امیرکبیر،فرانکلین

تاریخچه ی کوتاهی از جنگ جهانی دوم و شرح نبرد نیروهای امریکایی، انگیسی و کانادایی با نیروهای آلمانی در ساحل نرماندی کشور فرانسه در ۶ ژوئن ۱۹۴۴، که نقطه عطف جنگ جهانی دوم بود.
شرح زندگى شکسپیر، نویسنده و نمایشنامه نویس انگلیسى
گزارش دریادار پری افسر امریکایی از نخستین سفر غربی ها به کشور ژاپن.
سرافینا، دخترک انگلیسی، با مادربزرگش زندگی می کند. او مادر و پدرش را ندیده است و نمی داند کجا هستند و چه می کنند. پس از مرگ مادربزرگ، مدت کوتاهی در خانه ی همسایه ی مهربانشان به سر می برد و سپس نزد خاله اش می رود. خاله اش که زن سرد و نامهربانی است،…
جمیز کوک مردی انگلیسی است که بسیار به دریا و دریانوردی علاقه دارد و در نوجوانی برای کار وارد کشتی می‌شود. او علاقه ی زیادی به ریاضی و جغرافی نیز دارد و در این زمینه بسیار مطالعه می‏کند. کاپیتان با تلاش و کوشش بسیار مراحل ترقی را می‌پیماید و در…
دیوید کراکت از نخستین مردانی بود که به قاره امریکا می‌رود. او مرد دلیری است که با تلاش زیاد در سرزمین های ناشناخته کار می‌کند تا کلبه ای بسازد و کشاورزی کند.
زندگینامه ی کریستف کلمب (۱۴۵۱-۱۵۰۶) کاشف امریکا.
سفرنامه ی مارکو پولو (۱۲۵۴-۱۳۲۳؟) از ایتالیا تا آسیای دور.
زندگینامه ی جوزپه گاریبالدی (۱۸۰۷-۱۸۲۲) از رهبران مبارزه ی آزادی خواهانه در ایتالیا.
شرح جنگ‏هاى ایران و یونان. اصل کتاب به قلم گزنفون مورخ بزرگ یونانى در سال ۳۷۱ پیش از میلاد مسیح نگاشته شده است.
پدر و مادر پیتر، سوزان، ادموند و لوسى براى در امان نگه داشتن فرزندان شان از آسیب بمباران هاى هوایى، آنها را به خانه اى در خارج از شهر لندن مى‌فرستند. در آن خانه، گنجه اى است که براى نخستین بار لوسى وارد آن مى‌شود و خود را در سرزمین جادویى نارانیا…
خانواده اى به نام بانکى، مرى پاپینز را استخدام مى‌کند. او استعدادهاى شگفت انگیزى دارد. مى‌تواند زبان سگ ها را بفهمد، با یک چتر پرواز کند و در چند ثانیه به هر جاى دنیا که دلش مى‌خواهد برود. بچه هاى خانواده ى بانکى، به ویژه جین و مایکل، بچه هاى بزرگتر…
سرافینا، دخترک انگلیسی، با مادربزرگش زندگی می کند. او مادر و پدرش را ندیده است و نمی داند کجا هستند و چه می کنند. پس از مرگ مادربزرگ، مدت کوتاهی در خانه ی همسایه ی مهربانشان به سر می برد و سپس نزد خاله اش می رود. خاله اش که زن سرد و نامهربانی است،…
پسر جوانی به نام مافاتو از بومیان پولینزی‌(شرق استرالیا در اقیانوس کبیر)به سبب ترسو بودن، از قبیله اش رانده می شود و پس از رویارویی با دشواری ها و خطرها، با شجاعت و افتخاربه قبیله ی خود باز می گردد.