داستان طنزآمیز

مجموعه ی ۱۷ قصه ی طنزآمیز به هم پیوسته درباره ی مردی به نام برونو. برونو مردی خیالباف است که استدلالهای ساده ای برای برخورد با مسائل روز دارد.
بارون مونهاوزن، پیرمرد کوچک اندامى است که وقایع زندگی روزانه خود را در قالب دروغ‌هاى بزرگ نقل می‌کند.
مجموعه ی ۴۱ داستان، شامل: شیر و سگ توله؛ دو خواهر و دامنی قارچ؛ کوسه ماهى؛ و ....
مجموعه ی ۴۰ داستان و لطیفه، شامل: نازک نارنجى؛ بهترین راه – دو دوتا- اگر نیامد؛ شاگرد زرنگ – شباهت؛ و ....
بارون مونهاوزن، پیرمرد کوچک اندامى است که ادعا می کند ۲۰۰ سال دارد. او دروغ هاى بزرگی از سفرهای خود به اقیانوس ها، ماه و آتشفشان تعریف می کند
مجموعه ی ۱۵ داستان، شامل: خاله گردن دراز؛ هفده گوسفند؛ دلیل جارو کردن- ناپدید شد- باغ وحش؛ و....
بارون مونهاوزن، پیرمرد کوچک اندامى است که ادعا می کند ۲۰۰ سال دارد. او دروغ هاى بزرگی از سفرهای خود به اقیانوس ها، ماه و آتشفشان تعریف می کند.
مجموعه ی ۹ داستان، شامل: چارلی چاپلین در رباینده صحنه؛ چارلی چاپلین در یک مسافرت خیلی خوب؛ چارلی چاپلین در راه رفتن توی خواب؛ و....
استان سگ کوچکى را براى رفع تنهایى شان آورده است. ولى الى با نگهداری او در خانه مخالفت مى‏کند. سگ کوچولو هر روز کارهایى مى‏کند که الى بیشتر به فکر بیرون انداختن او می‌افتد. یک روز وقتی دزدى کیف الى را برمی‌دارد، سگ به دنبالش می‌دود و کیف را پس می‌…
"استانلى" براى نجات گربه به بالاى درخت مى‌رود اما نمى تواند پایین بیاید."الى"به وسیله نردبان به کمک دوستش مى‌رود. با سقوط نردبان او هم بالاى درخت مى‌ماند. سرانجام شاخه درخت مى‌شکند و دو رفیق به زیر مى‏افتند.
روزی الی پس از کار سخت روزانه به خانه می‌آید و مشغول تماشای تلویزیون می‌شود. استان هم در آشپزخانه مشغول کار است. ناگهان تلویزیون از کار می‌افتد و الی با چکش به تلویزیون می‌زند، اما تلویزیون دیگر روشن نمی‌شود.
الى و استان تصمیم می‌گیرند به کنار دریا بروند. در راه، پاى استان به صندوقى چوبى می‌خورد و به زمین می‌افتد. پس از باز کردن صندوق هر دو گرفتار هشت پایى می‌شوند که داخل آن است. آنها به کمک یک قایق‌ران نجات پیدا می‌کنند و در عوض صندوق را به قایق‏ران می‌…
روز تولد استان است. الى براى او سورتمه ی قرمز رنگى می‌خرد. ولى چون باید در برف سوار شود، منتظر می‌ماند تا برف بیاید. استان وقتى سوار سورتمه می‌شود چندین بار زمین می‌خورد. الى هم که سوار می‌شود تا به استان یاد بدهد در حصار فرو می‌رود. استان تصمیم می‌…
دو ایرانی تصمیم می گیرند برای یافتن کار به روسیه بروند. در میسر سفرشان از دهی نزدیک شهر ایروان می گذرند. به خانه ارباب ده می روند تا شب را در آن جا بگذرانند. از آن دو پذیرایی گرم و جانانه ای می شود، آن ها تصمیم می گیرند یک ماه در آنجا بمانند و پولی…
مجموعه ی ۹ داستان طنز، شامل: وقتی که یابنده ای خوش شانس بودم؛ داستان دریا؛ میوه ممنوع؛ و....
مجموعه ی ۲۲۱ حکایت از ملانصرالدین ، شامل: حیله مرد؛ بچه ملا؛ ملا و مرد مست؛ و....
ملانصرالدین با دو نفر از دوستان خود از راهی رد می شوند. کودکی به آن ها سلام می کند. آن ها سر اینکه کودک به کدام شان سلام کرده است، اختلاف پیدا می کنند. کودک به آن ها می گوید: به آنکه از همه احمق تر است سلام کرده ام. سپس هر سه ی آن ها داستانى از…
مجموعه‏ى ۴۳ لطیفه و حکایت از ملانصرالدین، شامل: صندوقچه زن ملا؛ کفش پاشنه بلند؛ کم هوش؛ و....
مجموعه ی ۶۰۰ حکایت از ملانصرالدین، شامل: موعظه ملا؛ خروس شدن ملا؛ فکر بکر؛ و....
مجموعه ی ۱۲۰ حکایت از ملانصرالدین، شامل: ملا و بوقش؛ دختر ملا؛ ملا و خدمتکارش؛ و....
مجموعه ی ۹۶ حکایت‏ از ملانصرالدین، شامل: برازنده نیست؛ جشن در آن دنیا؛ سیزده بدر ملا؛ و....
مجموعه ی ۷ داستان، ۱ افسانه و چند بازی و سرگرمی، شامل: ملانصرالدین؛ عروس زندان؛ هاری دیکسون شرلوک هلمز؛ و.....
مجموعه ی ۱۲۰ حکایت‏ از ملانصرالدین، شامل: ملا با پسرش؛ خواستگاری ملا؛ شیرینی خوردن ملا؛ و....
مجموعه ی ۲۱۰ حکایت‏ از ملانصرالدین، شامل: ملاحی ملا؛ عربی خوانددن ملا؛ پنیر خواستن ملا؛ و....
مجموعه ی ۱۸۸ حکایت‏ از ملانصرالدین، شامل: علم حساب ملا؛ سئوال ملا؛ افتادن قمقمه در آب؛ و....
مجموعه ی ۱۲۳ حکایت از ملانصرالدین، شامل: ملا، الاغ، نافرمانى مادر؛ گوشت یا گربه؛ انار براى فروش؛ و....
مجموعه ی ۵ داستان، شامل: سلطان ریش بزی؛ کفش دوز و جن ها؛ مار سفید؛ و....
نجیب زاده‏ای با خواندن داستان های پهلوانی، خود را یک پهلوان واقعی ‏مى پندارد و نام ‏دن کیشوت بر خود مى گذارد، لباس پهلوانان را می پوشد و چون دلاوری سرگردان به دنبال ‏حوادث می رود.
مجموعه ی ۱۴ داستان، شامل: چه‏گونه بابا جانم ماشین فشار خرید؛ ناقوس عروسى؛ بزها روى بام؛ و....