فانتزی علمی- تخیلی
خانوادهی خسرو که بسیار ثروتمند اند به خدا اعتقاد ندارند. خسرو ببه همراه دوستش اکبر در آزمایشگاه خود آدمکهاى مقوایى درست مىکند. این آدمک ها حرف میزنند، فکر میکنند و هر ۵ ساعت نیز تکامل پیدا میکنند. اکبر به خاطر بیاعتقادی خسرو به خدا کار را رها…
مورچه از آشنایى با یک فضانورد دچار غرور میشود و کار نمىکند. مورچه ها هم از لانه بیرونش میکنند. فضانورد او را متوجه اشتباهش میکند. مورچه کار و تلاش را از سر میگیرد و دوباره به لانه بازمیگردد.
دیوید و جاک در پاسخ به آگهی آقای باس در روزنامه، سفینه ی فضایی میسازند و به خانه ی او میبرند. باس به بچه میگوید چون فکر میکرده با بقیه موجودات روی زمین متفاوت است همواره بدنبال سیاره ی میگشته که از ان به زمین امده است. باس سرانجام توانسته بود…
على فرزند فضاست، یعنى در سفینه به دنیا آمده است. زندگى على در سفینه بیش از ۳۷ سال به درازا مىکشد. او همه چیز را در فضا تجربه کرده است و وقتى به زمین بر مىگردد، نخست جاذبه ی زمین و فشارى که بر بدنش وارد میشود او را ناراحت مىکند. طبیعت براى او…
زمانی که انسان با هدف دستیابی به ستاره ای دور دست محیط زیست زمین را از بین برد و سرانجام رهسپار ستارهای دور میشود، دایناسورها دوباره از خواب بیدار میشوند. دایناسورها با از بین بردن تمامی زباله ها و عوامل آلوده کننده زمین زندگی را به زمین باز می…
مملى بچه ى خوبى است اما خوب غذا نمى خورد. او رفته رفته کوچکتر مى شود تا جایی که گربه اش فکر مى کند مملى موش است و دنبالش مى کند. پیشخدمت خانه هنگام جارو کردن خانه او را همراه با زباله ها به سطل زباله مى اندازد، دختر همسایه، مملى را بر پشت مرغابى…
ترایپادها (سه پایه ها) کره زمین را تسخیر کرده اند و بر سر انسان ها کلاهک هایی گذاشته اند تا فکر آنها را بخوانند. ویل پسر بچه ای ۱۲ ساله است که هنوز مراسم کلاهک گذاری او برپا نشده است. روزی ویل با مردی رو به رو مىشود. او در پى نوجوانانی است که هنوز…
ویل و فریتس دو نوجوان اند که در کو ه های سفید برای مبارزه با سه پایه ها که اربابان زمین شده بودند آموزش دیده اند. آنها موفق میشوند به شهر اربابان بروند و از نزدیک با شیوه ى زندگی شان آشنا شوند و با آنها مبارزه کنند. آن دو پس از مدتی به کوه های سفید…
ویل مى تواند از شهر اربابان (سه پایه ها) اطلاعات خوبی به دست آورد و به مردم کوه های سفید برساند تا بتوانند حمله به شهر اربابان را آغاز کنند. در این مدت هم ساکنان کوه های سفید با کاوش در یک شهر قدیمی و پیدا کردن کتابخانه ای با چندین هزار جلد کتاب به…
خانواده ی "پات" خوشبخت اند. پدر خانواده معروف به فرمانده اراکتاکرس، همیشه در فکر اختراع چیزهاى عجیب است. او یک ماشین قراضه ى قدیمى را به شکل ماشینى نو و عجیب و غریب در مى آورد. و اسم آن را چیتى چیتى بنگ بنگ مى گذارد. روزى گلگیرهاى ماشین مثل دو بال…
کرم ابریشم هر روز صبح خواب های عجیب خود را برای دوستانش تعریف می کند. دوستانش به کرم می گویند که چون تاقباز می خوابد این خواب ها را می بیند. روزی کرم ابریشم در خواب می بیند که بال درآورده و پرواز مى کند. صبح که از خواب بیدار می شود می بیند دور خود…
مردم مى خواهند آدم آهنی را از بین ببرند چون ابزارهاى آهنى آن ها را مى خورد. اما پسری به نام هاگارث چاره اى مى اندیشد و مانع از نابودى او مى شود. پس از چندى، مردم با مشکلى روبه رو مى شوند و آدم آهنى مشکل آن ها را حل مى کند. به همراه یادداشت مترجم…
باربیکن و اعضای باشگاه توپخانه بالتیمور نقش هاى براى سفر به ماه طرح مى کنند که طى آن انسان با استفاده از یک توپ عظیم به ماه پرتاب شود.