غزالی
داکوستا مرد درستکاری است که در معدن الماس کار می کند. الماسهای معدن به سرقت می رود و مردم داکوستا را متهم به همدستی با دزدها می کنند. بعد از ۲۵ سال دزد اصلی الماسها شناخته می شود.
مایکل و ژان کارآگاه پلیس هستند. آنها در یک عملیات پلیسى با چند قاچاقچی مواد مخدر درگیر میشوند. قاچاقچیان قصد کشتن این دو را دارند. اما مایکل و ژان با کمک مردى به نام هانرى موفق مىشوند جان سالم به در ببرند.
خانواده بونارد که تنها پسرشان فردریک به آنها در کارهای مزرعه کمک نمی کرد، ژولین پسری را که به تازگی پدر و مارش را از دست داده بود به منزل آوردند تا در کارها به آنها کند. ژولین پسری درستکار و حق شناس بود. فردریک دوستی دروغگو و دزد به نام آلسید داشت…
بوگ را که چهره اش شبیه سگ خانگی نیست به قطب می برند. او را جلو سورتمه می بندند و از او کار می کشند، تا اینکه ترنتون بوگ را می خرد و با او خوش رفتاری می کند. ولی همیشه آوایی از جنگل می آید که بوگ را به خود می خواند. با کشته شدن ترنتون و دوستش، بوگ به…
مجموعه ی ۱۲۰ حکایت از ملانصرالدین، شامل: ملا با پسرش؛ خواستگاری ملا؛ شیرینی خوردن ملا؛ و....
دکتر سارازان، پزشک فرانسوی برای شرکت در یک کنگره ی بهداشتى به انگلستان می رود. پس از دیدار با نماینده ی یک بانک انگلیسی با خبر می شود که ارثیه ی هنگفتی برابر با پانصد میلیون فرانک فرانسه به او رسیده است. دکتر سارازان که مردی نیک خواه و میهن پرست است…
دکتر فرگوسن و دو تن از دوستانش سفر پر خطری با بالن را براى یافتن سرچشمهی رود نیل شروع مىکنند. این سفر پنج هفته به درازا مىکشد و در موسسه ی جغرافیایى انگلستان به ثبت میرسد.
کاپیتان نیکلا استارکوف، دزد دریایی، در جنگ های یونانیان با ترکان عثمانی سرگرم خرید و فروش برده است. مادر نیکلا زنی وطن پرست و مبارز است و از کار پسرش خرسند نیست. نیکلا در درگیری میان دزدان دریایی و نیروهای یونانی به فرماندهی هانری دالبر کشته میشود…