صادق سرابی

دست شاهزاده خانمی با نفرین جادوگرپیر با دوک نخ ریسی سوراخ ‏شد و به خواب صدساله فرورفت. دست شاهزاده جوانی با عشق خود اورا ازخواب بیدار می‏کرد.
مطالبی درباره ی چگونگی اختراع قطب‏نما از سوی چینی‏ها و تکامل آن به دست اروپایی ها، لزوم داشتن قطب‏نما در مسافرت‏ها و بخصوص مسافرت های دریایی.
مجموعه ی ۱۱ معمای علمی، شامل: کیست که با پاهای خود می شنود؛ خانه کی از هواست؟؛ کیست که در ثعلب زندگی می کند؟؛ و ....
درباره پستانداران، نوع زندگى و ویژگی هاى آن‌ها
مطالبی درباره ی چگونگی به وجود آمدن رودخانه و ساییدن سنگ‏ها به وسیله ی جریان آب، ایجاد خشکی‏های نو به دنبال طغیان رودها، به وجود آمدن خشکی‏های جدید و استفاده‏ی اقتصادی از آسیاب‏ها، تولید برق از راه مهار کردن آب رودخانه‏ها.
مطالبی درباره ی چگونگی کشف گاز و نفت و شیوه ی به کارگیری گازهای مصنوعی و مایع و جامع، زندگی جدید با گاز، ویژگی های دیگر گاز، اطلاعاتی درباره ی کائوچو.
بچه فیل کنجکاو همه را با پرسش های خود خسته کرده است و همیشه به خاطر این کنجکاوی کتک می‌خورد. روزی می‌پرسد تمساح ها بعد از غذا چه می خوردند، و چون هیچ کس جواب آن را نمی‌داند نزد تمساح می‌رود تا از او بپرسد. تمساح از بچه فیل می‌خواهد تا جلوتر برود تا…
پتیا وقتی به خیابان می‌رود به قوانین راهنمایی و رانندگی توجه نمی‌کند. ماشین ها، اتوبوس ها و ترامواها که ناچار به سبب این بی توجهی پتیا پشت سر هم ترمز می‌کنند، تصمیم می‌گیرند که دیگر پتیا را سوار نکنند. پتیا اول به آنها توجه نمی‌کند. اما وقتی چند بار…
اطلاعاتی درباره‌ی نقش خورشید در تکامل زندگی بر کره ی زمین.
پسرک از لامپ می‌پرسد: تو چگونه روشن می‌شوی؟ لامپ می‌گوید: با نور خورشید. اما پسر حرف او را قبول نمی‌کند و به راه می‌افتد تا دلیل روشنایی لامپ را پیدا کند. او در مسیر سیمی که به لامپ وصل شده است به راه می‌افتد. در راه با کارخانه ی تولید برق، سپس…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "چگونه من انسان کوچولوئی را صید کردم": پسر کوچکی با مادربزرگش زندگی می‏کند. در خانه ی مادر بزرگ کشتی کوچکی است که مادر بزرگ اجازه ی بازی با آن را به پسر نمی‏دهد. پسرک احساس می‏کند در کشتی آدم‏های کوچکی وجود دارند، روزی که…
هیتا با شنیدن قصه ها و ترانه هاى مادرش، ترس از چیزهاى مختلف را از خود دور می کند. زمانى که به مدرسه می رود شادی اش کامل می شود. به معلم و کلاس عادت می کند و دیگر از هیچ چیز نمى ترسد.
خانواده ی وانیا که از اقوام ساکن ساحل دریای آخوتسکی هستند، او را رفیق بایو صدا می زنند، چون او هم دیگران را با همین نام صدا می کند، حتی سگش و ماهی های کوچولو را. در تابستان پدر و مادرش ماموریت می یابند برای کار با هئیت زیست شناسی به تایگاها بروند.…
پرستوی کوچک آشیانه‏اش را گم کرده است. مرغ باران او را به جنگل مى برد تا دیگر پرندگان کمکش کنند. سرانجام پرستو به لانه نزد مادرش بازمى گردد.
مطالبی درباره ی بازی ها و سرگرمی ها ی مختلف‌، شامل‌: بازی‌های تفریحی در میدان‌ها‌؛ اسکی‌؛ بازی در باشگاه‌ها و....