانش از طلاست. روزی گنجشکی روی شانه ی مجسمه می نشیند و با او گفت و گو می کند. مجسمه می گوید: من روزی شاهزاده ی این شهر بودم. پس از مرگم این مجسمه را بر سر قبرم گذاشتند. اکنون با دیدن رنج های مردم…
مادری که فرزند مریضی دارد بربالین فرزندش نشسته است و گریه می کند که ناگهان هیولای مرگ پسرش را می گیرد و به جنگل می برد. زن به دنبال او می رود و در راه به فرشته ی تاریکی برمی خورد. فرشته او را به دشت شکوفه که از جان فرزندان به وجود آمده است راهنمایی…
بادکنک قرمز با پاسکال دوست شده است. همه جا، خانه، مدرسه، کلیسا به دنبال او مى رود. روزى بچه هاى ولگرد بادکنک را میترکانند. پاسکال از ناراحتى گریه مىکند. سپس اتفاق عجیبى میافتد. ده ها بادکنک به هوا و به طرف پاسکال میروند و او را به مسافرت دور…
ضمن بررسی عصر تکنولوژی و پیشرفت های صنعتی، علمی، و اقتصادی و فرهنگی به بررسی عوالم فوق الطبیعه در ادبیات کودکان و نوجوانان پرداخته و مسائل مختلفی را که کودکان در این عمر با آن روبرو هستند را شرح داده و ادبیات کودکان را از نظر (شفاهی و کتبی) ، اسطوره…
غوکی که از زندگی همنوعان و اطرافیان خود بیزار شده است، یکباره محل زندگی اش را ترک می کند و به باغ ها و کشتزارها می رود تا به شهر برسد. در شهر زشتی ها و ناملایمات زیادی را تحمل می کند. از آنجا بیرون می آید و زیبایی را در خود می بیند زیرا خدا زیباست…
پاسکال که تنها بود، با یک بادکنک دوست شد. بادکنک همه جا همراه پاسکال بود. در خانه و مدرسه و کلیسا. روزی بچه های ولگرد بادکنک را گرفتند و . پاسکال خیلی ناراحت شد و برای بادکنکش گریه کرد. در همین زمان چندین و چند بادکنک به هوا برخاستند و به هم پیوستند…
بحث درباره ی داستان های تخیلی و نظراتی که درباره ی سودمند یا غیرسودمند بودن آن ها وجود دارد و بررسی اینکه در هر سنی چه نوع داستان تخیلی برای کودکان مناسب است.
بحث درباره ی داستان های تخیلی و نظراتی که درباره ی سودمند یا غیرسودمند بودن آن ها وجود دارد و بررسی اینکه در هر سنی چه نوع داستان تخیلی برای کودکان مناسب است.
تابنده و گیتی دو خواهر بودند که با مادرشان در کلبه ای زندگی می کردند. گاهی گیتی بهانه گیری می کرد و مادر را ناراحت می کرد. ولی تابنده برای اینکه مادرش ناراحت نباشد همیشه سعی می کرد تا خواسته های گیتی را برآورده کند. در یک روز زمستان گیتی هوس گل…
در روزهای آخر سال برف و سرما شدید شده بود. پیرمردی در روی برف ها نشسته بود. او زمستان بود و نگهبان شاهزاده بهار. بعد از چند هفته لک لک ها آمدند در حالی که بر پشت آن ها دو کودک، یک دختر و یک پسر نشسته بودند. آن ها کودکان بهار بودند و با آمدنشان همه…
حمید که پدر و مادرش را در حادثه ای از دست داده است، نزد پدربزرگش می رود تا با او زندگی کند. پدربزرگ کتابخانه ی بزرگی دارد که هر نوع کتابی در آن هست. شب که حمید به اتاقش می رود تا بخوابد، ناگهان از پنجره دختری زیبا به اتاق می آید. او آلیس است، که…
شرح قصه ی دقوقی از دفتر سوم مثنوی معنوی مولانا و نماد شناسی فانتزی قصه بربنیاد نظریات یونگ.
یکی شهرشان رفته بود. باد شدیدی که می وزید او را با چترش بلند کرد و به آسمان برد. عقابی او را گرفت و به روی قله ی کوهی برد. نسرین فرار کرد و به غاری رفت و صبح روز بعد شروع به جست و جو کرد، ولی به هیچ روستایی نرسید. شب که از حال رفته بود، گرگی نسرین…
تسوئی مردی چینی بود که ۱۲۰۰ سال پیش در باغ زیبا و پرگل خود زندگی می کرد. او گل ها را خیلی دوست داشت. شبی در باغش نشسته بود که دختری با ادب نزد او آمد و از او اجازه خواست که همراه دوستانش مدتی در باغ او استراحت کنند و منتظر خاله شان باشند. پس از مدتی…
روزی مردی فقیر با بخت بانو برخورد کرد. هر قدر که بخت بانو در کلاه او سکه می ریخت به نظرش کم می آمد تا سرانجام کلاهش پاره شد و همه ی سکه ها روی زمین ریختند و تبدیل به خاک شدند. او به سبب طمع کاری دوباره مانند وقتی که هنوز بخت بانو را ندیده بود،…
تاثیر کتاب و افسانه ها در رشد و آموزش کودکان با تاکید بر نقش فضل الله مهتدی (صبحی) در بازنویسی افسانه های عامیانه، هانس کریستیان اندرسن با نوشتن افسانه هایی همچون "بلبل" و صمد بهرنگی با خلق "ماهی سیاه کوچولو" در این زمینه.
روزی پرویز در اتاق نشسته بود و فکر می کرد که چکار کند تا همه دوستش داشته باشند. او پسر خوبی بود و همه کارهایی را که یک بچه خوب باید انجام دهد، انجام می داد ولی باز این فکر در سرش بود. همین طور که در فکر بود به نظرش آمد که وسایل اتاق همه زنده هستند.…