نیکزاد نجومی

تصویرهاى رنگى از لاک پشت، گراز، خرس، گاو، بز و ... که بدن هاى سیاه و سفید و صورت هاى رنگى دارند.
گنجشک کوچولو زمستان را ندیده است. یک روز برفى از لانه بیرون مى‏آید و از همه چیز تعجب مى کند. به آب یخ‏زده چشمه مى‏رسد. مى‏خواهد آب بخورد ولى نمى‏تواند. به آب یخ‏زده مى‏گوید چقدر پر زورى. آب مى‏گوید آفتاب از من پرزورتر است. گنجشک به دنبال آن مى‏رود…
روزى بزغاله به مادرش می گوید که قوى شده و مى‏تواند با تمام جانوران جنگل کشتى بگیرد. جانوران با شنیدن این ادعا، با او کشتى می‌گیرند و او به خاک می‌افتند. در نتیجه او رئیس جانوران جنگل می‌شود. پس از مدتى، پلنگ که از این وضع عصبانى می‌شود قصد جان او را…
حاکم زورگویی دلش می‏خواهد هیچ کس به او اعتراضی نکند، حتی سگ‏ها و گاوها هم صدایی از خود نداشته باشند. او از رشد گیاهان نیز هراس دارد. روزی در کنار رودخانه، نهالی کوچک را لگدمال می کند. ولی فایده ندارد. هر کاری می‌کند تا از رشد آن جلوگیری کند. اما…
بستور پسر زریر (برادر گشتاسب) است. در نبردى که گشتاسب با ارجاسب تورانى دارد زریر برادر گشتاسب کشته مى شود، بستور به خون خواهى پدرش به جنگ تورانیان مى رود و به کمک اسفندیار آنها را شکست مى دهد.