شارل پرو

شارل پرو، نویسنده،شاعر، مدیر و عضو فرهنگستان فرانسه است که از گردآورندگان و بازنویسان قصه های پریان به شمار می رود. از بهترین آثارش می توان "شنل قرمزی"، "زیبای خفته"، "سیندرلا"، "گربه ی چکمه پوش"، "ریش آبی"، "بند انگشتی"، "گریزلدای" و "غوک ها و…
دست شاهزاده خانمی با نفرین جادوگرپیر با دوک نخ ریسی سوراخ ‏شد و به خواب صدساله فرورفت. دست شاهزاده جوانی با عشق خود اورا ازخواب بیدار می‏کرد.
تام پسر بند انگشتى به کمک پیر مرد جادوگرى که بازرسى شاه آرتور را مى‏کرد در خانه زن و مرد کشاورز بدنیا آمد. او از بس کوچک و با هوش بود اتفاقات زیادى برایش مى افتاد تا اینکه روزى خود را در پى حادثه‏اى در منزل شاه آرتور دید همه از او منجمله شاه خوششان…
ریکه کاکلی ، بسیار زشت ولی باهوش بود.او عاشق دختری بسیار زیبا ولی نادان ‏شد. دختر به خاطر زشتی ریکه با او ازدواج نکرد. ریکه به دختر هوش داد ، در عوض دختر هم به او زیبایی داد. سپس با هم ازدواج می‏کردند.
گربه برای نجات صاحبش از تنگدستی و اندوه، نقشه‏های زیادی کشید. او پس از گرفتن یک جفت چکمه و یک ساک، ماجراهای جالبی را به وجود آورد. و خیلی زود صاحبش را ثروتمند کرد و نشان داد که عقل و تدبیر از میراث پدری بهتر است. همراه با نوار کاست. به دو زبان فارسی…
گربه براى نجات صاحبش از گرفتاریها بدنبال بدست آوردن یک چکمه و ساک رفت و بعد از بدست آوردن چکمه و ساک توانست با ماجراهاى جالبى به او کمک کند. که کاخ کهنه غول را بدست آورد و با امیر زاده ازدواج کند. و صاحب ثوت زیادى شود. و ثابت کرد که عقل و تدبیر از…
مجموعه ی ۳ داستان،شامل:مرد ریش آبى؛ملکه برف و گرگ بدجنس.
هیچ کس حاضر نیست با ریش آبی به خاطر زشتی صورت او ازدواج کند. سرانجام دختری حاضر می‌شود همسر ریش آبی شود. روزی ریش آبی تصمیم می‌گیرد به مسافرت برود. کلید تمام اتاق های خانه را به همسرش می‌دهد و می‌گوید نباید به یکی از اتاق ها وارد شود. دختر که کنجکاو…
مجموعه ی ۲ داستان، شامل: "پسرک بند انگشتی" خانواده ی تهیدستى، هفت پسر خود را که بند انگشتى هم یکى از آن هاست، در جنگل رها مى کنند. غولى آن ها را مى گیرد، اما بند انگشتى کوچکترین برادر، با زیرکى و هوشمندى از بند غول مى گریزد. "کت پوستی" پادشاه پس از…
گربه براى نجات صاحب خود از تنگدستى و اندوه، نقشه های زیادى مى‏کشد. او پس از گرفتن یک جفت چکمه و یک ساک، ماجراهاى شگفت انگیزی را پشت سر می گذارد و خیلی زود صاحب خود را ثروتمند می کند و نشان می دهد که عقل و تدبیر، پیش از میراث پدرى ارزش دارد.
زنى دو دختر دارد. او دختر بزرگتر را خیلى بیشتر از دختر کوچکترش دوست دارد. روزى دختر کوچک براى آوردن آب به کنار چاه می رود. پیرزنى را می بیند که از او کمک می خواهد. دختر کمکش می کند. پیرزن در برابر محبت دختر به او پاداش می دهد. پاداش دختر این است که…
شاهزاده خانمى که با نفرین جادوگر پیرى، دستش با دوک نخ ریسى سوراخ شده است، به خواب صد ساله فرو مى رود. شاهزاده ی جوانى با عشق خود او را از خواب بیدار مى کند.
پادشاه پس از مرگ ملکه به پیشنهاد وزیرش تصمیم مى گیرد با دخترى که به فرزندى پذیرفته است، ازدواج کند. اما دختر نمى پذیرد و شبانه با پوشیدن پوست الاغ فرار مى کند و همسر پادشاه سرزمینی دیگرى مى شود.
ریکه، کاکلى بسیار زشت ولى با هوشى است. ریکه عاشق دخترى بسیار زیبا اما نادان مى شود. دختر به خاطر زشتى ریکه نمى پذیرد که با او ازدواج کند. ریکه به دختر هوش مى‏دهد. دختر هم در عوض به او زیبایى مى دهد و سپس با هم ازدواج مى کنند.
هیزم شکن فقیر هفت پسر دارد. آخرین پسرش به اندازه‌ی انگشت کوچک دست است. به همین سبب اسم او را انگشت کوچکه مى گذارند. هیزم شکن به سبب فقر زیاد تصمیم مى گیرد پسرانش را در جنگل رها کند. انگشت کوچکه با سنگریزه‏هایش مسیر را علامت گذارى مى کند و با…