محمد رضا شریفی نیا

پسرک سیاه نمى‏داند که چرا بعضى‏ها سیاه و برخى سفیدند، و چرا بعضى سفیدها سیاه‏ها را اذیت و تحقیر مى‏کنند. وقتى بزرگ می شود به مبارزه علیه نژاد پرستى می‌پردازد
کودک خورشید را خیلی دوست دارد و به عشق دیدن آن صبح زود از خواب بیدار می‏شود. او فکر می‏کند پیش از او هیچ کس بیدار نشده است. اما با صدای خروس به اشتباه خود پی می‏برد. معلم نقاشی او درباره ی "خروس خواب آلو" و "خروس بی محل" برای شان نقاشی می‏کشد و…
سیمرغ به گنجشک هاى روى درخت نارون حمله مى‏کند و گنجشک ها تصمیم مى‏گیرند او را نابود کنند. گنجشکى به نام کوچولو، گیاهی سمى مى‏خورد و خود را فداى دوستانش مى‏کند سیمرغ او را مى‏خورد و می‌میرد.
مجموعه ۶ شعر، شامل: زنگ اول فارسی؛ زنگ دوم دستور زبان؛ زنگ سوم حساب؛ و ....
خروس پیر براى خروس جوان داستان خروس عاقلى را تعریف مى‏کند که همیشه مردم ده را با صداى قوقولى قوقو بیدار مى‏کرد. یک روز روباهى قصد مى‏کند خروس را گول بزند و بخورد. خروس کلک روباه را مى‏فهمد و کلک او را به خودش باز مى‏گرداند.
میشی از گله دور می‏شود. وقتی گرگ می‌خواهد او را شکار کند، میش با حیله‏ای خود را به میش های دیگر می‌رساند. آنها با هم متحد می‌‏شوند و گرگ را از پای در می‏آورند.
شعری درباره ی خورشید، شب و فصل های سال.
پدر احمد دچار گرفتارى مالى می شود و از غلام، نوکر ارباب، پول قرض مى‏کند. ولى نمى‏تواند قرضش را پس بدهد. احمد که از این موضوع خیلى ناراحت است، سعى مى‏کند به پدرش کمک کند. او به ده بالایى مى‏رود تا از عمویش که سال ها با پدرش قهر است، تقاضاى پول بکند،…
باغبان پیر مى‏خواهد با قلمه‏هایى که در زمین کاشته است باغى زیبا و خوشبو داشته باشد. هر روز علف هاى هرزه را می کند تا اینکه روزی بیمار مى‏شود. با توفان، علف هاى هرز که در نبود باغبان رشد کرده اند، فرصت را از دست نمی دهند و خود را در جهت باد روى گل ها…
مادر به آرش مى‏گوید که پدرش کتابى خوانده و به دنبال ستاره خود رفته است. آرش کتاب پدر را می خواند و به دوستان خود می گوید که هر کس ستاره‏اى دارد و باید به دنبال آن برود. مادر آرش مریض می شود. آرش همراه دوستانش تصمیمم می گیرند دنبال ستاره مادر بروند.…